پایان نامه در مورد زنان، بزهكاري، مردان، جنسي، روسپي‌گري، دختران، روسپيان، جرائم

عمومي بر اين است كه مرد از اين جهت قوي تر از زن است» . « كتله » با  دقت كاملاً رياضي حساب نموده و مدعي ات نيرومندي زن تقريباً نصف مرد است و از اين بررسي چنين نتيجه گرفته است كه بزهكاري زنان بايستي تا حدود نصف كمتر از بزهكاري مردان باشد ( در جرائمي كه نياز بيك نوع زور و قوه دارد » . بعضي از دانشمندان معتقدند كه شركت و همدستي زنان بزهكار در بزهكاري بعنوان شريك يا معاون جرم ، خيلي مهمتر و بيشتر از بزهكاري مردان در اين زمينه است . زنان ، شركت و معاونت را بر ارتكاب جرم ، به تنهائي ترجيح مي‌دهند . بديهي است رشد فيزيكي آنها بي تأثير در نوع بزهكاري آنان نيست . در اينجا لازم است به تأثير بلوغ ، قاعدگي ها ، آبستني ، قطع قاعدگي و غيره كه مختص زنان است و در بزهكاري و عدم بزهكاري آنان نيز مؤثر مي‌باشد ، اشاره شود . نظر « سزار لمبروزو» اين است كه بزهكاري زنان از دوران بلوغ شروع و تا زمان قطع قاعدگي ادامه دارد . آنچه بالاخص در مورد زنان مهم است ، مسائل منافي عفت است . او ميگويد : اخفاء اموال مسروقه ، سم دادن ، سقط جنين ، بچه كشي و غيره از جمله جرائمي است كه يا مختص زنان است و يا آنان بيش از مردان مرتكب اهمال فوق مي‌شوند.»  (خاكپور ، 1354: 76-73)

 

مقايسه بزهكاري مردان و زنان

شكي نيست كه در كل پديده بزهكاري، نسبت بزهكاري زنان به مردان كمتر مي‌باشد. و اين رابطه در بين دختران و پسران بزهكار نيز جاري و ساري است. بديهي است كه اين اختلاف در جوامع مختلف مانند تمام پديده‌هاي اجتماعي تابع زمان و مكان بوده و بسته به فرهنگ و شرايط زندگي و اعتقادات مذهبي متفاوت است.         مع الوصف، اين رابطه در تمام جهان وجود داشته و آمارها و بيانگر بالا بودن سطح بزهكاري جنس مذكر نسبت به مونث است.

در فرانسه تعداد زناني كه در دادگاههاي جنايي در سال 1968 محاكمه و محكوم شده‌اند تقريبا يك سيزدهم تعداد مردان محكوم در همان مراجع است( 95 نفر زن در برابر 1233 نفر مرد جنايتكار) و تعداد زناني كه در دادگاههاي جنحه محكوميت پيدا كرده‌اند هشت برابر كمتر از تعداد مردان محكوم در آن دادگاهها بوده است ( 34919 نفر زن در برابر 259011 نفر مرد) اين نسبت به رابطه با بزهكاران دختر بشرح زير بوده است:

3605 نفر در برابر 43946 نفر، يعني يك سيزدهم جرائم پسران، در آلمان غربي، در سال 1959 زنان جرم 16% كل مجرمين را تشكيل مي‌دادند. در آمريكا نسبت دختران بزهكار نسبت به پسران حدود 15% مي‌باشد. لازم به يادآوري است كه اين آمار نمي‌تواند معرف واقعيت بزهكاري زنان باشد، زيرا همانطوري كه زيليك( Seeling) جرم شناس اتريشي مي‌گويد اين ارقام از يك سو كم و بيش بستگي به شدت و ضعف رژيم كيفري نسبت به زنان در كشورهاي مختلف دارد. در ممالكي كه براي زنان احترام بيشتري قائل هستند و نسبت به آنان بيشتر يا رافت و مهرباني و ادب رفتار مي‌شود و زنان بيشتر در حمايت مردان و پليس قرار مي‌گيرند مسلما در آن كشورها زنان كمتر محكوميت كيفري پيدا مي‌كنند و از سوي ديگر صور مختلف زندگي اجتماعي زن را در كشورهاي مختلف نبايد از ياد برد. بزهكاري زنان نسبت به مردان نه تنها از نظر كمي و رقمي بلكه از جهت ويژگي انگيزه و جهت‌گيري اين جرائم نيز متفاوت است. همانطوري كه جرم شناسي فرانسوي مي‌گويد بزهكاري زنان داراي اوصاف جنسي، عاطفي، و هورمني مي‌باشد. عمده بزهكاري زنان در امور جنائي بچه كشي است كه رقم بالائي را در جرائم عليه اشخاص تشكيل مي‌دهد و مردان معمولا بندرت دست به ارتكاب آن مي‌زنند، آتش‌سوزي، پنهان نمودن تبهكاران، در جرائم كم اهميت تر از بزهكاري جنائي مي‌توان سقط جنين، افترا، و براي دختران سرقت در مغازه‌ها، و منازل همسايگان را نام برد. در جرائم فوق شركت زنان به نسبت مردان بيشتر بوده و بعضي از آنها مثل سقط جنين، اصلي فقط خانمها مي‌باشند و مردان در صورت مشاركت فقط زمينه‌سازي و معاونت را به عهده دارند.

توجيه اختلاف بين بزهكاري زنان و مردان به عناوين گوناگون صورت مي‌گيرد. بعضي از متفكران آن را ناشي از تفاوت فيزيكي موجود بين اين دو جنس دانسته و زنان را به علت ضعف نيروي بدني و طبع ظريف و احساساتي بودن قادر به ارتكاب اعمال بزهكارانه مردان نمي‌دانند. بعضي از محققان چون لئوته معتقدند چون سيستم عصبي پسران در مراحل اوليه رشد از سيستم عصبي دختران بيشتر آسيب‌پذير است و اين امر احتمالا مربوط به هورمونهاي اين دو جنس است بنابراين يكي از علتهاي بالا بودن درصد بزهكاري آنان نسبت به دختران است.

عده‌اي ديگر از دانشمندان چون ساترلند و كرسي اختلافات فاحش جرائم زنان و مردان را ناشي از اختلاف موقعيت اجتماعي اين دو جنس دانسته و مي‌گويند« در كشورهايي كه مساوات بين زنان و مردان برقرار شد و زنان استقلال يافتند، مانند كشورهاي اروپايي و آمريكايي شمالي، نرخ جنايي زنان خيلي به نرخ جنايي مردان نزديك مي‌شود.»

قطع نظر از عقايد اين متفكران در رابطه با علت اختلاف بزهكاري بين دو جنس مخالف، مي‌توان گفت، علت اصلي را نه تنها در شرايط اجتماعي جنس بلكه در تربيت خانوادگي دختران كه عمدتا محجوب تر و در زندگي اجتماعي بخصوص در سنين جواني كم دخالت‌تر از مردان مي‌باشند و همچنين در مرحله ازدواج، مسئوليت‌پذيري شوهر و به عهده گرفتن مشكلات و مسائل زندگي بايد دانست.

در عين حال ناگفته نماند كه رقم بسيتر پائين بزهكاري زنان نبايد باعث فريب گردد. چرا كه بسياري از جرائم ارتكابي بوسيله جنس مونث در بوته ابهام باقي و در آمار جنائي نمي‌گردد.

در پايان لازم است در مورد افزايش بزهكاري زنان در سالهاي اخير در كشورهاي اروپايي يادآوري نماييم. اخيرا طبق مطالعات آماري درصد بزهكاري زنان بالاخص دختران در رابطه با بعضي از جرائم به شدت افزايش يافته است. اين افزايش بيشتر مربوط به سرقت از مغازه‌ها گرفته تا شركت در باندهاي متشكل و سازمان يافته و فعاليت در سرقت بانك‌ها و قاچاق مواد مخدر مي‌باشد.

غير از تقسيم‌بندي‌هاي بيان شده بعضي از متفكرين انواع ديگري از بزهكاري مثل بزهكاري ‌ثروتمندان  و فقرا، بزهكاري شهري و بزهكاري روستائي، و ديگر تقسيمات كه بر مبناي جامعه‌شناسي و ساير علوم مي‌باشد انجام داده‌اند كه شرح تفصيلي آنها نيازمند بررسي ديگري است.

روسپي‌گري و انحرافات جنسي

روسپي‌گري و انحرافات جنسي از كهن‌ترين و با سابقه‌ترين كجرويهاي بشري است كه ردپاي آن را مي‌توان در طول تاريخ مشاهده كرد. تاريخ از انحرافهاي جنسي و نقش آنها در زندگي اقوام و جامعه‌ها نشانه‌هاي بسيار در سينه دارد. فرو ريختن سنگ هلاك بر سر قوم لوط براي عذابي كه آنان به جاي زنان روابط جنسي با مردان داشتند و ويراني شهر« سدوم» به دليل فساد اخلاق و همجنس بازي را مي‌توان در اين باره ذكر كرد.

روسپي‌گري در گذرمان

در جامعه‌هاي باستاني، قديمي‌ترين نوع روسپي‌گري شيوه‌‌اي بود كه ارتباط نزديك با مواضع اعتقادي داشت. مثلا مردم مصر و بابل بر اين باور بودند كه رابطه جنسي با يك كشيش موجب نزديك شدن به خدا مي‌شود. هر دوت مي‌نويسد« زنان شهر بابل بايد يك مرتبه به معبد زهره رفته مجانا و بالاعوض خود را تسليم مرد بيگانه نمايند و اگر كسي پولي مي‌داد بايد آن وجه را به خزانه‌دار معبد بسپارند كه به مصارف خيريه برساند» . در معبد ارمنستان «آكي لي زن» رسمي شايع بود كه دوشيزگان به هنگام معيني از سالهاي زندگي وارد معبد شده، خود را در اختيار مراجعان و خواهندگان قرار مي‌دادند و اين كار يك عمل مقدس و فريضه مذهبي محسوب مي‌شد و ازدواج هر دوشيزه مستلزم گذران چنين دوره‌اي بود. زناني كه چهره‌اي زيبا داشتند زود از معبد باز مي‌گشتند، ولي آنها كه زشت بودند. مدتي مديد در آنجا مي ماندند. بعضي از سه سال بيشتر آنجا انتظار مي‌كشيدند.( باستاني پايزي، 327:1365 )

در يونان باستان روسپياني بودند كه بدانها« دوستان خوب» گفته مي‌شد، روسپياني كه از طبقه بالاي جامعه بودند و در مناطق مسكوني لوكس و مجلل متعلق به خود زندگي مي‌كردند.

دموستن مي‌نويسد كه در جامعه يونان«از فواحش تمتع مي‌بريم، با كنيزكان و زنان غير مشروع خود در اوقات روز سلامت جسم خويش را تامين مي‌كنيم، و زنانمان فرزندان مشروع براي ما مي‌آورند و وفادارانه خانه‌هايمان را حفظ و حراست مي‌كنند.»              ( دورانت، 338:1367 )

در روم باستان روسپيان آزادي زيادي داشتند اما ملزم به پوشيدن لباسهاي متمايزي از ديگر شهروندان بودند و نيز مجبور بودند موهاي خود را به رنگ بور يا قرمز درآورند. روميان نيز مانند يونانيان توسل مردان را به روسپيان به سهولت مي‌بخشودند. اين حرفه را قانون به رسميت مي‌شناخت، ولي آن را محدود كرده بود. فاحشه‌خانه به موجب قانون در خارج از حصار شهر قرار داشت و فقط شبها مي‌توانست مشتري بپذيرد. روسپيان نام خود را توسط دستياران دادستان در دفاتر ثبت مي‌كردند و مكلف بودند به جاي پيراهن بلند، جبه بپوشند و برخي از زنان نيز نام خود را به عنوان روسپي ثبت مي‌كردند تا از مجازات قانوني كشف زنا بگريزند.

در هندوستان روسپي‌گري به طور كلي محدود به معابد بود. در هر معبد، گرهي از            « زنان مقدس» وجود داشتند كه كارشان در وهله اول رقصيدن و آواز خواندن و در برابر بتها، و شايد هم سرگرم كردن بر همنان بود. در معبد « راجه راجه» هندوستان، رسمي وجود داشت كه به مرور ايام، جنبه تقدس پيدا كرد و آن رسمي بود كه گاه و بي گاه، زنان متشخص، يكي از دختران خود را بدانها « ديوه داسي» مي‌گفتند، وقف پيشه روسپي‌گري معابد مي‌كردند.

مسيحيان روسپي‌گري را عملي شيطاني مي‌دانستند. چنآنچه« سنت اگوستين» معتقد بود كه بدترين كارها نظير هتك ناموس ناشي از آن است كه روسپيان راهي براي ارضاي شهوت خود پيدا نمي‌كنند. « سن توماس آكيناس مي‌گفت: « روسپي مانند لجن دريا و فاضلاب خانه است، اگر جلوي آن را نگيري خانه را به منجلاب مي‌كشاند» ( دايره المعارف آمريكانا، جلد 22 صفحه 672)

امروزه، در دنياي غرب فرصت برقراري روابط جنسي بين افراد ازدواج نكرده به طور روز افزوني در حال گسترش است. در نيمه دوم قرن بيستم دو نوع نگرش در برخورد با روسپي‌گري وجود داشته است.

  • قانوني شدن و مشروعيت يافتن روسپي‌گري كه در ارتباط با آن دولت موظف به صدور مجوز، اجراي آزمون اجباري از روسپيان، و محدود كردن روابط جنسي به مكانهاي خاص است.
  • جرم نشناختن روسپي‌گري و حذف مجازات روسپيان.

روسپي‌گري در چنين كشورهايي را مي‌توان به عنوان هسته اوليه گسترش بيماريهاي مقاربتي دانست. هر چند پس از جنگ جهاني دوم با اشاعه روشهاي بهداشتي و استفاده از آنتي بيوتيك‌ها ميزان بيماريهاي آميزشي به ويژه سيفليس كاهش يافته. اما در سالهاي اخير شاهد افزايش برخي از انواع اين نوع بيماريها هستيم. فزوني بسيار بيماريهاي آميزشي در دنياي صنعتي را مي‌توان معلول عوامل چندي دانست:

1-آزادي بيش از پيش روابط جنسي.

2-گسترش بي رويه شهرنشيني و مهاجرت به مراكز پر جمعيت صنعتي.

3-افزايش تحرك جغرافيايي و مسافرت.

4-وضعيت بد اقتصادي و نداشتن حرفه و كار مشخص ( محسني، 180:1353)

روسپي كيست؟ روسپي‌گري چيست؟

روسپي و روسپي‌گري به صورتهاي متعدد تعريف شده تا آنجا كه مي‌توان گفت به تعداد نويسندگان و محققاني كه در اين باره نوشته و پژوهش كرده‌اند، تعريفهاي گوناگون از آن ارائه شده است.

در كتاب پيرامون روسپي‌گري در شهر تهران، روسپي چنين تعريف شده است:                « روسپي زني است كه از راه خد فروشي امرار معاش كند و جز اين پيشه‌اي ندارد و تحت نظامات خاصي به اين پيشه و كار خود ادامه مي‌دهد». در تعريفي ديگر چنين آمده است: « روسپي زن يا دختري است كه به خاطر پول و براي ارضاي ميل جنسي مرد به او تسليم شود و در اين كار از خود نه اختيار انتخاب داشته باشد و نه از نظر جنسي حظي ببرد.»

« ژان گابريل مانسيني» محقق فرانسوي نيز در تعريف فحشاء مي‌گويد:« فاحشه زني را مي‌گويند كه آزادانه و بي پروا در حالي كه هيچگونه وسيله ديگري براي تامين زندگي ندارد به طور مداوم و مكرر با هر كس و به اولين پيشنهاد بدون رد يا انتخاب طرف، در مقابل دريافت وجه به عمل جنسي عادي تن در دهد. چون منظور اصلي و نهايي استفاده مادي است نه لذت.»

به يك تعبير، فحشاء خريد و فروش روابط جنسي است و به عبارت ديگر، فحشاء عبارت از ايفاي عمل جنسي با فرد ديگر در مقابل پرداخت پول است. روسپي ممكن است مرد يا زن باشد. ولي معمولا اين عمل را به زنان نسبت مي‌دهند، اما برخي اوقات مردان نيز براي مردان ديگر در نقش روسپي‌ ظاهر مي‌شوند كه بدان فحشاء مردانه مي‌گويند. روسپياني كه امرار معاش يا تكميل درآمدشان از راه روسپي‌گردي باشد، معمولا مايلند فعاليت جنسي را با اشخص كه قادر به پرداخت پول بيشتري هستند، انجام دهند. با اين همه، روسپيان بسياري اوقات مجبور به رعايت مسائل بهداشتي، سني و سلامتي و هم چنين ناگزير به قبول معيارهاي نژادي و قومي براي پذيرش مشتريان خود هستند.

 

جاذبه‌ها و خطرات روسپي‌گري

در دنياي غرب جاذبه اصلي روسپي شدن نياز مالي است. بيشتر روسپيان به علت ناتواني در به دست آوردن پول زياد در مشاغل مشروع، مجبور به تغيير كار شرافتمندانه هستند. به علاوه، برخي از آنها معتاد به مواد مخدر شده، براي تامين مواد به پول نياز زيادتري پيدا مي‌كنند. گاه نيز شور و حال يك خوشگذراني نامشروع ناشي از شب زنده داري و آزاد بودن از انظار عموم، برخي از زنان و مردان را به فحشاء سوق مي‌دهد.

خطراتي كه روسپيان با آن رو به رو مي‌شوند، عبارتست از:

  • احتمال دستگيري توسط پليس.
  • ابتلا به بيماري مقاربتي.
  • مورد بد رفتاري قرار گرفتن توسط مشتريان.
  • استثمار شدن به وسيله واسطه‌ها.

گذشته از اين، مشروع نبودن روسپي‌گري گاه آنها را وارد دنياي تبهكاري مي‌كند. در اكثر جوامع روسپيان به عنوان منفوران جامعه تلقي مي‌شوند و خمين امر، بازگشت آنان را به زندگي عادي با مشكل مواجه مي‌كند.

 

تعريف انحرافات جنسي

براي تعريف انحرافات جنسي ضابطه‌اي دقيق و جهاني در دست نيست و در اين زمينه جامعه‌شناسان، زيست‌شناسان و علماي علم اخلاق با يكديگر توافق كامل و كلي ندارند.

جامعه‌شناسان چنآنچه روشهاس لذت يا ارضاي جنسي مورد قبول و تصويب جامعه نباشد، آن را انحراف جنسي مي‌دانند. زيست‌شناسان در روابط جنسي فقط به توليد مثل و بقاي نوع توجه دارند و هر گونه آميزش جنسسي كه در راه نيل به اين هدف نباشد از نظر آنها انحراف جنسي محسوب خواهد شد. اين همان بيان فرويد است كه مي‌گفت:« هر گونه ارضاي ميل جنسي كه هدفش از حيطه توليد مثل باشد، انحراف جنسي محسوب مي‌گردد.»

از نظر اخلاقي، به هر نوع ارضاي جنسي كه مورد نكوهش قرار گيرد و بلافاصله احساس ندامت دست بدهد، انحراف جنسي گفته مي‌شود. كسي كه بر خلاف تكليف رفتار كند و مرتكب خلاف اخلاف شود، دچار ندامت و پشيماني مي‌گردد، از عذاب وجدان يا پليس مخفي باطني رنج مي‌برد، از خويشتن مي‌گريزد، و خود را خوشبخت و سعادتمند نمي‌يابد.

طبقه‌بندي انحرافات جنسي

به طور كلي، انحرافات جنسي را مي‌توان در سه دسته زير طبقه‌بندي كرد:

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...