پایان نامه با موضوع حجاب، ، دانشجويان، زنان، دانشجویان، لباس

سبک زندگی و مقاومت پرداخته است. هدف ازاین طرح،شناخت ابعاد و مولفه های شکل دهنده الگوهای پوشش همنوا و ناهمنوا با هنجارهای رسمی و تاثیر هر یک از کارکردهای مذهبی و مدرن در شکل گیری آن است.روش این تحقیق به صورت کیفی (مصاحبه)و جامعه آماری آن دانشجویان دختر دانشگاه تهران می باشند.نتایج نشان داد که سبک های زندگی(بر اساس نوع فراغت و مصرف کالا) در شکل گیری انواع الگوهای پوشش موثرند.مسئله اساسی دیگری که از نتایج حاصل شد،کارکرد الگوی پوشش ناهمنوا بود.در این الگو نوعی مقاومت با نظام هنجاری مسلط وجود دارد و زمانی الگوی پوشش معنای مقاومت به خود می گیرد که مراجع رسمی بر این پدیده نظارت و برخورد الزام آور داشته باشد.
حمیدی و فرجی(1387)در تحقیقی با عنوان” بررسي فرهنگ پوشش و حجاب در زندگي روزمره ي زنان قم” به بررسی نگرش زنان به انواع پوششهای رایج در این شهر پرداختند.در مبحث نظري ابتدا پوشش به مثابه‌ي امري ديني يعني حجاب مد نظر قرار گرفته است. از اين منظر نگرش زنان به حجاب از چهار بعد كه سه بعد آن نگرشي و يك بعد آن رفتاري است ، بررسي گرديده است. در مرحله‌ي بعد پوشش از منظر جامعه‌شناختي بررسي شده است. در اين راستا ابتدا نگرش به تركيب‌ها، حالت‌ها ورنگ‌هاي پوشش‌هاي موجود و سپس نگرش به پوشش در پنج بعد تمايزيابي، هويت‌يابي، آراستگي ظاهري، پوشش راحت و پوشش رسمي مورد نظر واقع شده است. روش تحقيق پيمايش با ابزار پرسشنامه می باشد.جامعه‌ي آماري، زنان 15 ساله و بيشتر در شهرستان قم است كه حدود 600 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده‌اند. شيوه‌ي نمونه‌گيري خوشه‌‌اي چند مرحله‌اي متناسب با حجم استفاده شده است. نتايج طرح نشان مي‌دهد كه 2/92 درصد از زنان قمي اعتقاد به حجاب داشته‌اند. 91 درصد از آن‌ها با احكام حجاب موافقند. 7/88 درصد در بعد رفتار حجاب معتقد بودند كه اكثر اوقات حجاب خود را رعايت مي‌كنند. 6/80 درصد موافق پيامدهاي مثبت حجاب هستند.
حمیدی و فرجی(1386) در پژوهشی با عنوان” سبک زندگی و پوشش زنان در تهران “به بررسی سبک های زندگی متفاوتی که در پوشش زنان در تهران به چشم می خورد؛ پرداخته است.برای این منظور به توصیف نوع پوشش زنان در محیط های اجتماعی گوناگون و تاثیر برخی از مؤلفه های زندگی آنان، نظیر میزان و انواع سرمایه های اقتصادی و فرهنگی پرداخته است.روش این تحقیق به صورت مصاحبه کیفی و از نوع شبه ساختاریافته می باشد. نمونه گیری به روش گلوله برفی است و با 40 نفر از زنان ساکن تهران که از اقشار و پایگاههای اقتصادی مختلفی بودند، مصاحبه شد.حاصل این مصاحبه ها رسیدن به تیپولوژی شیوه های مختلف پوشش است. نتایج حاصل از تحقیق دو نوع سبک زندگی را بیان می کند که یکی مبتنی بر خلق هویت و دیگری مبتنی بر تمایز است.دسته اول را کسانی تشکیل می دهند که درباره ابعاد متنوعی از لباس و پوشش خود دست به باز اندیشی می زنند. و دسته دوم در بردارنده نگرش ها و عقایدی است که فرد با قبول آنها بیشتر می کوشد تا با انتخاب لباس خود را از دیگران متمایز کند.طبق این تحقیق زنانی که در این نوع از سبک زندگی قرار می گیرند. از سرمایه های اقتصادی بیشتری بهره می برند.
بهار و زارع(1388) به بررسی “صورت های گوناگون مد (لباس و نحوه پوشش دختران جوان) در شهر تهران” پرداخته است.این طرح به دو سئوال محوری یعنی چگونگی صور گوناگون مد در ایران و عوامل موثر در نشر و گسترش انواع مد پاسخ گفته است.این پژوهش مطالعه موردی و جامعه مورد بررسی مراکز خرید مرتبط با پدیده مد است که ضمن ثبت و طبقه بندی صور گوناگون مد در این مکان ها در قالب پرسشنامه به مصاحبه با افراد می پردازد.طبقه بندی از انواع، نحوه پوشش لباس و مو از بسیار ساده تا آخرین مدهای روز انجام می شود و در این زمینه سه عامل مصرف کنندگان مد ،توزیع کنندگان و جامعه ، به عنوان عوامل موثر بر پدیده ی مد سنجیده شده است. تبیین پدیده مُد به لحاظ فرهنگی و اجتماعی بر اساس تئوری زیمل و تکیه بر برداشت عام او از مفهوم مدرنیته صورت پذیرفت.نتایج پژوهش نشان داد ضمن این که پدیده ی مُد متاثر از جامعه جهانی است ، توزیع کنندگان نیز به نحوی در نشر و گسترش آن تاثیر دارند. اما کنشگران اصلی در این حوزه مصرف کنندگان هستند که ضمن پذیرش آن تصرفاتی در نحوه کاربری و معنایی آن به عمل آورند.
قاضی شعرباف (1387) با تحقیقی به بررسی” نقش مدرنیته بر تحولات پوشش و حجاب بانوان در جامعه ایران در دوره های قبل از پهلوی،پهلوی و انقلاب اسلامی” پرداخته است.در این تحقیق دو فرضیه مطرح شده است. اول اینکه مدرنیته با مطرح کردن مسایلی چون حقوق شهروندی ،آزادی و برابری؛ نوع پوشش و حجاب بانوان را در جامعه ایران تحت تاثیر قرار داده است.ثانیا برخی از تبعات منفی مدرنیته مثل از خود بیگانگی و بی هنجاری در مقاطعی نوع پوشش و حجاب بانوان در ایران را تحت تاثیر خود قرار داده است و در نهایت به دلیل ماهیت و نوع انقلاب در ایران عامل مدرنیته و نقش آن در تحولات پوشش و حجاب بانوان با دو مقطع قبل و بعد از پهلوی متفاوت بوده است. برای اثبات فرضیات این تحقیق از دو روش مطالعه اسنادی و پرسشنامه استفاده شد.در روش اسنادی سه دوره قبل از پهلوی،دوره پهلوی وانقلاب اسلامی و تأثیر مدرنیته در هر یک از این دوران بررسی و مقایسه شده است .در تحلیل داده های پرسشنامه ها محقق به این نتایج دست یافته است.بین مدرنیته که بیان کننده مسایلی چون حقوق شهروندی ،آزادی و برابری و حقوق یکسان و برخی از تبعات منفی مدرنیته و نوع پوشش و حجاب بانوان در جامعه ایران رابطه نسبتا قوی وجود دارد.وهمچنین بین ماهیت و نوع حکومت در ایران و مدرنیته که یکی از عوامل پوشش و حجاب بانوان است رابطه بسیار قوی وجود دارد.
فرخ نژاد(1385) در طرحی پژوهشی برای آگاهي از« نگرش دانشجويان دانشگاه هاي شهر اراك نسبت به مسئله حجاب و عملكرد و ميزان موفقيت صدا و سيما در گسترش و نهادينه كردن فرهنگ حجاب» در جامعه دست به انجام طرح پژوهشی می زند که جامعه آماري آن در این طرح ،‌ تمام دانشجويان دانشگاه‌هاي دولتي و غير دولتي شهر اراك مي‌باشد. حجم نمونه اين تحقيق برابر با 386 نفر مي‌باشد. روش تحقيق به كار گرفته شده پیمایش و گردآوري اطلاعات نيز از طريق پرسشنامه صورت پذيرفته است.يافته‌هاي اين پژوهش نشان مي‌دهد كه ميزان درآمد و وضع ظاهري دانشجويان رابطه معناداري با نگرش دانشجويان نسبت به مسئله حجاب دارد و دانشجويان كم درآمد نسبت به دانشجويان پردرآمد نگرش مثبت‌تري به حجاب دارند. همچنين دانشجويان زن و مرد داراي پوشش اسلامی نسبت به دانشجويان زن و مرد داراي پوشش نامناسب،‌نگرش مثبت‌تري به حجاب و پوشش دارند.دانشجويان پردرآمد، موفقيت صدا و سيما در نهادينه كردن و گسترش فرهنگ حجاب در جامعه را بيشتر از دانشجويان كم درآمد ارزيابي كرده‌اند. دانشجويان داراي ظاهر غير متعارف بيشتر از دانشجويان داراي ظاهر اسلامي و معمولي و دانشجويان داراي ظاهر اسلامي و معمولي بيشتر از دانشجويان داراي ظاهر غير متعارف « فرهنگ سازي مسئله حجاب در فيلم‌ها و سريال‌ها » را به عنوان بهترين شيوه برنامه سازي در جهت گسترش و تعميق فرهنگ حجاب اسلامي از سوي صدا و سيما در جامعه دانسته‌اند. همچنين دانشجويان داراي ظاهر اسلامي بيشتر از ديگران «توجه بيش از بيش به مقوله حجاب » و دانشجويان داراي ظاهر غير متعارف و معمولي بيشتر از دانشجويان داراي ظاهر اسلامي‌،«الگوسازي و معرفي الگوهاي موفق با حجاب در گذشته و حال»را بهترين راهكار عملي صدا و سيما در جهت گسترش و تعميق فرهنگ حجاب در جامعه دانسته‌اند.

مدرسی تربتی(1385) این تحقيق با هدف تبيين “عوامل موثر بر ميزان رعايت هنجارهاي پوشش و آرايش “صورت پذيرفته است که يک هنجار اجتماعي بوده و با پشتوانه‌اي قوي مذهبي از جايگاه خاصي در بين افراد مذهبي جامعه برخورداراست‎۰ شناخت اين عوامل به کمک نظريات مختلف در مسير تبيين کنشهاي انساني مطرح شده است‎۰جامعه آماری این تحقیق دانشجویان دانشگاه علمی –کاربردی مشهد بوده است. نتايج اين تحقيق نشان داد که در بين دانشجويان دختر ميزان رعايت هنجارهاي پوشش و آرايش به رعايت اين هنجارها توسط مادر، ميزان اطلاع از مصرف‌گرايي نظام سرمايه‌داري، ميزان تمايل نسبت به غرب، علاقه به عضويت در گروه ثروتمندان و نيز اعتقاد به مضرات هنجار بستگي دارد‎۰محقق در مورد دانشجويان پسر به هيچ مدل تحليلي دست نیافته است

زاهدانی،دشتی(1385) در تحقیقی با عنوان” گرایش دانشجویان به انواع حجاب” به بررسی نحوه پوشش دانشجویان دختر درشرایط مختلف پرداخته است. محقق تغییر محیط اجتماعی را در انتخاب نوع پوشش موثر می داند.وی بررسی گرایش و تغییرات گرایش دانشجویان دختر نسبت به نوع پوشش، بعد از انقلاب دو مطالعه در سالهای 1369 و 1380 انجام داده است.جامعه آماری مورد مطالعه دانشجویان دختر دانشگاه شیراز می باشد.بررسی ها نشان داد که در طول دهه 70 در دانشگاه شیراز،طرفداران حجاب افزایش یافته اند.در سال 1369 حدود 80 درصد از دانشجویان دختر ابراز داشته اند که مایل به حفظ حجاب خویش ،به هر نحو ،در خصوصی ترین شرایط اجتماعی هستند در صورتی که این درصد در سال 1380 به حدود 90 درصد ارتقاء یافته است.هم چنین دانشجویان دختر که برای خرید یا غیره در سال 1380 در محیط های عمومی ظاهر می شوند ده درصد بیش از همسالان خویش در سال 1369 حجاب خود را رعایت می کنند.در سال 69 فقط 20 درصد از دانشجویان دختر مایل به کنار گذاشتن پوشش دینی خود- در محیط های با فشار رسمی و غیر رسمی کمتر -بوده اند و در فاصله ی 11 سال در دومین دهه بعد از انقلاب اسلامی 10 درصد از تعداد آنان کاسته شده است.حدود 40 درصد از آنان که لباس مدل غربی را در مواقع خصوصی انتخاب می نمایند مایلند موهای خویش را بر طبق ضوابط دینشان بپوشانند.
قنبری(1385) به بررسی” تحول گفتمان حجاب در مطبوعات دهه هفتاد ایران” با هدف دریافت گفتمان دهه هفتاد بر مسئله حجاب پرداخته است. بر این اساس وی با استفاده ازروش تبار شناسی به ایجاد گزاره های مرتبط با گفتمان حجاب در طول دو دهه اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته است.نتایج پژوهش نشان می دهد که،گفتمان حجاب در نظام جمهوری اسلامی،تبدیل به کردارهای جنسیتی شده و استفاده از برخوردهای هژمونیک و کنترل کننده نه تنها آن را کاهش نداده،بلکه در اواخر سالهای دهه هفتاد منجر به رواج انواع پوششهای غیررسمی شده است.این پوشش ها ،به عنوان کردارهای جنسیتی منجر به ایجاد گسست در گزاره های اصلی گفتمان مسلط،تحت عنوان کانون های مقاومت شده اند.این کانونها در بسیاری از مواقع موجب بروز واکنش هایی از سوی نظام نسبت به خود شده اند که در برخی از موقعیت ها مسئولان مجبور به عدول از برخی از مسایل مرتبط با گفتمان مذکور و تا حدی به رسمیت شناختن برخی از کردارهای جنسیتی غیر رسمی در ارتباط با حجاب شده اند.
حسینی دوست(1380)طرحی با عنوان «بررسی نگرش دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی نسبت به پوشش زنان و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن » با هدف شناخت نگرش دانشجویان دختر نسبت به پوشش زنان (میزان تمایل آنها به پوشش اسلامی ) و بررسی تأثیر خانواده و گروه همسالان به عنوان دوعامل اجتماعی تعيين‌کننده مهم در شکل‌گیری نگرش انجام داده است. جامعه آماری این تحقیق دانشجویان دختر مجرّد دوره روزانه‌ی مقطع کارشناسی دانشکده های علوم اجتماعی و اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی که والدین آنها زنده و با هم زندگی می کنند، بوده است. تعداد 202 دانشجو از میان 804 دانشجو به عنوان نمونه انتخاب شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که؛ نگرش دانشجویانی که پایگاه اجتماعی والدینشان بالا بوده، نسبت به پوشش زنان، تمایل کمتری نسبت به پوشش اسلامی داشته اند، نگرش دانشجویانی که میزان اعتقادات مذهبی والدینشان بالا بوده نسبت به پوشش اسلامی تمایل بیشتری داشته اند، نگرش دانشجویانی که میزان سفارش والدینشان به آنها درزمینه انجام فرائض مذهبی زیاد بوده نسبت به پوشش اسلامی تمایل بیشتری داشته اند، نگرش دانشجویانی که میزان رعایت حجاب توسط اکثرگروه همسالانشان زیاد بوده نسبت به پوشش اسلامی تمایل بیشتری داشته اند .بین وضعیت اشتغال مادرونگرش دانشجویان نسبت به پوشش اسلامی رابطه معناداری وجود ندارد.
کرمانشاهیان(1377) طرحی با عنوان« گرایش به حجاب و برداشت آن دربین دانشجویان دانشگاههای دولتی و آزاد اسلامی شهر تهران و علل و عوامل جامعه شناختی آن »انجام داده است .نتیجه تحقیق نشان داد که:هرچه میزان تحصیلات پدرو مادر افزایش یابد، از میزان ارزشهای دینی از سوی افراد کاسته می شود . با افزایش میزان درآمد والدین، تنبیه و تشویق کمتر می تواند کارساز باشد. هرچه میزان تحصیلات والدین بالاتر باشد گرایش به حجاب درمجامع مختلط کمتر است و برعکس. هر چه میزان تحصیلات مادر بالاترباشد و میزان پذیرش ارزش های دینی از سوی افراد بیشتر باشد گرایش به حجاب در مجامع عمومی بیشتر می‌باشد. بین پذیرش حجاب از سوی افراد با گرایش به حجاب همبستگی مستقیم برقرار است. بین متغیر پذیرش حجاب و ارزشهای دینی ازسوی دیگران مهم با متغیرهای سن، نوع دانشگاه و رشته تحصیلی بیشترین همبستگی وجود دارد.بین پذیرش حجاب از سوی دوستان و پذیرش حجاب از سوی افراد با گرایش به حجاب همبستگی مستقیم برقرار است. گرایش به حجاب در مجامع مختلط با متغیرهای نوع دانشگاه، پذیرش ارزشهای دینی از سوی افراد، پذیرش ارزشهای دینی از سوی گروه همسالان، سن، تحصیلات پدر و مادر و رشته های تحصیلی همبستگی وجود دارد.
ستاد مطالعات و تحقیقات اجتماعی دفترامور اجتماعی استانداری تهران،( 1371)طرح پژوهشی«بررسی ناهمسازی برخی از بانوان تهرانی نسبت به رعایت پوشش اسلامی » را انجام داده است.دربخشی ازاین تحقیق وضع حجاب پاسخگویان با توجه به وضعیت پوشش (1-چادرمشکی با مقنعه وروپوش وشلوار 2-مقنعه وروپوش وشلواریا چادرگلدار3-روسری ساده وروپوش وشلوار4-روسری گلداروروپوش با چادر) کیفیت پوشش (1-پوشش غیرچسبان وموی نپوشیده 2-پوشش چسبان وموی نپوشیده ) و داشتن ویا نداشتن آرایش و وضعیت جوراب(ضخیم، نازک، بدون جوراب ) به انواع حجابهای خیلی خوب، خوب، متوسط، بد، خیلی بد تقسیم شده است. بعضی از نتایج این تحقیق عبارتند از: تا قبل از سن ازدواج (22 سالگی ) دارندگان حجاب خوب، نسبت بیشتری ازافراد را تشکیل می دهند. پس از آن نسبت رعایت کنندگان حجاب کاسته شده وبه تعداد افرادیکه حجاب بد دارند افزوده می شود. پس ازآن درسنین 28 تا 40 سالگی نسبت رعایت کنندگان حجاب افزایش پیدا می کند. سرانجام پس از 40 سالگی نسبت افراد با حجاب خوب شروع به کاهش می کند.با افزایش سواد تا سطح دیپلم حجاب بد روند افزایشی و از دیپلم به بالاتر روند کاهشی می یابد. استثناءً دردختران دبیرستانی به علت نظارت نهادهای اجتماعی چون مدرسه و خانواده حجاب بد کم می شود. پاسخگویان مجرّد تمامی الگوهای متفاوت حجاب را با تأکید بر وضعیت حجاب متوسط و خیلی بد و کمترین تأکید بر وضعیت حجاب خوب بکار می گیرند، درحالیکه افراد متآهل به یکی ازدو وضعیت حجاب خوب و خیلی بد گرایش قطعی دارند. در افراد ازدواج کرده بدون همسر، حجاب خیلی بد و بد افزایش می‌یابد. با افزایش رفاه، نسبت حجاب خیلی بد و بد افزایش می یابد. البته شدت گرایش به حجاب خیلی بد و بد درمیان طبقات با وضع رفاه متوسط و نسبتاً خوب بیشتر و دروضع رفاه خوب و خیلی خوب کمتر می‌باشد. گرایش عمده در جنوب شهر، حجاب خوب و خیلی خوب می باشد و افراد با حجاب بد و خیلی بد به ترتیب در مرکز، شرق، مناطق مرفه نشین غرب و مناطق آپارتمان نشین شمال شهر افزایش می یابند. پراکندگی شدید انواع حجاب درمناطق مختلف نشان دهنده آن است که پدیده بد‌حجابی درهمه مناطق شهر به نسبت یکسانی توزیع شده است.با افزایش مدت اقامت در تهران نسبت حجاب خیلی خوب و خوب و متوسط، کاهش و نسبت حجاب بد افزایش می یابد . هرچه مصرف پوشاک داخلی افزایش یابد وضع حجاب بهتر و هرچه مصرف پوشاک خارجی افزایش یابد، وضع حجاب بد‌تر می‌شود.
میلر (2010)در تحقیقی به انسان شناسی شلوار جین می پردازد.این طرح با روش قوم نگاری است که جامعه آماری آن مهاجرانی است؛ که در شمال لندن از شلوار لی استفاده می کنند .محقق در ابتدا از نظرات کانت شروع می کند و با استفاده از نظریات کنش به این نتیجه می رسد که شلوار جین اولین لباس پست مدرنی است که نقطه مقابل هویت قرار دارد.
تیگمان و لیسی (2009) این تحقیق با هدف بررسی ارتباط بین لباس و تجربه بدن زنانه انجام گرفته است.جامعه آماری این طرح 162نفر از زنان خریدار لباس بین سنین 18 و 55 در استرالیا می باشد . نتایج حاصل از تکمیل پرسشنامه و متغیرهای تصور از بدن، کارکرد لباس، اعتماد به نفس، و لذت بردن ازخرید لباس نشان داد که انتخاب لباس بر اساس مُد روز برای تمامی سنین از طرف زنان مورد استفاده قرار می گیرد. از سوی دیگر نارضایتی بدن با تجربه منفی خرید لباس ارتباط دارد.همچنین سرمایه گذاری برای ظاهر با انتخاب لباس ارتباط دارد.از دید گاه زنان لباس بخشی مهمی از حضور آنان در جامعه است.
کری و باون (2006) هدف از این پژوهش مطرح نمودن ساختاری برای مطالعه فرهنگ مادی از قبيل پوشاک مد روز بر مبنای تحلیل فرایندهایی می باشد که منجر به ایجاد و تخصیص ارزش نمادین می شوند. محقق به این نتیجه می رسد که ایتالیا تصویر عالی از چگونگی شکل گیری ویژگی های مُد و صنعت مُد بشمار می آید. نظام مد ایتالیا با توجه به تعداد زیادی از روش های قابل توجه با نظام های مُد سایر کشورها ا

متن کامل پایان نامه فوق در سایت sabzfile.com موجود است

You may also like...