پایان نامه با موضوع هویت، ، قومی، کاتالانی، کردها، کردهای، کردستان، کانال‌های

سیاسی کردها در ترکیه نمایند. این امر از دو طریق صورت پذیرفت: حمایت مالی از کانالهای ماهواره‌ای و به ویژه Med TV و حمایتهای مادی و معنوی از مبارزات حزب کارگران کردستان ترکیه. این مسائل باعث تقویت هویت سیاسی کردها شد؛ و بعدها با حمایتهایی که هویت دیاسپوریک کرد در اروپا از دیگر کانالهای ماهوارهای از جمله Roj TV انجام داد، به روند سیاسی شدن هویت کردها سرعت بخشید. علاوه بر هویت کردها، هویت کاتالانی یکی از مهم‌ترین حوزه‌های مطالعاتی در این زمینه بوده است. کاستلو (2007) در تبیین ده ساله خویش از تلویزیون عمومی کاتالان، به این نتیجه رسیده است که تلویزیون مذکور، تأثیر معناداری در برساخت هویت ملی کاتالانی در اسپانیا داشته است. حوزه‌های سرزمین و قلمرو، زبان، بازنمایی فرهنگ، سنت و تاریخ و بازنمایی‌های تاریخی و اجتماعی مهترین ابعاد هویتی تأثیر پذیر از تلویزیون کاتالان بوده‌اند. از دید وی، هویت بر اساس تقابل فرهنگ “ما” در مقابل «دیگری» ساخته میشود، هویت کاتالانی در برابر هویت اسپانیولی. سیاستهای فرهنگی تلویزیون که یکی از تعهدات غیررسمی خویش را ارتقاء فرهنگ و هویت کاتالانی میداند، تعادل میان فرهنگ و هویت ملی و تکثرگرایی فرهنگی را تضعیف کرده است که این امر منجر به تقویت هویت کاتالانی و در مقابل تضعیف هویت اسپانیولی در میان کاتالانیها شده است. در همین راستا، توبلا (2005) بر این باور است که تلویزیون‌های کاتالانی زبان بیشترین تأثیر را بر بعد فرهنگی هویت کاتالانی داشته است. هویت فرهنگی کاتالانی شامل زبان، عادت‌ها، سنت‌ها، ارزش‌ها و به طور کلی سبکی از زندگی است که تحت تأثیر تلویزیون‌های کاتالانی زبان بازسازی و تقویت شده است. به عنوان نمونه، در سال 1975، بر اساس آمار رسمی تنها 60 درصد کاتالانی ها می‌توانستند به زبان کاتالانی صحبت کنند؛ اما در سال 1986، یعنی دو سال پس از ورود کانال‌های تلویزیونی به کاتالونیا، این آمار به 79.8 درصد و در سال 2003 به 97.7 درصد رسید. بلاک (2004) بر این باور است که هم‌زمان با گسترش حضور کاتالانی زبان‌ها در فضاهای ارتباطی نوین، هویت جمعی و قومی آنان نیز افزایش یافته است. زبان کاتالانی در این فرآیند توسعه یافته و امروز شاهد حضور روزافزون کاتالانیها در دنیای ارتباطات هستیم. در واقع از دید بلاک، رسانه مدرن و هویت کاتالانی در یک ارتباط دوسویه توسعه می‌یابند. جفرز (2000) بر اساس یک بررسی طولی 16 ساله در میان 13 گروه قومی سفیدپوست منطقه مرکزی شمال آمریکا که در سال‌های 1976 تا 1992 معتقد است که رسانه تأثیر مثبتی در رشد هویت قومی داشته است. بیشترین تأثیر رسانه روی رفتارها و پیوندهای قومی بوده است. در واقع، رسانه قومی باعث شده است که گروه‌های قومی به بالندگی فرهنگ خویش توجه نمایند. چاتریجی (2004) بر این باور است که با گسترش جهانی شدن و آزادسازی رسانهای صورت گرفته در جامعه هند، گروههای قومی، مذهبی و زبانی به استفاده از تلویزیون و ماهواره رغبت بیشتری پیدا کردهاند و کانالهای تلویزیونی محلی که در سطحی جهانی برنامه تولید میکنند، توانستهاند با تولید برنامههایی که مرتبط به جوامع محلی هند میباشد، به تقویت هویت محلی در این جوامع کمک کنند. این امر از طریق نمادپردازی و برجسته کردن سمبلهای قومی و محلی و همچنین توجه زیاد به زبانهای محلی این اجتماعات، به گسترش هویت محلی، قومی و زبانی این جوامع کمک فراوانی نماید.

2 – 2 – 2 – روایت دوم: رسانه مدرن، هویت‌های دیاسپوریک را شکل می‌دهد.
مطالعه گروه‌های قومی مهاجر در کشورهای غربی در سال‌های اخیر در قالب مطالعات دیاسپوریک مورد توجه واقع شده است. این شیوه تحلیل در زیرمجموعه تحلیل گفتمان قرار میگیرد که به بررسی تأثیرات روانی، اجتماعی و فرهنگی پدیده مهاجرت بر روی احساس تعلق قومی و ملی میپردازد. مطالعات مهاجرت و همچنین مطالعات دیاسپورا، برای بررسی گروه‌های قومی به ویژه در مورد کردها، به این خاطر که نفوذ ناسیونالیسم در آنان باعث ایجاد احساس تعلق به قوم و ملت خودشان شده است، مناسب به نظر می‌رسد. وال بک(1998) در مطالعه‌ای که در زمینه دیاسپورای کرد در اروپای غربی انجام داده است بر این مسئله که رشد رسانه‌های جمعی همچون کانال‌های ماهواره‌ای (Med Tv) و اینترنت باعث ایجاد شبکه‌های اجتماعی فراملی در میان کردها شده است، تاکید می‌کند. این امر ایجاد آگاهی دیاسپوریک و شکل گیری نوعی هویت ملی فرامرزی در مورد این گروه از کردها را در پی داشته است. وال بک معتقد است که کردها، خودشان را در کشورهای اروپایی به عنوان یک قوم به حساب نمی‌آورند، بلکه خویشتن را همچون ملتی می‌دانند که ریشه در کردستان دارد و دارای حسی نوستالژیک نسبت به هویت و فرهنگ خویش هستند. علی نیا(2004) در تحلیل خویش از هویت کردی و دیگربودگی دیاسپورای کرد در گوتنبرگ سوئد؛ بر این باور است که در مطالعه دیاسپوریک از هویت کردی باید میان سه مسئله شرایط تبعید، احساس تعلق و ناسیونالیسم نوعی رابطه دیالکتیکی قائل شد. سیستم دمکراتیک سیاسی همراه با آزادی فرهنگی کردها در سوئد باعث شده است که خاطرات جمعی، تجارب زیسته، تاریخ و هویت، احساس تعلق فرهنگی و سرزمینی تبدیل به منابعی در راستای فعالیت‌های آزادانه ناسیونالیستی کردی شود. رسانه مدرن و به طور خاص کانال‌های ماهواره‌ای، به عنوان دولتی در فضا، سبب بازنمایی این مسائل، تبادل فرهنگی – رسانه‌ای بین کردها در کردستان و سوئد و حفظ خاطره جمعی و همچنین شکل دهی و برساخت نوعی احساس ناسیونالیستی جمعی گردد. چاندان و هانگر (2008)، در مطالعه دیاسپورای کرد آلمان بر این باورند که جهان رسانه‌ای نوین امکاناتی را برای کردهای آلمان فراهم نموده است که به تقویت احساس ناسیونالیستی آنان کمک می‌نماید. مهم‌ترین این امکانات، آزادی بیان (ساخت آزادانه گروه‌ها و انجمن‌های ناسیونالیستی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی)، ارتباط روزانه با کردهای عراق، سوریه، ترکیه و ایران (تقویت حس تعلق سرزمینی و فرهنگی)، فراهم نمودن آرشیوی از اسناد ملی کردستان (تقویت بعد تاریخی – فرهنگی هویت کردها) و… می‌باشند که در نهایت تقویت هویت ملی کردها را به دنبال داشته است. آنان نهایتاً بر این نکته تاکید می‌کنند که ارتباطات دیاسپوریک در غیاب دولت – ملت کردی، سبب شکل گیری نوعی از دولت – ملت کردی در فضای رسانه‌ای شده است. خیاطی (2008) بر این اعتقاد است که رسانه‌های نوین مانند کانال‌های ماهواره‌ای و اینترنت، برای دیاسپورای کرد در اروپا نقشی کلیدی دارند، نه فقط به این دلیل که باعث ارتباط آنان با کردهای دیگر می‌شود، بلکه همچنین به خاطر نوعی از هویت مقاومت که در برابر رسانه مدرن غربی برای آنان فراهم می‌کند و از استحاله آن‌ها در فرهنگ غربی جلوگیری می‌کنند. همچنین این رسانه‌ها اجتماعات قومی ذهنی شکل می‌دهند تا مردم بتوانند ارتباط چهره به چهره داشته باشند؛ البته نوعی از ملاقات جدید و چهره جدید (ارتباط چهره به چهره فضایی). در کل کانال‌های ماهواره‌ای به همراهی دیگر رسانه‌ها نقشی کلیدی در شکلدهی هویت کردها در دیاسپورا داشته است. به علت محدودیت‌های ارتباطات رسانه‌ای در ایران، ترکیه و سوریه؛ کردهای دیاسپورا و کردهای کردستان در ارتباط با هم محدودیت‌های رسانه‌ای را جبران نموده که این خود می‌تواند به تقویت هویت جمعی آنان کمک نماید. وان برونسن (1999؛ 2000؛ 2002) به عنوان یکی از بزرگ‌ترین محققان مطالعات کردی معتقد است که کردهای ساکن اروپا در تقویت جنبش کردها و هویت کردی می‌تواند تأثیری به مراتب بیشتر داشته باشد. این مسئله زمانی منطقی به نظر می‌رسد که به این امر که بیشتر نویسندگان کرد، شاعران، رهبران سیاسی، روشنفکران، هنرمندان و… در کشورهای اروپایی زندگی می‌کنند، را در نظر بگیریم. از دید برونسن، رابطه تنگاتنگی میان مهاجرت و ناسیونالیسم کردی وجود دارد. مهاجرت و تجربیات حاصل از آن به عنوان بخشی از تاریخ ناسیونالیسم کردی درآمده است. در طی فرآیند مهاجرت و جا به جایی سیاسی، کردها از ابزارهای نوین ارتباطی استفاده می‌نمایند. این امر به کردها نوعی احساس مقاومت و تجربه‌های نوینی از هویت کردی می‌بخشد. احمدزاده (2004: 1383) در بیان اهمیت دیاسپورای کرد در تقویت هویت کردها، به راه اندازی اولین روزنامه کردی در سال 1898 و اولین کانال ماهواره‌ای کردی در سال 1995 در خارج از کردستان و توسط کردهای دیاسپورا اشاره می‌کند. به باور وی، این امر نشان دهنده اهمیت اساسی دیاسپورا در شکل گرفتن گفتمان ملی کرد می‌باشد. اهمیت این رویدادها تنها جنبه نمادین آن‌ها نیست، بلکه تمامی قرن بیستم شاهد تلاش بخش عظیمی از نخبگان کرد در خارج از کردستان برای حفظ و اعتلای زبان و هویت کردی بوده‌ایم. از نظر احمدزاده، همبستگی کردهای دیاسپورا با کردهای کردستان در مناسبت‌هایی چون اعتراض به جنایات صدام در حلبچه، اعتراض به دستگیری و ربودن اوجالان، اعتراض به دولت ترکیه در مورد حمله به خاک کردستان عراق نشان دهنده ارتباط قوی میان آن‌ها می‌باشد که رسانه (به ویژه کانال‌های ماهواره‌ای) در نزدیک نمودن این دیدگاه‌ها کمک فراوانی نموده است.

2 – 2 – 3 – روایت سوم: رسانه مدرن، هویت‌های پنهان همزیست طلب ایجاد می‌کند.
روایت دیگری که در زمینه مسئله مورد پژوهش وجود دارد، روایت گروهی از محققانی است که معتقدند رسانه مدرن، هرچند سبب رشد آگاهی‌های قومی در برخی از کشورهای چند قومی و یا مهاجرپذیر شده است، اما این مسئله بیش از آنکه به افتراق قومی منجر شود، به همزیستی مسالمت آمیز اقوام مختلف انجامیده است. آرنولد و اشنایدر (2007) در پژوهشی در زمینه نقش رسانه‌های قومی در ایجاد یکپارچگی قومی در آلمان، به تحلیل نقش رسانه مدرن قومی در رسیدن به آلمانی یکپارچه با وجود تکثر فرهنگی پرداخته‌اند. نتایج پژوهش آنان نشان دهنده آن است که رسانه‌های مدرن قومی در جامعه آلمان با ایجاد مفهومی با عنوان اجتماعات قومی آنلاین، به ایجاد و شکلگیری نوعی هویت فرهنگی دوگانه منجر شده است که با وجود احترام به شاخصه‌های هر دو فرهنگ، به یکپارچگی جامعه آلمانی کمک نموده است. باگل و مانکس (2005) در بررسی تأثیر تماشای تلویزیون‌های آلمانی زبان و ترک زبان بر هویت قومی پرداخته است. وی بر این باور است که مصرف تلویزیون‌های ترک زبان، هرچند سبب تقویت هویت قومی در میان ترک‌های آلمان شده است، اما این امر باعث اختلال در احساس تعلق به جامعه آلمانی نشده است. در واقع، شکل گیری هویت‌های پنهان در جامعه مدرنی مثل آلمان، ممکن است تأثیرات قوم گرایانه داشته باشد اما خللی به هویت ملی آلمانی وارد نکرده است.

2 – 3 – جمع بندی: به سوی چرایی پژوهش
همانطور که از صورت روایت‌ها مشخص است، تفاوت مشخصی میان روایت‌های ایرانی و غیرایرانی از مسئله وجود دارد. روایت‌های ایرانی، هم از لحاظ کمیت و هم از لحاظ کیفیت در سطحی پایین‌تر از روایت‌های غیرایرانی قرار دارند. نوعی تضاد شدید فکری میان روایت‌های ایرانی وجود دارد، در حالی که این مسئله در روایت‌های غیر ایرانی وجود ندارد. در برخی از تحقیقات ایرانی شاهد دخالت شدید ایدئولوژی‌های منسوخ هستیم که این مسئله از ارزش تحقیقات تا حدود زیادی کاسته است. مهم‌ترین این محققان حمید احمدی می‌باشد. وی با انتشار «قومیت و قوم گرایی در ایران» و با ورودی پر سرو صدا گام به سوی عرصه تحقیقات هویت نهاد. وی با حمله به اقوام و محققانی که به تکثر فرهنگی توجه دارند، مسائل قومی در ایران را تا حد مسائل قبیله‌ای کاهش می‌دهد که به دلیل فقدان وجهه علمی از بحث بیشتر در مورد آن صرف نظر می‌شود. در بعضی از مطالعات همچون جلایی پور (1385) گونه‌ای اختلال آگاهی تاریخی را می‌توان مشاهده نمود. جلایی پور معتقد است که هویت قومی کردها در اوایل انقلاب بالا بوده در حالی که جهانی شدن در سطحی پایین بوده است و در دهه 1370 این امر بالعکس میشود. نقدی که بر کار جلایی پور وارد است این مسئله میباشد که وی به هیچ وجه شرایط و اوضاع بحرانی دوران انقلاب را در تشدید هویت قومی در نظر نمیگیرد و در ضمن از تغییر شکل هویت قومی کردها از حالت سیاسی به فرهنگی نیز غافل شده است. مسئله قابل تأمل آن است که جلایی پور در مورد تأثیر جهانی شدن بر هویت قومی اعراب خوزستان (1388) نظری کاملاً متفاوت دارد و بر این باور است که جهانی شدن، تقویت هویت قومی اعراب خوزستان را به دنبال داشته است. دیگر تحقیقات ایرانی نیز دارای مشکلاتی چون عدم چارچوب نظری منسجم، روششناسی مبهم و حتی در برخی موارد عدم استفاده از روش، سوءگیری‌های ایدئولوژیک و… می‌باشند. در روایت‌های غیرایرانی مسئله تا حدود زیادی متفاوت است. تضاد فکری شدیدی که در روایت‌های ایرانی مشخص است، در روایت‌های غیرایرانی مشاهده نمی‌شود. در مورد این مطالعات، باید دو مسئله را از هم جدا نمود: اول، مطالعات دیاسپورا می‌باشد. مطالعات دیاسپورا در کشورهای اروپای غربی و بیشتر توسط محققان کردزبان که تا حدود زیادی به مسائل کردهای مهاجر آگاهی دارند، صورت گرفته است. دوم، مطالعات روایت اول و سوم می‌باشد. این مطالعات معمولاً در مورد جامعه‌ای که قوم یا ملت در آن زندگی می‌کند و عموماً توسط افرادی خارج از بافت فرهنگی و تاریخی صورت گرفتهاند. در مقایسه میان این روایت‌ها، مطالعات دیاسپوریک (به دلیل آگاهی محققان از مسائل و حتی زندگی با مردمان مورد مطالعه) از کیفیت و اعتبار بیشتری نسبت به مطالعات مربوط به روایت اول و سوم برخوردار می‌باشند. مهم‌ترین ویژگی مطالعات روایت غیرایرانی، چارچوب نظری منسجم و مشخص، روش شناسی معتبر و عموماً کیفی و ترکیبی می‌باشد، مسئله‌ای که در روایت ایرانی وجود ندارد. به طور کلی می‌توان گفت که هیچ تحقیق و پژوهشی (چه ایرانی و چه غیرایرانی) که مشخصاً به نقش رسانه مدرن (کانال‌های ماهواره‌ای کردی) در برساخت هویت قومی کردهای ایران بپردازد، وجود ندارد. برخی از تحقیقات (شیخ الاسلامی، 2010 و حسن پور، 1998) تا حدودی به این مسئله توجه نشان داده‌اند. اما هر دو محقق تنها به نقش یکی از کانال‌های ماهواره‌ای (شیخ الاسلامی: کردستان تیوی؛ حسن پور: مد تیوی) پرداخته‌اند. حسن پور بیشتر به تأثیر سیاسی توجه دارد و شیخ الاسلامی هم بیشتر از خود هویت به زبان توجه نشان داده است. بنابراین ضرورت انجام پژوهشی که همه این جنبه‌ها را به عنوان هویت کردی در نظر بگیرد و تأثیرپذیری آن را از کانال‌های ماهواره‌ای (به طور کلی) مدنظر قرار دهد، احساس می‌شود.

می دانم.
می دانم و می دانی، می دانستیم،
نمی دانستیم، در
آن جا بودیم، سرانجام، و نه در آن جا
و گاهی وقتی
تنها خلاء در میانمان ایستاده بود
تمام راه را به سوی یکدیگر پیمودیم!
«پل سولان»
مقدمه
در پژوهش حاضر، با سه متغیر و مفهوم اصلی سروکار داریم. رسانه، هویت، ناسیونالیسم. هر کدام از این مفاهیم، حوزه نظری گسترده و بعضاً متفاوتی را به خود اختصاص داده‌اند که این امر از پیچیدگی نظری موضوع ناشی می‌شود. در

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...