پایان نامه با کلمات کلیدی مجسمه سازی، روانشناسی، معماری سنتی، زندگی روزمره

و تصاویری از تاریخ هنر و فرهنگ عامه در پس زمینه به نمایش در می آمد.
یکی دیگر از زنان هنرمند این جنبش اورلان32 است. اورلان هنرمندی فرانسوی است که توسط فیلمبرداری از جلسات اطاق عملش که در اصل خود را با این جراحی ها، باز پیکر تراشی می کند به خلق اثر پرداخت. او در این آثار از روانشناسی چهره نگاری استفاده کرد و مجموعه آثاری با عنوان ” تناسخ اورلان مقدس33 ” و ” تمثال ها / تمثال نو” چانه اش را جراحی پلاستیک کرد تا شبیه چانه ی ونوس در اثر ” تولد ونوس” اثر بوتیچلی34، شود و یا بینی اش شبیه به بینی روح در اثر “نخستین بوسه ی عشق ” اثر ژرارد35 شود. اورلان در طی این جراحی ها، تحت بیهوشی موضعی بود تا بتواند اثرش را کارگردانی کند و در هشیاری بسر می برد.
یکی دیگر از هنرمندان فمینیست این زمان فردریکه پزولد36 است که در آثارش توجه خاصی به معماری سنتی داشت و معتقد بود، معماری سنتی با توجه به اندام مردانه طراحی شده است و او کوشش می کرد که آنرا به اندام زنانه تبدیل کند. او در این زمینه اجرا های ویدئویی با نام های ” حیات جدید زبان اندام نشانه ها، سازگار با قوانین اندام شناسی، هندسه و هنر جنبشی “.
در طی گذر زمان هنرمندان به این باور رسیدند که ارائه ی فیزیکی اثر و فضایی که اثر در آن اجرا می شود نیز بخشی اثر گذار در اثر است که خود می تواند اثر باشد و می تواند ارائه ی مفاهیمی را بدست گیرد و خواه نا خواه تاثیری انکار ناپذیر بر ذهن مخاطب دارد. در اصل، فضای اجرا، حکم عنصری را دارد که اثر در دل آن شکل می گیرد و از ” فضا ” به سوی ” محتوی ” در حرکت است و ارزش گذاری می شود. چنانچه برایان او دورتی37 منتقد در مقاله ای به نام ” درون مکعب سفید: ایدئولوژی فضای گالری38″ به این گونه این مسئله را بیان می کند: “همچنان که مدرنیسم پیرتر می شود، پس زمینه به محتوی مبدل شده، همه چیز بر عکس می شود ( دگرگون می شود ) و شیء قرار گرفته در گالری، گالری و قوانینش را ” قالب بندی ” می کند.”
این نوع نگرش در اصل از گرایش های قرن بیستم و به خصوص گرایش های هنر چیدمان در این قرن شکل گرفت که رویکردی ضد موزه ای داشتند و اما موزه ها و گالری ها غافل از این مسئله، خود به ترویج این هنر می پرداختند. در این جریانات بود که هنر چیدمان بیش از هر فعالیت دیگری از آزادی های بیان و ابزار و استفاده از اشیاء روزمره و کاربردی بهره گرفت و سعی داشت همچون هنر اجرا، هر چه بیشتر بیننده را در اثر هنری دخیل کند. ارتباط و نزدیکی هنر چیدمان با مجسمه سازی به عنوان یک هنر که در موزه ها به رسمیت شناخته شده است باعث سهولت در پذیرش این هنر جدید در میان موزه ها و منتقدان گردید.
هنرمند آلمانی به نام ولف فستل39 که آثارش در ابتدا از حالت مشخص برخوردار نبود اما اکنون آثارش را در زمینه ی چیدمان جای می دهند، می گوید: ” مارسل دوشان اشیاء حاضر آماده و فوتوریست ها سر و صدا را به عنوان هنر معرفی کردند، این مهمترین ویژگی تلاش های من و همکاران من است که هنر را تمامی رویداد ها، مرکب از صدا، شیء، حرکت، رنگ و روانشناسی می دانیم، تلفیقی از عناصر، بطوری که می توان گفت زندگی بشر خود می تواند هنر باشد.”
نام جون پایک، شیگکو کوبوتا40، ری راپ41، ریچارد آرتشواگر42، جوزف بویز، مریت اوپنهایم43، لس لواین44، بروس نومان، پیتر کامپوس45 از جمله هنرمندانی هستند که با نگرش ضد تلوزیون و تبلیغات، به هنر چیدمان ویدئویی پرداختند.
در این میان بود که فن تجسس به کمک این نگرش آمد. فن تجسس توسط دیتر فروئزه46 آلمانی در اثرش به نام ” نه یک مدل برای دایره ی جاسوسی برادر بزرگ47 ” که یک چیدمان ویدئویی بود، بکار گرفته شد. در این اثر از بازدید کنندگان در حالی که در حال ورود به اتاق چیدمان بودند، تصاویری از مصاحبه ی افرادی که در حال بیان فعالیت های سیاسی شان بودند، بدون اطلاع، فیلمبرداری می شد و سپس این تصاویر به همراه تصاویر از پیش ظبط شده بر روی نمایشگرها پخش می شد.
این گرایش به امور تجسمی، بر گرفته از این خصوصیت تلوزیون بود که گویی در همه حال، تلوزیون در حال تماشای بیننده است، حتی آن زمان که بیننده در حال دیدن تلوزیون است. در این رویکرد هنرمندان با نشان دادن بیننده به خودش به طور مستقیم او را وارد اثر کرده و درگیر فرآیند شکل گیری چیدمان ویدئویی می کردند و در این میان تجربه ای جدید پا به عرصه می گذارد و آن اینکه، بیننده، اجرا کننده می شود، چیزی که برای بیننده ی اثر موزه ای اتفاق نمی افتد.

2-4 تعریف نوین رسانه ها
بنا بر ضرورت عنوان این تحقیق لازم است تا به صورت اجمالی به ارائه ی تعاریفی پرداخته شود که در این عنوان، نقش اساسی داشته و در راه ارائه ی جامع تر و کاربردی تر مطالب این تحقیق، حائز اهمیت می باشد. معرفی رسانه های مختلف و معرفی چند تن از هنرمندان پیشگام در عرصه ی هنر نوین رسانه ای نیز از جمله اهداف پرداختن به متون در پیش رو خواهد بود.

معرفی رسانه
رسانه در مفهوم ارتباطاتی آن، عاملی است که می تواند پیامی را به مخاطب انتقال دهد. این عامل از شکل های ابتدایی نمادین آغاز می شود و در جامعه مدرن به شکلی نهادمند تحت عنوان رسانه های تصویری، شنیداری و مطبوعات تعریف می گردد.
کارکردهای اصلی رسانه ها:
از ویژگی مهم رسانه ها نهادی بودن آنها است. به این معنا که پیام، درون یک نظام منسجم ارتباطی و با هدف اثرگذاری بر آگاهی های مخاطب تهیه و ارسال می شود.
هارولد لاسول48 ، دانشمند آمریکایی و برجسته ی علوم سیاسی و نظریه پرد
از ارتباطات، در تحقیقات خود در سال 1967 سه کارکرد عمده برای رسانه ها برشمرد :
1- نظارت بر محیط: به معنی جمع آوری و توزیع اطلاعات در مورد رویدادهای محیط اطراف ، هم در داخل و هم خارج یک جامعه خاص، این امر تا اندازه ای، نظیر آن چیزی است که عموماً به مثابه اداره و هدایت اخبار مورد نظر قرار می گیرد.
2- ایجاد همبستگی در جامعه در واکنش به محیط : همبستگی در اینجا شامل تفسیر اطلاعات مربوط به محیط و توصیه در مورد نحوه رفتار در واکنش به این رویدادها است.این فعالیت تا حدودی به عنوان ویرایش یا تبلیغ سیاسی شناخته می شود.
3- انتقال میراث اجتماعی از نسلی به نسل دیگر: لاسول می گوید که انتقال فرهنگ معطوف به منتقل کردن اطلاعات،ارزشها و هنجارهای اجتماعی از نسلی به نسل دیگر یا از اعضای یک گروه به تازه واردهای آن گروه است.این امـر عموما به مثابه فعالیت آموزشی شناخته شد.
“چارلز رایت49 ” جامعه شناس و استاد جامعه شناسی در دانشگاه کلمبیا، ضمنا به این سه کارکرد مقوله تفریح و سرگرمی را اضافه کرد.
هنر چند رسانه ای ، هم چنین ، چالشی جدی در عرصه اندیشه است، بی صرف نظر از نهادها و علاقه مندان بسیارش ، متفکرین پرتوانی نیز در نقد ماهیت آن کوشیده اند. هنر چند رسانه ای در غالب موارد به مثابه اثری تکثیر ناپذیر، در فاصله مادی طی ناشدنی ای با مخاطب قرار می گیرد. اثر هنری اینترنتی به طور ماهوی موجودیتی غیرمادی و تجسد زدوده است. موجودیتی متعلق به جهان بازتاب های خیالی50 ، موقعیت های فرضی و امور وانمودی51. هنر چند رسانه ای ما به ازای زیبایی شناختی جهانی دیده فریب52 است . جهانی که در آن امر واقعی53 هر چه بیشتر به حاشیه رانده می شود و مظاهر خیالی آن به مثابه واقعیت های برتر54 در دسترس قرار می گیرد. جهانی که در آن سویه ی جسمانی اثر هنری، یا آن چنان به تحلیل می ورد که بخار می شود و جز شبحی بر جهان متوهم مانیتورهای کامپیوتری و تلوزیونی چیزی از آن بر جای نمی ماند ؛ و یا آن چنان بر سویه ملموس یک اثر تاکید می گردد که مخاطب دور افتاده، به ناگزیر از درک آن عاجز خواهد ماند . در این زمینه چیدمان های بسیاری را در نظر آوردیم که درک آنها تنها با بهره گیری از همه ی قوای حسی امکان پذیر است. نیروی لمس، بویایی و حتی چشایی گاه چنان نقش فعالی را در ادارک یک اثر هنری بازی می کنند که قوای بینایی و شنوایی به تنهایی نمی تواند مخاطب را در چنین داد و ستد ذهنی دخیل کند. به هر حال، بر هم خوردن توازن ارتباطی میان مخاطب و اثر، نکته ی بنیادینی است که هنر چند رسانه ای گویی در هیچ شرایطی نمی خواهد آن را به تعادل کلاسیک ( یا مدرن اش ) برگرداند. در این شرایط، آنها که به باوری جسمیت ستایانه، اثر هنری را چون ابژه ای عینی، در برابر و پیش روی خود می خواهند، هرگز از گریز به موقعیت های فراذهنی خشنود نخواهند شد. موقعیتی که سرشت ارتباطی آن بر مبنای فهم پبش نهاده های همین جهان متغییر و داده های بی شمار آن است. جهانی که به همان نسبت حضور ناگزیر خود تاملی به ناگزیر را نیز می طلبد.
هنر به مثابه ایده
” دیگر لزومی ندارد که هنرمند نسل امروز بگوید « من یک نقاش » ، « یک شاعر » و یا یک « نوازنده هستم » او به سادگی تنها یک هنرمند است .”( الن کاپرو 1967)
” امروزه هنرمند بودن به معنای پرسش از چیستی هنر است . اگر کسی در جست و جوی چیستی نقاشی برآید، نقاشی کردن و یا مجسمه سازی را به عنوان شغل خود بپذیرد در واقع سنت آن را پذیرفته است .” ( ژوزف کسوت ، 1969)

2-5 تاریخچه رسانه های نوین به مثابه ابزار بیان هنری
همانگونه که از نامگذاری این گونه از هنر بر می آید، به آن دسته از هنر معاصر که با بهره گیری از خصوصیاتی که رسانه ها در اختیار هنرمند قرار میدهند، ارائه می شوند، هنر رسانه گفته می شود. بدیهیست گستره ی این گونه ی نوین ارائه ی اثر، به وسعت گستردگی رسانه ها در زندگی انسان امروز بوده و از آنجایی که رسانه ها به گونه ای با زندگی انسان ها آمیخته شده اند که سهم قابل توجهی از زندگی روزمره را به خود اختصاص می دهند، لذا هنر هایی که از خصوصیات این رسانه ها استفاده می کنند نیز دارای این خصوصیات می باشند و به گونه ای ملموس و شناسا با مخاطب به برقراری ارتباط می پردازد. زبانی که این هنر ها از رسانه ها به ارث برده اند، زبانیست که تمامی اقشار جامعه را می تواند تحت تاثیر قرار داده، پیام و هدف خود را انتقال دهد.
مهمترین هنرهای رسانه ای عبارتند از : هنر چیدمان55، هنر اجرا56، هنر ویدیویی57، هنر زمینی58، هنر اینترنتی59.
برای درک بیشتر این توضیحات، ارائه ی چند نمونه از این رویکردها سودمند و ضروری خواهد بود که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.
2-3 شکل گیری هنر مفهومی به عنوان سرچشمه ی هنر های نوین رسانه ای
هنر مفهومی
طی تعریف دایره المعارف هنر نوشته ی رویین پاکباز ” غالب و نظریه ای در هنر غرب که از اواخر دهه ی 1960، پس از هنر مینیمال، پدید شد و سر آغاز پست مدرنیسم بود ( سل لویت، در سال 1967، این اصطلاح را برای توصیف آثار خودش و آثار همانند آن که” مشارکت ذهن تماشاگر را بیش از چشم یا عاطفه ی او می طلبد”، به کار برد).
در این نظریه، مفهوم ( انگاشت کلی از موارد خاص ) اهمیت دارد و نه چگونگی ارائه ی آن: فکر هنرمند مهم است و نه شیء هنری. هدف رسانیدن مفهوم یا ایده ی معین به مخاطب است، وسیله ی بیان هر چه باشد. در نتیجه کاربست قالب های هنری متداول نیز امری غیر لازم است. بنابراین، « هنرمندان مفهومی » انگار ها و اطلاعات مورد نظ
رشان را به مدد مواد گوناگون و نا همخوان – چون مقاله، عکس، سند، نمودار، نقشه، فیلم سینمایی یا ویدیویی، و جز اینها- و نیز از طریق زبان گفتاری به مخاطبان انتقال می دهند. داگلاس هیوبلر، جزف کاسوت، لارنس وینر، بروس نومن از میان آمریکاییان و گروه هنر و زبان از میان انگلیسیان جزو نمایندگان این هنر بوده اند.”(پاکباز ، 1383 ، 403 )
” هنر مفهومی نحوه ای از ارایه اثر هنری معاصر است که در آن اندیشه و مفهوم خاصی که معمولا” فردی، پیچیده و کلی است به صورت انتزاعی و غیرقاعده مند و بر اساس نفی زیبایی شناسی شکل بوجود می آید. هنر مفهومی با «مفهوم» به عنوان محتوای آثار هنری متفاوت است اما می توان آن را شکل انتزاعی از اندیشه ای دانست که در ذهن هنرمند از معنا و اثر هنری بوجود می آید و سرانجام در ساختاری پیشنهادی و به صورت های بسیار متنوع به نمایش گذاشته می شود.

متن کامل پایان نامه فوق در سایت sabzfile.com موجود است

You may also like...

Add a Comment