پایان نامه درباره مواد مخدر، مبارزه با مواد مخدر، آموزش و پرورش

قانون منع كشت خشخاش و استعمال ترياك تصويب شد.
طي سالهاي 1334 تا 1347 قوانين متعدد داخلي و بين المللي به وجود آمد ليكن با وجود نقاط قوت و ضعف نتوانست در مهار اعتباد موثر واقع شود. تا اينكه در سال 1347 قانون اجازه كشت خشخاش و صدور ترياك به خارج از كشور به تصويب رسيد. در سال 1349 نيز قانون اجازه معاملات ترياك براي كمك و درمان معتادان تصويب شد و در سال 1350 به منظور تشويق كاشفين و مامورين، آيين نامه مربوط به پرداخت حق الكشف كاشفين مواد مخدر و پاداش مامورين به تصويب رسيد.92
چنانچه ملاحظه مي‌شود مقنن در اين سالها براي مقابله با مواد مخدر و اعتياد در بخش مداخله‌ي غير كيفري هم از سياست تشويقي و هم از سياست مبارزه بهره جسته است. البته پس از انقلاب سياست تقنيني در خصوص مواد مخدر و اعتياد شدت عمل بيشتري نسبت به قبل به خود گرفت. ولي نبايد جنبه پيشگيرانه اين مقررات و قوانين را ناديده گرفت، كه از اين جمله مي‌توان به ممنوعيت كشت مواد مخدر، جايگزيني هاي مجازات حبس، تلاش براي جرم زدايي از اعتياد و تمركز فعاليت‌هاي مربوط به مبارزه در نهادهاي خاص اشاره كرد.
نقطه اوج سياستهاي غير كيفري تقنيني در اجراي ماده 33 قانون اصلاحي 1376 متبلور است كه ستاد مبارزه با مواد مخدر در تاريخ 20/11/1377 آيين نامه‌ي ويژه اي را با عنوان پيشگيري از اعتياد ، درمان معتادان مواد مخدر و حمايت از افراد در معرض خطر، از تصويب گذراند و در آن الگوهاي سه گانه پيشگيري يعني پيشگيري نخستين (پيشگيري از اعتياد) پيشگيري دومين(حمايت از افراد در معرض خطر) و پيشگيري سومين(درمان معتادان مواد مخدر) پيروي كرده است.93
صرف نظر از جدال موجود بر اينكه اعتياد جرم است يا بيماري و در پي آن معتاد بيمار است يا مجرم، در حال حاضر در نظام حقوقي ايران با توجه به سراحت ماده 15 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر و الحاق موادي به آن مصوب 1376 اعتياد، جرم محسوب مي‌شود (هر چند در اصلاح اين قانون در سال 1389 با شرايطي آن را جرم نمي‌داند) به رغم جرم بودن اعتياد، درك قانونگذار و شناخت او از ماهيت اعتياد كه همان بيماري است، موجب شده است مقنن سنت شكني كرده و در قبال پديده مجرمانه، مجازاتي با اوصاف كيفري قائل نشود و جز در موارد اقدامات اجتماعي به درمان و اصلاح معتاد توجه داشته باشد.
در سالهاي اخير، نهادهاي غير كيفري همچون سازمان‌هاي بهزيستي كشور با اعطاي مجوز به سازمانها و انجمن‌هاي غير دولتي، امكان مشاركت ايشان را در درمان اعتياد فراهم آورده است از جمله انجمن معتادان گمنام (N.A) اجتماعي از معتادان بهبود يافته است به نحوي كه در درمان اعتياد و استمرار بهبود، تاثير بسيار داشته و با استفاده از اصول روحاني و معنوي فعاليت مي‌كند.
از سويي در قرن اخير مفهوم عدالت ترميمي در نظام عدالت كيفري، رويكردي جديد و اصلاحي به وجود آورده است، به نحوي كه اصول، قدم‌ها، سنت‌ها و مفاهيم انجمن مذكور را مي‌توان منطبق با يافته‌ها و دستاوردهاي عدالت ترميمي دانست، هر چند از پاراديسم‌هاي عدالت ترميم به طور مطلق برخوردار نيست، همچنين نحوه عملكرد اين انجمن را مي‌توان مكانيزمي مثبت براي واكنش گرايي قانون به رفتار مجرمانه‌ي اعتياد در دستان عدالت كيفري قرار داد، به نحوي كه جلوه كيفر به ترميم و اصلاح بدل شود.94
در پايان با توجه به روند تحولات بين المللي در قبال مواد مخدر كه به سوي اتخاذ يك استراتژي عقب نشيني با اوليوت بازپروري بر سركوب در جريان است، ضرورت بازانديشي آن در نظام عدالت كيفري ايران كاملاً محسوس است و بايد مورد توجه و مداقه قرار گيرد.
ديدگاه حضرت امام خميني در پيشگيري ازاعتياد:
اعتياد به موادمخدر در نزد امام خميني (ره) مصداق کامل باطل قرار گرفته است. اگر باطل ها داراي مراتب باشند، فساد هرويين از همه فسادها حتي شراب و زنا بالاتر است و لذا قاچاقچي ها که موجب رونق اعتياد در سطح جامعه مي گردند، خيانتکاران درجه يک جامعه محسوب مي شوند . مهمترين دليل وجود اعتياد در جوامع به نظر امام (ره) دست هاي اجانب است. امام معتقد بودند، مواد مخدر مساله اي مربوط به قاچاقچي يا يک کشور نيست، بلکه مساله اي جهاني است. استعمار در گذشته با جاهل نگه داشتن مردم به اهدافش دست مي يافت. به نظر امام، آسيبي که به امکانات فيزيکي کشور وارد مي شود آن قدر اهميت ندارد که نيروي انساني يک ملت از بين برود. جنايت بزرگ رژيم گذشته آن بود که نيروي جوان را نابود کردند. بنابراين امام بدون آنکه گرفتار سطحي نگري شود، مسئله قاچاق موادمخدر در کشور را حلقه اي از حلقات تزانزيت قاچاق بين المللي که با اهداف حساب شده دردنيا منتشر مي شود، مي داند. ” شما اينها را با چهار تا قاچاقچي حساب نکنيد، اين قاچاقچي بزرگ ها اين کار را مي کنند، اين دست هاي خارجي دارد اين کارها را مي کند،…. اينها مي خواهند که نگذارند اين نهضت به آخر برسد”.” ساده انگاري است که کسي تصور کند،پخش موادمخدر امري اتفاقي است بلکه نقشه اي کامل و جامع در کار است”.”آرزوي دشمنان يک ملت آن است که هر چه مي خواهند بکنند و ما حرف نزنيم. آدم افيوني نمي تواند فکر بکند براي يک مملکت”.
“جامعه اي که جوانان آن نسبت به مقدرات خودشان بي توجه باشند اسلامي نيست. جواني که معتاد است اگر چه از حيثيت جاني ثروتي براي کشور است اما اين ثروت بي فايده است. کسي که مشغول تزريق هرويين است يا پاي منقل چرت مي زند از اطراف خودش بي خبر است چه رسد به آنکه چه اتفاقي در جامعه اتفاق مي افتد، چنين کسي ديگر فکرش نمي رود دنبال اينکه نفت ما را که مي خورد کجا مي رود اين نفت اين ثروت ما کجا مي رود. اصلا تو فکرش نمي آيد. يک آدم هروييني اصلا فکرش دنبال اين نيست که چه مي گذرد او همه اش دنبال اين است که چه وقت هرويين بشود يا وقت استعمال ترياک بشود. همه عالم به هم بخورد اين همين طور آنجا نشسته چرت مي زند يا مشغول عياشي است.”
اعتياد غرور مقدس يک ملت را نابود مي کند و آنها را به صورت ذليلانه اي در مي آورد چنين کشوري هر چه به آن توهين کنند جسارت انتقاد را از کف مي دهد، مانند مرده اي که فاقد اعصاب است و هر چه به آن زخم مي زنند حرکتي از خود نمي کند. اسلام امام (ره) اسلام جسارت و نقادي در برابر باطل است. جوان مطلوب از نظر امام آن است که اگر يکجا صحبتي شد که مي خواهد به حيثيت کشورش به حيثيت ملتش به حيثيت اسلامي برخورد بايد پا بشود برود سراغ آن کار. جوان نامطلوب، جواني است که مبتلا به مخدرات است و در امور کشوري بي تفاوت نسبت به مصالح مملکت کار ندارد.
در آثار امام به صورت پراکنده به راه هاي پيشگيري معتادين اشاره شده است که به طور اختصار مي توان اين روشها را در مقولات ذيل بسته بندي کرد:
موادمخدر تفکر منطقي را سلب مي کند:
” مخدرات فکر انسان را مي گيرد. انساني که فکر منطقي نداشته باشد در اوهام و تخيلات غرق مي شود و در زندگي به صورت موجودي خيالباف در مي آيد. آدم معتاد واقعيت جدي زندگي را فراموش مي کند و دنبال تمايلات حيواني خويش به راه مي افتد. يک همچو موجودي نمي تواند در مسائل جدي فکر کند اصلا فکرش نمي آيد دنبال مسائل جدي، تمام افکارش متوجه به آن مسائل شهواني و حيواني است”.
اعتياد و سلب قدرت اراده:
“اراده وابسته به عقل است، برخلاف ميل که با شهوت سروکار دارد. هر قدر آدمي بتواند مسلط بر اميالش باشد و اميالش را تحت کنترل عقل در آيد نيروي اراده قدرتش شدت مي يابد. اعتياد نيرومندي را سلب مي کند و جوان را به حال خمار و خلسه در آورد”.
اعتياد و بحران هويت:
از آثار مخرب اعتياد آن است که اعتماد به نفس فردي و اجتماعي را مي گيرد. آدم معتاد به صورت موجود ضعيف و مهملي در مي آيد که نه تنها منشا امور مثبت براي جامعه نيست که اساسا خودش را قبول ندارد و هويتي براي خود قائل نيست. به قول امام ” اعتياد انسان را از ميان تهي مي کند”.
اعتياد و فساد:
“اعتياد مصداق کامل فساد است، همان طور که سرکه عسل را فاسد مي کند ، آدم معتاد خود، خانواده و جامعه اش را به فساد مي کشاند و نه تنها جامعه خودش را فاسد مي کند که نسلي را به فساد مي کشد”.
روش هاي پيشگيري:
پيشگيري مقدم بر درمان است و جلوگيري از بيماري اهميتش بيشتر از خود معالجه است. امام معتقد است که عامل آگاهي در پيشگيري اعتياد سهم مهمي دارد..”بايد راديو و تلويزين طوري جوان ها را بار بياورد که مستقل و داراي اراده و تصميم باشند نه پايبند اين مسائل شهواني يا آن مسائل ديگري که مثل هرويين و امثال ذالک. اينها بايد در راديو و تلويزيون جوري عمل شود،که اينها را محترز کنند”
برخورد همه جانبه:
امام در اثارشان بر هماهنگي همه گروههاي دست اندر کار مبارزه با اعتياد تا کيد داشتند.هر دسته اي بايد گوشه اي را بگيرد ودرست کند.به نظر امام اگر اين اتفاق همگاني صورت نگيرد نتنها ريشه هاي فساد رشد مي کنند که افراد همد يگر را پيدا کرده وبا هم مجتمع مي شوند.و اگر ما جلو اينها را نگيريم شما مادر هاو خواهر ها وبرادر ها جلو آنها را نگيريد رشد مي کنند.از طرف ديگر حضرت امام جلوگيري از اعتياد ومخدرات را يک کار الهي مي دانند ومي فرمايند :مساله نجات يک آدم نيست مساله نجات اسلام است.مساله بالاتر از اينهاست
آحاد مردم:
حضرت امام در کنار کليه امکانات و نيروها، بر نقش مردم نيز تاکيد دارند ايشان مي فرمايند:
“وضعيت اگر در حال عادي بود حفظ نظم با قواي انتظامي بود. اگر حال غير عادي شد مردم همه موظفند که کمک کنند” و در جاي ديگر مي گويد: “بر همگان واجب است که در امر مبارزه کوشش کنند”
خانواده:
مهمترين عامل پيشگيري و معالجه شخص معتاد اصلاح خانواده است، بويژه امام بر تربيت مادران تاکيد زيادي داشتند .به نظر ايشان اگر مادران تربيت شوند وبه وظيفه خويش عمل نمايند. تربيت اولاد بالاترين است که در همه جوامع از همه شغل ها بالاتر است .
گفتار چهارم: راهكارهاي پيشگيري از گرايش اعتياد به مصرف مواد مخدر در شهرستان كاشان
همانطور كه ملاحظه شد با وجود گسترش مبارزه با مواد مخدر در طي سالهاي اخير و تشديد مجازات مواد روانگردان متاسفانه اين مبارزه با توزيع مواد درگير بوده است ولي ميزان رسوب مواد افيوني در كشور و شهرستان كاشان كه در محور ترانزيت مواد مخدر قرار دارد افزايش يافته است.
آنچه مسلم است اعتياد را نمي‌توان فقط با اتكاء به روشهاي قهرآميز ، كنترل يا ريشه كن كرد گرچه برخوردهاي نظامي قطعاً يكي از راههاي مقابله با اين پديده است . كنترل و ريشه كني به تدابير علمي تر نيازمند است. خوشبختانه در حال حاضر درمان اعتياد به محور كاهش تقاضا متمركز شده است نه كاهش عرضه و بهترين و مطمئن ترين راه كاهش تقاضا، پيشگيري است.
همانطور كه مي‌دانيم پيشگيري به دنبال از بين بردن ريشه‌ها و علل ارتكاب جرم است. نهادهايي مانند آموزش و پرورش، خانواده، مددكاران اجتماعي، سازمانهاي مردم نهاد بازيگران اصلي اين پيشگيري اجتماعي هستند. اين نوع پيشگيري به دنبال بهبود توانايي مردم براي زندگي در محيط امن و مشاركت كامل در حيات اجتماعي است و در مورد سرچشمه‌ها و معضلات اجتماعي مانند حاشيه نشيني ، بي سوادي، كمبود وسايل و امكانات تفريحي و … اعمال مي‌شود.
در پيشگيري اجتماعي از اعتباد نهادهاي آموزشي، رسانه‌اي و اطلاع رساني، نهادهاي مدني مسئول توليد هنجارهاي رفتاري مانند خانواده، مدرسه، نهادهاي مذهبي و … بيشتر از نهادهاي عدالت كيفري مسئول اجراي امور هستند چرا كه از يك سو در نهادهاي عدالت كيفري راه حل‌ها معمولاً مقطعي و كوتاه مدت هستند و تأكيد مقامت سياست جنايي معمولاً بر نتايج خروجي‌هاي شمارش پذير مانند تعداد متهمان و مجرمان مواد مخدر، ميزان و حجم مواد

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment