پایان نامه در مورد کارايي، ، مرزي، نهاده¬ها، ريسک، ستاده، بنگاه، پوششي، واحدي، کارا، بهره¬وري، کارايي،

که به سرعت نه تنها در سطح اروپا بلکه در ساير کشورها نيز مورد توجه و استقبال روزافزون واقع شد و در حال حاضر به عنوان پر استفاده ردِّ شهاب مدل يا بيش‌ترين استقبال جهاني روبرو مي‌باشد.
چارچوب اصلي مدل EFQM به دو دسته عوامل مجزا تحت عنوان “توانمند سازها” و “نتايج” تقسيم مي‌شود. توانمند سازها عبارتنداز: رهبري، کارکنان، سياست‌ها و استراتژي ها، منابع، ذينفعان و فرآيندها؛ نتايج نيز عبارت‌انداز: نتايج حاصل از کارکنان، نتايج مشتريان، نتايج جامعه و نتايج کليدي، عملکرد (هانکوک،1986).
الگوي کارت امتيازي متوازن :
ويژگي‌هاي عصر اقتصاد مبتني بر دانش و اطلاعات،کارآمدي روش‌هاي ارزيابي عملکرد سنتي را که براي سازمان‌ها در اثر اقتصاد صنعتي مناسب به نظر مي‌رسيدند، به شدت زير سؤال برده است (مؤتمني، 1381). در چنين شرايطي،روش ارزيابي متوازن به عنوان يکي از مشهورترين روش‌هاي ارزيابي عملکرد توسط رابرت کاپلان استاد صاحب‌نام دانشگاه هاروارد و ديويد نورتون مشاور برجسته مديريت در آمريکا در سال 1992 در نشريه دانشگاه هاروارد منتشر شد. اين مدل بر ارزيابي متوازن سازمان تأکيد دارد و از يک‌سويه نگري در جنبه‌هاي مختلف سازمان مي‌پرهيزد (ژمينگ،2003). سيستم‌هاي سنتي ارزيابي عملکرد عمدتاً متکي بر شاخص‌هاي مالي هستند درحالي‌که شرکت‌هاي موفق براي ارزيابي عملکرد خود فقط به شاخص‌هاي مالي متکي نيستند، بلکه عملکرد خود را از سه منظر ديگر روش امتيازات متوازن يعني مشتري، فرآيندهاي داخلي و يادگيري و رشد نيز مورد ارزيابي قرار¬مي‌دهند(کاپلان ونورتون،1996؛ مؤتمني،1381؛ معمارياني-و ديگران،2005)
بنچمارکينگ(الگوسازي):
در تعريف عملياتي، الگوسازي نقطه شروعي براي ارزيابي و مقايسه است. در تعريف “بالم”، الگوسازي فرآيند تحقيق، ارزيابي و مقايسه پيوسته محصولات، فرآيندها، خدمات، رويه‌ها و روش‌هاي انجام کار يا بهترين حالاتي است که توسط ديگر سازمان‌ها توسعه داده شده است. اين عمل با هدف بهبود عملکرد سازمان صورت مي‌گيرد. به بيان ديگر، الگوسازي نوعي فرآيند ارزيابي و بهبود عملکرد است (کاپلان و نورتون، 1385).
مدل منشور عملکرد:
منشور عملکرد يک مدل سه بعدي است. منشور عملکرد 5 وجه دارد. وجوه بالا و پايين به ترتيب “رضايت سهامداران” و “سهم سهامداران” است. سه وجه ديگر عبارت‌اند از: استراتژي¬ها، فرآيندها، قابليت‌ها (نيلي¬و ديگران2000؛اوکلند،1999).
الگوي تحليل پوششي داده‌ها:
در بخش بعدي به تفصيل توضيح داده مي‌شود.
2-2-9 شاخص‌هاي عملکرد
شاخص‌ها مسير حرکت سازمان‌ها را براي رسيدن به اهداف مشخص مي‌کند. نگاه اول در تدوين شاخص‌ها متوجه چشم‌انداز و مأموريت و اهداف کلان، راهبردهاي بلندمدت و کوتاه مدت و برنامه‌هاي عملياتي و به فعاليت‌هاي اصلي متمرکز مي‌شود (رحيمي، 1385).
هر شاخص عملکرد از يک عدد و يک واحد اندازه‌گيري تشکيل شده است، عدد ميزان اهميت (مقدار) و واحد معناي آن عدد را به ما نشان مي‌دهد و همواره به يک هدف متصل¬اند. شاخص‌ها مي‌توانند توسط واحدهاي يک بعدي مثل ساعت، متر، نانو ثانيه، دلار، تعداد گزارشات و … نشان داده شوند. اکثر شاخص‌هاي عملکرد جزء يکي از شش گروه زير قرار مي‌گيرند:
1- اثربخشي: ميزان برآورده شدن نيازها توسط هر فرآيند را نشان مي‌دهد (آيا ما کار درستي انجام مي‌دهيم؟)
2-کارايي: ميزان استفاده از منابع توسط هر يک از فرآيندها براي رسيدن به اهداف نهايي را نشان مي‌دهد (آيا ما کارها را درست انجام مي‌دهيم؟)
3-کيفيت: درجه تطابق کالا و يا خدمات با انتظارات و نيازهاي مشتري.
4-زمان‌سنج: ميزان درست انجام شدن و سروقت بودن هر يک از عمليات را اندازه مي‌گيرند. محدوديتي بايد براي زمان انجام اين فعاليت‌ها تعيين شود. اين محدوديت‌ها بر مبناي نياز مشتريان تعيين مي‌شوند.
5- بهره‌وري: ميزان ارزش افزوده بر فرآيند بر مبناي تقسيم‌بندي ارزش نيروي کار و منابع مصرف‌شده .
6- امنيت: ميزان سلامتي سازمان و محيط کاري کارمندان را اندازه‌گيري مي‌نمايد (کاپلان و نورتون، 1385).
?
2-3 مروري بر مفاهيم کارايي
2-3-1 کارايي
تا کنون تعاريف متنوعي از کارايي ارائه‌شده است. مفهوم کارايي در اقتصاد، تخصيص مطلوب منابع است، اما از نظر اهداف کاربردي، تعاريف گوناگوني بيان شده است. به طور کلي کارايي، معرف نسبت ستانده‌ها به نهاده¬ها در مقايسه با يک استاندارد مشخص است (برهاني، 1377).
از اين رو تشخيص کارايي، منوط به تعريف و مقايسه با يک حد مطلوب استاندارد است. مبناي چنين حد مطلوبي مي‌تواند با روش‌هاي مختلفي تعيين و مشخص شود.
بهره¬وري از دو جزء کارايي و اثربخشي تشکيل شده است. اثربخشي به معني درجه و ميزان نيل به اهداف تعيين‌شده است. اثربخشي در واقع در حوزه راهبردي نشان‌دهنده درجه تحقق اهداف سازمان بر مبناي ستانده‌ها است. درحالي‌که کارايي حکايت از نحوه استفاده از منابع براي نيل به اين نتايج است. منظور از کارايي، سير عمليات اجرايي سازمان در تبديل نهاده¬ها به ستانده‌ها است (خياطي و مشعوفي، 1385).
کارايي به معناي تلف نکردن منابع است.از نسبت ستانده کل به نهاده کل به دست مي‌آيد (امامي ميبدي، ص26). کارايي بيشتر در سه حوزه مهندسي، مديريت و اقتصاد مطرح است. اين اصطلاح ابتدا در حوزه علم فيزيک و ترموديناميک مطرح‌شده و بعدها وارد ساير زمينه‌ها شد. کارايي در حوزه علم فيزيک از تقسيم توليد بالفعل (واقعي) بر توليد بالقوه (اسمي) به دست آمده و مقدار آن همواره کوچک‌تر از واحد است. در حوزه علم مديريت علاوه بر نهاده¬ها و سرمايه¬هاي فيزيکي، نهاده¬ها و سرمايه¬هاي انساني نيز در نظر گرفته مي¬شوند. لذا از آنجايي که کارايي افراد با توجه به تشويق¬ها و تنبيه¬ها ممکن است از توان افراد نيز بيشتر يا کمتر شود، مقدار محاسبه‌شده براي آن محدود به مرز واحد نمي¬شود (کياکجوري، طالقاني و اسماعيلي کاکرودي، 1389). سرانجام در حوزه علم اقتصاد نيز کارايي به صورت نسبت ستاده به نهاده تعريف‌شده و مقدار آن همواره کوچک‌تر از يک است. در اين حالت بنگاهي کارا تلقي مي‌شود که براي توليد محصولات خود از نهاده‌هاي کمتري استفاده کند. به عبارت ديگر، روي تابع توليد قرارگرفته باشد. در اين حالت وقتي که تمام نهاده¬ها خاصيت فيزيکي داشته باشد، نتيجه به دست آمده کارايي فني خواهد بود. در محاسبه کارايي فني سرمايه اسمي (پولي) وارد بحث نشده و همچنين تغييرات سطح قيمت و نرخ بهره نيز، روي اين نوع کارايي هيچ تأثيري نخواهد گذاشت، اما از آنجايي که تنها حل مشکلات فني توليد براي يک بنگاه کافي نيست، بنگاه بايد به طرز مناسبي عملکرد خود را با قيمت¬هاي رايج بازار نيز تطبيق دهد. به عبارت ديگر، بنگاه هم بايد به لحاظ فني و هم به لحاظ قيمتي به صورت کارا عمل کند (مهرگان، 1383، ص6 و 45).
2-3-2 انواع کارايي
اقتصاددانان براي محاسبه کارايي در کنار محاسبه فيزيکي داده¬ها و ستانده‌ها، ارزش ريالي آن را نيز منظور کرده و کارايي اقتصادي را محاسبه مي‌کند. همچنين فارل با استفاده از اين تعريف به بيان انواع کارايي به صورت زير پرداخته است. بر اين اساس در حوزه علم اقتصاد سه نوع کارايي قابل محاسبه است:
2-3-2-1 کارايي تکنيکي(فني)TE
عبارت است از مکان هندسي نقاطي که نشان‌دهنده حداقل ترکيباتي از دو نهاده براي توليد يک واحد محصول. يک بنگاه وقتي از نظر فني کارا است که روي منحني توليد همسان (منحني مرز کارا) قرار بگيرد. به عبارت ديگر، براي توليد مقدار معيني ستانده از حداقل نهاده¬ها استفاده کرده باشد، در اين حالت کارايي فني برابر واحد است.
2-3-2-2 کارايي تخصيصي(قيمت-هزينه¬اي)AE
اين نوع کارايي به تخصيص بهينه عوامل توليد با توجه به قيمت اين عوامل اطلاق مي‌شود و بيان مي¬کند که علت تغيير ترکيب استفاده از عوامل توليد، تغيير قيمت عوامل توليد است. يک بنگاه نه تنها مي¬خواهد از حداقل نهاده¬ها براي توليد مقدار مشخصي از ستانده استفاده کند بلکه تمايل دارد که حداقل هزينه ممکن را نيز بپردازد. در اين حالت، علت تغيير ترکيب نهاده¬هاي توليد، با کارايي فني نيست؛ بلکه وجود يا تغيير قيمت عوامل توليد است.بطور کلي در کارايي تخصيصي،بنگاهي کارا خواهد بود که ¬ AE=1باشد.
ير ريسک عملياتي نيز مشابه ريسک سوانح و حوادث از 4 سوال پرسشنامه استفاده شده است و نتايج برآورد در جدول (4-13)گزارش شده است.
جدول(4-13) نتايج برآورد ارتباط ريسک عملياتي و بهره¬وري
سوا¬هاي مورد پژوهش مقادير ضرايب انحراف معيار t-Statistic Prob
Q5 0201/0- 074/0 274/2 0789/0
Q6 0005/0- 002/0 271/2 0791/0
Q7 5769/0 051/0 126/3 0284/0
Q8 3695/0 010/0 348/2 0369/0
C 7573/0 073/0 847/10 000/0
R-squared 876/0 Mean dependent var 871/0
Adjusted R-squared 039/0 S.D. dependent var 149/0
S.E. of regression 146/0 Akaike info criterion 786/0-
Sum squared resid 235/0 Schwarz criterion 597/0-
Log likelihood 893/9 F-statistic 840/8
Durbin – Watson stat 894/1 Prob (F-statistic) 004/0
نتايج حاصل از برآورد مدل و ديگر محاسبات و آزمون ها حاکي از آنست که آماره هاي t و احتمال
مربوط به آن (Prob) از معني دار بودن رابطه بين ريسک عملياتي و بهره¬ وري در سطح اطمينان 95 درصد مي باشد. همچنين آماره R2 حاکي از آنست که 87/0 درصد از تغييرات متغير وابسته با متغيرتوضيحي مدل قابل توضيح است. ضرايب متغير توضيحي نشان مي¬دهد که:
– با افزايش يک واحدي در متغير نوسانات نرخ بازده داريي، بهره¬وري به اندازه 0201/0 کاهش مي¬يابد.
– با افزايش يک واحدي در متغير نوسانات نرخ بازده سهام، بهره¬وري به اندازه 0005/0 کاهش مي¬يابد.
– با افزايش يک واحدي در متغير حقوق صاحبان سهام، بهره¬وري به اندازه 057/0 افزايش مي¬يابد.
ارتباط ريسک بازرگاني و بهره¬وري
براي ريسک بازرگاني شرايط کمي متفاوت است به نحوي که به دليل استقلال ريسک بازار از نوع بانک به خاطر خاصيت بازار مالي ايران، بانک ملي به عنوان بانک نمونه انتخاب گرديد.
ال پس از مرور انواع کارايي و درک مفهوم آن به بحث در مورد روش‌هاي ارائه‌شده براي ارزيابي کارايي پرداخته مي‌شود. به منظور ارزيابي کارايي روش‌هاي متفاوتي از سوي پژوهشگران مختلف ارائه‌شده است. به طور کلي روش‌هاي مختلف ارزيابي کارايي را مي¬توان به دو دسته تقسيم کرد (مهرگان ، 1383، ص30):
الف)روش‌هاي پارامتري
ب)روش‌هاي ناپارامتري
2-3-3-1 روش‌هاي پارامتري
روش‌هاي پارامتري به روش¬هايي اطلاق مي¬شود که در آن‌ها ابتدا يک شکل خاصي براي تابع توليد در نظر گرفته مي¬شود. سپس با يکي از روش‌هاي برآورد توابع که در آمار و اقتصادسنجي مرسوم است، ضرايب مجهول (پارامترهاي) اين تابع برآورد مي¬شود، از آنجا که در اين روش¬ها پارامتر يا پارامترهايي از تابع برآورد مي¬گردد، به آن‌ها روش‌هاي پارامتري مي¬گويند (همان، ص،31).
ايده اصلي محاسبه کارايي در روش‌هاي پارامتري، بر اين اصل استوار است که ابتدا مقدار حداکثر توليدي که بطور فرضي از نهاده¬ها قابل حصول است را محاسبه کرده و سپس با داشتن مقدار توليد واقعي بنگاه يا تقسيم دومي بر اولي مقدار حاصل را کارايي مي‌نامند.
که مهم‌ترين آن‌ها عبارت‌اند از:
-تابع توليد مرزي قطعي
-تابع توليد مرزي قطعي آماري
-تابع توليد مرزي تصادفي
-تابع سود
يکي از توابع توليد تقريبي که به طور وسيعي به کار گرفته مي¬شود تابعي است که توسط کاپ-داگلاس در سال 1982پيشنهاد شد که يک رابطه غيرخطي بين ورودي¬ها و خروجي¬ها را نشان مي-دهد.
2-3-3-2 روش‌هاي ناپارامتري
روش مطرح ديگر به منظور ارزيابي کارايي، روش ناپارامتري است. در اين روش با استفاده از تکنيک¬هاي برنامه¬ريزي رياضي به ارزيابي کارايي بنگاه¬ها پرداخته خواهد شد، حال آن که در اين روش ديگر نيازي به برآورد تابع توليد نيست و چنانچه بنگاه مورد نظر داراي چند خروجي متفاوت باشد، اين روش در ارزيابي کارايي با مشکلي مواجه نخواهد بود. روش تحليل پوششي داده¬ها را مي-توان به عنوان يکي از روش‌هاي ناپارامتري معرفي نمود که در اين روش با استفاده از تکنيک¬هاي برنامه¬ريزي رياضي به ارزيابي واحدهاي مورد نظر پرداخته خواهد شد.
روش‌هاي پارامتري براي ارزيابي کارايي واحدهاي توليدي، که يک ستاده يا بيشتر از يکي دارند، در صورتي که بتوان ستاده¬ها را به يکديگر –يا به يک واحد ستاده يکسان- تبديل کرد، مناسب هستند. اما فرض کنيد بخواهيم دو واحد خدماتي در آموزش را از نظر کارايي باهم مقايسه کنيم و اين واحدها بيش از يک ستاده نيز داشته باشد، براي مثال دو نمونه از اين ستاده¬ها تعداد فارغ‌التحصيلان و مقالات پذيرفته‌شده در مجلات معتبر باشند که توسط هر واحد حاصل گرديده است و هيچ شاخصي جهت تبديل يکي از اين دو به ديگري نباشد، درعين‌حال هيچ توافق کلي در مورد اهميت هر يک از اين دو وجود نداشته باشد. حال اگر بخواهيم از روش‌هاي قبلي، کارايي را ارزيابي و سپس مقايسه کنيم، عملاً غيرممکن است. چرا که ما ستاده واحدي جهت برآورد تابعي به عنوان تابع توليد مرزي نداريم. اين مشکل يکي از مشکلات ارزيابي کارايي با استفاده به روش تابع توليد مرزي است. از طرفي در تمامي روش‌هاي ارزيابي کارايي با استفاده توابع توليد مرزي يک شکل خاصي براي تابع توليد تصريح مي¬گردد و فرض¬هايي براي متغير تصادفي اعمال مي¬گردد که در عمل ممکن است نقض گردد. براي حل مشکلات فوق مي¬توان از روشي به نام تحليل پوششي داده¬ها استفاده نمود و در اين روش ارزيابي کارايي هر واحد، ابتدا يک واحد مجازي ايجاد مي¬کنند که به صورت ترکيبي خطي از ساير واحدهاي تصميم¬گيري ساخته مي¬شود. پس ستاده حاصل از اين واحد تصميم‌گيري مجازي را-که با به کار بردن نهاده يکي از واحدهاي تصميم¬گيرنده به دست مي‌آيد-با ستاده واقعي اين واحد مقايسه مي¬کنند و به اين ترتيب اقدام به ارزيابي مي¬نمايند.
از جمله روش‌هاي ناپارامتري مي¬توان به روش‌هاي زير اشاره نمود:
الف)روش وصل نقاط حدي
ب)روش تحليل پوششي داده¬هاDEA (کياکجوري، طالقاني و اسماعيلي کاکرودي، 1389)
2-3-3-2-1 روش وصل نقاط حدي
اين روش بر اساس نقاط مشاهده‌شده به تعيين مرز کارايي مي¬پردازد .براي تمامي واحدهاي مورد مقايسه در نمونه يا وصل نقاطي که به مبدأ مختصات و محورهاي مختصات نزديک هستند و تمامي نقاط را پوشش مي¬دهند، تابع محدبي به دست مي¬آيد که هيچ نقطه¬اي در زير اين تابع قرار نمي¬گيرد. تابع به دست آمده، تابع توليد مرزي مي¬باشد و کارايي تمام نقاط نسبت به اين خط مرزي سنجيده مي-شود (حلايي، ص78).
2-3-3-2-2 روش تحليل پوششي داده¬ها
تحليل پوششي داده¬ها (DEA) يک روش برنامه¬ريزي رياضي است که ابزار مناسب براي بهره¬وري نسبي واحدهاي تصميم¬گيري (DMU) در حالت چند ورودي و چند خروجي به حساب مي¬آيد. رويکردهاي سنتي با فرض يک معادله رگرسيون از ميانگين پارامترها به منظور اندازه¬گيري بهره-وري، استفاده مي¬کنند. اما در DEAبا توجه به مشاهدات فردي از واحد تصميم¬گيرنده و تقابل بهينه آن با ديگر واحدها، کارايي محاسبه مي‌شود. همچنين در اين روش بدون استفاده از يک فرم تابعي، يک مرز ساخته مي¬شود که نشان‌دهنده

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...