پایان نامه درباره مواد مخدر، مصرف مواد، زنان معتاد

در زنان به واقعيتي تلخ و انکارناپذير تبديل شده است و امروز نمي‌توان استراتژي انکار را در پيش گيريم و از کنار اين مسئله بگذريم. بنابراين ملاحظات اجتماعي و فرهنگي که دست‌اندرکاران را از رويارويي جدي منع مي‌کند ضروري به نظر مي‌رسد.
تا وقتي ضرورت تغيير رويکرد مورد پذيرش واقع نگردد نمي‌توان به نتايج قابل توجهي دست يافت. مراجعه به آمار نشان مي‌دهد که نرخ رشد اعتياد در زنان بيشتر از مردان است و از 5 درصد در سال 85 به 10 درصد در سال 90 افزايش يافته است. واقعيت اين است که اعتياد زنان وابسته به جريان اعتياد در کشور است و نمي توانيم آن را مجزا از سياست‌هاي کلي در اين زمينه در نظر بگيريم. ?? درصد زنان معتاد به واسطه همسرانشان مبتلا شده اند
طبق امار ارايه شده ازمعاونت رئيس‌جمهوري در امور زنان و خانواده در سال 90 حدود 70 درصد زنان معتاد به واسطه اعتياد همسران خود و فشار، ترس و همدردي با آنها اقدام به توزيع يا مصرف موادمخدر مي‌کنند . همچنين حدود 60 درصد از زنان زنداني با جرايمي که در ارتباط مستقيم با موادمخدر است درگير هستند.
تحقيقات نشان مي‌دهند که آسيب‌پذيري فرزنداني که مادر مبتلا به اعتياد دارند بيشتر از پدران مبتلا به اعتياد است. وقتي زنان معتاد باردار مي‌شوند مخاطرات زيادي را متوجه فرزندان خود مي‌کنند.
مطابق آمار 55 درصد از طلاق‌ها ريشه در اعتياد مردان دارد همچنين کودک‌آزاري و قتل جزو آسيب‌هاي ناشي از اعتياد است. ..
به نظر مي‌رسد در سياست‌گذاري‌هاي کلان در زمينه مقابله با اعتياد نگرش جنسيتي و توجه به اين مهم بايد مدنظر باشد تا برنامه‌ريزي جامع موردتوجه سياست‌گذاران قرار گيرد.
موضوع پنهاني بودن اعتياد زنان نسبت به مردان يکي از موانع درمان آنها است و موجب مي‌شود زنان از بيم نگاه اجتماع نتوانند به فرايند بهبودي تن دهند. رويکرد جامعه به مردان معتاد از جرم انگارانه به بيمار انگارانه تبديل شده اما اين اصلاح نگرش در زنان اتفاق نيفتاده است.
به گفته معاون رييس جمهور يکي از موانع درمان اعتياد زنان برچسب هاي اجتماعي به آنان است و اين مساله بايد حل شود تا زنان جسارت مراجعه به مراکز درماني را پيدا کنند زيرا اثرگذاري اعتياد زنان در جامعه ده ها برابر بيشتر از مردان معتاد است.61
اعتياد زنان از مناطق فقير و حاشيه نشين به مناطق عام تر مانند باشگاه هاي ورزشي و سالن هاي آرايشي کشيده شده است. در اعتياد دختران نوجوان و دانشگاهي با الگوي خاص سوء مصرف مواد به ويژه مصرف قرص محرک روبرو هستيم.
بهبوديافتگاني که توجه لازم را کسب نمي‌کنند دير يا زود به دامان اين آسيب بازمي‌گردند. بنابراين در صدد کاهش عوامل خطرزا، استرس‌زا و مشکلات مالي و روحي زنان بهبود يافته بايد بود و با ايجاد گروه خوديار تلاش شود تا مشکلات آنها پس از ترک به حداقل برسد.
عوامل جسمي مؤثر در گرايش جوانان کاشان به مواد مخدر
اثر ارث، کروموزون ها و ژن ها
ابتلا به بيماري هاي مزمن
نژاد
جنسيت
جدول شماره 3- عوامل جسمي مؤثر در گرايش جوانان کاشان به مواد مخدر
طبق آمارهاي موجود زنان كمتر از مردان معتاد به مواد مخدر مي‌گردند. طبق گزارش اداره زندان در شهرستان کاشان در سال 1392 آمار افرادي كه به جرم اعتياد و حمل مواد مخدر زنداني شده اند به شرح زير بوده است:
اعتياد به مواد مخدر
مرد
زن
جمع كل
265
103
368 نفر
72%
28%
100%
حمل وخريد و فروش و نگهداري مواد مخدر
مرد
زن
جمع كل
2116
209
2325 نفر
91%
9%
100%
جدول شماره 4- آمار افرادي که به جرم اعتياد و حمل مواد مخدر در شهرستان کاشان زنداني شده اند
در آماري که از زندان شهرستان کاشان گرفته شد وضعيت معتادين به مواد مخدر به شرح ذيل مي باشد.
درصد نمونه هاي تحت بررسي براساس جنسيت در شهرستان کاشان
زن
مرد
13 نفر
47 نفر
جدول شماره 5- تعداد و درصد نمونه هاي تحت بررسي بر اساس جنسيت در شهرستان کاشان
بند پنجم: سن
در هر گروه سني احتمال اعتياد وجود دارد. در خانواده هايي كه پدر يا مادر و يا هر دو معتاد به مواد مخدر هستند اطفال در سنين كم و از دورة طفوليت به همان ماده اي كه والدين مصرف مي‌كنند معتاد مي‌شوند و بعداً در ادوار مختلف سن، نوع اعتياد راتغيير مي‌دهند . معتادين معمولاً با كشيدن سيگار اعتياد را آغاز و بعد به مرور زمان مواد مخدر و يا داروهاي روان گردان را كه در دسترس دارند مصرف مي‌كنند.
جدول شماره 6- درصد نمونه هاي تحت بررسي براساس سن شروع به مواد مخدر در شهرستان کاشان
در کاشان نيز گرايش به مواد مخدر برحسب سن به شرح زير بوده است :
سنين شانزده تا بيست و چهار سال، سنين پر خطري براي جوانان محسوب ميشوند به طوري که امار نشان ميدهد نودوشش درصد افراد در شهرستان کاشان اعتياد را از سن 10 تا 25 سال اغاز کرده اند.مطابق پرسش از 60 نفر از معتادين در زندان شهرستان کاشان شانزده درصد از سن 10 تا 15 سال مصرف مواد مخدر را شروع کرده ا ند.پنجاه درصد از 16 تا 20 سال سي درصد از سن 21 تا 25 سال وتنها چهار درصد ازسن 30 به بالا شروع به مصرف مواد کرده اند.همانطور که مشاهده مي شود سن خطر در کاشان به 25 سال افزايش پيدا کرده است.
آمار نشان مي دهد که آنچه در زمينه مبارزه با پديده اعتياد بايد مدنظر قرار گيرد جوانان و نوجوانان هستند چراکه 96% از اين سنين شروع به مصرف مواد مخدر کرده اند و تنها 4% به افراد ميانسال باز مي گردد که اين 4% نيز بين جواني و ميانسالي مشترک است شايد بتوان گفت که کمتر از 3% افراد در سن ميانسالي گرايش به مصرف مواد مخدر داشته اند.
گفتار سوم: علل رواني
بين شخصيت و اعتياد رابطه اي متقابل وجود دارد، به نحوي كه فرد به علت وضع خاص شخصيتي و نيازها، شكست ها، ناتواني در برخورد با مسائل و ناكامي در زندگي، عدم ثبات عاطفي و ملايمات ديگر، به اعتياد روي مي آورد. از سوي ديگر، اعتياد به نوبه خود منجر به از بين رفتن تعادل رواني و هيجاني شخص مي شود. بدين سان، بين اعتياد و شخصيت فرد دور باطلي ايجاد مي شود كه مبارزه با آن مستلزم تغيير شرايط بيروني و دروني، يعني ايجاد اراده و روحيه اي قوي و آسيب ناپذير است. شناخت شخصيت و ويژگي هاي رفتاري معتادان به منظور مبارزه با اعتياد و نيز پيشگيري و درمان آن، از اهميت ويژه اي برخوردار است.
بند اول: بيماري هاي رواني و اعتياد
اكثر كساني كه در زمينه اعتياد مطالعه كرده اند ، به اين نتيجه رسيده اند كه معتادين انسان هايي ظريف حساس و زود رنج هستند . انسان هاي حساس نسبت به مسائل اطراف خود ، توجه بيشتري دارند و همچنين ، مسائل آنها را بيشتر از ديگران مي آزارد .
اين قبيل افراد متاسفانه مسائل و مشكلات دروني ذهني دارند و در مقابل امري كه چندان مشكل و ناراحت كننده نيست سريعا و در حد زياد ناراحت ، عصباني و آزرده مي شوند ، و به صورت منطقي با آن برخورد نمي كنند . آنها مي خواهند همه مسائل ، طبق ميل و يا خواسته آنها باشد و اگر در مساله اي چنين وضعيتي نباشد موجب رنجش آنها مي شود .
بيماريهاي عصبي ، سرخوردگي و مشكلات رواني و حالات ناشي از آنها نظير : اضطراب در موارد بسياري موجب اعتياد مي گردند .زندگي قبل از اعتياد معتادين از دو جهت با مسائل رواني ارتباط دارد يكي خود فرد و ديگري محيط اطراف او ،كليه معتادين يا حداقل كليه افراد مورد مطالعه ، اكثر اين خصوصيات رادارا بوده اند ، حساس ، زود رنج ، متوقع ، مضطرب ،پوچگرا هستند و همه چيز حتي زندگي را پوچ و بيهوده انگاشته و بي منطق ،مطلق گرا ، بهانه گير ، عصباني و پرخاشگر هستند .با رشد كودك و آشنائي او با حقايق محيط، هستة اساسي شخصيت تشكيل و با رشد جسمي و رواني شخصيت او تكامل پيدا مي‌كند. با تكوين شخصيت، كودك از پيروي كوركورانه از بعضي از تمايلات خود دست برمي‌دارد و سعي ميدارد حقايق زندگي وارزشهاي اخلاقي واجتماعي را درك كند. همين درك، درطرز رفتار، كردار ،‌اعمال و انطباق اجتماعي اواثرات خود را باقي مي‌گذارد .هرگاه رشد رواني به موازات رشد جسمي انجام نگيرد و شخصيت تكامل نيابد فرد در معرض ابتلاء به بيماريها واختلالات رواني و منش قرا گرفته بي اراده، تلقين پذيرو بي عاطفه بوده و در مقابل مشكلات تاب مقاومت ندارد و در معرض خطراعتياد به مواد مخدر و داروهاي روان گردان قرار مي‌گيرد.
الف ) عقب ماندگي ذهني :
به علت عدم تكامل شخصيت، عقب مانده هاي ذهني به علت نقص عقل و كم هوشي قادر به درك خطرات نبوده داراي شخصيت تلقين پذير مي‌باشند. تحت تأثير تلقين ديگران به طرف اعتياد كشانده مي‌شوند.
ب ) اسكيزوفرني :
مبتلايان به بيماري اسكيزوفرني ( جنون جواني )كه به سر و وضع خود توجه ندارند ونسبت به افراد بي عاطفه بوده و به كسي مهر نمي ورزند وبه اجتماع بدبين و خود را در دنيايي تصور مي‌كنند كه همه با اوخصومت دارند. دائم پريشان حال و منزوي بوده و براي تسكين آلام دروني تخيلي خود‌، مواد مخدر مصرف مي‌كنند.
بند دوم: بيماري هاي عصبي
افراد عصبي كه از لحاظ قواي هوشي سالم ولي از نظر رواني بيمار و به قواي عاطفي و ارائي آنان لطمه وارد شده است ،‌احساساتي بوده اخلاق و رفتار آنان نامتعادل، هيجاني، بي ثبات ،عجول و دائماً دچار اضطراب و تشويش مي‌باشند به علت عدم تكامل شخصيت، اينگونه افراد خود را بي كفايت تصور كرده نيازمند به اتكاء وحمايت ديگران ميدانند.
در نتيجه هيجان ،‌ترس و اضطراب بيمار احساس خستگي مفرط مي‌كند. احساس خستگي ،بيمار را به كار و امور زندگي بي علاقه نموده، سبب عدم عدم تمركز حواس مي‌گردد .افراد عصبي مخصوصاً بيماران مبتلا به فرسودگي و افسردگي در مصرف داروهاي آرام بخش و خواب آور افراط و سپس به طرف اعتياد به مواد مخدر سوق داده مي‌شوند .
الف) احساس گناه تقصير :
كه منجر به فوت سرنشينان آن مي‌شود و همچنين مبتلايان به بيماريهاي رواني كه دچار توهم گناه در پيش آمدهاي غير مترقبه مخصوصاً تصادفات رانندگي وتقصير نابخشودني هستند براي فرار از عذاب رواني و فراموشي گناه وتقصير توهمي خود ،به استعمال مواد مخدر رو مي آورند.
ب) كنجكاوي :
متاسفانه در حال حاضر برخي از نوجوانان نمي‌خواهند درک کنند که مصرف موادمخدر، فقط يک راه فرار و احساس کاذب است و در واقع تاثير تلقيني دارو‌ها موجب مي‌شود فرد احساس کند که حالش بهتر شده و اين به استفاده بيشتر و در ‌‌‌‌نهايت اعتياد منجر مي‌شود.
به طور کلي مراحل گرايش به اعتياد در نوجوانان در چند مرحله رخ مي‌دهد؛ در مرحله نخست نوجوان يا جوان براي پاسخ دادن به سوال‌هاي خود و از روي کنجکاوي به سمت مواد مخدر گرايش پيدا مي‌کند که بنا بر تحقيقات انجام شده کمتر از ?? درصد نوجوانان با اين دليل به سمت مواد مخدر کشيده مي‌شوند.
يکي از مراحل و مسيرهاي گرايش به مواد مخدر، امتحان کردن مواد است افراد استفاده از مواد مخدر را تفريحي مي‌داند که اغلب، دوستان و گروه همسالان مشوق اصلي ورود جوانان يا نوجوانان به اين مرحله هستند که البته تغييرات رفتاري زياد بارز نيست.
عده اي براي كنجكاوي و ارزيابي قدرت جسمي خود به تصور اينكه با يكبار مصرف معتاد نمي‌شوند به مواد مخدر معتاد مي‌گردند .
ج ) استقلال طلبي و مبارزه :
اطفال وجوانان براي اعلام استقلال وآزادي كاهش اميال ارضاء نشده معتاد مي‌گردند. بعضي از افراد اعتياد به موا مخدر را يك نوع نبرد و مبارزه بر عليه قدرت اجتماعي، خانواده، ارزشها، سنتها، قوانين و مقررات اجتماعي تصور نموده با معتاد شدن طغيان و سركشي خود را برعليه جامعه و خانواده ابراز ميدارند.
د ) نجات از مشكلات :
گروهي از افراد كه قدرت مقابله با مشكلات و ناكامي ها را ندارند اعتياد را

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment