پایان نامه درباره مواد مخدر، مصرف مواد، مصرف کنندگان

دارند. شهرستان کاشان به واسطه قرار گرفتن در محور مواصلاتي و ترانزيتي و همجواري با شهرهاي مرکزي کشور ، مهاجر پذيري و گسترش شهرک هاي صنعتي و گسترش شهر نشيني و ديگر عوامل، يکي از شهرستان هايي است که از نظر وقوع جرم علي الخصوص ،تهيه ،توزيع و مصرف مواد مخدر با افزايش قابل ملاحظه اي مواجه بوده است . در اين ميان جوانان بيشتر از اقشار ديگر جامعه در معرض خطر قرار دارند چون کاشان يکي از شهرهاي مهاجر پذير بوده و بخش قابل توجهي از آن را جوانان و نوجوانان تشکيل مي دهند پديده اعتياد به عنوان يکي از مهمترين خطرات احتمالي موجود براي جوانان در اين شهرستان به ميزان زيادي قابليت اشاعه داشته و گريبان گير جوانان در اين شهر است.
بسياري از جوانها و حتي پدر و مادر ها فکر مي کنند که دليل اعتياد فرد، اصرار دوستان است. در حالي که اين تنها انگيزه سوء مصرف مواد در جوانان نيست. اگر بخواهيم انگيزه هاي مصرف مواد مخدر جوانها را بشناسيم، فهرست بلند بالايي ميشود،
کنجکاوي، کسب لذت، تسکين درد، فراموش کردن مشکلات، شوخي و خنده، هيجان طلبي يا ميل به خطر کردن، احساس بزرگ شدن، پيوستن به گروهي خاص و … اين علل با وجود اين که چندان مهم به نظر نمي رسند، باعث اعتياد ميليونها انسان شده اند. بيشترين علت اعتياد جوانان در ايران دو عامل کنجکاوي و کسب لذت است.
امروزه متخصصين، يک عامل را زمينه ساز اعتياد نمي دانند و معتقدند عوامل مختلف دست به دست هم ميدهند و فرد را معتاد مي سازند. اين عوامل تشکيل شده اند از عوامل فردي ( عوامل رواني، زيستي، و بيولوژيک)، عوامل خانوادگي و عوامل اجتماعي، هر کدام از اين سه عامل به تنهايي نيز قادرند تا موجب گرايش فرد به اعتياد شوند.
يکي از مهمترين عوامل گرايش جوانان و نوجوانان به مصرف مواد اعتياد آور کنجکاوي و هيجان طلبي است.
در اين بخش ابتدا آمار و ارقام علل اعتياد جوانان شهر کاشان که از طريق پرسشنامه تهيه گرديده مي پردازيم سپس علل و عوامل گرايش به مواد مخدر در شهرستان کاشان مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
گفتار اول: عوامل فردي
بسياري از روان شناسان علل رفتارهاي انحرافي را بر حسب نقص شخصيت فرد كجرو توجيه مي كنند و بر اين باورند كه برخي از گونه هاي شخصيت، بيشتر از گونه هاي ديگر، گرايش به تبهكاري و ارتكاب جرم دارند. علل فردي گرايش به اعتياد بيشتر بر مبناي نظري ديدگاه هاي روان شناختي متكي مي باشند. در بسياري از جوامع کنوني،‌اعتياد به اشکال گوناگوني بروز کرده است. تا کنون اعتياد به مواد مخدر، يکي از مشکلات بزرگ بهداشتي بوده، ولي امروزه اعتياد به قمار، مسائل جنسي و اينترنت نيز به ليست مشکلات بهداشتي اضافه شده است. بسياري از عوامل دست به دست يکديگر داده و فرد را به سمت اعتياد سوق مي دهند. اگر علت اعتياد را فقر بدانيم، معتادان متمول را ناديده گرفته ايم و اگر بيسوادي را مطرح کنيم قشر معتادان تحصيل کرده را ناديده گرفته ايم. پس نمي توان به تنهايي يک عامل را علت ايجاد اعتياد دانست. به همين دليل امروزه اعتقاد بر اين است که اعتياد، معلول مشکلات جسمي، رواني و اجتماعي است. اگر همه عوامل به وجود آورنده اعتياد مهيا باشد، باز در نهايت اين خود فرد است که براي مصرف مواد تصميم مي گيرد. پس بايد توانايي هاي فردي را ارتقا بخشيد تا شخص بتواند در مواقع خطر، خود را از چنگال اعتياد دور سازد. در بين عوامل فردي حفاظت کننده مي توان از مهارت هاي زندگي ياد کرد. مهارتهاي زندگي طيف وسيعي از توانائيها هستند که مسلح شدن به هر يک از آنها شخص را در مراحل مختلف زندگي ياري خواهد داد تا با قدرت بيشتري در برابر مشکلات مقاومت کند. اين مهارتها عبارتند از : مهارت حل مشکل، قدرت تصميم گيري، توانايي نه گفتن، هنر دوست يابي و … که اگر امروز اين مهارتها را به فرزندان خود نياموزيم، فردا در غياب ما، در مقابل اصرار دوستان، قدرت مقاومت نخواهند داشت.
با دانستن عواملي كه فرد را در معرض خطر اعتياد قرار مي دهند، مي توان افراد در معرض خطر را شناسايي كرد و براي پيشگيري از ابتلاي آنان به اعتياد، برنامه ريزي هاي دقيق و مؤثر انجام داد.
بند اول: مشكلات رواني
گروهي از افراد كه بعضاً ضعيف النفس هستند، قدرت مقابله با مشكلات و ناكامي ها را ندارند و اعتياد را راه نجات خود تلقّي مي كنند; براي رهايي از ناراحتي ها، فشارهاي رواني، بي اعتمادي به خويشتن و رفع هيجانات دروني در جستجوي پناهگاهي امن، به مواد مخدّر و يا مصرف داروهاي روان گردان پناه مي برند. اين افراد فكر مي كنند كه با مصرف مواد از گرفتاري هاي زندگي رهايي مي يابند و دنيا را به نحو ديگري مشاهده مي كنند; زيرا حالت تخديري دارو و مواد مخدّر سبب مي شود كه تا مدتي فرد معتاد نسبت به مسائل، مشكلات و واقعيت هاي زندگي بي تفاوت باشد. همين فرار از زير بار مشكلات فردي، عامل عمده براي كشش افراد به طرف مواد مخدّر است.
يك دسته از افرادي كه بيشتر در معرض اعتياد به مواد مخدّر قرار مي گيرند افراد افسرده هستند. به عقيده برژه افسردگان بيشترين و مهم ترين بخش معتادان را تشكيل مي دهند. افراد افسرده ضعف رواني دارند و به نوعي احساس خلأ شخصيتي مي كنند. آن ها به تصور خودشان، توان لذت بردن از دنيا را ندارند، همواره احساس ناتواني و خستگي مي كنند و خود را تهي از هرگونه توان و احساس مطلوب مي دانند. به عقيده سيدني كوهن، چنين افرادي ممكن است با مصرف مواد در جستجوي جادويي برآيند كه به دردهايشان پايان بخشد و خلأهايي را كه در خودشان احساس مي كنند رفع و نقص شخصيتشان را برطرف كنند. فشارهاي روحي و مشکلات حل نشده باعث بالا رفتن اضطراب و نگراني هاي شديد در فرد مي گردد. تا زماني که شخص مشکل خود را حل ننموده است ميزان ا ضطراب و تشويش دروني در او بالا مي رود. حال وقتي فرد خود نمي تواند مشکلش را حل نمايد، بهتر است از افراد متخصص و متبحر در اين زمينه کمک گيرد. ولي متاسفانه هنوز مشاوره جايگاه واقعي خود را در زندگي فردي و اجتماعي ما پيدا ننموده است. در نتيجه مشکلات روحي-رواني که در ايتدا به راحتي قابل درمان است، به مرور تبديل به معضلات عظيمي مي گردند که درمان آنها بسيار مشکل و پيچيده خواهد شد
بند دوم:حس كنجكاوي
اکثر مواد مخدر داراي بوي زننده اي هستند و به علت داشتن مواد سمي داراي طعمي نامطلوب مي باشند که طبيعتا موجودات از خوردن آن اجتناب مي کنند اما چون بشر به اقتضاي کنجکاو بودن داراي روحيه اي آزمايش گر و مبتکر است با بي احتياطي به استفاده از آن رو مي آورد که ديگر متوجه طعم و بوي نامطلوب و غير طبيعي بودن آن نمي شوند و زماني که به آن وابسته شد با نيروي اراده خود مسلما دچار مشکل خواهد شد.
مصرف کنندگان مواد مخدر گاهي بدون سوء قصد حالات خود را در هنگام استفاده يا بعد از استفاده خود را به دوستان خود بازگو مي کنند اطلاعاتي که جوانان و نوجوانان از رسانه هاي گروهي و خيلي از فيلم ها و بعضي از کتابهايي که در اين زمينه تدوين شده است به دست مي آورند موجب مي شود تا آنان بخاط روحيه کنجکاوي راغب گردند که شخصا آنچه را که شنيده يا ديده اند را آزمايش کنند و بدين ترتيب .مي توان گفت يکي از انگيزه هاي روي آوردن جوانان و نوجوانان به مواد مخدر ” حس کنجکاوي” است لذا دادن اطلاعات در اين مورد به تنهايي کافي نيست چه بسا ممکن است همين اطلاعات اثرات سوئي داشته باشد و موجبات ميل و کشش فرد به مصرف براي رفع اين حس کنجکاوي باشد اما اگر اين اطلاعات با يک آموزش خاص طراحي و ارائه شود و افراد را به اثرات و عواقب زيان بار آن آشنا کند در اين صورت ضمن ارضاي حس کنجکاوي ديگر شاهد رشد روز افزون افراد به اين سم کشنده و بلاي خانمان سوز نخواهيم بود.
تجربه مواد مخدر مانند اموري در زندگاني ما انسان هاست که با يک بار تجربه بخاطر حس کنجکاوي و آزمايشي تمام پل هاي پشت سر انسان خراب مي شود و ديگر راه بازگشتي ندارد و راه جبران مسدود مي شود.
همچنين مي توان به اين مطلب اذعان داشت افرادي که باورهاي مثبت يا خنثي کردن مواد مخدر را دارند به مراتب احتمال مصرف و اعتيادشان بيش از کساني است که باورهاي منفي دارند افرادي که به نگاه تفريحي و به صورت سرگرمي به اين مواد رو مي آورند با خيال اينکه اين نوع مصرف براي آنها هيچ ضرري نخواهد داشت غافل از اينکه اين سخنان فقط تکذيب واقعيت ها و انکار کردن آن است اما اکثريت کساني که مصرف کننده هستند اظهار داشته اند که ما در آغاز مواد را بصورت سرگرمي و تفريحي استفاده مي کرديم اما يکبارگي متوجه شديم در دام اعتياد افتاده و اسير و وابسته آن شديم و راه نجاتي هم نداريم.
مصرف کنندگان مواد مخدر براي گرفتن تاييد رفتار خود از اطرافيان و دوستان خود سعي مي کنند آنها را وادار به همراهي با آنان کنند به خصوص گروه همسالان که در شروع به مصرف سيگار رو مي آورند که همه چيز از همين جا شروع مي شود ، ابتدا سيگار … سپس سيگار همراه حشيش و … زيرا علاوه بر حس کنجکاوي ،شرايط لازم براي گرايش به اعتياد به وسيله دوستان فراهم مي شود لذا هرچقدر ارتباط فرد با اجتماع ، خانواده کمتر باشد ميزان کشش و راغب بودن او به اين گروه ها افزايش پيدا مي کند .
عده اي با شركت در مجالس دوستانه زماني كه مي بينند ديگران از مواد مخدّر استفاده مي كنند حس كنجكاوي در آن ها تحريك شده، به مصرف مواد گرايش پيدا مي كنند. اين امر منجر به مهيا شدن زمينه اعتياد در فرد مي شود; زيرا ممكن است با اولين مرتبه استفاده در فرد احساس مثبتي ايجاد گردد و باعث تكرار اين عمل شود. البته آن ها غافل از اين هستند كه اين نوع لذت ها زودگذر و خانمانسوز مي باشند.
دسته اي از افراد نيز براي كنجكاوي و ارزيابي خودشان با تصور اينكه با يكبار مصرف معتاد نمي شوند، و گاهي حتي براي اينكه قدرت خودشان را به ديگران ابراز دارند به مصرف مواد مخدّر تن مي دهند. احتمال معتاد شدن اين افراد نيز بسيار است.
بند سوم: ناراحتي و فشارهاي ر واني
اراده عامل حركت فرد مي باشد. پس بايد با منطق و شرع همسان باشد و با استفاده از تربيت و آموزش صحيح تقويت شود. فردي كه با مشاهده يك عمل خلاف شرع و موازين اجتماعي با قاطعيت تمام در مقابل آن ايستادگي مي نمايد، از خود تزلزلي نشان نمي دهد و هدف خود را در زندگي به طور قطعي انتخاب مي كند داراي اراده اي قوي مي باشد. اما اگر فرد دچار اراده ضعيف بوده و برنامه خاصي براي زندگي خود نداشته باشد، اولا، دچار نوعي سردرگمي و خستگي روحي مي شود و ثانياً، ممكن است در مقابل هر انحرافي پاسخ مثبت دهد. در اين صورت، نه تنها شخص نمي تواند مانع انحراف ديگران شود، بلكه خود نيز دچار انحراف مي گردد. اين مسئله دراعتياد فرد اهميت بسزايي دارد. اكثر كساني كه در زمينه اعتياد مطالعه كرده اند ، به اين نتيجه رسيده اند كه معتادين انسان هايي ظريف حساس و زود رنج هستند . انسان هاي حساس نسبت به مسائل اطراف خود ، توجه بيشتري دارند و همچنين ، مسائل آنها را بيشتر از ديگران مي آزارد.
اين قبيل افراد متاسفانه مسائل و مشكلات دروني ذهني دارند و در مقابل امري كه چندان مشكل و ناراحت كننده نيست سريعا و در حد زياد ناراحت ، عصباني و آزرده مي شوند ، و به صورت منطقي با آن برخورد نمي كنند . آنها مي خواهند همه مسائل ، طبق ميل و يا خواسته آنها باشد و اگر در مساله اي چنين وضعيتي نباشد موجب رنجش آنها مي شود .
بيماريهاي عصبي ، سرخوردگي و مشكلات رواني و حالات ناشي از آنها نظير : اضطراب در موارد بسياري موجب اعتياد مي گردند .زندگي قبل از اعتياد معتادين از دو جهت با مسائل رواني ارتباط دارد يكي خود فرد و ديگري محيط اطراف او ،كليه معتادين يا حداقل كليه افراد مورد مطالعه ،

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment