پایان نامه درباره ، تلویزیون، اجتماعی، “، کودکان، (همان

رفتار (همان : 55).
وی در توضیح این سه زمینه کلی می نویسد شواهد و مدارک موجود در تمام زمینه های ارتباطی نشان می دهند که ما از مرحله شناخت به مرحله ادراک می رسیم و تغییر عقاید و ارزش هایمان قبل از تغییر رفتار حاصل می شود. سپس اضافه می کند که : ” به علاوه آسان تر است که در مرحله شناخت دست به خلق ارزش های جدید زد، دریافت عقیده از تغییر عقیده ساده تر است و بالاخره به وجود آمدن تغییرات اساسی در رفتار امر بی نهایت مشکلی است” (همان ).
هیبرت معتقد است که “چگونگی عرصه پیام” به روی مخاطبین تأثیر گذاشته است بدین معنا که تعداد دفعات عرضه پیام بر روی تمایل افراد برای قبول یک عقیده تأثیر می گذارد.
کلاپر عقیده دارد با در معرض قرار گرفتن متناوب و در برابر ارتباط (تکرار) مجاب کننده تغییرات جزئی رخ می دهد. به ویژه اگر تکرار با تنوع همراه باشد (45:1969، klupper) .

علاوه بر تعداد تکرار از یک پیام مدت زمان آن پیام نیز باید در نظر گرفته شود تا برنامه بتواند بالاترین اثر ممکن را داشته باشد.
تکرار ——- تأثیر پیام
مدت زمان پیام —– تأثیر پیام
گربنر نیز عقیده دارد که : ثبات پیام در طول زمان می تواند تأثیرات قوی داشته باشد .
ثبات پیام درطول زمان —— تأثیر پیام
تامسن معتقد است که : برنامه باید برابر یک مدت زمان طولانی توجه مخاطب را جلب کند، مانند سریال ها .
برنامه به صورت سریال —— تأثیرپیام
ویلبر شرام نیز دراین مورد عقیده دارد که معمولا مردم آنچه را می بینند و می شنوند پس از مدتی دوست خواهند داشت و در این مورد مثال می زند که ” اگر مردم کشور A مدتی موسیقی کشور B را گوش دهند ، به تدریج موسیقی مردم کشور B را دوست خواهند داشت و می شود نتیجه گرفت که در عین حال آن مردم را نیز دوست داشته باشند (Schramm.1964 :138).
مساله دیگری که در ساختار پیام قابل طرح است به بیان نتیجه یا نتیجه گیری مربوط می شود و اینکه پیام دهنده باید پیام مربوط به تغییر گرایش را با استخراج نتایج برای مخاطبین به پایان برساند یا باید آنان را آزاد بگذارند تا خود به نتیجه گیری بپردازند. در این مورد کورمن عقیده دارد اگرمتن پیام برای افراد آشنا دشوار باشد باید نتیجه گیری صریح به عمل آید و اگر متن آسان باشد به نظر نمی آید که تفاوت چندانی وجود داشته باشد (همان : (481-482 .
بیان نتیجه در پیام —– تأثیر پیام
در این باره کلاپر اضافه می کند ” ارتباطاتی که راه هایی برای ارضاء نیازهای موجود به مخاطبین ارائه می دهند تأثیر اقناع کنندگی بیشتری دارند تا ارتباطاتی که نیازهای جدیدی را برمی انگیزد ، پیشنهاد و راه حلی برای ارضاء آن نیازها ارائه نمی کنند .

2-3-6-3- تاثیرات تلویزیون بر جامعه و فرد
گربنر و همکارانش معتقدند که یادگیری از تلویزیون ناخودآگاه است. تماشای منظم تلویزیون، بخصوص برنامه های خشن اثر تدریجی و فراینده ای بر ادراک مخاطبین و رفتار آنان دارد. آنها به این نظر” ترویج نفوذ تلویزیون” نام نهاده اند. به عقیده آنان تلویزیون در نظام های اجتماعی، فرهنگی و صنعتی ابزاری بود که می توانست گرایش به باورهای موجود سیاسی ، اجتماعی را تشدید و در مقابل هنجارهای اجتماعی را تضیف کند. ترویج این افکار شکلی تدریجی در ضمن فرآیند دارد Gerbner,1976 :174)) .

گربنر در این مورد چنین می نویسد : فقط در ظرف 2 دهه ، تلویزیون با گسترش عظیم خود در سطح ملی، حیات سیاسی توده مردم را دگرگون ساخته ، عادات روزانه زندگی آنان را تغییر داده و شیوه زندگی این نسل را شکل ، دیگری را بخشیده است. هر حادثه ای را یک شبه به پدیده جهانی مبدل ساخته و سیل اطلاعات و ارزش ها را از کانال های مرسوم به شبکه های مرکزی ، پخش و از آنجا به تمام منازل انتقال داده است. به عبارتی بر روی آنچه که ما آن را مراحل اجتماعی شدن می نامیم، اثر گذاشته است (همان :176).
گربنر در جای دیگر می نویسد : برون داد تلویزیون، پیام های سیستماتیک که از طریق آن پیام ها کل جوامع را تحت تأثیر خود قرار می دهد ( همان :178) . دنیای تلویزیون نظامی از داستان ها و تصاویر است که تنها با تجزیه وتحلیل وسیع این نظام پیام است که دنیای نمادین آن را می توان آشکار کرد. تلویزیون زمینه های اساسی برای کنش متقابل اجتماعات بزرگ و همگن فراهم می سازد، به هنجارها شکل داده و آنرا در سطح جامعه رواج می دهد‌ (.(Gerbner.1976: 18
کازنو تأثیرات تلویزیون را به 3 بخش عمده تقسیم می نماید که این بخش ها عبارتند از:
1- همرنگ گرایی
2- فعل پذیری .
3- اشاعه مصرف (کازنو ، 1364 : 172-156).
به نظر کمستاک تلویزیون بر روی برخی از نهادها تأثیر می گذارد . این نهادها عبارتند از :
زندگی خانوادگی ، جامعه پذیری اطفال ، دین ، تقویت قوانین و هنجارها ، اوقات فراغت ، امنیت عمومی ، سیاست .
از نظر او تلویزیون عقاید ارزش ها و انتظارات افراد را تحت تأثیر قرار می دهد وی می نویسد: چیری که نامطمئن است درجه تأثیرات تلویزیون است و این که آیا این تأثیر تلویزیون در تعادل منفی است یا مثبت .
درخصوص تاثیر تلویزیون برروی جامعه پذیری کودکان مورای نیز معتقد است که تلویزیون می تواند یک نقش اساسی در فرآیند جامعه پذیری کودکان ایفا نمایند. به نظر مواری نتایج مطالعات حاکی از آن است که در دسترس بودن تلویزیون با تغییرات متنوعی در رفتار روزمره اطفال همراه است. در اوقاتی که بچه ها به بازی با دوستان، خواب ، انجام تکالیف درسی و زمانی که برای استفاده از سایر وسایل ارتباط جمعی اختصاص می دهند کاهش نشان می دهد. آنچه که از این گفتارها می توان استنباط نمود این است که این نظریات با هم وجوه اشتراکی دارند. این وجوه اشتراک را می توان در هم رنگ گرایی (هم شکلی) ایجاد هنجارها و جامعه پذیری خلاصه نمود. بدین معنا که تلویزیون باعث هم شکلی ارزش های مخاطب می شود، همچنان که کمستاک می گوید: ارزش های مردم از طریق تلویزیون همگن می گردد و تلویریون یک اثر شبیه کننده دارد. تلویزیون با ایجاد هنجارها و جامعه پذیر کردن مردم در انتقال و انتشار ارزش ها موثر می باشد ( همان :20 ) .

2-3-7- تلویزیون و ساخت افکار عمومی
سال 1951 اساسا در آسیا ، آفریقا و امریکای لاتین فرستنده و گیرنده تلویزیونی وجود نداشت. در حالی که در حال حاضر اغلب نقاط این مناطق به فرستنده های تلویزیونی مجهز شده اند. گیدو ماریو نویسنده ای ایتالیایی در کتابی به نام “نقش تلویزیون” می گوید: تاثیر تلویزیون روی تماشاگران و در نتیجه روی آزادی بشر به سرعت رو به افزایش است و با پیشرفت های سریع تکنیکی می توان امیدوار بود که قدرت “چهارمین قوه جدید” در سال های آینده باز هم توسعه خواهد یافت. آدورنو نیز معتقد است که تلویزیون خود به عنوان یک وسیله نفوذ و یک دستگاه ارتباط عمومی و در قالب وسیع ” منابع فرهنگ ساز” جا می گیرد. تلویزیون در جامعه را به روی خانواده باز کرده و افراد را به سوی زندگی اجتماعی سوق می دهد (شفایی، 1359: 5-93).
2-3-8- تلویزیون و آموزش
در میان رسانه های جمعی، رادیو و تلویزیون از لحاظ آموزش غیر رسمی، جایگاه ویژه ای دارند. این وسایل به دلیل برد وسیع شان، یکی از بهترین وسایل آموزشی و فرهنگی هستند. کشورهای مختلف، بر اساس نیازهای آموزشی خود می توانند افزون بر آموزش مواد درسی، استفاده‌های ثمربخشی از رادیو و تلویزیون در زمینه آموزش غیر رسمی به عمل آورند.
آموزش غیر رسمی از طریق امواج رادیو وتلویزیون، می تواند در تمام ساعات شبانه روز شیوه های صحیح کشاورزی، دامداری، بهداشت، حمل ونقل و ترافیک و… را در بر گیرد و در بهبود وضع جامعه مؤثر افتد. دانش آموزان امروزی ، بیش از پانزده هزار ساعت از وقت خود را در کنار تلویزیون و با تصاویر تلویزیون می گذرانند، این در حالی است که تنها حدود هزار ساعت از وقت خود را در کلاس درس و با معلم هستند و این می تواند اهمیت این مساله را دو چندان کند. کاربرد رادیو و تلویزیون در آموزش غیر رسمی کشورهای مختلف، شدیدا تابع هدف های توسعه و رشد آن کشورهاست و از این رو، تفاوت های چشم گیری که در کاربرد و محتوای آموزشی رادیو و تلویزیون در جوامع گوناگون یافت می شود، کاملآ منطقی به نظر می آید.
در ایالت متحده امریکا، بسیاری از موسسات آموزشی، ایستگاه های تلویزیونی تاسیس کردند و تا سال 1961 بیش از 60 ایستگاه تلویزیون آموزشی نیز ایجاد شد. در این کشور تلویزیون آموزشی را صد در صد درسی می دانستند و برنامه های آموزشی تلویزیون، عکس برداری از تدریس حضوری معلم و کلاس درس، به شکل خاصی باز سازی شده بود. در واقع این وظیفه تلویزیون، کمک به رفع مشکلات کمی دانش آموز در شرایط کثرت شمار دانش آموزان، کمبود معلم با تجربه، کمبود تسهیلات و کمک در جهت انجام وظایف آموزشی و نظایر آن بود.
در میان کارکردهای اصلی رسانه ها آموزش جایگاه ویژه ای دارد و امروزه آموزش به عنوان یک نهاد اجتماعی در رابطه ای تنگاتنگ با نهاد ارتباط جمعی قرار گرفته است. آموزش فرآیند ارتباطی هدفمندی است که به نوعی تفاهم و اشتراک اطلاعات، نگرش ها یا اعمال میان آموزش دهنده و آموزش گیرنده منجر می شود (احدیان ،1374 : 158).
در رابطه با آموزش تعاریف بسیاری وجود دارد، از میان همه آنها شاید تعریفی که یونسکو از آموزش دارد مناسب تر و کامل تر باشد: ” تمام کنش ها و اثرات، راه ها و روش هایی را که برای رشد و تکامل توانای های مغزی و معرفتی و همچنین مهارت ها و نگرش ها و رفتار انسانی به کار می روند، البته به طریقی که شخصیت انسان را تا ممکن ترین حد آن تعالی ببخشد، تعلیم و تربیت یا آموزش و پرورش گویند” (دادگران،1374: 109).
رسانه های جمعی، چه برای آموزش برنامه ریزی شده باشند و چه نباشند در هر صورت آموزش دهنده اند چرا که مردم در همه حال از آنها تاثیر می پذیرند و می آموزند. رسانه ها فراهم آورنده دانش و شکل دهنده ارزشهایند و اگر مستقیما” بکار گرفته شوند می توانند نگرش ها یا مهارت های خاصی را توسعه دهند. هنگامی که وظایف آموزشی ویژه ای، برعهده نظام های ارتباطی نهاده شود، آنها اغلب در زمینه هایی موثر می افتند که نظام های آموزشی رسمی در آنها بی تاثیر بوده اند ( همان :210).
اهمیت وظیفه آموزشی وسایل ارتباطی جمعی در جوامع معاصر تا آنجاست که بعضی از جامعه شناسان برای سایر رسانه ها و بخصوص تلویزیون نقش ” آموزش موازی” یا ” آموزش دائمی” قایل اند. آنها معتقدند که وسایل ارتباطی با منتشر ساختن اطلاعات و معلومات جدید یا موازی با وظیفه آموزشی مدارس عمل می کنند ( معتمد نژاد، 1379: 245).
در برنامه ریزی ارتباطات، سون ویندال و همکارانش می گویند : یکی از روش ها برای جلب مخاطبان، انتقال پیام های آموزشی از طریق رسانه های تفریحی و بهره گیری از جاذبه های وسایل سرگرم کننده است، بطوری که راجرز و همکارانش در طی کنفرانسی از اصطلاح راهبرد تفریح – آموزش استفاده کردند (همان ، 8 – 267).
2-3-9- تلویزیون و اجتماعی شدن
کارکردهای اجتماعی رسانه آن چنان با رفتارهای روزمره در هم آمیخته شده اند که ما به ندرت از آنها آگاه می شویم. فرآیند عادی شدن رسانه ها به این معنی است که مردم در زندگی روزمره، وجود رسانه ها را ضروری و طبیعی فرض می کنند و رسانه ها امروز بخشی از محیط و زندگی روزمره شده اند، مردم امروزین وقت زیادی از زندگی روزمره خود را صرف استفاده از رسانه های جمعی می کنند و رسانه ها از این طریق به زندگی روزمره ما شکل می دهند و رسانه ها زمان و مکان را در زندگی ما تسخیر کرده اند. امروزه همه ما در محیطی مملو از رسانه های همگانی زندگی می کنیم. رسانه های همگانی از صبح تا شب در اطراف ما دیده می شوند و نقش رسانه ها در زندگی ما انکار ناپذیر است. اتفاقات، افکار و مفاهیمی که افراد با آنها تفکرات و نظرات خود را در مورد واقعیت اجتماعی سازمان می دهند، تا حدود زیادی از رسانه ها گرفته می شود.
استفاده از رسانه به شکل های متعدد با زندگی روزمره ما عجین شده است این مسئله به ویژه در مورد تلویزیون که همراه همیشگی زندگی خانوادگی است ، مصداق دارد ( مک کوایل ،1384 : 148).
مردم درباره زندگی روزمره اشان در محیط هایی که به سرعت در حال تغییرند تصمیم می گیرند و با تعداد زیادی از گزینه ها برای انتخاب کردن مواجه می شوند که از طریق رسانه ها به آنها عرضه شده اند .
در بین عوامل مختلف اجتماعی شدن خانواده ، گروه همسالان، گروه کار ، دین و غیره رسانه های همگانی نوع مدرن عوامل اجتماعی شدن هستند. رسانه ها نقش های متفاوتی ایفا می کنند، برای مخاطبان منشا سرگرمی و اطلاعات هستند در حالی که برای کارگزاران رسانه ها ، رسانه یک صنعت است که شغل، درآمد و غیره ایجاد می کند. برای مالکان رسانه ها، رسانه ها منبع سود و قدرت سیاسی هستند در حالی که برای جامعه در سطح وسیع و کلی ، رسانه ها ابزار انتقال اطلاعات و ارزش های اجتماعی شدن هستند. بیشتر تحقیقات انجام شده در حوزه خاص تماشای تلویزیون و اجتماعی شدن کودکان و نوجوانان نشان می دهد که کودکان از حیث اجتماعی از تماشای برنامه های آموزشی منتفع می شوند همان طوری که شاید از زیان های تماشای برنامه های خشن نیز بهره مند گردند.
این بررسی ها صرفا این تئوری را تایید می کند که تلویزیون ، فقط واسطه و رسانه ای که بر اجتماعی شدن بچه ها تاثیر می گذارد نیست بلکه در محتوای آنها برنامه های خشن و درگیری های و سایر موضوعات بیرونی مانند اینها قابل مشاهده است.
رسانه های جمعی عاملی قدرتمند در اجتماعی شدن هستند ، برای جامعه شناسان اهمیت رسانه ها در محتوای پیام ها محدود نمی شود. رسانه ها در چگونگی یادگیری ما درباره جهان و تعامل با یکدیگر تاثیر نهند و رسانه ها حقیقتا” واسطه و رابطه ما با نهادهای اجتماعی هستند.
رسانه ها اغلب به عنوان پلی بین زندگی خصوصی و شخصی ما و جهان عمومی عمل می کنند ما خودمان و جایگاه مان در جامعه را از طریق رسانه های جمعی می بینیم ، به همین علت است که اگر می خواهیم چگونگی کارکردهای اجتماعی را بفهمیم باید به رسانه ها توجه کنیم .
تماشای تلویزیون و اجتماعی شدن موضوعی است که براساس آن تلویزیون با پخش اطلاعات مربوط به قواعد و اصول رفتار اجتماعی ، به طور مستقیم رفتار آشکار افراد را شکل می بخشد (همان منبع).
رسانه ها از عاملان مدرن اجتماعی شدن هستند یا به تعبیر گربنر عاملان کاشت یا پرورش ، واقعیت آن است که تحلیل سنتی کاشت فقط به تلویزیون مربوط می شد و نه برون داد همه رسانه ها در یک زمان معین ، بر این اساس تحلیل کاشت را شاید به عنوان یک فرآیند خاص اجتماعی شدن تلقی نمود. کاشت یکی از چندین فرآیند است که از طریق آن در یک کنش متقابل پیچیده با عاملان و کنشگران متفاوت ما به یک دفاع جامعه تبدیل شده است و در جامعه مشارکت می کنیم. تئوری کاشت به میزان زیادی پشتیبان و حامی فرضیه های تلویزیون به عنوان یک عامل اجتماعی شدن است. در اینجا روی رسانه ها به عنوان عوامل کاشت تاکید خواهد شد. رسانه ها در این چارچوب بر اجتماعی شدن افراد ، پرورش آنها و به عبارتی ساختن و ارائه الگویی از سبک زندگی تاثیر می گذارند.

2-3-9-1- استفاده اجتماعی از تلویزیون
روزنگرن وینداهال در مرور خود بر یافته های تحقیق دراز مدت هیات تلویزیونی سوئد درباره رشد کودکان ، مدارک بسیاری بدست آوردند که الگوهای پیچیده و متعدد از رابطه بین استفاده از تلویزیون با سایر فعالیت های اجتماعی را نشان می دهد. اینان در کل روابطی مثبت بین تماشای تلویزیون از سوی کودکان و تعاملات اجتماعی آنها کشف کردند. گبینز و بوریمر چهار نقش را برای رسانه در زندگی روزمره قائل هستند ، نخست رسانه ها به فرآیند ساختن هویت کمک می کنند. عمدتا” از طریق رسانه هاست که مردم انگیزه پیدا می کنند تا دوباره این موضوع که آنها می خواهند چه کسی باشند یا چه کسی بشوند فکر کنند این انگیزه بخشی رسانه ها کاملا متناقض است رسانه ها به هیچکس قاطعانه نمی گویند این روش توست یا تو باید اینگونه رفتار کنی بلکه آنها دائما چیزهای متفاوتی به ما می گویند و این وظیفه ماست که بین این پیام ها دست به انتخاب و گزینش بزنیم. از میان خروجی متنوع و پیچیده رسانه ها مردم به آنها پیام هایی گرایش پیدا می کنند که برای آنها مناسب به نظر می رسد. در حقیقت تجربه زیبایی شناختی و فرهنگی خروجی رسانه ها امکان ویژه ای برای خود اندیشی فراهم می کند (مهدی زاده ،1384: 104-96).
در اینجا به نظر می رسد این موقعیت که امروزه زندگی بدون تلویزیون میسر نیست را باید پذیرفت و عمق نفوذ آن بر ساخته شدن هویت ، روابط اجتماعی ، تحصیل ، شیوه زندگی و فعالیت های روزمره نوجوانان باید باور نمود.
2-3-9-2- رسانه ای شدن زندگی و فرهنگ
رسانه ها را دیگر نمی توان یک ابزار ساده انتقال پیام مثل سایر ابزارهای زندگی بشر دانست. رسانه با دخالت در همه امور زندگی بشر و شراکت در بسیاری از فعالیت های زندگی انسان که قبلا” مستقلا انجام می شد شیوه زندگی نوع بشر را تغییر داده است . ژان بودریار از صاحب نظران پست مدرن بیان می کند که ما در عصر ” فرا واقعیت ” زندگی می کنیم و منظور این است که رایانه ای شدن، تکنولوژی ارتباطات و رسانه ها با هم از طریق تولید تصاویر و مدل هایی از واقعیت که بطور روز افزونی جای خود واقعیت را می گیرند به تجربه بشری شکل می دهند. ما چگونه می فهمیم که واقعیت چیست؟ تلویزیون نگاه می کنیم و کتاب و روزنامه ها را مطالعه می کنیم. این

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...