پایان نامه با واژگان کلیدی پرخاشگری، بزهکاری، عوامل اجتماعی

بیشتر خواهد بود( همان: ٢٦٣).
2-5-1-11 تضادهای ارزشی
این نوع تضادها مبتنی بر باورها و اعتقادات و اهدافی است که افراد و گروهها به دنبال آن هستند. در برخوردهایی که طرفین آنها از قومیت های مختلف هستند تفاوت در نگرش، سنتها و باورهای افراد ممکن است تضادهایی را به دنبال داشته باشد( همان: ٢٦٣).
2-4-1-12 نظریه ناکامی ستیزه جویی دولارد
براساس این نظریه، ستیز و تضادهای قومی و نژادی ناشی از رقابت میان گروههای مختلف بر سرمنابع کمیاب مانند ثروت، قدرت و مقام می باشد. گروهی که در این رقابت و تضاد پیروز می شود گروه غالب و سایر مدعیان گروههای اقلیت نامیده می شود(صالحی امیری، 1385:91).
2-4-1-13نظریه رابرت کینگ مرتون
جامعه شناسی در پی علل و عوامل اجتماعی موثر بر جرم و عمدتا عوامل اکتسابی در محیط است. ناهنجاری های پوشش دلایل متعددی دارد. شرایط و نوع پوشش در هر منطقه با مناطق دیگر متفاوت است. و به شرایط مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، روانی و شخصیت جامعه و فرد مربوط می شود. از دیدگاه جامعه شناختی آنچه مهمتر از عوامل فردی در گرایش به پوشش های متفاوت می باشد عوامل اجتماعی- فرهنگی است. جامعه شناسی علل ارتکاب جرم را در وضع نابسامان اجتماعی و اقتصادی دانسته و معتقد است هیچکس بالفطره منحرف و بزهکار نیست. از این جهت فرد را مقصر نمی دانند و می گویند اوضاع اقتصادی و شرایط نا مساعد اجتماعی عامل ارتکاب انحراف است. نابرابری های اقتصادی و اجتماعی و شکاف عمیق در جامعه، بیکاری، از بین رفتن و تغیر ارزش ها و رشد بی قواره صنعت اگر در جامعه ای رشد صنعت به سرعت افزایش یابد و درآمد ناشی از این ثروتها عادلانه توزیع نگردد و از طرف دیگر در آن جامعه برای تفریح، شادی و گذران اوقات فراغت و بیکاری جوانان از طرف دولت برنامه ریزیهای اجتماعی نشده باشد و رشد صنعت و شهر نشینی و شکاف طبقات را زیاد کند همه این عوامل باعث گرایش به انحراف از هنجارها و قوانین مدنی و حقوقی می شود(فرجاد،١٣٧١: ١٥٥).
2-4-1-14 نظریه رایان
رایان(2005). در پژوهشی پیرامون بدرفتاری و بزهکاری در نوجوانان به بررسی نقش دوران کودکی افراد در خانواده، در ایجاد افراد بزهکار می پردازد. ارزیابی یافته های پژوهش نشان میدهد که احتمال ارتکاب رفتارهای بزهکارانه توسط کودکانی که سابقه سوء رفتار دارند بیشتر و نرخ بزهکاری آنها ٤٧درصد بیش از کودکانی است که در دوران کودکی از سوی والدین مورد بی توجهی قرار گرفته اند.
2-4-1-15 نظریه پیوند افتراقی ساترلند
ساترلند قبل از هر چیز به شرایط اجتماعی انحراف توجه دارد. از نظر او رفتار انحرافی، روان شناختی یا ارثی نیست و عوامل اجتماعی و فرهنگی در تبیین آن نقش دارد و در بررسی پدیده انحراف به فضای فرهنگی و خرده فرهنگی که افراد در آن قرار دارد توجه می کند( صارمی، ١٣٨٠: ١١٩٠). ساترلند معتقد است مردمی که مرتکب قانون شکنی می شوند، ارتباط بیشتری با قانون شکنان دارند. بر اساس این نظریه فرایندی که به بزهکاری می انجامد به قرار زیر است:
الف) عمل مجرمانه آموختنی است نه مورثی.
ب) آموزش از طریق ارتباط فرد با سایر افراد و عموماً به صورت شفاهی و کلمات است تا حرکات چهره و قیافه.
پ) بخش اعظم آموزش رفتار بزهکارانه در گروههای نزدیک که با فرد روابط صمیمانه دارند انجام می گیرد.
ج) تاثیر ارتباطات گوناگون از لحاظ فراوانی، سن و شدت یکسان نیستند.
د) یادگیری رفتار منحرفانه فقط محدود به تقلید نیست( سخاوت، ١٣٧٤: ٥٥).
به نظر ساترلند رفتار منحرفانه از طریق معاشرت با دوستان ناباب آموخته می شود( ستوده، ١٣٧٩: ١٣٠).
2-4-1-16 نظریه کلوارد و اهلین
بنابراین نظریه، جای فرد در ساخت اجتماعی، دو نوع فرصت در اختیار فرد می گذارد: یکی فرصت از لحاظ دسترسی به راههای مجاز و دیگری از راههای غیر مجاز برای یادگیری نقش و حمایت گروه. به نظر آنها نوع بزهکاری و میزان دسترسی ساکنان به راههای غیر مجاز را ساخت اجتماعی تعیین می کند. نوع جرم ارتباط با راه حل هایی دارد که در دسترس آنهاست( سخاوت، ١٣٧٤: ٦١٠).
بر اساس نظریات آنها جوانان تصمیم به بزهکار شدن نمی گیرند، بلکه رفتار آنها به قصد پاسخ به فرصت هاست. آنها با ارتکاب اعمال بزهکارانه، در جستجوی درک موقعیت خودشان در تضاد با اشکال گوناگون اقتدار می یابند( احمدی، ١٣٧٧: ٨٢). بر اساس این نظریه امکان اجرای همه ی نقش های بزهکارانه به آسانی برای همه فراهم نیست. تنها در مناطقی که جرم و جنایت ریشه دوانده و نهادی شده است. شرایط یادگیری نقش بزهکارانه فراهم است. در این مناطق جوانان در سنین مختلف به کارهای بزهکارانه اشتغال دارند. که امکان آموزش، کسب مهارت و انتقال ارزشهای بزهکارانه را در دسترس جوانان قرار می دهد( سخاوت، ١٣٧٧: ٦٠). طبق این نظریه می توان احتمال ارتکاب جنایت از نقاطی که پتانسیل یادگیری رفتار انحرافی از طریق امکان ارتباط با خرده فرهنگ های منحرف را شناسایی و مشاهده کرد. فرایند یادگیری در مناطق جرم خیز و الگو پذیری جوانان و نوجوانان از منحرفین همجوار و هم محلی را تشریح می کند.
2-5-1 نظریه مارکسیستی
این نظریه بر تضاد اجتماعی که حاصل نا برابری اقتصادی است تمرکز دارد و خیلی از مسایل اجتماعی را در ارتباط با فقر می داند. نظام سرمایه داری علاوه بر ایجاد طبقه فقیر، خشونت جمعی را هم تشویق می کند. این نظریه مسایل اجتماعی را به عنوان کشمکش هایی در نظر می گیرد که برخی گروهها که از سهم کافی قدرت برخوردارند قوانین به ضرر گروههای رقیب و در خدمت منافع خودشان تصویب می کنند( سروستانی، ١٣۸٣). یکسری نابرابری بین افراد بر قرار است که موجب تضاد است.
2-5-2نظریه غیر مارکسیستی
نظریه پردازان غیر مارکسیست همچون رالف دارندورف معتقدند تضاد زمانی به وجود می آید که گروههای دارای ارزشها و منابع متضاد باشند و هر گروه ممکن است مطابق با ارزشها و منابع خود مساله اجتماعی را تعریف کنند. این تفاوت موقعیت ارزشی گروهها نشانگر تفاوت در تفسیرهای ذهنی آنان است که مساله اجتماعی را تشکیل می دهد ( بصیر، ١٣٨٧: ١٢٩).
2-5-3 نظریه ساختی- کارکردی
این مکتب عمدتا بر تلاشهای فکری جامعه شناسانی چون هرودت، اسپنسر، دورکیم، پارسونز و مرتون می باشد. بر اساس این دیدگاه جامعه نظامی متشکل از اجزاء به هم پیوسته است. که با هم دیگر در تلاش و فعالیت اند. تا وضعیت تعادل و توازن در کل جامعه حفظ شود و نتایج و آثار هر یک از آن اجزاء ضرورتا موجبات چگونگی دوام و بقای کل جامعه را فراهم می آورد. این مکتب بر بهم پیوستگی درونی جامعه تاکید می کند. از این طریق که چگونه هر بخش از بخش های دیگر تاثیر می پذیرد و یا بر بخش های دیگر تاثیر می گذارد.
مکتب ساختی کارکردی دارای دو نظریه عمده در مورد مسائل اجتماعی است که عبارتند از نظریه آسیب شناسی اجتماعی و بی سازمانی اجتماعی که مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
2-6-4 نظریه آسیب شناسی اجتماعی
این نظریه بر اساس پارادایم تکامل اجتماعی برای مسائل اجتماع مطرح شد و مسائل اجتماعی را حاصل بعضی بیماریهای موجود جامعه می داند. همانطور که فرد انسان بیمار می شود و ارگان ها و سلول های بدن به روال طبیعی کار نمی کنند جامعه هم زمانی که اجزاء و عناصر ساختی، فرهنگی و غیره مدتی وظایف خود را به طور صحیح انجام ندهند بیمار می شود یعنی در واقع مسایلی چون جرم، خشونت، بزهکاری به ضعف عملکرد نهادهای مختلف جامعه نسبت داده می شود و بیماری اجتماعی زمانی پدید می آید که اعضای جامعه به طور کافی جامعه پذیر نشده تا اینکه خودشان را با هنجارهای طی فرایند جامعه پذیری در شرایط اجتماعی بیمار دانسته اند، نه در وجود افراد بیمار، در صورتی که نظریه پردازان فبلی این امر را در خود بیمار جستجو می کردند. برای حل مسایل اجتماعی باید اعضای جامعه به طور صحیح اجتماعی شده و آموزش اخلاقی صحیح را از طریق رسانه ها و خانواده دریافت کنند.
2-5-5 نظریه بی سازمانی اجتماعی
امروزه جامعه شناسان تنها یک مفهوم واحد از بی سازمانی را به کار نمی گیرند همانطور که در گذشته نیز چنین بود ولی با وجود کاربردهای متفاوت توافق نظر کافی درباره ی آن وجود دارد. بی سازمانی اجتماعی به شکست یا نارسایی در یک نظام اجتماعی با پایگاهها و نقش های مرتبط به هم اشاره دارد که اهداف نظام کارآمد دیگری برآورده می شوند( مرتون، 1971). بر اساس این نظریه تغییرات سریع اجتماعی باعث گسیختگی هنجارها در تضاد قرار می گیرند و جامعه در وضعیت آنومی قرار می گیرد چرا که در این وضعیت ممکن است افراد دست به اعمال انحرافی بزنند و یا به سمت دیگر اعمال انحرافی تشویق شوند. همچنین این دیدگاه بر چگونگی شکستن هنجارها، قواعد، نظم های مستقر و قوانینی تاکید می کند که احتمالا اجازه می دهد تا مشکلات اجتماعی توسعه یابند و بر شرایطی که موجب از هم گسیختگی و شکسته شدن ارزش ها و نظام هنجاری می شود تاکید دارد( بصیری، ١٣٨٧: ١٢٧).
2-5-6 تئوری یادگیری اجتماعی
  این تئوری، رفتار ضداجتماعی را به عنوان یکی از تأثیرات محیطی می‌داند. برای مثال، بندورا تئوری یادیگری اجتماعی را براساس این اصل، چنین بیان می‌کند: رفتار بزهکارانه می‌تواند از طریق مشاهده دیگران که رفتارهایی از این قبیل را به معرض نمایش می‌گذارند، یاد گرفته شود(محمدپور،1380). کودکان رفتار خود را از طریق مشاهده والدین خود و همچنین برنامه‌های تلویزیونی شکل می‌دهند. اگر کودکان شاهد خشونت باشند و ببینند رفتار پرخاشگرانه مورد تأیید قرار گرفته و به آن پاداش داده می‌شود، احتمالا در موقعیتی مشابه آنها نیز با خشونت واکنش نشان می‌دهند(معظمی،1388).
 
2-6جمع بندی:
نزاع دسته جمعي يكي از مصاديق خشونت ميباشد و انطباق خاصي با تئوري هاي انحرافات دارد. از نظر روان شناسان اجتماعي شکل گيري رفتارهاي انحرافي در فرايندهاي كنش متقابل، مشاهده و يادگيري رفتارهاي انحرافي، ناكارآمدي جريان جامعه پذيري، ناكارآمدي جريان كنترل هاي اجتماعي دروني و بيروني و … است. جامعه شناسان نیز در تبيين كجرويها و رفتارهاي انحرافي از سوي افراد و گروهها بر محيط و شرايط اجتماعي تأكيد ميكنند و علل بروز چنين آسيب هايي را در خود جامعه و نهادهاي اجتماعي جست وجو ميكنند. به گفته گيدنز جوامع امروزي خرده فرهنگهاي بسيار متفاوتي دارند و رفتاري كه با هنجارهاي يك خرده فرهنگ خاص همنوايي دارد ممكن است خارج از آن خرده فرهنگ، كجروانه تلقي شود.
گروهی از صاحب نظران علوم رفتاری، پرخاشگری را ذاتی می دانند و افرادی نظیر فروید و لورنر معتقدند که پرخاشگری یک رفتاری است که ریشه در ذات و فطرت انسان دارد. گفتنی است که که لورنس (19758) نیز برغریزی بودن نزاع و پرخاشگری تاکید دارد. نظریه دیگری که ریشه روانشناسانه دارد فرضیه ناکامی پرخاشگری است ، گرچه پاسخ افراد نسبت به ناکامی بسیار متفاوت است زیرا عوامل ناکام کننده و شخصیت فرد ناکام شونده دامنه بسیار گسترده ای دارند در مجموع می توان گفت که پاسخ ناکامی پرخاشگری یعنی رفتار دشمنانه و تند به هنگام عدم سازگاری با موفقیت در این رفتار در زندگی روزمره ارتباط بسیار نزدیک با ناکامی دارد. برخی از نظریه پردازان از قبیل می یر نیز تلفیق علل زیستی و روانی به تبیین نزاع و پرخاشگری پرداخته اند، وی معتقد است که محدوده تنازع در سیستم اجتماعی را در ارتباط با معیار های ارزش گذاری فرهنگ می داند، زیرا به کمک معیار ارزش گذاری فرهنگ، رفتار به معنای علم و حتی رفتار مبتنی بر رقابت نیز تا حدی قابل پیش بینی و محاسبه می شود و بنابر این هم انواع تضادها و هم رقابت های خصمانه انسان به وسیله فرهنگ تحت نظم خاص در می آید. برخی دیگر از نظریه پردازان

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment