پایان نامه درباره مواد مخدر، مصرف مواد، اصلاح مجرمان

كه بيش از مراحل ديگر بر آن تأكيد مي‌شود سعي بر آن است كه از عوامل بازدارنده81 اعم از ارشاد فرهنگي مذهبي و اقدامات بهداشتي و اجرايي طوري استفاده شود كه موثر باشند و مانع آشنايي افراد به مواد مخدر شوند. مرحله آشنايي زماني است كه در طي آنف شخص مواد مخدر و روان گردان را براي اولين بار مصرف مي‌نمايد و به اين ترتيب ، با مواد زيان آور كه بعدها او را بسيار رنج خواهد داد و زندگي او را به تراژدي و كابوس مبدل خواهد كرد آشنا مي‌شود.
در اين مرحله اقدامات و آموزش‌هاي اقشار مختلف به ويژه گروههاي آسيب پذير به نحوي بايد صورت گيرد كه افراد هرگز تمايلي به مصرف مواد مخدر از خود نشان ندهند، همانطور كه تمايلي به مأكولات حرام از جمله گوشت مرده ندارند، براي انجام پيشگيري اوليه بايد با استفاده از روشهاي سه گانه حذف بيماري زا (مواد مخدر) كنترل شرايط محيطي(سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي) و تقويت مقاومت ميزبان(برد معتاد) اقدام نمود.82
بدين ترتيب، پيشگيري اوليه از اعتياد بر روي مسائيل از قبيل عدم دسترسي به مواد مضره اعتياد آور ، دور ماندن از استرس‌هاي رواني، فراهم كردن مراكز و وسايل و محيط‌هاي ورزشي و تفريحگاه آموزش خانواده و جلوگيري از گسسته شدن رشته‌هاي سنتي خانوادگي، آموزش‌ اطلاعات اساسي درباره مواد مختلف و خطرات آنها، ارتقاء سطح علمي، خودداري از رفتارهاي تبعيض آميز و خودداري از طبابت خانگي و خود درماني با مواد افيوني، اشتغال به كار و پر كردن اوقات فراغت ، ياد دادن مهارت‌هاي اجتماعي ضروري براي مقاومت در برابر فشارهاي دوستان براي استفاده از مواد، ايجاد نگرش‌هاي منفي نسبت به سوء مصرف مواد، تقويت مهارتهاي شناختي لازم براي تشخيص موقعيتهاي خطرناك و يا احتراز از آنها، برجسته سازي توانايي و تقويت مهارت تأكيد دارد.
ب ـ پيشگيري ثانويه
پيشگيري ثانويه يا دومين همچون پيشگيري اوليه قبل از ارتكاب بزه اعمال مي‌گردد. در واقع پيشگيري ثانويه به دنبال شناسايي و جلوگيري از بزهكاري افرادي است كه بيشتر از ديگران در معرض هجوم عوامل جرم زا و بزهكاري قرار دارند. مثل مرتكبين و بزه ديدگان بالقوه و داراي حالت خطرناك و مستعد براي حمله به ديگر سخن ، پيشگيري ثانويه يعني كمك به افرادي كه در ورطه مشكلات مصرف مواد مخدر قرار گرفته‌اند.
هدف از انجام پيشگيري ثانويه اين است كه ميزان شيوع مشكل و بيماري را در جامعه كاهش دهد و از طرفي نسبت به تشخيص و درمان معتادان اقدام نمود در حقيقت، هدف اين سطح از پيشگيرانه محدود كردن ميزان آسيب وارده به فرد يا جامعه تا حد امكان است. پيشگيري ثانويه شامل اقدام‌هاي پيشگيرنده مي‌شود كه ناظر به گروههاي خاص است كه بيم ارتكاب جرم از سوي اعضاي آن مي‌رود. پيشگيري دومين تا حد زيادي با مفهوم درمان سريع يا به موقع به يك معني است. اين مرحله از پيشگيري، شامل اقداماتي است كه به منظور جلوگيري از مصرف مجدد مواد اعتياد آور توسط شخصي كه يكبار اين مواد را تحت هر عنوان خواه تفنني، خواه آزمايشي مصرف نموده انجام مي‌شود. در اينجا شخص با مواد مخدر و نحوه استعمال آن آشنايي پيدا كرده ولي به طور كامل به اين مواد اعتياد پيدا نكرده است.
معمولاً افرادي كه براي پيشگيري دومين در نظر گرفته مي‌شوند در مقايسه با كساني كه موضوع پيشگيري نخستين در سنين بالاتري قرار دارند و تعداد قابل توجهي از آنها علاوه بر مشكل سوء مصرف مواد با عواقب ناشي از آن همچون اختلافات خانوادگي، از دست دادن كار، مشكلات جسمي و مالي هم درگير هستند.
به طور كلي عوامل متعددي افراد را تشويق مي‌كند تا احياناً مواد مخدر را تجربه كنند . در پيشگيري ثانويه به محض اطلاع از مصداق ، بايد چاره‌اي انديشيد كه اين تجربه تكرار نشود. البته از تمام راههاي پيشگيري كه در مرحله اول به كار گرفته مي‌شود مي‌توان در اين مرحله استفاده كرد. ولي بايد شرح حال خوب از بيمار بگيرد و پس از آنكه علت و نوع بيماري را شناخت به انتخاب دارو مبادرت ورزيد . بديهي است صرفاً دور نگهداشتن فرد از مواد مخدر نه تنها او را مصون نمي‌كند بلكه او را به حكم “الانسان حريص علي ما منع” به كوشش در دستيابي به آن ماده حريص تر مي‌شود.
به طور خلاصه مي‌توان گفت: اين گونه پيشگيري در صدد است تا از تبديل شدن معتادان احتمالي به معتادان واقعي جلوگيري نمايد. بدين سان، تشخيص زود هنگام نشانه‌هاي خطر در شماري از افراد كه در آستانه معتاد شدن قرار دارند تاثير به سزايي بر پيشگيري از اعتياد دارد.83
ج ـ پيشگيري ثالث يا نهايي(سومين)
پيشگيري نهايي كه به آن پيشگيري از تكرار جرم نيز گويند در بر گيرنده‌ي آن دسته از تدابير است كه پس از وقوع جرم و به منظور جلوگيري از بزهكاري درباره افراد اعمال مي‌شود. اينگونه از پيشگيري با استفاده از ساز و كارهاي دستگاه عدالت كيفري مانند كيفر زندان تلاش مي‌كند تا با رويكردي اصلاحي ـ درماني از ورود دوباره برهكاران به وادي بزهكاري جلوگيري كند زيرا پيشگيري سومين، كيفر را داراي خاصيت اصلاحي ـ درماني مي‌داند. در اين پيشگيري ، با افراد سر و كار داريم كه يا مرتكب جرم شده‌اند و يا بزه ديده واقع گرديده‌اند.
هدف از انجام سطح سوم پيشگيري آن است كه بتوان به تدمين ، حفظ ارتقاي فعاليت بزهكار و بازتواني او دست يافت. به سخن ديگر، هدف اصلي و مهم در اين پيشگيري درمان مرتكبين و جبران خسارت وارده به بزه ديدگان است. ايجاد شبكه حمايتي از معتادان درمان شده، سازمان دهي برنامه گسترده و موثر پيشگيري براي اين افراد، جلوگيري از ايجاد اثرات منفي ناشي از محل نگهداي معتادان، جلوگيري از برچسب خوردن معتاد در جامعه، مددكاري و توان بخشي، بازگرداندن سلامت معتاد و سرانجام سازماندهي امكانات و بازتواني شغلي آنان از جمله مصاديق بارزي است كه در اين مرحله قرار دارد.
در واقع، در اين مرحله تلاش مي‌شود به افرادي كه ترك اعتياد كرده‌اند كمك شود تا با اعتياد باز نگردند. پيشگيري ثالث به معناي بازپروري معتاد است . در اين پيشگيري، تلاش مي‌شود تا معتاد بتواند به زندگي عادي قبل از اعتياد برگردد. در اين حرله ضمن مقابله با زياده طلبي معتاد، درمان وي نيز به روش مناسب در دستور كار فرار مي‌گيرد تا ترك اعتياد حاصل شود و معتاد سلامت خود را بازيابد و به جامعه بازگردد كه انجمن معتادين گمنام (N.A) به نحوي به اين نوع پيشگيري مبادرت مي‌نمايد.
بند چهارم ـ پيشگيري عام و پيشگيري خاص
الف . پيشگيري عام
پيشگيري عام يك سلسله اقداماتي است كه عليه عوامل جرم زا به كار مي‌رود . اين دسته از تدابير كه به آنها تدابير پيشگيرانه اوليه از بزهكاري نيز مي‌گويند داراي خصيصه‌ي جمعي هستند و هدفشان مبارزه با عوام جرم زاي محيط و اطرافيان به طور كلي است.
در رابطه با پيشگيري عام از اعتياد بعهنوان يك جرم و ناهنجاري از آنجا كه عوامل متعددي نظير عوامل فردي، فرهنگي، خانوادگي، اقتصادي، سياسي و رواني در ايجاد اعتياد نقش دارد. بايستي براي پيشگيري از آن روي تمام عوامل فوق الذكر تاكيد نمود. مثلاً در عوامل فردي گرايش به اعتياد، بايد به مسايلي چون فشار و ناملايمات روحي و رواني، محروميت‌ها، نواقص جسماني و عوامل يگر چون لذت جويي، تقليد و كنجكاوي فرد توجه كرد در حاليكه در عوامل اجتماعي بايد بر روي عواملي همچون تبعيضات اجتماعي نابرابري‌ها و عدم وجود عدالت اجتماعي كه در گرايش به اغتياد موثرند توجه نمود. همچنين توجه به عوامل اجتماعي و اقتصادي مثل فقر و بيكاري، تورم و بحران‌هاي اقتصادي كه در ايجاد اعتياد موثر هستند، لازم و ضروري است.
عوامل فرهنگي نظير جهل و بي سوادي از ديگر عوامل موثر در اشاعه‌ي فرهنگ اعتياد است كه در پيشگيري عام بسيار مورد توجه است. در واقع مسائل فرهنگي در همه‌ي سطوح اجتماع نقش مهم و اساسي را ايفا مي‌نماد. به بيان ديگر نقش تبليغات و افزايش اطلاعات عمومي و نقش وزارتخانه‌ها، سازمانها و نهادهاي دولتي و خصوصي در جلوگيري از وقوع جرم كه مهمترين ركن از اركان پيشگيري عام از اعتياد است بسيار اهميت دارد.
ب. پيشگيري خاص
اين دسته از تدابير پيشگيري كه به آنه پيشگيري از برهكاري ثانويه نيز مي‌گويند. شامل روشها و تدابير پيشگيري فردي از تكرار جرم است. اين تدابير شامل روشهايي است كه كاملاً از پيشگيري جمعي متفاوت است و در قلمرو سياست جنايي(باليني) قرار مي‌گيرد و هدف آن اصلاح و درمان مجرمين به منظور جلوگيري از تكرار جرم و بازپروري اجتماعي آنان است. در اين نوع پيشگيري، ما با انواع روشها و تدابير درماني و آموزشي براي رسيدن به هدف‌هاي فوق مواجه هستيم.
در واقع در پيشگيري خاص، گروه هدف مجرمين بالفعل مي‌باشند . پيشگيري خاص ، يعني اقداماتي به منظور جلوگيري از تكرار جرم كه در قالب بازپذيري اجتماعي مجرم صورت مي‌گيرد. اين نوع از پيشگيري بيش از اينكه مرتكب مدار باشد، مجرم مدار است.
به طور كلي در باب پيشگيري خاص، تلاش مي‌شود تا از بازگشت مجدد معتادان جلوگيري شود. در واقع ، محور اصلي بحث در اين نوع پيشگيري ، پيشگيري از بازگشت مجدد معتادان است. وقتي فرد معتاد، سم زدايي مي‌شود و يا از بازپروري مرخص مي‌گردد با عوامل گوناگوني مواجه مي‌شود كه او را يك وقفه معمولاً نه چندان طولاني به طرف استفاده نابجا از مواد مخدر سوق مي‌دهند.
حال در اين وضعيت، پيشگيري خاص بايد ايفاء نقش كند و با اتخاذ تدابير لازم از بازگشت مجدد وي به دامن اعتياد جلوگيري نمايد. به طور كلي همه انسانها حتي افرادي كه مواد مخدر مصرف مي‌كنند، اعتقاد دارند كه اعتياد يعني نابودي زندگي و هيچ سرانجامي به جز مشكلات فردي، خانوادگي، زندان و مرگ فرا روي معتاد نيست.
بر اين اساس، بسياري از معتادان نياز شديدي به درمان و بازيابي سلامت جسمي و رواني و رهايي از چنگال شوم اعتياد را در درون خود احساس مي‌كنند. اما يكي از مشكلاتي كه اغلب معتادان و حتي خانواده‌هاي آنان را از ادامه درمان دلسرد مي‌كند بازگشت يا مصرف دوباره مواد مخدر است. فلذا همواره اين سوال وجود داشته كه براي پيشگيري از بازگشت مجدد معتاد چه بايد كرد؟ در واقع، يكي از مصاديق پيشگيري خاص پاسخ به همين سوال مهم است.84
بند پنجم ـ پيشگيري كيفري و غير كيفري
الف. پيشگيري كيفري و قضايي
اين نوع پيشگيري كه با به كار گيري ابزارهاي حقوق كيفري اعمال مي‌شود از طريق ارعاب ، ناتوان سازي و بازپروري به پيشگيري از ارتكاب جرم مي‌پردازد. پيشگيري قضايي يا كيفري تداعي بخش گام‌هاي آغازين در تاريخ حقوق كيفري است كه با استفاده از خصوصيات ارعابي و بازدارندگي مجازات در پي مقابله با جرم و پيشگيري در سطح فري و جمعي بوده است.
با توجه به بند پنج اصل 156 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران كه “اقدام مناسب براي پيشگيري از وقوع جرم و اصلاح مجرمان” را از وظايف قوه قظائيه قرار داده است، بند ب ماده يك لايحه پيشگيري از جرم را مي‌توان به عنوان نمونه‌اي از اين رويكرد ذكر نمود. به موجب اين بند “پيشگيري قضايي عبارت است از تدابير و اقدام‌هاي دستگاه قضايي در خصوص اصلاح مجرمان و استفاده مناسب از قرارهاي تامين و ضمانت اجراها و جلب اعتماد عمومي نسبت به نهادهاي عدالت كيفري”. اين نوع پيشگيري بعد از ارتكاب جرم صورت مي‌گيرد و هدف آن جلوگيري از تكرار جرم در آينده است.85
ب. پيشگيري غير كيفري(وضعي، جامعوي، رشد مدار)
اين پيشگيري مجموعه اقدامات غيركيفري است كه پيش از ارتكاب بزه با مداخله در فرايند فعليت يافتن جرم و وضعيت پيش جنايي در صدد جلوگيري از بزهكاري است. اين پيشگيري از نظر ذاتي اقدامي پيشيني است و سه گونه وضعي ، اجتماعي و رشد مدار تقسيم مي‌شود.
1- پيشگيري وضعي
منظور از پيشگيري وضعي اين تقسيم بندي همانند ساير تعاريف و تقسيم بنديها

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment