پایان نامه با کلید واژه های کارشناسی ارشد، خاوران نامه، اعتقادات دینی، هنر و معماری

ي تاريخي و افسانهاي با پادشاهان بتپرست و موجودات عجيب در سرزمين خيالي خاوران است. اين منظومه براي اولينبار، توسط فرهاد نقاش در مکتب نگارگری شيراز به تصوير درآمده و بسیاری از نگارههاي باقي مانده از اين نسخه در موزه کاخ گلستان نگهداري ميشوند. بخش عمدهای از نقاشی قهوهخانهای پرداختن بر حماسه هاست و اهمیت بررسی این پژوهش به دلیل پرداختن به موضوعات حماسی زندگی امام علی(ع) در یکی از کتابهایی که به طور اختصاصی به ایشان اشاره دارد، میباشد. بنابراین میتواند در این خصوص کمک شایانی نماید. وجه اختلاف این دو در تاکید رسالهی نامبرده بر خاوران نامه و داستانهای حماسی آن بوده در حالی که رساله حاضر سعی بر جمعآوری کلیه نقاشیهای مرتبط موجود با زندگی ایشان دارد.
– سیاه وش، عطرت، تحلیل صوری شمایل امام علی(ع) در نگارههای برخی کتب مصور سده 9 تا 11 هجری قمری با تاکید بر خاوران نامه موزه هنرهای تزیینی تهران)، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه هنر اصفهان، 1391.
يکي از ويژگي‌هاي هنر اسلامي و نگارگري ايراني، ترسيم موضوعاتي است که مربوط به زندگي پيامبر(ص) و ائمه(ع) به خصوص حضرت علي(ع) است. در کتاب‌هايي چون خاوران‌نامه، احسن الکبار، حبيب السير و … صحنه‌هاي زيبايي از زندگي و شجاعت حضرت علي(ع) تصوير و تجسم يافته است. رسالهی فوق در ابتدا مقدمه‌اي دربارهي خاوران‌نامه ذکر کرده، سپس به تبيين تاريخ هنر شيعي اشاره دارد و بعد از آن به تحليل صوري شمايل امام علي(ع) در نگاره‌هاي منتخب از برخي کتب مصوّر که بين سده نهم تا يازدهم هجری قمری در داخل ايران نگاشته شده است، میپردازد. این پژوهش در حالی که فقط بر شمایلهای امام علی(ع) تاکید دارد، میتواند در بخش تجزیه و تحلیل نقاشیها در پایاننامه حاضر موثر واقع شود.
– بهمنی، احمد، تجزیه و تحلیل دوازده نگاره از خاوران نامهی ابن حسام، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده هنرهای کاربردی، دانشگاه هنر تهران، 1389.
اين پژوهش که اساس آن بررسي دوازده نگاره از خاوران نامه مي باشد، در شروع به پيشينه نگارگري ايران از ابتدا تا دوران خلق اثر پرداخته، سپس اوضاع سياسي، اجتماعي و هنري در دوران تيموريان، ترکمانان و همچنين مکتب شيراز و ويژگي هاي آن را مورد کنکاش قرار داده است. در ادامه بر اساس مدل جنسن یا به روش فرماليسم، تجزيه وتحليلها صورت گرفته است.
– اعتصام، علی اصغر، بررسی اعتقادات ملی و دینی بر نگارههای حماسی مکتب قهوهخانه (مطالعه موردی: آثار منتخب قاجار تا پهلوی)، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه پیام نور، 1391.
نقاشي موسوم به قهوهخانه، برخلاف جريانهاي نقاشي آکادميک و نگارگري جديد، خارج از حوزهي هنر رسمي رشد کرده است. اينگونه نقاشي که آمال و علايق ملي، اعتقادات مذهبي و روح فرهنگ خاص لايههاي مياني جامعهي شهري را باز مي تابانيد، تحت تأثير مجالس عزاداري امام حسين(ع) و مجالس پهلواني، حماسي، نقّالي و هم چنين شرايط اجتماعي و جنبش آزاديخواهي بعد از مشروطه پا به عرصه گذاشته است. نگارنده نامبرده نقاشي قهوهخانهای را بازگوکنندهی اعتقادات، علایق و به طور کلی روح فرهنگ عامه جامعهي شهري آن زمان دانسته و ابراز میدارد که این مکتب تحت تأثير مجالس عزاداري امام حسين(ع)، مجالس پهلواني، حماسي، نقّالي و هم چنين شرايط اجتماعي و جنبش آزاديخواهي بعد از مشروطه پا به عرصه گذاشت. بر همین اساس و با در نظر گرفتن زمانی خاص، این پژوهش اعتقادات دینی و ملی گروهی از نگارههای حماسی نقاشی قهوهخانهای را مورد بررسی قرار میدهد.
ـ نوروزی، سولماز، جایگاه باورهای مذهبی و ملی در نقاشی عامیانه اصفهان، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده هنر دانشگاه الزهراء علیها السلام، 1388.
اين رساله، كوشش دارد تأثير ارزش‌هاي مذهبي و ملي را در نقوش عاميانه مورد ارزيابي قرار دهد. به اين منظور، نقاشي عاميانه اصفهان را اعم از نقاشي قهوه‌خانه‌اي و شمايل‌سازي و نقاشي‌هاي ديواري مكان‌هاي متبرکه و عمومي كه جزئي از هنر عامه هستند، مورد بررسي قرار داده است. این رساله به دلیل بررسی ارزشهای مذهبی و ملی در نقاشی های عامیانه به ویژه مکتب قهوهخانه میتواند تاثیر مثبتی بر رساله حاضر داشته باشد.

فصل دوم
نقاشی قهوهخانهای

2-1- تعریف و وجه تسمیه نقاشی قهوهخانهای
نقاشی قهوهخانهای اصطلاحی برای توصیف نوعی نقاشی روایی رنگ و روغنی با درونمایههای رزمی، بزمی و مذهبی است که در زمان قاجار، بر اساس سنتهای هنر مردمی و دینی و با تاثیرپذیری از نقاشی طبیعتگرایانه مرسوم آن زمان، به دست هنرمندانی مکتب ندیده پدید آمد. این گونه نقاشی که آمال و علایق ملی، اعتقادات مذهبی و روح فرهنگ خاص لایههای میانی جامعهی شهری را باز میتابید، پدیدهای جدیدتر از سایر قالبهای نقاشی عامیانه چون: پردهکشی، دیوارنگاری بقاع متبرکه، نقاشی پشت شیشه، با مضمون مذهبی و… بود. داستانهای شاهنامه فردوسی، خمسه نظامی، وقایع کربلا، قصص قرآن و حکایتهای عامیانه، موضوعهای اصلی این نقاشیها را تشکیل میدهند. نقاش، این موضوعها را مطابق شرحی که از زبان نقال، تعزیهخوان، مداح و روضهخوان میشنید و همان گونه که در ذهن مردم کوچه و بازار وجود داشت، به تصویر میکشید (پاکباز،1379، 587-586).
نقاشی قهوهخانهای نوعی نقاشی ذهنی، خیالی و متکی بر احساس و برداشتهای هنرمند از
بنمایههای داستانهای حماسی، ملی و مذهبی ایران است که توانسته در میان همه بهرهگیریها از نقاشی کلاسیک غربی و نقاشی ایرانی، راه خود را در جامعه ایرانی بگشاید. این نقاشی یکی از بارزترین جلوههای هنر نقاشی مردمی در تاریخ نقاشی ایران و جهان میباشد، که با استفاده از سادهترین امکانات ممکن، با بیانی بسیار توانمند و رسا توانسته، مخاطبان خود را جلب کند تا از عمق اعتقادات قلبیشان با آنان سخن گوید.
این پدیدهی نوظهور در تاریخ نقاشی ایران، همراه با حفظ تمامی ارزشهای منطقی هنر مذهبی و سنتی ایران، به ضرورت نیاز و خواست مردم و به پاس احترام به باورهای آنها متولد شد؛ مردمی كه شمایل مقدس امامان بزرگوارشان، تصاویر حماسههای جانبازی و ایثار پیشوایان دینیشان را، نه به دلیل آذین و نقش و نگار، كه به دلیل حرمت ایمانشان و برآوردن نذر و نیازشان میخواستند (سیف، 1369، 14).
در چنین روزگاری بود كه هنرمندان بیادعا، مقابل دیوار قهوه-خانهها، در ایوان حسینیهها و تكیهها و زورخانهها نشستند و گوش به سخن نقالان و مداحان دادند، رنگها را ساییدند و كاسه های سفالیشان را پر از رنگ كردند، هر چه را كه شنیدند و در دل داشتند بر تن دیوار و بوم نقش زدند، نقشی تنها به مدد خیالشان و خیالی به گسترهی تمامی قصه ماندن و بودن خاكشان. خیالی كه در چهار دیواری بسته و بی نور قهوه خانهها به نقش می نشست (همان).
این شیوه نقاشی در اواخر عصر قاجار در قهوهخانههای رو به افزایش شهرهای بزرگ به اوج شکوفایی خود رسید و هم از این رو «نقاشی قهوهخانهای» نام گرفت. این عنوان ممکن است بهترین نام برای این نوع نقاشی نباشد؛ چرا که با انتخاب یک نام بر یک مکتب هنری نمیتوان تمامی مشخصات آن را بیان کرد. نامهای دیگر این سبک نقاشی «عامیانه»، «نقاشی خیالی» و «غلط سازی» میباشد و خود نقاشان، عنوان «خیالی سازی» را برای آثارشان برگزیده بودند تا از نقاشانی که به واقعیت عینی می پرداختند، متمایز باشند. ولی با همهی این نامها، هنوز هم عموما از همان عنوان «نقاشی قهوهخانهای» نام میبرند؛ و در پایاننامهی حاضر نیز از همین عنوان استفاده خواهد شد (گودرزی، 1380، 45؛ پاکباز، 1387، 202).

تصویر 2-1) قهوهخانه، نام هنرمند: حسن اسماعیلزاده، 140 در 230 سانتیمتر (اسماعیلزاده، 1385، 119)
2-2 تاریخچه و عوامل شکلگیری نقاشی قهوهخانهای
نقاشی قهوه خانهای شاخهای از نگارگری مذهبی میباشد، که به مدت سه قرن زینت بخش دیوار قهوه خانهها، پاتوقها و حسینیهها بوده است. بارزترین و عینیترین تاثیرات فرهنگ اسلامی و ایرانی و شیعی در این هنر قابل درک است. اکثر صاحب نظران آغاز این نقاشی را به آغاز عصر صفویه زمان شاه اسماعیل و برخی نیز به اواسط دوران صفوی در عصر شاه طهماسب میرسانند، اما درباره اینکه این شیوه از چه زمانی رونق یافته است به درستی نمیتوان اظهار نظر کرد؛ زیرا نگارگران آن، نه نقاشان درباری بودهاند که در تذکرهها و تاریخ نامه ها به آنها اشاره شود و نه محل کارشان آن چنان اهمیت داشته است (شریفزاده، 1375، 191؛ نصری اشرفی، 1388، 1413).
ممکن است نقاشی قهوه خانهای بهترین نام برای این نوع نقاشی نباشد، چرا که با انتخاب یک نام بر یک مکتب هنری نمیتوان تمامی مشخصات آن مکتب را بیان کرد. خود نقاشان، عنوان خیالی سازی را برای آثارشان برگزیده بودند تا از نقاشانی که به واقعیت عینی می پرداختند متمایز باشند. نام های دیگر این سبک غلط سازی و نقاشی عامیانه میباشد (پاکباز،1387،202؛ اسماعیلزاده، 1385 ،9)
برای بررسی دقیق عوامل نقاشی قهوهخانهای لازم است ابتدا توضیحات مختصری پیرامون پیدایش قهوهخانه در ایران آورده شود. نخستین قهوهخانهها در ایران در دوره صفویان و به احتمال زیاد در زمان سلطنت شاه تهماسب (984-930 ه. ق) در شهر قزوین پدید آمد و بعد در زمان شاه عباس اول (996-1038 ه.ق) در شهر اصفهان توسعه یافت. از نیمهی دوم قرن سیزدهم هجری چاینوشی در قهوهخانهها معمول شد، لیکن نام قهوهخانه همچنان بر آنها باقی ماند. در دوره قاجار بهخصوص دوره پادشاهی ناصرالدین شاه (1264-1314 ه. ق) زمینه برای گسترش قهوهخانه در شهرهای بزرگ از جمله تهران فراهم گردید. قهوهخانهها ابتدا در بازارها و محلهها و در کنار مجموعهای از واحدهای صنفی مهم مانند نانوایی، قصابی، بقالی، سبزیفروشی، حمام و… که با هم بازارچهای را تشکیل میدادند، پدید آمد. پس از گذشت زمانی در هر خیابان و محلهی شهر و در محلهای تجمع پیشهها و مدخل شهرها و پیرامون دروازهها و منزلگاههای میان شهری، قهوهخانههایی در جنب یکدیگر با فاصلههای دور و نزدیک ساخته شد (تصویر2-1) (بلوکباشی، 1375، 8).
لازم به توضیح است که « کار نقالی به صورت کم و بیش شبیه امروز از زمان شاه اسماعیل صفوی شروع شد و خود شاه اسماعیل مشوق و مروج بزرگ آن بود و در اصل مقصودش رواج و رسوخ مذهب شیعهی اثنی عشری در ذهن و روح مردم بود. برای این ترویج، هفده سلسله را مامور کرد که هر کدام در جایی و به لباسی و به طرزی جداگانه مقصود او را تبلیغ کنند. بعضی مداحی ائمه را میکردند، برخی در زورخانهها شعر میخواندند و دستهای مانند قاضیهای قشونی برای قشون سخنسرایی میکردند و آداب شریعت و رسوم ملی و پهلوانی را میگفتند. تمام این گروهها به جهت اینکه مردم به سخنانشان جلب شوند، ناچارا داستانها و روایات پهلوانی را چاشنی سخن خود میکردند، رفتهرفته داستانگویی نیز رواج پیدا کرد» (سادات اشکوری، 1354، 146).
مسلما پردههای تعزیه را باید پایه شکلگیری این نقاشی دانست. پیشینهی سنت کهن قصه خوانی، مرثیه
و تعزیه به قرنها پیش از پدید آمدن قهوهخانه در ایران میرسد. پردهخوانی هنری ترکیبی است از نقاشی و کلام که نقال، شرح و وصف وقایع حماسی، مذهبی و مصایب و سوگ اولیای دین و شهیدان کربلا و سرنوشت انسان در روز رستاخیز را به روایت تصویر و نفوذ کلام برای مردم نقل میکند. ماههای عزاداری، زمان اوج و رواج کار پردهخوانها و نقالان است. نحوهی سخنپردازی یک نقال دربارهی رستم یا افراسیاب با کیفیت روایتگری او دربارهی سیاوش و سودابه بسیار متفاوت بوده و کیفیت قصهپردازی برای مضامین مذهبی با مضامین غیرمذهبی فرق دارد. آنچه مسلم است این نوع نمایش تصویری همراه با پردههای درویشی با اوج نقاشی قهوهخانهای رواجی کامل یافت. در آن زمان کمتر قهوهخانهای در تهران وجود داشت که یک نفر پردهدار یا نقال در آنجا به روایتگری مشغول نباشد. در واقع نقالی جزیی از ظواهر یک قهوهخانه به شمار میرفت (گودرزی، 1380، 46؛ خان سالار، 1386، 57). در مورد پردههای آنان باید اشاره شود که: «تصاویری که روی پردههای درویشی نقش می بندد، چند داستان گوناگون را در ذهن پردهدار تداعی

متن کامل پایان نامه فوق در سایت sabzfile.com موجود است

You may also like...

Add a Comment