پایان نامه درباره مواد مخدر، خانواده ها، مصرف مواد

بي رويه جمعيت، تمام آنها نمي توانند به تحصيلات خود ادامه داده و يا جذب بازار کار شوند ، عدم امکانات رفاهي ، تفريحي، بهداشتي و تهيه مسکن به خصوص نگراني و نوميدي از آينده موجب ناراحتي رواني مي گردد و آنان براي رهايي از فشار زندگي و فراموش کردن غم آينده به مصرف مواد مخدر روي مي آورند. ليکن با توجه به اينکه در چند سال اخير کشور ايران و باطبع شهرستان کاشان به کاهش جمعبت مواجهه گرديده به نظر مي رسد رشد جمعيت تاثير قابل توجهي در گرايش به اعتياد نداشته هرجند در بعضي جوامع جزو علل گرايش به مواد مخدر رشد جمعيت مي باشد.
ب: شهر و روستا
1)شهر :زندگي در شهر عامل مستقيم گرايش به اعتياد در مواد مخدر نيست بلكه شرايط موجود در شهرهامخصوصاً ازدحام جمعيت، مشكل ترافيك، وضع مسكن، كمبود روابط عاطفي منجر به ناراحتي هاي رواني و خستگي جسمي مي‌گردد و به علت فقدان همبستگي بين افراد خانواده و همسايگان بي اعتنائي به معنويات كه سبب افزايش بي قيدي و بي‌بندوباري و بالاخره عدم انطباق اجتماعي گرايش به استعمال مواد مخدر افزايش مي يابد.
2 ) روستا : روستائيان كه اكثراً داراي روابط عاطفي و صميمي‌بوده و زندگي مسالمت آميز دارند در غم واندوه هم شريك و در مصائب از مساعدت وهمياري به يكديگر مضايقه نمي‌كنند از بسياري از مفاسد زندگي در شهرها مصون مي‌باشند ولي روستائيان كه براي كار به شهرها مي روند و به علت معضلات زندگي شهري كه منجر به خستگي جسمي و ناراحتي‌هاي رواني مي‌گردد به انواع مواد مخدر معتاد مي‌شوند ودر مراجعت به روستا ،سايرين را نيز به مصرف موادمخدر ترغيب و عده اي را معتاد مي‌نمايد.
بند اول: مهاجرت
در تمام ادوار زندگي، بشر براي بقاء تهيه حوائج زندگي وامرار معاش از محلي به محل ديگر مهاجرت نموده است . از اوايل قرن بيستم، با پيشرفت حيرت انگيز علم و صنعت، هر سال ميليون ها نفر زادگاه خود را ترك و براي اشتغل به كار با شهرها و يا كشورها و قاره هاي ديگر مهاجرت مي‌كنند. مهاجرت يا فردي و يا با اعضاءخانواده و گروهي است .
الف ) مهاجرت به شهرها :
پيشرفت شبكه هاي مخابراتي ورسانه هاي گروهي دورافتاده ترين روستائيان را از مزايا و رفاه شهري آگاه مي‌سازد. روستائيان به علت تهي دستي ودرآمد كم، كار مشقت بار، محروميت از رفاه اجماعي و وسايل اموزشي، براي اشتغال به كار و كسب با درامد زياد و يا ينل به آرزوهاي خويش، به شهرها مهاجرت مي‌كنند و با ديدن زرق و برق به ظاهر فريبنده شهرها و ساير مزايا بيشتر به محروميت خود پي مي‌برند.
در ديدار با روستائيان محرومي‌كه در ده مانده اند و از مظاهر تمدن جديد وپيشرفت علوم، فقط يك راديوترانزيستوري دارند ديدني هاي شهر را به تفصيل شرح داده آنان را نيز تشويق به مهاجرت به شهرها مي‌كند .
مهاجرين مذكور در توشه ووبار خود اعتقادات مذهبي و سني قومي، آداب ورسوم زادگاه خويش را به همراه مي‌برند. در محيط جديد با اوضاح و احوال كاملاً متفاوت با محيط ساده وصميمي زندگي روستائي مواجه مي‌گردند.
مهاجرين در بدو ورود به شهرها، به علت كمبود مسكن، عدم امكان پرداخت كراية منزل، با طرز رقت بار وتأثر انگيز در حاشيه شهرها با برپائي الونك ساكن مي‌شوند.
چون در فن يا حرفه اي تخصص ندارند و استعداد و قابليت آنان پرورش نيافته است به آساني جذب بازار كار نمي‌گردند و در صورت اشتغال به كار، به اندك بهانه از كار بركنار و لاجرم براي امر امرار معاش به مشاغل كاذب از قبيل دوره گردي، روزنامه فروشي و دست فروشي و غيره رو مي آورند قاچاقچيان با اطلاع از استيصال و بدبختي كه مهاجرين دارند آنان را براي توزيعمواد مخدر وا مي‌دارند.
اطفال و جواناني كه به تنهائي، بدون يار و ياور، محيط گرم وپرمحبت خانواده را رها ساخته و به اميد تحقق بخشيدن به آمال و ارزوهاي رويائي خويش ،زادگاه خود را ترك مي‌كنند حزن آور ترين سرنوشت مهاجرين رادارند.
جواناني كه براي كار در صنايع و يا كارهاي ساختماني از روستاهاي محقر به شهرها سرازير مي‌شوند در محل اقامت جديد، با نهايت جديت براي كسب معاش به فعاليت مي پردازند ودر صورت اشتغال به كار و رفع نياز و احتياجات اوليه، از لحاظ رواني احساس غربت و دلتنگي نموده و غالباً پس از فراغت از كار، حالت افسرده و غمگين وي ا برعكس حالت تهاجمي و خشونت و ستيزه جويي دارند خستگي جسمي، سوء تغذيه ، ندشتن وسايل رفاه و‌اسايش، سلامتي آنان را به مخاطره مي اندازد. براي رفع خستگي و تألمات رواني، ابتدا ،به سيگار وسپس به ساير مواد مخدر معتاد مي‌شوند.
ب ) مهاجرت از كشوري به كشور ديگر :
مهاجرت از كشوري به كشور ديگر نظير مسافرت از روستاها به شهرها است لكن تضاد فرهنگي، اختلافات مذهبي و تبعيض و ندانستن زبان در اين نوع مهاجرت بر مشكلات مهاجرين مي افزايد.
مهاجرين با روياهاي تخيلي كه از كشور جديد دارند در انجا باواقعيتهايي روبرو مي‌شوند كه برايشان قابل تصور نبوده است. سودجويان و قاچاقچيان با استفاده از درماندگي آنان به استعمال وتوزيع مواد مخدر تشويق و ترغيب نموده و با معتاد كردن مهاجرين را به پرتگاه ذلت سوق مي‌دهند .
گفتار ششم: علل اقتصادي
فقر،بيکاري،گدايي و ولگردي ،بحران هاي اقتصادي، سود جويي و خريد و فروش مواد مخدر ، تبعيض طبقاتي و مشکلات مالي از جمله عوامل مهم کشيده شدن فرد به سوي مواد مخدر است .اين عامل از طريق فراهم آوردن خيل خرده فروشان مواد مخدر صنعتي به گسترش اعتياد کمک مي کند ؛ با اين توضيح که اعتياد بين قاچاقچيان مواد مخدر نادر است اما بخش اعظم خرده فروشان ، مصرف کننده مواد مخدر هستند .در آغاز فرد براي دستيابي به پول و بر اساس نياز مالي به خريد و فروش مواد مي پردازند اما با ابتلا به اعتياد ، اين دليل اوليه جاي خود را به وابستگي و سوء مصرف مواد مي دهد که اين فرآند موجب تشديد فقر گرديده و سرانجام چرخه باطل فقر ، اعتياد، فقر را به وجود مي آورد.62
تاثير وضعيت اقتصادي برر رفتار و اخلاق آدمي از گذشته هاي دور مورد توجه دانشمندان بوده است . از افلاطون نقل شده است :”تقواي واقعي و ثروت فراوان مانعه الجمع هستند”. جرم شناسان در اين زمينه به دو گروه تقسيم مي شوند: گروهي که گرايش به مکتب کمونيستس دارند، معتقدند که رفتار انحرافيافراد شديدا متاثر از وضعيت بد اقتصادي آنها است. در نتيجه ، شرايط نا برابر توزيع ثروت و نامعادله بودن آن را عامل انحراف مي دانند و اين را که بيش تر منحرفان و مجرمان و بزه کاران و معتادان به مواد مخدر از اقشار پايين جامعه بوده و در محلات فقير نشين و شلوغ و کثيف زندگي مي کنند ، تاييدي بر ادعاي خود مي دانند. در مقابل اين ديدگاه دسته اي ديگر از جرم شناسان رشد اقتصادي و باالا رفتن سطح زندگي را عامل انحراف مي دانند .
اسلام هيچ يک از دو نظر را به عنوان عامل انحصاري نمي پذيرد؛ يعني از سويي فقر و تنگدستي راعامل بي توجهي به مسائل معنوي و ارزشها و هنجارها مي داند و از سوي ديگر امکانات و اموال زيادي نيز خدا را از ياد انسان مي برد.63
فقر مادي و مالي باعث مي شود که والدين تنها به فکر نيازهاي تغذيه اي و پوشاک باشند و کمتر به تفريحات و مسافرت اهميت دهند . وجود تفريح مسافرت باعث مي شود تنش هاي رواني افراد کاسته شود و آرامش بيشتري بر زندگي شان حکم فرما شود ولي متاسفانه در خانواده هاي فقير نه تنها ناراحتي ها کم نمي شود بلکه به دليل وضعيت معيشتي که دارند روز به روز بر تنش هاي آنان افزوده مي شود. در اين خانواده ها غذا، پوشاک،هزينه اياب و ذهاب،و ساير تسهيلات به سختي تامين مي شود و در بعضي خانواده ها شدت فقر به حدي است که کودکان ناگزيرند براي تامين معاش خانواده به کار بپردازند و در مواردي جذب مشاغل کاذب و فروش مواد مخدر و اعتياد مي شوند.
جدول شماره 12- درصد نمونه هاي تحت بررسي براساس سطح درآمد در شهرستان کاشان
از بررسي نمودار و جدول فوق به اين نتيجه مي رسيم که بين فقر و اعتياد رابطه وجود دارد و 39 در صد معتادين مورد نمونه از خانواده هاي فقير و کم درآمد محسوب مي شوند. از جمعيت نمونه آماري ما 24 نفر يعني معادل 39% از خانواده هاي کم درآمد، 37% معادل 22 نفر داراي درآمد متوسط، 10 نفر معادل 16% داراي درآمد در حد کافي و 5 نفر از خانواده هاي درآمد بالا بوده اند.
گفتار هفتم: علل فرهنگي
فرهنگ عبارت است از مجموعه افکار و انديشه ها،دانش و فلسفه، ادبيات و آداب و رسوم ،شعائر و مناسک ،هنر و صنايع، اخلاق و ارزشها و نيز ديگر يافته هاي اجتماع يک جامعه .64
منظور از محيط فرهنگي در جرم شناسي کليه جنبه هاي فرهنگي هر اجتماع ، اعم از آداب و رسوم و اخلاقيات و اعتقادات و نيز موسسات مربوط به تعليم و تربيت و کليه امور مربوط به آن ها است که نحوي از اتحاد شخصيت افراد را تحت تاثير قرار مي دهد و عامل موثري در ميزان انواع انحرافات و بزهکاري هاي هر اجتماع محسوب مي شود 65.
الف) جهل و بيسوادي
فقدان تعليم و تربيت کامل هميشه نقش اساسي در توسعه انحرافات و جرايم را بازي مي کند . به عبارت ديگر ، بي سوادي و نداشتن تحصيلات منظم و تربيت فرهنگي ريشه بسياري از انواع بزهماري ها و انحرافات از جمله اعتياد است .تجربه نشان داده است که بين ميزان آگاهي و شناخت يا حدود تحصيلات و اعتياد رابطه معکوس وجود دارد ،هر چه ميزان تحصيلات کمتر باشد احتمال اعتياد بيشتر است ؛ چرا که بيسوادي همراه با جهل و بي خبري بوده و بيسواد يا کم سواد کمتر مي تواند مالک يک فکر صحيح و انديشه درست براي پذيرفتن حقايق زندگي باشد و ظرفيت درک آنچه را که در اطراف او ، در اجتماع و در دنيا مي گذرد داشته باشد.پس چون ازز لحاظ فکري دچار نارسايي است ، بعيد نيست بر اثر کمبود رشد فکري و اخلاقي به اعتياد روي آورد.
ب) ميزان سواد والدين
همانگونه که اشاره شد جهل و بيسوادي افراد و محروميت ايشان از تعليم و تربيت صحيح مي تواند يکي از مهمترين علل در توسعه جرايم و انحرافات اجتماعي آنان به شمار آيد . علاوه بر آن فرزنداني هم که در دامان اينگونه والدين پرورش مي يابند از بسياري راهنمايي و تعاليم لازمه محروم مانده و از اين رو زودتر به ورطه سقوط کشانده مي شوند.
ج)امکانات فرهنگي
عدم وجود امکانات ورزشي و فرهنگي تاثير بسزايي در افسردگي افراد به خصوص نوجوانان پسر دارد هرچه محيط هاي ورزشي و تربيتي در جامعه بيشتر باشد امکان فساد در جامعه کمتر است . از اين رو به نظر مي رسد عدم دسترسي به امکانات فرهنگي و ورزشي با بزهکاري جوانان و نوجوانان در زمينه مواد مخدر رابطه معنا داري وجود دارد.
فصل پنجم:
راه هاي مداخله و پيشگيري از اعتياد
راه هاي مداخله و پيشگيري از اعتياد
گسترش روز افزون جوامع، زندگي نوين اجتماعي، پيچيدگي فناوري و به دنبال آن تغييران مستمر در شرايط اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي ظهور بزه و جرم را به شيوه‌هاي مختلف در سطح وسيعي افزايش داده كه بازتاب آن به نوعي در بطن جامعه تاثير گذاشته و آن را متحول ساخته است.
در اين گذار سوء مصرف مواد مخدر نيز به صورت پديده اجتماعي بسيار پيچيده‌اي در آمه است. به طوري كه افراد به دلايل مختلف از جمله خصيصه‌هاي شخصي، شرايط زندگي، محيط اجتماعي، آرزوها و سرخوردگي‌ها مستعد گرايش به مصرف مواد مخدر مي‌شوند و آن را بعنوان راه حلي براي مشكلات خود تلقي مي‌كنند.
نظر به عوارض و مشكلات متعددي كه اين پديده براي جوامع بشري به وجود آورده تاكنون تلاشهاي زيادي در جهت مهار و پيشگيري آن به عمل آمده به طوري كه مي‌توان گفن هم اكنون اعتياد يكي از مهمترين مباحثي است كه توجه سياستمداران ، متخصصين و پژوهشگران را به خود جلب كرده و آنها را بر آن داشته كه در جهت مهار، كنترل و پيشگيري

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment