پایان نامه درباره مواد مخدر، دانش آموز، مصرف مواد

اد مكشوفه و … است، از سوي ديگر هيچ يك از اين ارقام ميزان توان بخشي برنامه هاي پيشگيري از اعتياد را نشان نمي‌دهند و نيز هزينه كردن منابع امكانات بيشتر جهت سركوب جرايم خياباني و خشونت بار به موجب رسانه‌اي شدن رويدادهاي خشونت بار و افزايش توجه افكار عمومي به اين رفتارهاي مجرمانه ، مخالفان برنامه‌هاي پيشگيري اجتماعي از اعتياد را سنجش ناپذير، مبهم و پر هزينه مي‌داند لذا ايجاد ساز و كارهاي دقيق ارزيابي در حوزه پيشگيري اجتماعي از اعتياد مي‌تواند شكاف ايجاد شده ميان نظريه و عمل را كاهش داده و موجب اعتماد مردم و مديران دولتي به اثربخشي اين برنامه‌ها فراهم آيد كه راهكارهاي ارائه شده در پنج بند به صورت خلاصه بيان مي‌گردد.
بند اول ـ تأكيد بر گروه همسالان و پيشگيري از معاشرت با دوستان ناباب
گروه همسالان مركب از تعداد محدودي از افراد است كه به لحاظ سن همانند يكديگر هستند و به طور دايم با يكديگر معاشرت و روابط متقابل دارند و با هم به فعاليت مشتركي مي‌پردازند. اعضاي گروه همسالان نسبت به هم احساس همبستگي دارند و از اينكه با هم به فعاليت مي‌پردازند لذت مي‌برند.
يكي از عواملي كه بر رفتار نوجوان تاثير مي‌گذارد گروه همسالان مي‌باشد آشنايي با گروه هاي هم سن و سالي كه با بزهكاري زندگي را مي‌گذرانند و عضويت در اين گروه ها و پذيرش ارزش اين گروه از افراد عامل مهمي در بزهكاري افراد مي‌باشد. بررسي گروه هاي بزهكاري نشان مي‌دهد كه داشتن دوستان ناباب ، فرار از مدرسه و غيبت از منزل تا پاسي از شب از ويژگي هاي رفتاري اين گروه از نوجوانان بوده است در واقع مشاركت در چنين رفتارهايي مورد حمايت و تاييد گروه قرار مي‌گيرد .
معاشرت با دوستان ناباب يكي از عوامل مهم آلودگي به مواد مخدر است. انتخاب دوست و همنشين همواره يكي از مهم ترين و سرنوشت ساز ترين انتخاب‌هاي بشر بوده است. تاثيري كه دوستان بر ساختار شخصيت انسان دارند. از ديگر عوامل شكل گيري شخصيت كمتر نيست. اين تاثيرگذاري در دوره نوجواني به حد اعلاي خود مي‌رسد ارتباط با افراد بدخواه و دوستان نادان يا مغرض ، آمي را به تباهي و فساد مي‌كشاند.
در دوران كودكي فرد به شدت تحت تاثير خانواده است اما با افزايش سن، نقش افراد خارج از خانواده به خصوص همبازي‌ها و همكلاسي‌ها افزايش مي‌يابد و از اهميت خانواده كاسته مي‌شود اين شرايط با افزايش سن فرد سير فزاينده‌اي مي‌‌يابد و طي دوره نوجواني به اوج مي‌رسد . در اين دوره فشار دوستان و همسالان ممكن است افكار و نوع تربيت خانواده را تحت الشعاع قرار دهد چرا كه طي دوران نوجواني براي فرد نيازهاي جديد را ايجاد مي‌كند و از جمله آن نياز به كسب هويت و نياز به دريافت محبت مي‌باشد، از يك سو چنانچه خانواده و جامعه شرايط لازم را براي نيل به هويت فرد را فراهم آورند اين نياز به صورت مناسب برآورده مي‌شود در غير اين صورت فرد براي نيل به هويت و ابراز وجود راههاي انحرافي را برمي‌گزيند از جمله اين راههاي انحرافي عضويت در گروههاي كجرو است.
نوجواني كه خواهان تثبيت هويت خويش به عنوان عضوي از گروه است با رغبت تمام در همه فعاليت‌هاي گروه شركت مي‌كند تا وفاداري خود را به گروه ثابت نمايد، از سوي ديگر زماني كه نيازهاي عاطفي جوان در محيط خانواده برآورده نشود، او سعي مي‌كند اين نياز را با اتكا بر دوستان حل كند و به اصطلاح “نگاه بيرون” دارد. از آنجا كه فقدان تجربه و هيجان پذيري از جمله مؤلفه‌هاي دوره جواني است در اين جمعهاي دوستانه اموري مانند استعال سيگار، مواد مخدر و موضوعهاي جنسي به عنوان سرگرمي تلقي مي‌شود. بديهي است كه همه افراد با هدف غرق شدن در اين امور وارد محافل دوستانه نمي‌شود ولي گروه از مكانيزم‌هايي براي يكدست كردن افراد استفاده مي‌كند كه همه افراد را ناگزير به مشاركت در اين فعاليت‌ها يا ترك گروه مي‌كند. اصرار بر استعمال مواد، سبك مشاركتي در استعمال، تمسخر كردن افرادي كه از مشاركت امتناع مي‌كنند يا خاطب قرار دادن آنان با القايي مانند “بچه ننه ، آدم حسابي و … ” از جمله اين مكانيزم‌هاست.95
بنابراين راه هاي مهم پيشگيري اين است كه والدين علاوه بر اينكه بايد تلاش خويش را براي ايجاد صميميت و رابطه عاطفي با فرزندان صورت دهند و از دوري گزيدن نوجوان و گرايش به تكيه بر افراد غريبه و گروه همسالان جلوگيري نمايند، بايد به صورت غيرمستقيم ارتباط نوجوان را با دوستانش كنترل نمايند تا خدايي ناكرده اگر دوستي نااهل يا آلوده به اعتياد مورد همانندسازي قرار گيرد بتواند با حذف آنها زمينه گرايش و آشنايي آنان را با اعتباد از بين ببرند.
بر همين اساس است كه انتخاب دوست بر اساس معيارهاي الهي و انساني مورد توجه پيشوايان ديني قرار گرفته است. اينكه انسان با چه كساني رفت و آمد كند و از مراوده با چه كساني بپرهيزد، بخشي از روايات اسلامي را به خود اختصاص داده است. انتخاب دوست و هدايت طفل به رفت و آمد با افرادي خاص از جمله وظايفي است كه والدين در خصوص فرزند دارند زيرا طفل در ابتداي راه زندگي طبعاً نمي‌تواند افراد را از يكديگر تميز دهد چه بسا نتواند خير و صلاح خود را در مراوده با ديگران مورد ملاحظه قرار بدهد.
در نتيجه اينجا وظيفه والدين است كه دوستان فرزندان خود را از صافي‌هاي مخصوص عبور دهند و معيارهاي افراد نيكو را از افراد ناباب به او باز گويند تا فرزند در آشفته بازار اجتماع حيران و سرگردان نمانده و خوب را از بد و راه را از بيراهه بشناسد و سكان زندگي اجتماعي‌اش را خود به دست گيرد . بايد سعي نمود كه فرزند آنان با كودكان و نوجواناني دوست و همبازي شوند كه در خانواده آنها والدينشان يا خود فرد سوء مصرف به مواد مخدر، مواد روان گردان، الكل و سيگار نداشته باشند، چون ممكن است كه كودكان آنها به تقليد اعضاي بزرگ خانواده بپردازند و البته پيشگيري از معاشرت با دوستان ناباب مختص به سنين كودكي و يا نوجواني نيست و گروههاي سني بالاتر را نيز شامل مي‌شود كه خانواده‌ها بايد مراقب فرزندان خود در تمام مراحل باشند.
بند دوم ـ پيشگيري از طريق آموزش
امروزه عليرغم ايجاد تغييرات عميق فرهنگي و تغيير در شيوه‌هاي زندگي، بسياري از افراد در رويارويي با مسائل زندگي فاقد توانايي‌هاي لازم و اساسي هستند و همين امر آنان را در مواجهه با مسائل و مشكلات زندگي روزمره و مقتضيات آن آسيب پذير نموده است.
بنابراين افراد جامعه خصوصاً در سنين پايين تر براي مقابله با استرس‌ها، موقعيت‌هاي مختلف و تعارض‌هاي زندگي به كاركردهايي نياز دارند كه آنان را در كسب اين توانايي‌ها تجهيز نمايد. اين كاركردها بسيار زيربنايي بوده و مي‌توانند در فرايند تعليم و تربيت از طريق برنامه درسي شكل گيرد. كاركردهايي نظير آموزش خانواده‌ها و بهبود نظام آموزشي و … كه در جهت ارتقاء بهداشت رواني و پيشگيري از آسيب‌هاي اجتماعي مانند اعتياد به كار بسته مي‌شود.
الف ـ آموزش خانواده‌ها
بدون ترديد آموزش بزرگترهاي خانواده و مربيان از جهت نحوه برخورد آنان با نوجوانان و جوانان در خانه و آموزشگاه، امري ضروري است و اين وظيفه آموزش، بر عهده انجمن‌هاي اولياء و مربيان، راديو، تلويزيون ، مطبوعات و تمام افرادي است كه توان علمي و تجربي دارند.
انجمن‌هاي اولياء و مربيان بايد در جلسات خود از اولياي دانش آموزان دعوت نمايند تا افراد كارشناسي و با تجربه در زمينه‌هاي مربوط به علل روي آوري دانش آموزان به استفاده نابجاي مواد اعتياد آور سخن بگويند و خانواده‌ها را آگاه نمايند. بايستي والدين را آگاه كرد كه احتمال ابتلاي فرزندانشان به مواد مخدر وجود دارد و هيچ نوجوان و جواني از خطر اعتياد مصون نيست. بايد به آنان گوشزد كرد كه در محافظت از فرزندانشان در مقابل اعتياد مسئول هستند و مي‌توانند با هوشياري از ابتلاي آنان پيشگيري نمايند.
مي‌توان مطالب ذيل را به والدين آموزش داد:
1) نوع مواد، شكل، اسامي رايج آنها و ابزاري كه براي مصرف مواد مخدر استفاده مي‌شود.
2) نحوه تهيه و محل مصرف مواد مخدر
3) عوامل و موقعيت‌هايي كه موجب مصرف مواد مخدر مي‌شود.
4) علايم مصرف مواد مخدر
5) عوارض و خطرات كوتاه مدت و طولاني مدت مصرف مواد مخدر
6) بايد به والدين تذكر داده كه خودداري از مصرف سيگار و مواد مخدر، الگوي مناسبي براي فرزندانشان باشند
7) والدين نبايد اجازه مصرف هر گونه دارو بدون تجويز پزشك را به فرزندانشان بدهند
8) به محض اطلاع از مصرف مواد مخدر توسط فرزندانشان، فوراً آن را با يك پزشك با تجربه در زمينه مشاوره و درمان اعتياد در ميان بگذارند.
به طور كلي بايستي والدين را در فرصت‌هاي مناسب، از پيامدهاي شوم بي توجهي به امور فرزندان و تربيت صحيح آنان آگاه نمود زيرا محروميت‌هاي فرهنگي يكي از عوامل استفاده نابجاي مواد مخدر، داروهاي روان گردان، الكل و سيگار مي‌باشد. نتيجه آن يكي از عوامل مهم پيشگيري از اعتياد فرزندان آموزش بزرگترهاي خانواده است.96
ب ـ بهبود نظام آموزشي
يكي از مشكلات فعلي جامعه ما وضعيت نابه سامان آموزش و پرورش است. متاسفانه روند تربيت معلم و آموزش مشاوران تناسبي با مسائل و مشكلات، نوجوانان و جوانان اين مرز و بوم ندارد. به همين دليل دو قشر دانش آموز ـ معلم و مشاور با هم فاصله زياد دارند. در تدوين برنامه‌هاي آموزشي و پرورشي و تربيت معلمان و مربيان، مهم ترين عاملي كه علاوه بر فلسفه پرورشي و نياز جامعه بايد در نظر گرفته شود نيازهاي دانش آموزان است. متاسفانه هم برنامه‌هاي درسي و هم الگوهاي پرورشي ارائه شده هيچكدام در محك آزمون، پيروز نبوده‌اند. حجم قابل ملاحظه دانش آموزاني كه ترك تحصيل نموده و دچار مشكلات متعدد عاطفي هم چون اضطراب ، افسردگي، شب ادراري، لكنت زبان، اعتياد به مواد مخدر مي‌شوند حكايت از اين مسئله دارد.
مساله ديگر كه بسيار هم حيرت انگيز و در عين حال تاسف بار است عدم پوشش مناسب بخش مشاوره مدارس ابتدايي و راهنمايي است. گو اين كه در مقطع متوسطه نيز مشاور صرفاً يك نقش راهنماي تحصيلي را ايفا مي‌كند. پرسشي كه مطرح مي‌شود اين است كه چگونه بيش از چند ميليون نفر دانش آموز كه اكثر آنها در سنين حساس نوجواني به سر مي‌ّرند بدون يك بخش تخصصي شناخته شده در دنيا(مشاوره) مي‌توانند عاري از مشكلات عاطفي، هيجاني، تحصيلي، خانوادگي به پرورش و خودشكوفايي دست يابند؟
متاسفانه در بخش آموزش و پرورش با وجود تلاش‌هاي صادقانه بسياري از مديران و متخصصان قصور فراواني به وقوع پيوسته است. اگر خواهان كاهش روند اعتياد و آسيب‌هاي اجتماعي ديگر هستيم بايد اولاً بخش مشاوره تخصصي(استفاده از افرادي كه در رشته‌هاي روان شناسي و مشاوره آموزش ديده اند و مجرب و كارآزموده باشند) را در سه مقطع ابتدايي، راهنمايي و متوسطه و حتي دانشگاه به سرعت گسترش داده، آنها را به عنوان يك نهاد رسمي، صاحب اختيار و مستقل به حساب آوريم. ثانياً با نظر اساتيد فن(روان شناسان، متخصصان تعليم و تربيت) در برنامه‌هاي درسي يك تجديد نظر اساسي شود. ثالثاً به آموزش ويژه معلمان دوره‌هاي تربيت معلم متناسب با نيازهاي دانش آموزان آنها همت گماشته يك بازنگري كامل در نحوه تدريس، ارائه دروس و آموزش و پرورش آنها به عمل آورد و در نهايت به منظور بازآموزي و توسعه دانش فني معلمان و مشاوران علمي ، يكسري دوره‌هاي آموزشي تخصصي متناسب با نيازها و مشكلات دانش آموزان در نظر گرفته شود تا همه آنها اين آموزش ها را به طور جدي ببينند.97
و به طور كلي بايد هدف از هر نوع برنامه آموزشي، حتي در سطوح تحصيلات عاليه بيان زيان‌هاي مصرف مواد مخدر و ايجاد نفرت از مواد مخدر در فرد يا گروه مورد آموزش باشد و قبح آن را در فرهنگ گروه تحت آموزش جا بياندازد و در كتب درسي به

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment