پایان نامه با کلید واژه های توسعه پاید، توسعه پایدار، مشارکت مردم، منابع طبیعی

دانلود پایان نامه

به طوركلي، در محيطي قرار دارد. سيستم از عوامل محيطي تأثير مي پذيرد و بر آن ها تأثير مي گذارد. مشخص كردن مرز و محدوده هر سيستم بويژه سيستم هاي باز بسيار مشكل است در سيستم هاي باز، امكان تبادل ماده و انرژي با محيط سيستم وجود دارد و : (رامشت، 1380 13 ). در اين صورت سيستم قادر است كه از افزايش آنتروپي جلوگيري نمايد و از سوق يافتن به سوي بي نظمي كه تقدير سيستم هاي بسته است جلوگيري كند. شبكه هاي زهكش در يك حوضه آبريز، ضمن تعريف سازمندي و نحوه ارتباط در يك ناحيه، وسعت و قلمرو آن واحد طبيعي را مشخص مي كند و مساحتي كه بدين نحو تعريف مي شود، كمتر از يك تا چند كيلومترمربع را در بر مي گيرد. به عبارت ديگر، محدوده قلمرو يك حوضه آبريز، گاه به يك منطقه و ناحيه كوچك محدود مي شود و زماني ابعاد ملي و يا قار هاي به خود مي گيرد(رامشت، 1384: 19) . بنابراينهرگونه تغيير در محيط پيرامون اين حوضه م يتواند تأثيرات قابل توجهي در آن ايجاد كند كه اين تغييرات گاهي از طريق محيط پيرامون حوضه و گاهي نيز ممكن است از طريق محيطهاي كلان تر بر حوضه موردنظر اعمال گردد. شوم معتقد است كه، سيستم هاي جرياني به تغييرات
عكس العمل نشان نخواهند داد مگر زماني كه برخي آستان هها افزايش يابند. برخي از اين آستانه ها داخلي و برخي ديگر بيروني و مربوط به محيط پيرامون سيستم هستند. شايد عك سالعمل سيستم به شرايط اقليمي، همچون، پديده گرمايش جهاني مثال خوبي در اين رابطه باشد (آن هم درمقياس قاره اي و جهاني). تغيير اقليم منتج از انتشار گازهاي گلخان هاي، باعث ايجاد تغييرات دررژيم هيدرولوژي جريان ها در چند دهه اخير در سطح جهان شده است. به طوري كه بارندگي وجريان هاي سطحي در عر ضهاي جغرافيايي بالا و مياني بيشتر و در عرض هاي پائيني كمتر شده است و احتمال مواجهه با رخدادهاي حداكثر اقليمي، مانند سيلاب و خشكسالي افزايش يافته است. به دليل تغيير اقليم و اثراتي كه مي تواند روي منابع آبي داشته باشد، در سال هاي اخير، تأثيراين امر در حوضه هاي آبريز در سطح كره زمين مدنظر قرار گرفته است (معافي، 1367 :36 ) پديدهتغيير اقليم در سطح كره زمين به عنوان يك محيط بزرگ مقياس، به دليل تغيير در نرخ تبخير،نوع و خصوصيات بارندگي ها، توزيع گياهان، كاهش تحمل گياهان، تغيير در سطح تراز آب ها، ذوب شدن يخچال ها و تأثير در فعاليت هاي انساني، ثاثيرات بسياري در سطح حوضه هاي آبريز خواهد داشت.(Herget, 2007: 103)

2-1-20- حفاظت از منابع
بنابراین باید گفت حفاظت منابع آب و زمین به عوامل اقتصادی، فناوری، نهادها ومنابع انسانی وابستگی تام دارد. دیالا (1994) معتقد است مسأله حفاظت منابع طبیعی و حوضه های رودخانه ای باید با توجه به سطح کلان مسایل اجتماعی- سیاسی، جهت دستیابی به درکی عمیق تر از بکارگیری روش های حفاظتی (ترکیبی از شیوه های سازه ای و غیرسازه ای) مورد بررسی قرار گیرد (منتظر، 1380).
2-1-21- مشارکت و توسعه پایدار
ارتباط بین فقر و تخریب مراتع و جنگل ها و بوجود آمدن فرسایش خاک و سیلاب را می توان از طریق بکارگیری راهبردهای مناسب حفاظتی دگرگون نمود. راهبردهایی که عوامل اجتماعی- انسانی را به همراه عوامل زیستی و از طریق مطالعات بین رشته ای مدنظر قرار داده و مدیریت یکپارچه و هماهنگ حوضه های رودخانه ای را متبلور سازد. این راهبردهای حفاظتی براساس دانش بومی شکل گرفته و مشارکت مردمی را تسهیل، و پایداری بهره برداری و توسعه منابع را تضمین می کند. در توسعه پایدار اقدامات باید به سوی افزایش کیفیت محیط زیست باشد و این اولین گام در توسعه پایدار است. متداول ترین تعریف توسعه پایدار تعریفی است که کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه3 ارایه کرده است؛ این کمیسیون توسعه پایدار را بصورت توسعه ای که احتیاجات نسل حاضر را بدون لطمه زدن به توانایی های نسل های آتی در تأمین نیازهای فرد برآورد می نماید، تعریف کرده است. توسعه پایدار حاصل فرآیندی است همه جانبه، پایدار،مستمر و فراگیر که دربرگیرنده و هماهنگ کننده کلیه جوانب اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی یک جامعه است (حاتمی، 1385).
توسعه پایدار توسعه ای است به سمت بهره برداری همه جانبه و کلی از منابع طبیعی، به نحوی که این منابع و امکانات اولیه برای حیات نسل های آینده هم قابل بهره برداری باشد؛ به عبارت دیگر، توسعه پایدار توسعه ای است که نیازهای نسل حاضر را برآورده سازد، بدون اینکه توانایی نسل آینده را در برآورده کردن نیازهایشان دچار مشکل کند(زندي،1386).

2-1-22- مديريت يكپارچه
مديريت يكپارچه و هماهنگ (مديريت جامع) به عنوان طراحي هماهنگ و يكپارچه آب، زمين، پوشش گياهي و ديگر منابع بيوفيزيكي حوضه هاي رودخانه اي، با هدف بهره گيري منصفانه، مناسب و پايدار است. بسياري از محققين و سازمان هاي بين المللي بر اين باور هستند كه مديريت جامع حوضه هاي آبخیز، يگانه ره يافت كاربردي بهبود مديريت منابع آب، كاهش تخريب محيط زيست و تحقق توسعه پايدار است. مديريت يكپارچه و هماهنگ حوضه رودخانه اي مورد نظر همگان است؛ ولي اهداف، روش ها و سطوح فعاليت آن مورد اجماع همگان نيست. حوضه آبخيز يك سيستم پوياي بيوفيزيكي و اقتصادي- اجتماعي يكپارچه است كه دربرگيرنده منابع مختلفي برگرفته از اجتماعات انساني، كشاورزي، جنگل و ….. است. در اين گستره توليدي واحد، منابع مختلف توليد(آب، خاك، پوشش گياهي و …) نمي تواند و نبايد منفك از يكديگر و جدا از محیط زیست ديده شود و براي آن برنامه ريزي، طراحي و مديريتي وي‍‍‍ژه
صورت پذیرد؛ در واقع تعادل طبيعي اين سيستم پيچيده با تغيير در كاربري اراضي و طراحي و مديريت نامناسب هر جزء به هم خواهد خورد. ضرورت تغيير در سياست ها و خط مشي ها با فراگير شدن فناوري هاي نوين بيش از پيش نمايان شده است. الگوي توسعه پايدار از دهه 1970 ميلادي در بسياري از كشورهاي آمريكاي لاتين، آسيا و آفريقا به عنوان راه حل جايگزين مورد توجه بوده و در طراحي و اجراي برنامه هاي توسعه كشاورزي و مديريت منابع طبيعي بكارگرفته شده است. طبق اين الگو، توسعه تنها با جايگزين سازي و يا بازسازي منابع، با مشاركت گسترده ساكنين حوضه و با ساماندهي يكپارچه و هماهنگ استحكام و تداوم مي يابد(منتظر،1380).

2-1-23- اصل مشارکت
انسان به عنوان یکی از اصلی ترین اجزای اکوسیستم، نقش تعیین کننده ای در پایداری این مجموعه دارد (وجود نظام های اجتماعی مختلف در بهره برداری منابع، تبلور این نقش پایه ای است). به بیان دیگر منافع و نیازهای کوتاه مدت و بلندمدت جامعه محلی (که بهره برداران مستقیم حوضه ها هستند)، از عوامل اصلی تصمیم گیری و برنامه ریزی هستند؛ بدیهی است که در تشخیص این منافع و نیازها، خود ساکنین حوضه ذیصلاح هستند و لاغیر. بنابراین هرگونه برنامه ریزی و مدیریت منابع بایستی با مشارکت مردم انجام پذیرد، تا اجراء و نگهداری و نظارت آن تضمین گردد. هم زمان با طرح مقوله برنامه ریزی، پدیده مشارکت به عنوان یکی از محورهای برنامه ریزی مدنظر بوده است، تا جایی که برخی از صاحب نظران آن را مترادف توسعه می دانند. ارتقای سطح زندگی و استفاده بهینه از منابع طبیعی و انسانی موجود، و شکوفایی استعدادهای بالقوه انسان ها، در پی برانگیختن روستائیان برای مشارکت در پروژه ها است؛ این امر نیاز به ارتباط بین اهالی با برنامه ریزان دارد و این دو گروه باید به ارزش ها و برداشت های مشترکی از توسعه دست یابند. یکپارچه دیدن امور روستاها در برنامه ریزی و هم دل و همراه کردن روستائیان در اصلاح شرایط به منظور بهبود وضعیت آن ها بسیار مهم و ضروری است(منتظر،1380)
2 -2- پیشینه تحقیق
سابقه موضوع و اطلاعاتی که در این راستا می باشد میتواند مکمل و مددکار مطالعه باشد چون علاوه بر اشراف داشتن بر موضوع ، دوباره کاری و تکرار صورت نمی گیرد و متغیرهای مورد نظر در مطالعه دقیقتر شناسایی و روابط علی و معلولی آنها بهتر شناخته می شوند . با بررسی های انجام گرفته مشخص گردید که درخصوص مدیریت یکپارچه حوضه های رودخانه ای4 مطالعات محدودی در سطح جهان و ایران انجام شده است. اغلب این تحقیقات بصورت مقاله و یا پژوهش های موردی و طرح های تحقیقاتی است.

2-2-1- پیشینه تحقیق در جهان
در سطح جهان برنامه های مدیریت یکپارچه به شیوه های مختلفی اجراء می شود. در سال های اخیر تفکر سیستمی مشارکتی به عنوان کارآمدترین رهیافت مدیریتی حوضه های رودخانه ای شناخته می شود.
پروژه حفاظت و توسعه مشارکتی حوضه های بالادست 5 یکی از پروژه هایی است که در سال 1992 تا 1997 توسط فائو6 و در حوضه هایی از کشورهای آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین اجراء شده است. هدف اصلی این پروژه تدوین الگوهای مناسب مشارکت مردمی در مدیریت پایدار حوضه بوده است.
از دیگر تجربیات می توان به تجربه کانادا و رشد تفکر و استراتژی سیاست گزاری و مدیریت حوضه های رودخانه ای و سیلاب دشت ها توسط تشکل های مرکب محلی 7 اشاره نمود. یکی از این تجارب در مدیریت حوضه آبخیز دریاچه شوال امریکا صورت پذیرفت.
در زیمبابوه نیز مدیریت حوضه های رودخانه ای با چنین سیستمی انجام می شود.
مارینوس8 ویس (2001) طی بررسی های خود ضمن توجه به مسائل اقتصادی- اجتماعی در حوضه های رودخانه ای، به جنبه های فنی و اکولوژیکی این حوضه ها توجه نموده است. وی همچنین به توسعه منابع آب، مدیریت محیطی رودخانه و دشت سیلابی و تشخیص اثرات محیطی اهمیت بسیاری قائل شده است. ویس همچنین به تطبیق استفاده ها و عملکردهای مختلف با توانائی ها و پتانسیل های طبیعی رودخانه اشاره نموده است. نکته مهم اینکه وی برقراری توازن در فعالیت های مدیریتی با توسعه اقتصادی و اکولوژیکی و بهره گیری درست محیطی و عقلانی از منابع طبیعی را، بسیار مورد توجه قرار 9داده است.
آلیسون 10 و همکاران، (2004)، تأثير تغيير اقليم را بر وضعيت تناوب سيلاب حوضه هاي كشور انگلستان مورد ارزیابی قرار دادند.
بورائویی و همکاران (2005) در حوضه رودخانه مجردای تونس، کاربرد مدل SWAT را بررسی کرده اند. در این روش کاربرد مواد مغذی و افزایش کیفیت آب در افزایش راندمان محصول مورد ارزیابی قرار گرفته است که نتایح مثبتی را به دنبال داشته است.
زولین 11و همکاران (2006) در کشور چین در جهت مدیریت حوضه های رودخانه ای به اصلاح شیوه های استفاده از حقابه و حق مالکیت آب پرداخته اند و در قالب یک تیم با رایزنی کارشناسان بین المللی و داخلی، قانونی در جهت کنترل و مدیریت آلودگی آب را وضع کرده اند که به علت عدم مشارکت مردم با شکست مواجه شده اند.

2-2-2- پیشینه تحقیق در ایران
در ایران پروژه طرح ریزی، مدیریت و پایش مشارکتی حوضه آبخیز حبله رود موفقیت های چشم گیر و قابل توجهی کسب نموده است.این پروژه توسط معاونت آبخیزداری و با مشارکت برنامه عمران سازمان ملل متحد12 (UNDP) و همکاری سازمان خواربار کشاورزی13 در سال 97 تعریف شده و در حال حاضر مراحل نهایی خود را می گذراند. این پروژه با هدف خاص دستیابی به الگوهای مناسب برنامه ریزی، مدیریت، اجراء، بهره برداری و ارزیابی چند زیرحوض
ه از حوضه آبخیز حبله رود و تعمیم دست آوردهای آن در سطح کشور تعریف شده و به اجراء درآمده است. از مهم ترین ویژگی های این طرح، مشارکت مردم در نیازسنجی، تعیین اولویت ها، تصمیم گیری، برنامه ریزی، اجراء و نگهداری پروژه ها است. مشارکت در تصمیم گیری، سهیم بودن در مسؤلیت و دارابودن اختیار، شاخص های مهم و ملموس مشارکت به مفهوم درست و واقعی مشارکت است.
در ایران مهدوی (مدیریت جامع حوضه های آبخیز، 1386) به اهمیت مدیریت جامع حوضه های آبخیز و نقش مثبت آن در توسعه پایدار اشاره نموده است.
غفاری موفق و همکاران (1386) نیز در زمینه نقش جریان های سطحی در راستای دست یابی به توسعه پایدار اراضی تحقیق نموده اند.
منتظر (1380) بر نقش مشارکت مردم در مدیریت یکپارچه و هماهنگ حوضه های رودخانه ای برای رسیدن به توسعه پایدار تأکید دارد.
– مطهری و همکاران ،( 1386 ، ص 22) در مقاله خود تحت عنوان « مدیریت پایدار جنگل» به این نکته اشاره داشته اند که

متن کامل پایان نامه فوق در سایت sabzfile.com موجود است

You may also like...

Add a Comment