پایان نامه با موضوع وَ، ، ايمان، اخلاقي، عذاب، كند.، 1374:، جرايم

دانلود پایان نامه

1377 :102) : «يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدي مِنْ عَذابِ يَومَئذٍ بِبَنيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ أَخيهِ وَ فَصيلَتِهِ الَّتي تُؤْويهِ وَ مَن فِي الارْضِ جَميعاً ثُمَّ يُنجيهِ» . عذاب الهي آنچنان وحشتناك و هول انگيز است كه ظالمان حاضرند بزرگترين رشوه اي را كه مي توان تصور كرد، براي رهايي از آن پرداخت كنند اما كسي از آنها نمي پذيرد(مكارم شيرازي، 1374: 315) : «وَلَوْ أَنَّ لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ مَا فِي الأرضِ لاَفْتَدَتْ بِهِ وَ أَسَرُّواْ النَّدامهَ لَمَّا رَأَوُاْ الْعَذابَ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالقِسطُ وَ هُمْ لا يُظْلَموُنْ» . دو آية اول سوره «حج» مقدّمات هول انگيز و وحشتناك قيامت و زلزلة عظيم رستاخيز را به تصوير كشيده و عموم مردم را بدون استثنا مورد خطاب قرار داده و به آنها هشدار مي دهد: «يا اَيُّهَا الَّذينَ اتَّقوا رَبَّكُمْ اِنَّ زَلزَلهِ الَّساعهِ شَيءٌ عَظيمٌ يَومَ تَرَونَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعهٍ عَمَّا آرْضَعْتَ وَ تَضَعَ كُلُّ ذَاتَ حَمْلٍ حَمَلَها وَ تَرَي النَّاسَ سُكارَي وَ مَا هُم بِسُكارَيَ وَ لَكنَّ عَذابَ اللَّهِ شَديدٌ» . اي مردم! از پروردگارتان بترسيد، و پرهيزگاري پيشه كنيد كه زلزلة رستاخيز، جريان مهم و عظيمي است. روزي كه زلزلة رستاخيز را مشاهده كنيد آنچنان وحشت سر تا پاي همه را فرا مي گيرد كه مادران شيرده از كودك شيرخوار غافل مي شوند و هر بارداري (در آن صحنه باشد) جنين خود را سقط مي كند. مردم را به صورت مستان مي بيني، در حالي كه مست نيستند؛ ولي عذاب خدا شديد است كه اينچنين هول و وحشت به دل ها افكنده و انسان ها را از خود بي خود ساخته است. (صفاری، 1380: 77)
طبق اين آيه، راه نجات از عذاب هاي وحشتناك و خطرهاي عظيم قيامت، تقوا و پرهيزگاري است؛ زيرا ياد قيامت، موجب ايجاد نيروي بازدارنده از انحراف و كژروي ها مي گردد. علاقه و محبت مادر شيرده نسبت به نوزاد، از قوي ترين علاقه ها و جذابيت هاست. خداوند براي بيان شدت سختي قيامت، به قطع اين رابطة نيرومند مثال زده است، وگرنه در قيامت، هيچ مادر باردار يا شيردهي وجود ندارد. حوادث سخت قيامت، هم عاطفه را مي گيرد (همان: 88) «تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَهٍ» و هم عقل را : «تَرَيَ النَّاسَ سُكارَيَ» (قرائتی، 1383 :15) بنابراين، اين مستي به اين دليل است كه از شدت ترس از عذاب الهي دچار دهشت و حيرت شده اند و در نتيجه، عقل هايشان را از دست داده اند. (طباطبايي، 1374: 479)
بدون ترديد، اعتقاد راسخ به اين آموزه ها بزرگترين سد را در برابر هرگونه ظلم و تعدي و تجاوز به حقوق ديگران ايجاد مي كند. منافع زودگذر و زوال پذيري كه انسان از طريق تجاوز به حقوق ديگران كسب مي كند، در مقايسه با ميزان سختي و شدتي كه در برابر آن قرار داده شده، به قدري حقير و ناچيز است كه هيچ انسان عاقل و دورانديشي حاضر به چنين معاملة زيانباري نخواهد شد. و از آن طرف، يقين دارد كه انجام كار نيك و رعايت مسئوليت و التزام به اخلاق و قانون، به دليل پاداش هاي ابدي اخروي «سود و فايده محض»، آن هم از نوع والاترين و پايدارترينش را براي او به دنبال دارد؛ از اين رو، با تمام وجود سعي مي كند كه ملتزم به آنها باشد. (خسروشاهي،همان :40)
قرآن نيز طبق اين اصل روانشناسي مي فرمايد: «مَنْ عَمِلَ صالحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيهْا وَ مَا رَبُّكَ بِظَلامٍ لِلْعَبيدِ» . هر كسي عمل صالحي انجام دهد نفعش براي خود اوست، و هر كسي بدي كند به خويشتن بدي كرده و پروردگار تو به بندگان هرگز ظلم و ستم نمي كند. همچنين در جاي ديگر مي فرمايد: «اِنْ أَحْسَنْتُم أحْسَنْتُمْ لِأنْفُسِكُمْ وَ آنْ أَسَاْتُمْ فَلَهَا…» اگر نيكي كنيد به خود نيكي كرده ايد و اگر بدي كنيد به خود بدي كرده ايد.
قرآن براي ترغيب افراد به كارهاي نيك و اجتناب آنان از گناهان و جرايم، آموزه ها و تعاليم خود را كاملاً هماهنگ با اين خواست فطري انسان كرده است. هنگامي كه جرايم و گناهان را معرفي مي كند بلافاصله متذكر عذاب هاي وحشتناك و ضررهاي اخروي آنها مي شود و بالعكس، در كنار اعمال صالح، پاداش هاي عظيم اخروي آنها را بازگو مي كند. براي نمونه، در ذيل به چند آيه در اين زمينه اشاره مي شود:
«يَومَ نَحْشُرُ الْمُتَّقينَ الَي الرَّحمنِ وَفْداً وَ نَسُوقَ الْمُجرِمينَ الَي جَهَنَّمَ وِرداً» پرهيزگاران را دسته جمعي با عزت و احترام به سوي خداوند رحمان، به سوي بهشت و پاداش هاي او راهنمايي مي كنيم. در مقابل، مجرمان را در حالي كه تشنه كامند به سوي جهنم مي رانيم. «قالَ اَمَّا مَن ظَلَمَ فَسَوفَ نُعَذِّبهُ ثُمَّ يُرَّدُ الَي رَبِّهِ فَيُعَذِّبهُ عَذاباً نُكرْاً» [ذوالقرنين] گفت: اما كسي را كه ستم كرده است (يعني مشرك بوده و يا مسير فساد و عصيان در پيش گرفته است) مجازات خواهيم كرد. سپس به سوي پروردگارش باز مي گردد و خداوند او را به صورت بي سابقه اي كه گمان نمي كند عذاب خواهد كرد. (طباطبايي، 1374: 502)
«وَ امَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صَالحاً فَلَهُ جَزاءَ الْحُسني» و اما كسي كه ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پاداش نيكو خواهد داشت.
«انَّ الَذينَ آمَنوا و عَمِلوُا الصَّالحاتَ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسَ نُزُلاً» كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند بهترين و برترين باغ هاي بهشت منزلگاهشان است(طبرسي، 1360 :137) و از آن رو كه كمال يك نعمت در صورتي خواهد بود كه دست زوال به دامن آن دراز نشود، بلافاصله اضافه مي كند: «خَالِدينَ فِيهَا لَا يَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلاً» آنها جاودانه در اين باغ هاي بهشت خواهند ماند. و با اينكه طبع مشكل پسند و تحول طلب انسان دايم تقاضاي دگرگوني و تنوع و تحول مي كند، اما ساكنان فردوس هرگز تقاضاي نقل مكان و تحول از آن نخواهند كرد. (مكارم شيرازي، 1374: 564)
«اِنَّ الَّذينَ آمَنوا وَ عَمِلوُا الصَّالحاتَ جَنَّاتٍ تَجري مِنْ تَحْتِها الْانهارُ اِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ» خداوند كساني را كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند در باغ هايي از بهشت وارد مي كند كه نهرها زير درختانش جاري است. خدا هر چه را اراده كند، انجام مي دهد.
«فَالَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالحاتِ لَهُم مَغْفِرهٌ وَ رِزْقٌ كَريمٌ» بگو: اي مردم! من تنها براي شما انذار كنندة آشكاري هستم. كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، آمرزش خدا و روزي پرارزشي در انتظار آنها است.
در سورة «طه» در مورد پاداش نيكوكاران و عذاب بدكاران چنين مي گويد: «اِنَّهُ مَن يَأتِ رَبَّهُ مَجْرِماً فَاِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَموتُ فِيهَا وَ لَا يَحيي» . هر كس بي ايمان و گناهكار در محضر پروردگار در قيامت بيايد آتش سوزان دوزخ براي اوست. مصيبت بزرگ او در دوزخ اين است كه نه مي ميرد و نه زنده مي شود. «لَا يَمُوتُ فِيهَا وَ لَا يَحيي»، بلكه دائم در ميان مرگ و زندگي دست و پا مي زند؛ حياتي كه از مرگ تلخ تر و مشقّت بارتر است و هر كس در آن محضر بزرگ، با ايمان و عمل صالح وارد شود، درجات عالي در انتظار اوست. «وَ مَنْ يَأتهِ مُؤمناً قَدْ عَمِلَ الصَّالحاتِ فَاوُلئِكَ لَهُمُ الدَّرَجاتُ الْعُلَي» بهشت هاي جاويداني كه نهرها زير درختانش جاري است، و جاودانه در آن خواهند ماند: «جَنّاتُ عَدْنٍ تَجْري مِن تَحْتِهَا الْأنهارُ خَالِدِينُ فِيهَا» و اين است پاداش كسي كه با ايمان و اطاعت پروردگار خود را پاك و پاكيزه كند: «وَ ذلكَ جَزَاءَ مَن تَزَكَّي» .
در واقع قرآن آموزه هاي تربيتي خود را بر دو اصل اساسي «بشارت» و «انذار» يا «تشويق» و «تهديد» مبتني كرده است. انسان بايد در برابر انجام كار نيك تشويق شود، و در برابر كار بد كيفر بيند تا انگيزة بيشتري براي پيمودن مسير اول و گام نگذاردن در مسير دوم پيدا كند. (صفاري، 1380: 129).
تشويق به تنهايي براي تربيت و اصلاح فرد و جامعه كافي نيست؛ زيرا انسان در اين صورت، مطمئن است انجام گناه براي او خطري ندارد. ترس و تهديد تنها موجب از بين رفتن انگيزه و علاقه افراد نسبت به انجام كارهاي مثبت مي شود .
اثراتي كه ايمان به زندگي پس از مرگ مي تواند در اصلاح افراد فاسد و منحرف و تشويق افراد به رعايت اصول و ارزش هاي انساني داشته باشد به مراتب بيش از اثرات دادگاه ها و كيفرهاي معمولي است؛ چرا كه مشخصات دادگاه رستاخيز با دادگاه هاي معمولي بسيار متفاوت است. (ميرخليلي، 1380: 68) قرآن دربارة خصوصيات دادگاه روز جزا مي فرمايد: «وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَومِ الْقيامَهِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ اِن كَانَ مِثقالَ حَبَّهٍ مِنْ خَرْدَلٍ اَتَيْنا بهَا وَ كَفَي بِنَا حاسِبِينَ» . ما تراوزهاي عدل را در روز قيامت نصب مي كنيم. به هيچ كس در آنجا كمترين ظلم و ستمي نمي شود. اگر به مقدار سنگيني يك دانه خردل كار نيك و بدي باشد، ما آن را حاضر مي سازيم و مورد سنجش قرار مي دهيم و همين قدر كافي است كه ما حسابگر اعمال بندگان باشيم.
در آن دادگاه، نه تجديدنظر و نه زر و زور و پارتي وجود دارد كه مجريان عدالت را از حق منحرف كند و نه ارائه مدارك دروغين در آن فايده اي دارد، چون همه چيز از جمله خود اعضاء و جوارح و اعمال و افكار انسان جان مي گيرند و به زبان مي آيند. اعمال كوچك و بزرگ انسان را بازگو مي كنند، اطراف هر كسي را اعمال تجسّم يافته اش احاطه مي كند و به صورت نعم بهشتي و عذاب جهنمي در مي آيد (مكارم شيرازي، 1374: 535) قرآن كريم مي فرمايد: «وَ اتَّقوا يَوماً لا تَجْزي نَفْسٌ عَن نَفْسٍ شَيئاً وَ لَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفاعهٌ وَ لَا يُوخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَ لَا هُمْ يُنصَرون» . از روزي بپرهيزيد كه هيچ كس به جاي ديگري جزا داده نمي شود و نه شفاعتي از او پذيرفته خواهد شد و نه غرامت و بدل، و نه كسي به ياري او مي آيد.
اعمال مجرمانه و گناهان انسان، با ايمان به خدا و آخرت نسبت معكوس دارند، يعني به هر نسبت كه ايمان قوي تر باشد گناه كمتر است. حتي از برخي تعبيرات استفاده مي شود كه انسان اگر گماني به وجود قيامت داشته باشد نيز از انجام بسياري از اعمال خلاف خودداري مي كند (مكارم شيرازي ، 1374: 478) چنان كه دربارة كم فروشان مي فرمايد: «اَلَا يَظُنُّ أُولئِكَ اَنَّهُمْ مَبعوثونَ لِيومٍ عَظيمٍ» آيا آنها گمان نمي كنند كه براي روز بزرگي مبعوث مي شوند؟
3-4-2-2-ترويج اخلاق و ارزش هاي انساني
منابع ديني ما داراي غني ترين و والاترين اصول و ارزش هاي اخلاقي است كه نمونه هاي آن را در هيچ مكتب ديگري نمي توان يافت. هيچ دين و مكتبي به اندازة اسلام به معرفي حقايق اخلاقي نپرداخته و به نقش والاي اخلاق در تعالي روحي و معنوي انسان تأكيد نكرده است. اسلام نهايت سعي خود را در ترويج، گسترش و نهادينه كردن اخلاق و ارزش هاي انساني و زدودن رذايل و صفات مذموم اخلاقي نموده است. هدف اصلي اسلام از اين كار در درجة اول، دستيابي افراد به تعالي روحي و معنوي و در درجة دوم، حل مشكلات و تنظيم روابط اجتماعي آنان است. طبيعي است اگر افراد جامعه اي خود را به ارزش ها و كمالات اخلاقي بيارايند، نه تنها به حقوق ديگران تجاوز نمي كنند و مرتكب جرم و جنايت نمي شوند، بلكه از اموال و امكانات شخصي خود نيز در راه احسان، نيكي، ايثار، انفاق، خدمت به مردم، صدقه و … در جهت رفع مشكلات و گرفتاري ديگران بهره مي گيرند. حاكميت اين فرهنگ و ارزش هاي اخلاقي در يك جامعه سرماية گرانبها و پشتوانه اي غني و مطمئن است كه افراد آن را از بسياري از كجروي ها و انحرافات فكري و عملي مصون مي دارد. (مطهري، 1377: 233)
بالعكس، اگر در جامعه اي به جاي كمالات و ارزش هاي مثبت اخلاقي، رذايل و صفات مذموم و منفي اخلاقي، نظير خودخواهي، شهوتراني، منفعت طلبي، حرص و طمع، دنياپرستي و …، رشد و گسترش يابد، آمار جرايم و جنايات به گونة وحشتناكي سير صعودي پيدا خواهد كرد. تأثير صفات منفي اخلاقي در پيدايش رشد و گسترش جرايم بسيار روشن است. مثلاً يكي از دلايل عمدة ارتكاب جرايم مالي، حرص و طمع بسيار است كه باعث به وجود آمدن جرايمي از قبيل كلاهبرداري، سرقت، خيانت در امانت، غصب و … مي شود(خسروشاهي، هان :233) حضرت علي (ع) سرچشمة بسياري از شرارت ها و تبهكاري ها را رذايل اخلاقي مي داند: «سِلاحُ الشَّرِّ الْحِقْدُ»(تميمي، 1405ق ص 299)كينه توزي سلاح شرارت است. نيز مي فرمايد: «سَبَبُ الْفِتَنِ الْحِقْدُ»(همان، ص 300. )كينه توزي علت فتنه هاست. آن حضرت همچنين حرص و آز را موجب بسياري از نابهنجاري ها مي داند: «الْحِرصُ مُوقِعٌ كَثيرِ الْعُيُوبِ (كَبير الذُّنوبِ)»(همان، ص 302.)
در اينجا به تناسب آيات مورد بحث، تنها به دو نمونه از ارزش هاي اخلاقي كه نقش مؤثري در پيشگيري از جرايم دارد اشاره مي شود:
3-4-2-2-1-تقوا عامل بازدارنده از جرم: در آيات متعدد قرآن، از تقوا به عنوان مهمترين ارزش اخلاقي ياد شده است كه انسان را به انجام وظايف خود و اجتناب از گناهان و جرايم ملزم مي داند. كسي كه متصف به اين صفت والا و گرانبها باشد همواره دامنش از آلودگي ها پاك خواهد بود. تقوا در اصل از مادة «وقايه» به معناي نگهداري يا خويشتن داري است و در اصطلاح آيات و روايات، به معناي نيروي كنترل دروني است كه انسان را در برابر طغيان شهوات و ارتكاب جرم و گناه حفظ مي كند. در مقابل، بي تقوايي همان تسليم شدن در برابر شهوات سركش و از بين رفتن هرگونه كنترل بر آنهاست و در واقع، تقوا همان احساس مسئوليت و تعهدي است كه به دنبال رسوخ ايمان در قلب بر وجود انسان حاكم مي شود و او را از «فجور» و گناه باز مي دارد و به نيكي و پاكي و عدالت دعوت مي كند. (صفاري، 1380: 79) افراد پاكدامن، با احساس احتمال گناه به خود مي لرزند و به خدا پناه مي برند. براي مثال، هنگامي كه جبرئيل در خلوتگاه حضرت مريم (س) وارد شد و وي خيال كرد او انساني است كه به قصد سوء آنجا آمده است، براي اينكه او را از اين قصد سوء باز دارد، روي اين صفت والاي انساني و عامل پاكدامني و بازدارنده از جرم و گناه انگشت گذاشت؛ صفتي كه هر انساني از نفي آن كراهت دارد و اعتراف به نداشتن آن، براي او بسيار گران است(طباطبايي، 1374: 53)
«قالَتْ اِنَّي أَعوذَ بِالرَّحمن مِنكَ اِنْ كُنتَ تَقِيّاً» گفت: من از تو به خداي رحمان پناه مي برم، اگر تقوا داري (از من دور شو). (قرائتي، 1383: .254)
3-4-2-3- احكام و مقررات پيشگيرانه
يكي ديگر از تدابير اسلام براي پيشگيري از جرايم، احكام عبادي و الزامي مربوط به مسائل فردي و اجتماعي است. اين احكام علاوه بر سوق دادن انسان به سوي كمال نهايي، نقش مهمي در پيشگيري از وقوع جرايم و انحرافات اجتماعي دارد. اين احكام در منابع ديني، در قالب واجبات و محرمات مطرح شده است كه رعايت آنها ضروري است و نقض آنها علاوه بر عقوبت اخروي، موجب مجازات دنيوي نيز مي شود. (حاجي ده آبادي، 1380 :55). براي نمونه، نماز به عنوان يكي از واجبات اسلامي، همواره انسان را به ياد خدا و بازگشت به سوي او متذكر مي شود. در صورتي كه اين تذكر دائمي و مستمر، همراه با كلية شرايط و آداب آن انجام مي شود. علاوه بر اينكه از فحشا و منكرات و هرگونه انحرافات اخلاقي و رفتاري

متن کامل پایان نامه فوق در سایت sabzfile.com موجود است

You may also like...