پایان نامه با واژگان کلیدی علوم انسانی، سیاست ها، نزاع دسته جمعی

ی ندارد.نیاز به راهکارهای بازدارنده دارند که همان قوانین جزایی و کیفری است.اصولاً اگر در جوامع قوانین جزایی و کیفری و دفاعی وجود نداشته باشد چگونه می توان جامعه مبتنی بر مدارا و آرامش را به وجود آورد همان قانونگذارانی که نظریه پردازان نفی خشونت هستند قوانین به ظاهر خشونت آمیز را نیز تشریح کرده اند که از آنها به عنوان دفاع مشروع یاد می شود تشریع این دسته قوانین حکایت از آن دارد که این دسته از قوانین یا از مصادیق خشونت نیستند و یا این نوع خشونت ها مشروع می باشد،بنابراین مجازاتهای قانونی را باید از مصادیق خشونت ورزی ندانسته و در رد و یا اثبات آن دخیل ندانیم.
ثانیاً در قرآن اجرای قوانین جزایی و کیفری اولین راهکار نیست (لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان…) (حدید 25)بلکه آخرین راهکار است. در اندیشه دینی حکومت وظیفه دارد که با اتخاذ سیاست های منطقی به فقرزدایی پرداخته و بزهکاری اقتصادی را از بین ببرد. امام علی(ع) خطاب به مالک اشتر فرمودند:به کارگزارانت حقوقی مکفی برسان تا به آنان در اصلاح نفس کمک کند و از دست درازی به اموال مردم که در اختیارشان هست بی نیاز کند (نهج البلاغه نامه 53).
همچنین حکومت وظیفه دارد که با طرح سیاست های کلان فرهنگی به آموزش های اخلاقی توجه نموده و به اشاعه و گسترش باورهای دینی مانند خدا محوری، معاد باوری و معنویت گرایی بپردازد که اینها عوامل جرم زادیی است. ایجاد تسهیلات برای ازدواج و برنامه های سازنده جهت استحکام نظام خانوادگی یکی دیگر از رسالت های نظام می باشد نظارت عمومی که از آن به عنوان امر به معروف و نهی از منکر یاد می شود نقش بنیادی در جرم زدایی دارد از سوی دیگر رهبران دینی نیز وظیفه دارند که با هدایت و موعظه از عوامل جرم زا جلوگیری کنند. در اسلام جرم نوعی بیماری است که اسلام به پیشگیری آن اهیمت خاص داده است.
رابعاً: عفو عمومی از سوی حاکم اسلامی و توبه از سوی بزهکار دو عامل مهم جلوگیری از اثبات و اجرای حدود است اگر برخی احکام اجرایی اسلام با راههایی مانند اقرار ثابت شود بزهکار توبه کند حد جاری نمی شود(مائده 39-34)
2-2-4 راهکارهای کاهش نزاع دسته جمعی
بی شک اولین پاسخی که به ذهن متبادر می گردد این است که همچنانکه ریشه های این ناهنجاریها به مقوله فرهنگ بر می گردد پس باید به سراغ مسايل فرهنگی رفت و راهکارهای فرهنگی اتخاذ کرد ، ریشه تعصبات خشک قومی وقبیله ای را خشکاند ، به نقش آموزش و پرورش و مدارس و کلاسهای درس توجه بیشتری نمود به نحوی که از همان بدو آموزش و حتی قبل از آن در مراکز پیش دبستانی معایب اینگونه ناهنجاریهای اجتماعی آموزش داده شود آموزه های اخلاقی دین مبین اسلام که در برگیرنده نفی تعصبات خشک و بی پایه و اساس قومي ومليت گرایی است.آشنا نمودن مردم شهرو روستا باقوانين ومقررات مربوطه و تعيين مجازاتهاي متناسب ومحسوس براي افرادي که در شروع وادامه منازاعات نقش اصلي را دارندهمه وهمه مي توانند به کاهش منازعات کمک شايان توجهي نمايند.
2-2-4-1جامعه سازی یا آداب معاشرت با مردم برای پیشگیری از نزاع
شکی نیست که با توجه به حضور اقشار و گروهها و سلائق و نظریه های متعدد و انواع چالشها و مشکلات و خستگیها و ناکامیها و بروز شادی و غم و عرض اندامها وکمبودها همه روزه برخوردهای ناهماهنگی پیش می آید که بعضاً منجر به جدال ،نزاع یا ناهنجاریهایی می شود و در صورت عدم کنترل و یا مراعات نکردن مراتب اخلاقی و نرمخو نبودن و نداشتن گذشت،جامعه در تلأطم درگیریها و مخاصمات به فساد کشانده شده و نابود می شود.
بر همین اساس فرهنگ اسلام موازین حقوقی متعددی وضع کرده که بدینوسیله،وظیفه انسان در زمان آرامش و در مقابل مراعات کننده موازین اجتماعی،تا دوران بحران و در مقابل متعدیان و مزاحمین،مشخص کرده و مؤمن را در هر موقعیت و مقامی با روش خاصی مأمور تنظیم و پاسداری جامعه و احیاء هنجارهای اجتماعی می کند،بر همین اساس امیرالمؤمنین (ع) در عالیترین دستور معاشرت و برخورد با مردم می فرمایند:انسان باید در دل دو عقیده داشته باشد:یکی آنکه در معاشرت به هم نوع محتاج است، زیرا طبعاً اجتماعی آفریده شده است و در بقاء خود به آنها محتاج است.پس لازم است نرم گفتار و خوش برخورد باشد،دیگر آنکه محتاج به آنها نیست و باید به خود اعتماد کند و خدا را روزی ده بندگان و سبب الاسباب داند،نباید تملق و چاپلوسی کند و خود را خوار و زبون نماید،بلکه در عین خوشروئی و شیرین سخنی عزت نفس و مناعت طبع خویش را باید حفظ کند.
2-2-4-2 نقش طوایف در پیشگیری از نزاع دسته جمعی
تفریق جامعه به گروههایی تحت عنوان طایفه،تیره،بنکو،تش و غیره باعث کم رنگ شدن وفاق اجتماعی و جامعه پذیری شده و سرمایه اجتماعی-اعتماد به قانون و نظم تضعیف می گردد. فرد در یک چنین اجتماعی به جای آنکه قانون و پلیس را حافظ امنیت خود بداند به قانون«پشتی» در نظام قبیله ای روی می آورد. با تحریک احساسات و برافروختن آتش غیرت و عصبیت تلاش می کند با فشار به طرف معارضه و حتی مجریان قانون احقاق حق کند.
امنیت و نظم که یکی از اساسی ترین نیازهای انسانی در هر جامعه است،در چنین نظامی مبتنی بر همگرایی درون قبیله ای و نظام(پشتی) رخ می نماید. افراد در منازعات به جای توسل به قانون،به «پشتی» هم بر می خیزند و منازعات کوچک چون گلولۀ کوچک برفی به ناگهان تبدیل به بهمنی ویرانگر می شود.بدیهی است آنچه بر ادامه و شعله ور شدن این رخدادها کمک می کند چون بر اساس تعقل و تمکین به قانون نیست و به علت برافروختن آتش«غیرت» و احساس بی منطق و به پیروی از سنتها و خاطرات گذشته با برداشتی عوامانه شکل گرفته عواقبی تلخ را در پی داشته باشد.در فرهنگ قبیله ای و تقسیم بندی های کوچکتر آن تحت عنوان طایفه،تیره،بنکو،تش که روابط اجتماعی براساس همخونی و خویشاوندی استوار است. در گذشته بر اثر فقدان یک نظام سیاسی مقتدر بود.شدت تفریق اجتماعی در عمل مانع از یکپارچگی و ایجاد وفاق اجتماعی مبتنی بر عقلانیت فرهنگی- اجتماعی و پذیرش حاکمیت قانون و نظم می گردد.احساس خود مختاری در اجرای عدالت از خصوصیات بارز در این فرهنگ است.
2-3 نظریه های مرتبط با تحقیق
 پیچیدگی علوم انسانی به سوژه های آن بر می گردد. سوژه علوم انسانی کنش های انسانی بوده که دارای خصایص ،اختیاری،آگاهانه، ارادی، هدفدار و معنادار بوده و متناسب با شرایط زمانی، مکانی و اجتماعی شکل می گیرد. نزاع جمعی نیز بعنوان کنش اجتماعی دارای ویژگیهای مذکور بوده که بایستی با شیوه علمی و براساس تئوریهای حوزه علوم رفتاری و بالاخص علوم اجتماعی به مطالعه آن پرداخته شود. هر چند که طبق تعریف نظریه مجموعه قضایایی است که فقط از یک جهت واقعیات را بررسی می کند.
براي تبيين نظري نزاع دسته جمعي ابتدا لازم است اين نكته را بيان كنيم كه تئوري يا ديدگاهي به طور خاص به تببين اين مسئله نپرداخته است. با وجود اين، از آنجا كه نزاع دسته جمعي يكي از مصاديق خشونت ميباشد و انطباق خاصي با تئوري-هاي انحرافات دارد، در اين مقاله براي بررسي دقيق تر، از نظريه هاي زيست شناسي انحرافات، نظريه هاي روانكاوي پرخاشگري، تبيين هاي روانشناختي اجتماعي ونظريه هاي جامعه شناسي انحرافات بهره گرفته شده است. بنابراين با توجه به اينكه چارچوب اصلي از نظريه هاي جامعه شناسي انحرافات اتخاذ گرديده است، از بيان ساير تبيين ها صرف نظر كرده و به ارائه تبيين هاي جامعه شناسي انحرافات اكتفا ميكنيم.
2-3-1 مبانی نظری روان شناسان و جامعه شناسان در خصوص نزاع
روان شناسان اجتماعي كجرفتاريها را بر اساس جنبه هاي مختلف كنش متقابل موجود در درون موقعيتهاي اجتماعي كه انحرافات در آن رخ مي دهند، مطالعه مي كنند. در اين نظريه ها آنچه كه مد نظر قرار گرفته و به عنوان علل كج رفتاري بيان ميشود؛ شكل گيري رفتارهاي انحرافي در فرايندهاي كنش متقابل، مشاهده و يادگيري رفتارهاي انحرافي، ناكارآمدي جريان جامعه پذيري، ناكارآمدي جريان
كنترل هاي اجتماعي دروني و بيروني و … است.
جامعه شناسان در تبيين كجرويها و رفتارهاي انحرافي از سوي افراد و گروهها بر محيط و شرايط اجتماعي تأكيد ميكنند و علل بروز چنين آسيب هايي را در خود جامعه و نهادهاي اجتماعي جست وجو ميكنند. به گفته گيدنز”يك تبيين رضايت بخش ماهيت جرم بايد تبيين جامعه شناختي باشد، زيرا ماهيت جرم به نهادهاي اجتماعي جامعه بستگي دارد. يكي از مهم ترين جنبه هاي تفكر جامعه شناختي
درباره جرم تأكيد بر ارتباطات متقابل ميان همنوايي و كجروي در زمينه هاي اجتماعي مختلف است. جوامع امروزي خرده فرهنگهاي بسيار متفاوتي دارند و رفتاري كه با هنجارهاي يك خرده فرهنگ خاص همنوايي دارد ممكن است خارج از آن خرده فرهنگ، كجروانه تلقي شود(گيدنز،1376).
به طور كلي، نظريه های جامعه شناختي با دو رويكرد وفاق اجتماعي و تضاد بر نقش محيط اجتماعي در شكل گيري انحرافات اجتماعي تأكيد نموده اند. نظريه هاي بي سازماني اجتماعي نظير آنومي دوركيم، مرتن و نظريه كنش اجتماعي پارسونز و نظريه بوم شناختي پارك و برگس با رويكرد وفاق اجتماعي به تبيين پديده انحراف اجتماعي پرداخته اند. ماهيت انحرافات اجتماعي در نظريه هاي بيسازماني اجتماعي تخطي از قواعد و هنجارهاي اجتماعي ميباشد. نظريه تضاد رقابت افراد با يكديگر را بر سر دستيابي به منابع محدود عامل اصلي وقوع جرم و انحرافات در جامعه ميداند. به باور نظريه پردازان مكتب تضاد ارتكاب جرم براي افراد با پايگاه اقتصادي – اجتماعي پايينتر محتمل تر است(احمدي،1384).
پارسونز، انسجام اجتماعي را در ابتدا در سطحي از ارزشها دنبال مي كند. پارسونز در مورد زمينه شكلگيري انسجام بر اين باور است كه ” بچه ها توسط والدينشان جامعه پذير ميشوند. بنابراين ارزشهاي پايه اي جامعه به عنوان جزئي از شخصيتشان دروني ميشود.” در اصطلاح پارسونز، تمايلات نيازي شخصيت ها توسط ارزش هاي پايهاي جامعه شكل گرفته، در نتيجه نيازهاي افراد و آنچه كه ميخواهند انجام دهند، تحت تأثير انتظارات جامعه است. اگر ارزشهاي پايهاي جامعه بر همنوايي گروه تأكيد داشته باشد، شخصيت كودكان در جهت تعلقات گروه رشد مي يابد(كالينز،1997).
با الهام از اين ديدگاه ميتوان چنين استنباط كرد كه جامعه پذيري افراد به ويژه از سوي خانواده در جهت همنوايي افراد با نظم اجتماعي ميتواند از مهمترين عوامل تأثير گذار بر نوع رفتارها به ويژه رفتارهاي نزاع گونه باشد. در همين زمينه دوروتي لاونولث در نظريه فضاي عاطفي خانواده بر آن است تا از طريق تعيين كننده هاي ساختاري، رفتار نابهنجار در خانواده را تبيين كند. لاونولث در خصوص نقش رفتارهاي آسيب زاي خانواده در شكلگيري رفتارهاي نابهنجار متذكر ميشود كه تجربيات اوليه زندگي در تعيين چگونگي رفتار مؤثر بوده و خانواده اولين گروه نهادي است كه شرايط چنين تجربياتي را فراهم ميكند. به نظر لاونولث اگر كودك در محيط خصومت زندگي كند، ياد ميگيرد ستيزه جويي كند، اگر كودك در محيط تؤام با بردباري زندگي كند ياد ميگيرد، صبور باشد، اگر كودك در محيط پذيرش و دوستي زندگي كند، ياد ميگيرد همه جا صلح و صفا داشته باشد، اگر در محيط تمسخر زندگي كند، ياد مي گيرد خجول باشد(مرادي ، 1365، به نقل از نظري 1386).و با ديگران نيز ستيزه جويي كند، پرخاشگري خود را كنترل نكند و ديگران را مورد تمسخر قرار دهد، در نتيجه نظم موجود در جامعه را با آسيبهايي چون نزاع جمعي برهم زند . در اين راستا در اين بررسي، نقش مزاح، تمسخر و بي احترامي هاي كلامي نسبت به ديگران در نزاعهاي دسته جمعي مورد بررسي قرار ميگيرد.
در اين خصوص بايد گفت: از مهمترين تبئين هاي جامعه شناختي درباره كجرويها، تأكيد بر تعامل ميان

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment