يكي از مشخصه‌هاي اصلي عصر اطلاعات، استفاده از بزرگ‌راه‌هاي اطلاعاتي است كه از اينترنت به عنوان مهم‌ترين آن‌ها ياد مي‌شود. در اينترنت اين امكان براي انسان‌ها فراهم مي‌شود تا بتوانند با وجود حضور فيزيكي در مكان‌هاي متفاوت، با طور همزمان با هم‌ديگر تعامل برقرار كنند. افراد از اين طريق با انسان‌هاي ديگر در سراسر جهان مرتبط مي‌شوند. از اينترنت به عنوان جديدترين رسانه‌ي جمعي ياد مي‌شود. اين رسانه در ارتباطات انساني، شيوه‌هاي جديدي خلق كرده است.
نياز انسان‌ها به برقراري ارتباط از يك سو،‌ و مدرن شدن جوامع و به دنبال آن كم شدن ارتباطات چهره به چهره از سوي ديگر، موجب شده است كه افراد به اجتماعات مجازي روي آورند تا از اين طريق به برقراري ارتباط با هم بپردازند. شكل تعاملات در دنياي مجازي با شكل اين تعاملات در جهان حقيقي متفاوت است، ولي ماهيتا افراد هم در شبكه‌‌هاي اجتماعي حقيقي و هم در شبكه‌هاي اجتماعي مجازي به دنبال تامين نيازشان براي برقراري روابط اجتماعي هستند. همين روابط، سنگ بناي جامعه را تشكيل مي‌دهد. انسان‌ها با حضور در اينترنت به انزوا روي نمي‌آورند بلكه فقط شكل ارتباطات آن‌ها از قالب سنتي (چهره به چهره) به قالبي مدرن (مجازي) تبديل مي‌شود.
در دنياي مجازي ابزارهاي متفاوتي با هدف ايجاد و حفظ پيوندها و رابطه‌ها وجود دارد. از اين ميان مي‌توان به چت‌روم‌ها، ايميل، قابليت گفت‌وگو در سايت‌هاي مختلف، گپ ديداري، شنيداري، نوشتاري و مهم‌تر از همه، شبكه‌هاي اجتماعي كه در پژوهش حاضر مورد توجه قرار گرفته است، اشاره كرد.
شبكه‌هاي مجازي به اين دليل داراي اهميت هستند كه تمامي كاركردهاي ارتباطي دنياي مجازي را در خود جا داده‌اند؛ ولي هدف از تشكيل هر شبكه‌ي اجتماعي با شبكه‌ي ديگر متفاوت است. بعضي از اين شبكه‌ها دنبال مرتبط كردن متخصصان هر رشته با يكديگر هستند و به اين افراد امكان مي‌دهند كه به مبادله‌ي اطلاعات علمي با هم بپردازند. برخي ديگر، به دنبال ايجاد فرصت‌هاي شغلي براي افراد هستند و اين مهم، از طريق مرتبط كردن افراد با هم ميسر مي‌شود. خلاصه‌ي كلام اينكه هدف ايجاد هر شبكه با شبكه‌ي ديگر متفاوت است، اما آنچه كه مهم است اين است كه وجه اشتراك تمام اين شبكه‌ها، مرتبط كردن افراد با هم‌ديگر است. افراد با عضو شدن در شبكه‌هاي اجتماعي مي‌توانند با آشنايان و غريبه‌ها ارتباط برقرار كنند. كاربران امكان برقراري ارتباط با افراد گوناگون را پيدا مي‌كنند.
با همه‌گير شدن عضويت و فعاليت در شبكه‌هاي اجتماعي، اين نگراني وجود دارد كه شبكه‌هاي اجتماعي موجب شوند كاربران به همان ارتباطات مجازي اكتفا كنند و به مرور از ارتباطات فضاي واقعي دور شوند و روابط آن‌ها با افراد نزديك‌شان، از جمله خانواده، تحت تاثير روابط مجازي‌شان قرار بگيرد. توجه به پيامدهاي منفي عضويت و فعاليت در شبكه‌هاي اجتماعي مجازي بر روابط همسران، و رابطه‌ي بين اين فعاليت و روابط متقابل همسران، دست‌مايه‌ي اصلي تحقيق حاضر است.
1-2- بيان مسئله
تشكيل خانواده با ايجاد رابطه و پيوند بين دو جنس مخالف آغاز شده و عمدتا به توليد مثل مي‌انجامد. سلامت خانواده و كمال آن، بستگي مستقيم به چگونگي روابط بين زن و شوهر دارد. ارتباط زناشويي را فرايندي است كه در آن زن و شوهر به صورت كلامي و غيركلامي مثل گوش دادن، حالات چهره، و ژست‌هاي مختلف با همديگر به تبادل احساسات و افكار مي‌پردازند (فاتحي‌زاده، احمدي، 1384: 111). خانواده پناهگاه انسان اجتماعي است و مامني است كه به دلخواه برگزيده مي‌شود تا جايي براي آرامش باشد. وجوه منفي پديدآمده از درون اين نهاد، آثار مخرب زيادي دارد و ناهنجاري‌هاي اجتماعي بسياري را ايجاد مي‌كند. با وجود اين متاسفانه نرخ از هم‌پاشيدگي خانواده‌ها افزايش بيش از انتظاري داشته است. شواهد موجود گوياي اين حقيقت است كه همسران در عصر حاضر در برقراري ارتباط و داشتن زندگي زناشويي رضايت‌مند با مشكلات و ناهماهنگي‌هاي متعددي روبه‌رو هستند. احساس امنيت، آرامش و روابط صميمانه به سستي گراييده است و كانون خانواده دستخوش فرآيندهاي ناخوشايند شده است (برنشتاين، برنشتاين، 1382: 23). محققان بر اين باورند وقتي كاركردهاي خانواده از قبيل كاركردهاي زيستي، اجتماعي، شناختي و عاطفي، يكي پس از ديگري آسيب ببيند، اعضاي آن به تدريج احساس رضايت‌مندي خود را از دست مي دهند. كاهش تدريجي رضايت‌مندي اعضاي خانواده، ابتدا موجب گسست رواني و عاطفي و سپس اجتماعي و در نهايت منجر به واقعه‌ي حقوقي‌اي مي شود كه طلاق نام دارد.
در دوره‌ي حاضر، عوامل متعددي باعث سردي روابط زن و شوهر و پايين آمدن كيفيت زندگي زناشويي آن‌ها مي‌شود. پژوهش حاضر در تلاش است به مسئله‌‌ي «فعاليت در شبكه‌هاي اجتماعي مجازي» به‌عنوان يكي از عواملي كه مي‌تواند بر روي روابط همسران تاثيرگذار باشد، بپردازد.
گزارش‌ها نشان مي‌دهد كه روابط اينترنتي مي‌تواند به اعتماد ميان همسران آسيب جدي وارد كرده و موجب اختلافات زناشويي شود (كوپر، 1997: 13). بنا به گفته‌ي زوج‌هايي كه به خاطر مشكل چنين روابطي به درمان‌گران و مشاوران مراجعه كرده‌اند، اين نوع روابط نيز همانند روابط عاشقانه و صميمانه در دنياي واقعي، براي آن‌ها مهم و قابل توجه بوده است (آندروود، 2005: 7).
كامل‌ترين نوع روابط اينترنتي در شبكه‌هاي اجتماعي صورت مي‌پذيرد. شبكه‌هاي اجتماعي نسل جديدي از پايگاه‌هايي هستند كه اين روزها در كانون توجه كاربران شبكه‌هاي جهاني اينترنت قرار گرفته‌اند. هركدام از اين پايگاه‌ها، دسته‌اي از كاربران اينترنتي با ويژگي‌هايي خاص را گرد هم مي‌آورند. شبكه‌هاي اجتماعي را گونه‌اي از رسانه‌هاي اجتماعي مي‌دانند كه امكان دستيابي به شكل جديدي از برقراري ارتباط و به اشتراك‌گذاري محتوا در اينترنت را فراهم آورده‌اند (سليماني‌پور، 1389: 14).
شبكه‌هاي اجتماعي به افراد اين امكان را مي‌دهند تا يك پروفايل (صفحه) عمومي يا نيمه‌عمومي در اختيار داشته باشند تا از اين طريق يكي از اعضاي سايت باشند. افراد به مرور شروع به يافتن دوست مي‌كنند تا از اين طريق با آن‌ها ارتباط برقرار كنند و اطلاعات خود را با آنها به اشتراك بگذارند (اليسون و بويد، 2008: 211)
شبكه‌هاي اجتماعي مجازي به كاربران خود اين امكان را مي‌دهند كه بدون نياز به ارائه‌ي اطلاعات واقعي درباره‌ي خود، به عضويت آن‌ها درآيند. اين گمنامي براي افراد آزادي عمل فراواني به دنبال دارد؛ از جمله اينكه كاربران در اين شبكه‌ها به خوداظهاري روي مي‌آورند، به اين معنا كه خود واقعي‌شان را افشا مي‌كنند و مطالب مربوط به اميال و آرزوها، طرز تفكر و زندگي خصوصي خود را به اشتراك مي‌گذارند. همچنين افراد در فضاي مجازي اين امكان را دارند كه خودهاي جديد ساخته و آن‌ها را به ديگران معرفي كنند؛ خودهايي كه ساخته و پرداخته‌ي ذهن شخص هستند و شباهتي با خود واقعي او ندارند. ناشناخته بودن به افراد كمك مي‌كند تا اعتماد بيشتري به هم پيدا كنند. افراد با به اشتراك گذاشتن علايق و سلايق خود، مي‌توانند دوستان جديدي بيابند، ضمن اينكه ارتباط با دوستان گذشته‌شان را حفظ و يا تقويت كنند. همچنين افراد در اين شبكه‌ها سعي مي‌كنند خود را بهتر از آنچه كه هستند جلوه دهند.
با توجه به جذابيت‌هاي ذكر شده براي شبكه‌هاي اجتماعي، و با در نظر گرفتن گستردگي روزبه‌روز شبكه‌هاي اجتماعي و سهولت دسترسي به آن‌ها، اين شبكه‌ها مخاطبان جوان بسياري را به خود جذب كرده‌اند. بر طبق آمار سايت اينترنت‌وورلداستتس در تاريخ 31 دسامبر 2013، جمعيت جهان بيش از هفت ميليارد و صد و هفتاد ميليون نفر است؛ دو ميليارد و هشتصد ميليون نفر در دنيا، يعني 39 درصد جمعيت جهان كاربر اينترنت هستند. ضريب نفوذ استفاده از اينترنت در جهان به 32.7 درصد رسيده است. سايت استتيستا آمار كاربران فعال شبكه‌هاي اجتماعي پرطرفدار جهان را تا ژوئن 2014 به اين ترتيب گزارش مي‌كند: فيس‌بوك يك ميليارد و دويست و هشتادهزار نفر، گوگل پلاس 343 ميليون نفر، لينكدين 300 ميليون نفر و توييتر 255 ميليون نفر.
بنا به اعلام سايت اينترنت‌وورلداستتس، در منطقه‌ي خاورميانه، تا تاريخ 31 دسامبر 2013، 103 ميليون نفر كاربر اينترنت وجود داشته كه 45 ميليون از اين تعداد، كاربران ايراني هستند. ايران با داشتن اين تعداد كاربر اينترنت، رتبه‌ي نخست را در خاورميانه دارد و عربستان سعودي با داشتن 16 ميليون كاربر، با اختلاف بسيار زياد از ايران، در رتبه‌ي دوم قرار دارد. به دليل فيلتر بودن فيس‌بوك در ايران و اقدام متقابل فيس‌بوك در حذف نام ايران از ليست كشورهايي كه به آن‌ها خدمات مي‌دهد، امكان يافتن آمار دقيق كاربران ايراني اين شبكه‌ي اجتماعي امكان‌پذير نيست، اما آمارهاي غيررسمي از وجود بيش از 2 ميليون كاربر فعال و حرفه‌اي فيس‌بوك در ايران، و 12 تا 17 ميليون كاربر ‌نيمه‌فعال حكايت دارد.
حضور مستمر كاربر در شبكه‌هاي اجتماعي، باعث تقويت روابط او با دوستان مجازي و كاهش روابط در دنياي حقيقي مي‌شود. اين افراد، وقت گذراندن در فضاي مجازي را جايگزين زماني كه بايد با دوستان و خانواده‌ي خود بگذرانند مي‌كنند. گاهي فرد آن‌چنان به فعاليت در شبكه‌ي اجتماعي و ارتباط با دوستان مجازي خو مي‌كند كه ترجيح مي‌دهد بيشتر در فضاي مجازي و با دوستان مجازي ارتباط داشته باشد تا با افرادي كه از نظر فيزيكي به او نزديك هستند، مثل همسر و اعضاي خانواده.
نكته‌ي مهم ديگر اين است كه تفاوت كيفيت روابط در جهان مجازي و جهان حقيقي، باعث شده ارتباط گرفتن با جنس مخالف در فضاي مجازي عادي‌تر و البته آسان‌تر باشد. تغيير سبك رابطه با جنس مخالف در فضاي مجازي، اين نوع رابطه را ساده‌تر و مخفيانه‌تر كرده است. ارتباط با جنس مخالف در فضاي مجازي، امري است كه به نسبت ارتباط با جنس مخالف در فضاي واقعي، ساده‌تر، پيش پاافتاده‌تر، معمول‌تر و حتي اجتناب ناپذيرتر مي‌نمايد. به سختي مي‌توان فردي را يافت كه در شبكه‌ي اجتماعي اينترنتي فعاليت كند و دوستانش همه هم‌جنس او باشند. حتي فردي كه در فضاي حقيقي، تنها با دوستان همجنس خود معاشرت دارد نيز چنين نكته‌اي را به ندرت در فضاي مجازي رعايت مي‌كند؛ يعني كمتر به رابطه‌ي صرف با هم‌جنسانش پايبند است. به گفته‌ي محمدصادق افراسيابي، 45.2 درصد از زنان و 25.2 درصد از مردان معتقدند عضويت در شبكه‌ي اجتماعي كلوب اين امكان را براي اعضا فراهم ساخته كه در شرايط راحت‌تري نسبت به فضاي واقعي با جنس مخالف ارتباط دوستانه برقرار كنند (افراسيابي، 1392: 3).
جذابيت شبكه‌هاي اجتماعي از يك سو و سهولت فعاليت در اين شبكه‌ها از سوي ديگر، سبب مي‌شود تا بررسي رابطه بين عضويت و فعاليت در اين شبكه‌ها و تغييرات مربوط به زندگي خانوادگي جوانان عضو، به عنوان يك پرسش جدي براي پژوهشگران حوزه‌ي جامعه‌شناسي و ارتباطات مطرح شود. محمدصادق افراسيابي، مي‌گويد بيشتر شركت‌كنندگان در پژوهش او اذعان كرده‌اند كه براي استفاده‌ي بيش از حد از اينترنت براي فعاليت در شبكه‌هاي اجتماعي، مورد اعتراض ساير اعضاي خانواده قرار گرفته‌اند (افراسيابي، 1392: 3).
هر چيزي كه موجب عدم توجه يك طرف به طرف ديگر بشود، مي تواند محبت را ميان آن دو بكشد يا در محبت رخوت ايجاد كند. حضور مستمر در شبكه‌هاي اجتماعي و داشتن ارتباط دائمي با دوستان مجازي هم مي‌تواند به عنوان يكي از عوامل كم‌توجهي همسران به هم‌ديگر تلقي شود. بيشتر كاربران معتقدند چون ارتباط رودررويي در اين فضا وجود ندارد و آن‌ها احتمالا هرگز دوستان خود را ملاقات نمي‌كنند، ارتباط با افراد ديگر، به‌خصوص دوستاني از جنس مخالف، خالي از اشكال است. در حالي كه ارتباط با افراد ناهمجنس، و احتمالا شكل گرفتن روابط صميمي و يا عاطفي توسط يكي از همسران در شبكه‌هاي اجتماعي، اتفاقي است كه در شبكه‌هاي اجتماعي عادي است و مي‌تواند براي زندگي مشترك فرد خطرآفرين باشد. رابطه‌ي فرد با دوستان در شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، هرچند رودررو نيست اما مضر است، زيرا با فراهم كردن امكان ارتباط آسان كاربر با دوستان ناهمجنس، فرد را در يك فضاي هيجاني قرار مي‌دهد و موجب مي‌شود به جاي آن‌كه هيجان و عواطف خود را صرف ارتباط با همسر خود بكند، اين هيجانات را صرف افراد ديگر كرده و در خارج از دايره‌ي زندگي زناشويي سرمايه‌گذاري كند. نتيجه اين فرآيند، تحت تاثير قرار گرفتن زندگي زناشويي خواهد بود.
به دليل مجازي بودن رابطه‌ها در شبكه‌هاي اجتماعي، اين روابط، حساسيت‌برانگيزتر از روابط حقيقي هستند. افراد نسبت به اين نوع روابط همسرانشان حساسيت بيشتري نشان مي‌دهند. نتايج پژوهش گراهال نشان مي‌دهد ميان زمان سپري شده در فيس بوك و ايجاد حس حسادت در روابط افراد، رابطه‌اي مستقيم وجود دارد. ممكن است پيام زننده‌اي كه فردي روي صفحه‌ي شما ثبت كرده است، سبب رنجش و حسادت همسرتان شود؛ اين مي‌تواند آغاز جدايي باشد (گراهال، 2008). بر اساس پيمايش آكادمي آمريكايي وكلاي ازدواج در آمريكا، از هر پنج مورد طلاق، يك مورد به خاطر فيس‌بوك صورت گرفته است. همچنين بر اساس اين پژوهش، در موارد منجر به طلاق، 80 درصد وكلا براي گردآوري شواهدشان از شبكه‌هاي اجتماعي استفاده مي‌كنند. هر پيام زننده، عكس يا اطلاعات شخصي كه فرد در فيس بوك ثبت كرده باشد مي‌تواند سند خيانت او تلقي شده و عليه او استفاده شود. امروزه فيس بوك به دليل فراهم آوردن فضايي براي ديدار پنهاني عاشقان پيشين ، سبب افزايش آمار طلاق شده است (داس، 1991: 127). مارلين ماهو، نيز معتقد است خيانت در دنياي مجازي وقتي رخ مي‌دهد كه فردي با وجود داشتن همسر، از اينترنت يا رايانه به عنوان وسيله‌اي براي زير پا گذاشتن پيمان‌ها، به ويژه تعهدات جنسي استفاده كند (ماهو، 2002).
باومن با مطرح كردن پديده «عشق سيال» مدعي شده است دوستي‌هاي اينترنتي بين زنان و مردان بسيار متفاوت از دوستي‌هايي است كه به واسطه‌ي ساير رسانه‌ها انجام مي‌شود. به نظر او اين دوستي‌ها به‌دليل ماهيت مجازي و دروغين آن‌ها به شدت زندگي بشريت را تهديد مي‌كنند. او از اينكه مفهوم سنتي وفاداري و عشق واقعي تضعيف شده‌ است ابراز نگراني مي‌كند.
مسئله‌ي تحقيق حاضر، بررسي اين نكته است كه با توجه به افزايش ميزان ارتباطات مجازي افراد، و همچنين با در نظر گرفتن ويژگي‌هاي خاص روابط مجازي، اين نوع از روابط چه تاثيري بر روابط متقابل همسران داشته‌اند. تعداد بالاي كاربران اينترنت و شبكه‌هاي اجتماعي در ايران كه اكثرا جوان هستند، بررسي اين تاثير را ضروري كرده است. فعاليت در شبكه‌هاي اجتماعي، براي قشر جوان جذابيت بيشتري دارد، و باعث گسترش ارتباطات دوستانه‌ي آن‌ها و برقراري روابط با طيف وسيعي از افراد مختلف مي‌شود. اكثر جوانان اين روزها حداقل در يك شبكه‌ي اجتماعي عضو هستند و فعاليت دارند و حضور در اين شبكه‌ها، در كشور ما به يكي از ويژگي‌هاي اصلي نسل جوان تبديل شده است. به دليل مجازي بودن ماهيت روابط در شبكه‌هاي اجتماعي، كاربران حساسيت كمتري روي انتخاب دوستان‌شان دارند و معمولا تعداد زيادي دوست از هر دو جنس، در ميان فهرست دوستان‌شان ديده مي‌شود. قشر دانشجو، به ويژه دانشجويان مقطع تحصيلات تكميلي كه به خاطر انجام فعاليت‌هاي پژوهشي دسترسي دائمي به اينترنت دارند، و معمولا جوان هستند و اينترنت براي آن‌ها جذاب نيز هست، از اعضاي مهم و فعال شبكه‌هاي اجتماعي تلقي مي‌شوند. اين افراد در سن تاهل قرار دارند و عموما متاهل و در سال‌هاي ابتدايي زندگي مشترك هستند؛ يعني دوراني كه زندگي مشترك هنوز نوپا و در معرض خطر است و حساسيت همسران روي هم‌ديگر، و همچنين روي افرادي كه همسر با آن‌ها ارتباط دارد بيشتر است. بنابراين مسئله‌ي ياد شده در بين اين قشر محسوس‌تر و تبعات احتمالي آن بيشتر است.
برخي از شبكه‌هاي اجتماعي مانند فيس‌بوك، گوگل‌پلاس و اينستاگرام، به نسبت شبكه‌هاي اجتماعي ديگر، در حال حاضر طرفداران بيشتري دارند و افراد زيادي در آن‌ها عضو بوده و فعاليت مي‌كنند. رشد روزافزون شبكه‌هاي اجتماعي در اينترنت و عضويت و فعاليت در اين شبكه‌ها، سبك زندگي افراد عضو را تحت تاثير قرار مي‌دهد و به نظر مي‌رسد اين تغيير سبك زندگي مي‌تواند باعث شود زندگي‌هاي خانوادگي نيز تحت تاثير روابط مجازي افراد قرار گيرد. وجود اين تاثيرپذيري در صورتي كه تاييد شود، قابل تامل و مستلزم سياست‌گذاري است. در مطالعات جديد در مورد وضعيت خانواده‌ها، به تاثير فعاليت در شبكه‌هاي اجتماعي بر روابط همسران كمتر پرداخته شده است و اين توجه، ضروري به نظر مي‌رسد. مسئله‌ي اصلي تحقيق حاضر نيز بررسي اين است كه آيا فعاليت در شبكه‌هاي اجتماعي تاثيري بر روابط همسران گذاشته است يا خير.

1-3- ضرورت و اهميت تحقيق
بر اساس آمارهاي ارائه شده در طرح مسئله و همچنين شواهد تجربي، مي‌توان اين نتيجه را گرفت كه تعداد كاربران اينترنت و شبكه‌هاي اجتماعي مجازي در جهان به طور روزانه قابل افزايش است. بنابر يافته‌هاي تحقيق شركت كانويو، 58 درصد از پاسخگويان گفته‌اند كه از شبكه‌ي اجتماعي فيس‌بوك، 37 درصد از گوگل پلاس، 14 درصد از كلوب (شبكه‌ي اجتماعي داخلي در ايران)، 12 درصد از توييتر و 12 از لينكدين استفاده مي‌كنند. حدود يك‌سوم افراد مزبور هم گفته‌اند كه روزانه دست كم يك ساعت از وقت خود را صرف رسانه‌هاي اجتماعي اينترنتي مي كنند. بر اساس اظهارات عضو هيئت مديره‌ي اين شركت، ايرانيان بالاترين توليدكنندگان و مصرف‌كنندگان محتوا در منطقه هستند. يك‌سوم از پاسخ‌گويان اين تحقيق اذعان كرده‌اند فناوري‌هايي مانند رسانه‌هاي اجتماعي

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...