3: آزادي فرزندان در خانه:پایان نامه رایگان روانشناسی : روابط بين والدين و فرزندان و تأثير آن در تربيت

2.چند نكته مهم

  • ايجاد زمينه‌اي كه در سايه آن فرزند بتواند حرفش را بزند، اصلي ضروري براي رازگوئي است.
  • سعي كنيد خود را بعنوان فردي دوستدار و خيرخواه براي فرزند معرفي كنيد نه انتقام‌گير و سرزنش كننده.
  • اگر فرزند شما در مسيري لغزشي را ناآگاهانه مرتكب شد او را سرزنش نكنيد.
  • خطا هرچند بزرگ باشد اگر ناآگاهانه است او را تنبيه نكنيد.
  • با همسر خود ت فاهم كنيد تا در شنيدن اسرار از كوره در نرود فقط به راه حل بپردازد.
  • به فرزند تفهيم كنيد هر سخني را در نزد هر كسي نگويد و بداند كه پدر و مادر بهترين غمخوارند.
  • در مسائل غير مهم اگر احساس كرديد  فرزند شما از بيان اسرارش نزد ديگران ناراضي است آن را بيان نكنيد.
  • در همه حال اصل را بر حفظ سعادت فرزند بر مبناي ضوابط شرعي بگذاريد نه ضوابط شخصي خودتان.

ج: جنبه‌هاي مذهبي مادر

  1. مادر و مذهب

مي‌دانيم كه همه چيز خوب اين عالم به وجود مادر قائم است و اگر آنها مراقبتهاي لازم را در امور نداشته باشند و آنچه را كه مورد تاييد است انجام ندهند جهان جاي زندگي نخواهد بود. وجود ملكات فاضله چون خويشتن‌داري، بردباري، عفاف و قناعت، پاكدامني براي همه ضروري و زيبنده است و براي مادر زيبنده‌تر و ارزش آن به هنگامي است كه از متن مكتب و مذهب برآيد.

روح خلوص و خضوع مادر در عبادت، شب زنده‌داري‌ها و دعاهايش، خشوع و تذلل او در حضور خداوند، چه اثرات نيكوئي در دل فرزند، به خصوص نسل جوان مي‌گذارد و تا چه حدودي پستي‌ها، بدانديشي‌ها و كج‌روي‌هاي او را سد مي‌كند.

از سوي ديگر كار مادري وظيفه‌اي سنگين و دشوار است و جز در سايه وابستگي به قدرتي بزرگ و بي‌نهايت نمي‌تواند به خوبي از عهدة انجام وظيفه‌اش برآيد. اعتقاد مذهبي او، عبادت او خود زمينه‌اي را براي وابستگي او به قدرت فوق‌العاده توانا فراهم آورده و او را در انجام وظيفه‌اش كوشا مي‌سازد.

  1. نياز به ايمان

ايمان براي نوجوان چون ستوني است كه او را از افتادن، مغلوب شدن، سقوط كردن، دور نگه مي‌دارد. در سايه آن مسائل نوجوان زودتر حل مي‌شود، اضطرابات ناشيه از تحمل نابساماني‌ها زودتر و آسان‌تر دفع مي‌گردد و او از مقهوريت و درماندگي نجات مي‌يابد.

دوران نوجواني و بلوغ دوران بروز و ظهور علائق ايماني است. در عين حال دوره‌اي است پر از شك و ترديد فرزندان.

در پايان اين مرحله يا رومي روم مي‌شوند يا زنگي مست. اين امر بستگي به وضع و موضع آن در خانه و محيط خارج، وضع زندگي، نوع برخورد او با مسائل و مشكلات دارد.

او براي اينكه از هر انحرافي دور بماند، آرامش و امنيت فكرش تامين شود، ناچار است از ايماني قوي برخوردار باشد. خداترسي واقعي عامل خوبي براي دوري او از گناه و كنترل ارزنده‌اي براي حفظ او از خطر است.

اين ايمان بايد در خانه و اجتماع رنگ گيرد و ذهن و شعورش از طريق ديدن و شنيدن رنگ گيرد و اين امر براي هميشه در او جاودانه مي‌ماند. امام حسن (ع) مي‌فرمودند: «من مادرم را به ياد مي‌آورم كه شبها در محراب عبادت بود و همه شب را به دعاي ديگران مي‌گذراند. وقتي پرسيدم مادر، چرا مرا دعا نمي‌كني؟ فرمود فرزندم: اول همسايه، بعد خانه.

منظور اين است كه آموخته‌ها از مادر مي‌تواند درس زندگي براي فزندان باشد. اگر آموخته‌ها نيكو باشد حاصل آن نيكو اگر ناصواب باشد حاصل آن ناصواب است.

ج: كنترل روابط

به تدريج كه فرزندان ما رشد مي‌كنند و بزرگتر مي‌شوند مسئوليت ما بيشتر و اعمال كنترل در روابط پدر و مادر ضروريتر مي‌شود. ريشه بسياري از ضعف‌ها و انحطاط‌هائي كه در جوامع رخ مي‌نمايند از خانواده است. مادر نبايد حساب كند كه با فرزندان خود مأنوس است و آنچه در برابر ديدگانش انجام مي‌گيرد امري عادي است، نه، مساله به صورت ديگري است. چه بسيارند كه بي‌توجهي‌ها، عدم آگاهي‌ها در اين زمينه سبب آن شود كه فرزندان ما از جاده فضيلت عفاف منحرف شوند و به جائي كشانده شوند كه مورد نفرت ماست.

هرگز در حضور پسران جوان خود آرايش نكنيد، بدون جوراب راه نرويد، با شوهرتان طعنه و كنايه‌اي نداشته باشيد، هم‌چنين عادت دهيد كه دختران جوان شما هم مراقبت‌هائي در جهت حفظ عفاف داشته باشند. اين مسائل جزء تعليمات مذهب ماست. رعايت آن به خير و صلاح ما و فرزندان ما است.

4: در برابر عبادت فرزندان

در اين سنين ايمان  فرزندان ما ظهور و بروز مي‌كند حس مذهبي در آنان متجلي مي‌شود، آنها به مانند ديگر عابدان و مذهبيون مي‌كوشند نماز بخوانند، روزه بگيرند، خيرات كنند و قرآن بخوانند، كتب مذهبي مطالعه نمايند و …

اين خطاست كه مادري روح عبادت و بندگي را در آنان تخطئه كند. بلوغ مذهبي براي دختر آغاز سن ده و براي پسرها سن 15 سالگي است ولي در دستورات مذهبي ما آمده است كه آنان زودتر از اين سن بايد به نماز و عبادت بايستند. و حتي ترك عبادات بايد موجب سرزنش و تعزير گردد.

با اين حساب مادري كه به فرزند نوجوانش كه به نماز ايستاده مي‌گويد تو هنوز سني نداري كه نماز بخواني اشتباه مي‌كند. و يا آنكس كه فرزندش را از عبادتي چون روزه تنها بدان خاطر كه او تحمل ندارد باز مي‌دارد خطاكار است. شما به عنوان مادر وظيفه داريد فرزندان خود را خداپرست و صحيح‌العمل تربيت كنيد و حس مسئوليت را در او قوي سازيد او را متكي به خود بر اساس رحمت الهي بسازيد و اين كار در دوران كودكي بايد آغاز و در دوران نوجواني تكميل گردد.[1]

بخش ششم: احساس نابساماني در خانواده

در اين بخش ما عناوين زير را تحت بررسي قرار خواهيم داد:

  • تبعيض در خانه
  • تحقير در خانه
  • آزادي فرزندان در خانه
  • احترام والدين

الف: تبعيض در خانه

از مسائل مهمي كه در برخي از خانواده‌ها وجود دارد و منشاء بسياري از درگيري‌ها و نابساماني‌هاست مسأله تبعيض است. شما ريشة بسياري از اختلافات و درگيري‌هاي بين فرزندتان را بررسي كنيد. اغلب به اين نتيجه مي‌رسيد كه در اين اختلافات پاي شما هم در ميان است. بي‌توجهي شما در توزيع محبت، بي‌عدالتي شما در اجراي مقررات سبب ايجاد عقده بدبيني برادر و خواهر نسبت به هم شده است.

اين امر در بين فرزندان نوجوان و جوان ما بگونه‌اي محسوس‌تر به چشم مي‌خورد از آن بابت كه جوان شيفته عدالت و خواستار برابري و مساوات است، از آن دفاع مي‌كنيد و حتي مي‌بينيد كه در جامعه داد بشردوستي و مساوات مي‌زند. او از ديدن بي‌عدالتي‌ شديداً ناراحت و خشمگين است و نسبت به آنها كه ستمكارند احساس نفرت و انزجار دارد.

فرزندان ما گاهي در خانه خود كه مي‌بايست مركز امنيت و فراغ باشد نابرابري‌هائي را مي‌بينند. و طبعاً در برابر آن به شدت مي‌ايستند و اين خود عاملي براي عصيان آنهاست. او در خانه تبعيض مي‌بيند و دشمن و بدخواه كسي مي‌شود كه او را به اين روز افكنده است يعني برادرش يا خواهرش.

  1. ارجحيت پسر بر دختر

از مسائلي كه ريشه قديمي در جامعه دارد و متأسفانه هنوز در برخي از خانواده‌ها رايج است مساله ارجحيت پسر بر دختر است. برخي از پدران و مادران بر اساس يك تصور جاهلي پسر را بر دختر مقدم داشته و براي او ارجحيتي قائلند. اين امر كه معمولاً از ديد فرزندان ما پنهان نمي‌مانند منشأ يك سري بي‌نظمي‌ها، درگيري‌ها و عقده‌سازي‌ها است.

شايد برخي از والدين نمي‌توانند دريابند فرزندشان از اينكه دختر است تقصيري ندارد، به آنها زور مي‌گويند، مورد بي‌اعتنائي قرارشان مي‌دهند در صورتي كه چنين حقي از نظر اسلام براي آنها نيست. اسلام به عنوان بزرگترين مدافع حقوق دختران مي‌گويد:

«شما حق نداريد به آنها بي‌مهري كنيد، زور بگوئيد، شرمنده و تحقيرشان نمائيد و به جانشان آوريد.»

در تعبير اسلامي پسران نعمتند و دختران حسنه، خداوند انسان‌ها را در مور نعمتها مورد بازخواست  قرار مي‌دهد در حاليكه در برابر حسنات بازخواستي نيست. هم چنين در سنت اسلامي دلجوئي از دختران و پرورش عاطفه در آنها بيشتر بايد مورد توجه باشد تا پسران زيرا اينان تربيت‌كنندگان نسل آينده و سازنده جامعه انساني فردايند.

2: در آموزش علم

اسلام در اصل تربيت منعي براي دختران در سوادآموزي ندارد. حقي است كه پسر و دختر به تناسب وضع و موقعيت و همچنين زمينه‌هاي مسئوليت آتي بايد از آن استفاده كنند. اينكه پدر و مادري  همه هم خود را صرف تربيت پسران كنند و دختران را فراموش نمايند نوعي بي‌توجهي و بي‌مهري به وظايف والديني است.

ج: مساله كار در خانه

شك نيست كه كارهاي پسران و دختران در خانه متفاوت است ولي آنچنان نيست كه دختر خود را كلفت خانه به حساب آورده و پسر خود را آقاي خانه. والدين بايد مراقب باشند كه هر كدام آنها در چارچوب وظايفي خويشتن را مسئول بدانند و در برابر مسئوليت‌شان مورد بازخواست قرار گيرند.

اينكه دختران را به كار بگماريم و پسران آزاد باشند خود موجب پديد آمدن عقده و حسادت، احساس بدبيني به جنس خود و سبب پديد آمدن نگراني‌ها و آشفتگي‌هاست. مي‌دانيد كه در اين سن بدگماني در آنها به درجه‌اي شديد وجود دارد. اين گونه تحميل‌ها از سوي والدين براي آنها برانگيزننده گمان بيگانگي است و فكر مي‌كنند شما آنها را دوست نداريد.

4: مراقبتها در ابراز عواطف

شخصيت فرزندان ما در جريان عمل متقابل با رابطه متقابل با والدين شكل مي‌گيرد و نوع عكس‌العمل‌ها و رفتارها در او مؤثر است. كه در اين مورد ذكر چند نكته ضروري است:

  • توقعات فرزندان‌تان را در رعايت عدالت و مساوات نسبت به فرزندان از ياد نبريد.
  • فراموش نكنيد كه آنها مي‌خواهند ما دائماً از احول آنان بپرسيم، براي‌شان فكر كنيم، در طريق حمايت آنها باشيم.
  • فرزندان ما در سنين نوجواني و جواني فشارها و تحميلات بسيار را نمي‌توانند تحمل كنند. شرايط زندگي را براي آنها مساعد سازيد.
  • غرور  فرزندان شما به آنها اجازه نمي‌دهد كه بي‌عدالتي‌هاي شما را به شما بازگو كنند. او حتي از تبعيضي كه در ابراز محبت نسبت به او و  فرزندان خردسال خود روا ميداريد ناراحت است.
  • و بالاخره ناآگاهي بلاي بزرگي است. اگر به فرزندي بيش از او محبت روا مي‌كنيد لااقل او را حالي كنيد كه به دلائلي نياز بيشتري به كمك و محبت شما دارد تا او آن را براي خود تبعيضي نپندارد.

ب: تحقير در خانه

1: جوان و مساله تحقير

در عين حال ذكر اين نكته ضروري است كه از ضروريات زندگي نوجوان و جوان احساس سرفرازي است. آنها معمولاً دوست دارند سر و گردني فراتر از ديگران داشته و بالاتر از آنچه كه هستند درباره‌شان داوري و عمل شود. و بديهي است كه اين احساس با امر تحقير سازگار نيست.

منظور ما از تحقير، كوچك كردن و پائين آوردن ارزش يك شخص است كه به صور مختلف قابل عمل است. گاهي به صورت بي‌اعتنائي، زماني به صورت دلقك درآوردن و وسيله خنده قرار دادن، گاهي به صورت ناچيز شمردن يا به حساب نياوردن شخص ممكن است خود را بنماياند.

ولي آنچه مطرح است اين است كه زيان تحقير بيش از نفع آن است. آنها كه بسيار تحقير شوند به تدريج بدان خو گرفته و احساس بي‌لياقتي مي‌كنند. يا براي اقامه دلايلي جهت نشان دادن وجود جنبه‌هاي مثبتي در شخصيت به مسائل پوچي چون لاف و گزاف متوسل مي‌شوند.

2: انتقادپذيري از فرزندان

ما ناگزيريم كه به فرزندان خود بياموزيم كه انتقادات سازنده را بپذيرند و بهترين درس عملي در اين زمينه درس انتقادپذيري والدين است. هرگز نبايد گفت فرزندان ما جوانند و درك ندارند. يا تجربه آنها اندك است و نمي‌توانند نظر بدهند. اينكه به فرزندان بگوئيم تو هنوز داخل آدم نيستي و نبايد به حرف تو گوش فرا داد يك خطاي تربيتي است.

از ديدگاه تربيتي اسلام ما موظف به شنيدن سخنها هستيم و مي‌كوشيم از بين آنها بهترين را انتخاب كنيم. نقص و نارسائي در خود ما وجود دارد. چه كسي بهتر از فرزند ما كه به اشكالات كار ما آگاه است و صميمانه تذكري خيرخواهانه مي‌دهند. وانگهي اگر انتقادش جنبه افشاگري هم داشته باشد باز مقاومت در برابر آن روا نيست. بگذاريم حرف خود را بزند و ما هم با كمال خوشروئي آن را بپذيريم تا براي او درسي باشد.

3: چند نكته

در خاتمه اين بحث بي‌مناسبت نمي‌بينيم كه توجه پدران و مادران محترم را به چند نكته معطوف داريم.

  • فكر نكنيد فرزندان شما ديگر بزرگ شده و احتياجي به محبت شما ندارند. نه، انسان در هر سني كه باشد به محبت نيازمند است و شما مي‌توانيد اين محبت را در غذا، لباس، پرستاري از او در حين بيماري به او نشان دهيد. بي‌توجهي به آنها در اين موارد از نظر جوانان تحقير به حساب مي‌آيد.
  • جوانان چه پسر و چه دختر اصولاً در اين سن نسبت به زندگي بدبيني‌هائي دارند. شما با تحقيرتان آنها را بدبين‌تر نسازيد.
  • گاهي بيان اين عبارت كه تو نالايقي و عرضه نداري، جوان را در ادامه راهي كه براي نخستين بار در پيش مي‌گيرد متزلزل مي‌سازد. سعي كنيد به جاي اين عبارات جمله‌هاي سازنده به كار ببريد و به او دل و حرارت بدهيد.
  • از تحقيرهائي كه در حين خشم روا مي‌داريد بپرهيزيد و سعي كنيد بر احساسات خود غالب شده و لجاج و خودسري را از خود دور سازيد.
  • خواسته‌هاي جوان را در صورت امكان به مرحله اجرا بگذاريد و اگر چنين نمي‌كنيد دلايل آن را منطقاً به او گوشزد نمائيد.
  • تحقيري رواست كه مايه تنبيه و آگاهي شود نه اينكه بر عصيان و تبهكاري او بيفزايد.
  • در موارد فرار از مسئوليت، خودداري از انجام وظيفه مي‌توان در خفا او را مورد سرزنش قرار داد.
  • و بالاخره ما فرزندان نوجوان و جوان خود را به خاطر كوتاهي قامت، ضعف مزاج، زشتي صورت، كم هوشي، بلد نبودن انجام يك امر مورد سرزنش و تحقير قرار مدهيد.

3: آزادي فرزندان در خانه

1: جوان و آزادي

جوان به مقتضاي سن و طبيعت خود در صدد اثبات شخصيت و نشان دادن خويش است. او خواستار آزادي است و در طريق وصول به آن مي‌خواهد پر درآورد، در آسمان پرواز كند، در بالاي قله‌ها براي خود خانه و آشيانه‌اي بسازد، به هر جا كه خواست برود، هر وقت كه خواست بيايد و به دنيائي برسد كه فراخ است و كرانه آن نامحدود.

تندي او با پدر و مادر، اعلام نظر و بيان انديشه شخصي، گفتن سخناني كه موجب رنجش ديگران مي‌شود، وجود تنوع در عمل و اختلاف سليقه  و … همه و همه حاكي از آزادي‌خواهي او هستند و در اين راه اگر نوميد شود گرفتار افسردگي، بي‌قراري، مشكل درسي خواهد شد. او دائماً درصدد كسب تجربه بيشتر است تا به آزادي بيشتري دست يابد و به كشمكش با ديگران و آنها كه قدرت را در دست دارند مي‌پردازد تا به هدف خويش دست پيدا كند.

2: نوع آزادي

ما آن گونه آزادي را براي فرزندان خود مي‌پذيريم كه در چارچوب ضوابط و مقرراتي باشد، به خاطر انجام وظيفه بر اساس درك حقيقت باشد. بايد آن گونه آزادي به نسل نوجوان و جوان داد كه عامل سازندگي و سبب رشد و پرورش شخصيت او و عامل اعتلاي او باشد نه آنكه او را سقوط دهد و سبب فناي جسم و زوال جنبه‌هاي او گردد. ما معتقديم كه ضروري است والدين آمد و شدها، كتابهائي كه وارد خانه مي‌شود، معاشرت و ارتباط فرزندان را هم چنين در سنين نوجواني تحت مراقبت و كنترل داشته باشند.

[1] . خانواده و مسائل نوجوان و جوان – دكتر علي قائمي – ص 135

این تکه ای از پایان نامه رایگان رشته روانشناسی و علوم تربیتی

با موضوع :

روابط بين والدين و فرزندان و تأثير آن در تربيت 78صفحه

می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

Untitled

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره (هم در مقطع کارشناسی و هم در مقطع کارشناسی ارشد)می باشد

می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید البته ممکن است بعضی از متون موقع انتقال از فایل ورد به هم بریزد یا عکس ها درج نشود برای دانلود پایان نامه ها با فرمت ورد به همراه تمام پیوست ها به لینک زیر مراجعه کنید:

در سایت مرجع دانلود پایان نامه می توانید صدها پایان نامه رافقط با داشتن یک پسورد  دانلود کنید و به متن کامل آنها دسترسی بدون محدودیت داشته باشید. برای جزییات بیشتر اینجا کلیک کنید 

سایت فوق (payanname.net) قوی ترین سایت در زمینه دانلود پایان نامه است 

کافیست عبارت

دانلود پایان نامه

را در گوگل سرچ کنید

خواهید دید که گوگل این سایت را به عنوان اولین گزینه معرفی می کند 

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک های زیر را هم ببینید :

قسمت اول لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  176 پایان نامه

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

قسمت سوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  208 پایان نامه

قسمت چهارم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  214 پایان نامه

قسمت پنجم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  222 پایان نامه

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment