پایان نامه درباره مواد مخدر، مصرف مواد، گروه همسالان

اكثر اين خصوصيات رادارا بوده اند ، حساس ، زود رنج ، متوقع ، مضطرب ،پوچگرا هستند و همه چيز حتي زندگي را پوچ و بيهوده انگاشته و بي منطق ،مطلق گرا ، بهانه گير ، عصباني و پرخاشگر هستند .
بند چهارم: لذت جويي و خوشگذراني
اعتياد تنها بيماريست که با تمام بيماري هاي ديگر متفاوت است از اين نظر که اکثر بيماري ها با درد و آخ و ناله شروع ميشوند و اعتياد با لذت، اين بيماري معمولا درجهت کسب لذت جويي و لذت طلبي فعال ميگردد.شخص بيمار براي انجام کارهايش که قصد لذت جويي از آن را داشته باشد دلايلي به ظاهر موجه ولي غير واقعي مي آورد، مثلا وقتي درد جسمي دارد او با انکار کردن پزشک و دارو براي رهايي از درد و در حقيقت لذت بردن از موادمخدر کوتاه ترين راه و آسان ترين را انتخاب ميکند يعني استفاده از مواد مثلا درد دندان را ميشود با ترياک تسکين داد چون قرص در منزل ندارم بهتر است به ناچار از ترياک استفاده کنم اين دليل موجه است اما غير واقعي ميباشد.
فعاليت بيماري اعتياد زماني که به اوج خودش برسد مانند طوفاني سهمگين به زندگي خود و ديگران وزيدن مي گيرد و از خرابي که پشت سر ميگذارد بي خبر است هرکس که بخواهد به هر دليل جلوي اورا بگيرد زير پا له ميکند و دائم در تعقيب افکار و احساسات آني خودش سعي ميکند تمام موانع را به هر شکلي بردارد او بي رحم و بي منطق سعي ميکند که به خواسته هاي خودش دست يابد و در اين راه از تمام ارزش هاي اخلاقي چشم پوشي کرده و فقط ميل به لذت بردن اورا آنچنان احاطه ميکند که رابطه اش را با وجدانش کاملا قطع ميکند .
تقريباً انجام هر كاري بدون توجه به باورهاي ذهني و نيروهاي دروني شخص انجام دهنده غيرممكن است. زماني كه يك تبدّل به مفهوم دقيق كلمه در خاستگاه فلسفي ذهني صورت مي گيرد، باور رواني و انگيزه اي، كه از آن گرايش به مواد مخدّر تعبير مي كنيم، ايجاد مي شود. فرد دايم مشكلات و موقعيت خود را ارزيابي و داوري مي كند. اين داوري نوعاً شخصي بوده و بر اساس دانش و فرهنگ تربيتي و فكري شخص داوري كننده صورت مي پذيرد. حقيقت آن است كه اعتياد، همچنان كه از نامش پيداست، اگرچه خود، صورت عادت دارد، اما براي شكستن يك عادت ديگر انجام مي گيرد.
يكي از بارزترين علل گرايش به مصرف مواد مخدّر در جوامع صنعتي پيشرفته شكستن عادت ناشي از حيات عادي فردي است كه در بستر زمان، صورت تكرار ملال آور به خود مي گيرد.
بر اساس آماري كه به دست آمده، قريب هشتصد هزار نفر از معتادان (از جمع دو ميليون نفر)، معتادان تفنّني هستند كه متأسفانه آمار سرآمدان علم و دانش در اين طبقه زياد مي باشد.
بند پنجم: انگيزه هاي درماني
يكي از علل مصرف مواد مخدّر جنبه هاي درماني آن است. حقيقت آن است كه در بسياري از موارد پرداختن و گرايش به مواد مخدّر، در آغاز، جنبه مداوا داشته و سپس در بستر زمان به اعتياد بدل گرديده است. شيوع مواد مخدّر در روستاها نوعاً با انگيزه درماني صورت مي پذيرد. در اين بخش استفاده از مواد مخدّر براي رسيدن به تعادل جسمي است.در برخي از روستاها براي تسكين درد كمر، درد دندان، درد گوش و مانند آن از ترياك استفاد مي كنند. مهمترين محل اثر موادمخدر بر مغز است. در مغز گيرنده هايي وجود دارد که اين مواد بر آنها اثر مي کنند. در شرايط معمولي وقتي بشر از انجام دادن کاري لذت ببرد و به عبارتي ديگر پاداش بگيرد، از مناطق پاييني مغز او موادي به اسم دوپامين و نوراپي نفرين ترشح مي شود و بر روي قشر و ساير مراکز حياتي آن اثر مي کند و احساس لذت و پاداش به او دست مي دهد و سعي در تکرار آن عمل دارد. يکي از آثار مهم موادمخدر فعال کردن همين سيستم است.بنابراين کساني که يک بار با اين مواد آشنا مي شوند چون سيستم پاداش در مغز آنها تقويت شده، تمايلي شديد به تکرار مصرف آنها پيدا مي کنند. بعضي از ‏اين باورهاي غلط در مورد مصرف مواد مخدرعبارتند از:
‏1ـ استفاده غلط از مواد مخدر در درمان بيماري قند يا فشار خون:‏
براي درمان فشار خون يا کاهش قند خون داروهاي بسيار مفيدي در دسترس مي باشد و ‏مواد مخدر نه تنها هيچ اثر درماني بر روي قند خون و فشار خون ندارد بلکه باعث از بين ‏رفتن علايم بيماري مي شود و با پيشرفت بيماري بيمار هرچه بيشتربسوي مرگ تدريجي ‏مي رود.‏
2ـ استفاده غلط از مواد مخدر براي درمان دردهاي حاد مثل گوش درد،دل درد،سردرد و…‏
تمام اين علايم خود نشان دهنده يک بيماري هستند مثلا گوش درد مي تواند علامت عفونت ‏گوش يا دل درد نشان دهنده آپانديست باشد پس بايد به فکر درمان بيماري باشيم نه درد. ‏
3 ـ استفاده غلط از مواد مخدر براي کاهش اضطراب، افسردگي، خستگي و اختلالات رواني: ‏خوشبختانه براي درمان بيماريهاي اعصاب و روان داروهاي بسيار خوبي وجود دارد که با ‏مراجعه بيمار به پزشک متخصص قابل درمان مي باشند. اما استفاده از مواد مخدر در اين ‏موارد نه تنها مشکل بيمار را حل نمي کند بلکه با معتاد شدن بيمار مشکل وابستگي به مواد ‏نيز به مشکلات قبلي‌اش اضافه مي شود.
4 ـ استفاده غلط از مواد مخدر براي اختلالات جنسي و انزال زودرس: استفاده از داروهاي ‏جديد، روان درماني و تکنيکهاي مختلف از جمله درمان هاي بي خطر و بسيار خوب براي انزال ‏زودرس مي‌باشند.
متأسفانه استفاده از مواد مخدر در اين مورد بسيار غلط مي باشد و در دراز مدت باعث ‏ناتواني جنسي و حتي عقيمي فرد معتاد مي شود.
5 ـ استفاده غلط از مواد مخدر براي درمان بيماري‌هاي مزمن: دردهاي مزمن اندام‌ها، کمردرد، بيماري قلبي و بسياري از بيماري‌هاي مزمن ديگر بايستي تحت نظر پزشکان‏متخصص درمان شوند و براي رسيدن به درمان مطلوب شايد ماه‌ها زمان لازم باشد. در‏اين مواقع استفاده از مواد مخدر انگيزه بيمار را براي پيگيري درمانش کم مي کند و در‏نهايت به ضرر بيمار تمام مي شود و بيماري وي درمان نشده باقي مي ماند. ‏
حتي استفاده درماني از داروهاي مخدر در صورت صلاحديد پزشک بايد بسيار با احتياط ‏انجام شود و در کوتاه مدت و با توجه به محاسبه سود و زيان ناشي از مصرف آنها ‏صورت گيرد. ‏
استفاده خودسرانه و مدام از داروهاي مخدر يا مواد مخدر به‌عنوان دارو عوارض بسيار‏خطرناکي دارد که از آن جمله مي توان موارد زير را ذکر کرد:

پيشرفت بيماري:
با تسکين درد، بيماري درمان نمي شود بلکه به سير خود ادامه مي دهد تا ‏جايي که بيمار را از پاي در آورد.
عدم بهبودي و مزمن شدن:
عدم درمان درست بيماري‌هايي مثل: انواع کمردردها، سردردها، ‏اضطراب، انزال زودرس و غيره با مواد مخدر نه تنها باعث بهبودي آنها نمي شود بلکه فرم ‏مزمني از بيماري را باعث مي شود که درمان آنها به مراتب سخت‌تر از درمان اوليه بيماري ‏مي باشد. ‏
بند ششم:معاشرت با دوستان ناباب
عضويت در گروه همسالان براي نخستين بار كودكان را در فرايندي قرار مي دهد كه بيشترين ميزان جامعه پذيري به صورتي ناخودآگاه و بدون هرگونه طرح سنجيده اي در آن انجام مي پذيرد. گروه همسالان برخلاف خانواده و مدرسه، كاملا حول محور منافع و علايق اعضا قرار دارد. اعضاي اين گروه مي توانند به جستجوي روابط و موضوع هايي بپردازند كه در خانواده و مدرسه با تحريم مواجه است.تقريباً در ?? درصد موارد، اولين مصرف مواد به دنبال تعارف دوستان رخ مي دهد.
همانطور که در نمودار مشخص است ارتباط و دوستي با همسالان مبتلابه سوء مصرف مواد، مهم ترين عامل مستعدكننده براي ابتلاي نوجوانان و جوانان به اعتياد در شهرستان کاشان است. مصرف كنندگان مواد براي گرفتن تأييد رفتار خود از دوستان سعي مي كنند آنان را وادار به همراهي با خود نمايند. نظريه همنشيني افتراقي مؤيد اين دليل مي باشد. در اين نظريه، كجروي و انحراف اجتماعي ناشي از آن است كه فرد رفتار نابهنجاري را در خلال فرايند جامعه پذيري و يادگيري فراگرفته و آن را از طريق همانندسازي يا دروني كردن ارزش ها، در درون خود جايگزين كرده است و به صورت رفتار بروز مي دهد. در اين تحليل، خانواده، دوستان و گروه همسالان بيشترين نقش را برعهده دارند.
گروه همسالان، بخصوص در شروع مصرف سيگار، بسيار مؤثرتر است. بعضي از دوستي ها صرفاً حول محور مصرف مواد شكل مي گيرد.
عوامل فردي علل گرايش جوانان کاشان به اعتياد
نام عامل
درصد تأثير
تعداد افراد شامل در نمونه
معاشرت با دوستان ناباب
30%
18 نفر
ناراحتي و فشارهاي رواني
20%
12 نفر
بيکاري
5/12%
8 نفر
لذت جويي و خوشگذراني
5/12%
8 نفر
اعتياد والدين و اعضاي خانواده
10%
6 نفر
حس کنجکاوي
5/7%
4 نفر
تسکين دردهاي جسماني
5/7%
4 نفر
جدول شماره 1: عوامل فردي علل گرايش جوانان کاشان به اعتياد
درصد نمونه هاي تحت بررسي براساس علت اصلي گرايش به اعتياد در شهرستان کاشان
جدول شماره 2- درصد نمونه هاي تحت بررسي بر اساس علت اصلي گرايش به اعتياد در شهرستان کاشان
بررسي نمونه آماري حاکي است که از بين 60 نفر افراد مورد مطالعه بيشترين عامل فردي در گرايش جوانان و نوجوانان به اعتياد به مواد مخدر معاشرت با دوستان ناب است که 30% را به خود اختصاص داده است و چون معاشرت با دوستان بيشتر به دوران جواني تعلق دارد و در دوران هاي ديگر افراد فرصت معاشرت با افراد غير اصولي کمتر پيدا مي کنند لذا توجه به اين عامل بايد در دوران جواني مدنظر قرار گيرد. درجه دوم علل به ناراحتي ها و فشارهاي رواني با مقدار 20% بازگرديده که اين عامل از دوران وجواني مي تواند مدنظر قرار گيرد ولي تا انتهاي زندگي فرد ممکن است باعث بروز گرايش به مواد مخدر گردد و در ادامه عوامل لذت جويي و خوش گذراني با درصد 5/12% عامل هاي تأثيرگذار مي باشند که زمان توجه به اين دو عامل نيز بايد مورد توجه قرار گيرد. عامل اعتياد والدين با 10% و سپس حس کنجکاوي مختص نوجوانان و جوانان است با 5/7% و در آخر تسکين دردهاي جسماني با 5/7% قرار دارد.
گفتار دوم: عوامل جسمي
در بررسي عوامل جسمي‌بايستي اثرات ارث، كروموزوم ها، ژنها ،ابتلاء به بيماريها، جنسيت، سن ،‌نژاد مورد توجه قرار گيرند .
بند اول: اثر ارث و كروموزوم ها و ژن ها
اعتياد والدين ( پدر يامادر يا هر دو ) اثر ارثي مستقيم در اولاد دارد .سمي‌كه در نتيجه مصرف مواد مخدر در بدن پدر يا مادر ايجاد شده به جنين منتقل وسبب ضعف قواي جسمي و رواني مخصوصاً عقب ماندگي كودك مي‌گردد.
كودكان مادران معتاد به مواد مخدر، قبل از تولد معتاد به همان ماده اي هستند كه مادر به آن اعتياد دارد .
در مورداينكه اعتياد با ژنها منتقل مي‌گردد هنوز نتايج قطعي از پژوهش ها به عمل نيامده است در هر حال نوع ومقدار مواد مخدر و يا داروهاي روان گردان مانع رشد طبيعي جنين گشته زمينه رامستعد به اعتياد درآينده مينمايد.
بند دوم: ابتلاء به بيماريهاي مزمن
مصرف داروهاي اعتياد آور به مدت طولاني در بيماريهاي مزمن، افراد را در معرض خطر اعتياد قرار مي‌دهد. بيماران براي تسكين دردها با مصرف بي روية داروهاي آرام بخش و خواب آور، معتاد مي‌شوند.
بند سوم: نژاد
بر اساس تحقيقات به عمل آمده گرايش به اعتياد در نژادهاي مختلف متفاوت است زرد پوستان و سفيد پوستان بيش از سياه پوستان به طرف اعتياد كشانده مي‌شوند .
بند چهارم: جنسيت
اعتياد يکي از آسيب‌هايي است که پديده‌اي چند وجهي محسوب مي‌شود و به جرأت مي‌توان گفت هيچ جامعه‌اي از آن مصون نيست. اين پديده تهديدي عليه امنيت کشور و يکي از موانع توسعه پايدار است.
در دهه‌هاي اخير رويکردهاي زيادي را شاهد هستيم اما به نظر مي‌رسد اين مسئله مانند ساير مسائل به بررسي بين رشته‌اي نياز دارد . در اين ميان زنان جزو نخستين قربانيان انحرافات اجتماعي هستند و اعتياد يکي از مهمترين اين آسيب‌ها است افزايش اعتياد

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment