پایان نامه با موضوع ، سلامتی، اضطراب، پرستاران، بیماران، سلامت

پرداختند، نتایج نشان داد که هر دو اضطراب صفت و حالت با بسیاری از گروهها از جمله از بعد سرشت، آسیب پرهیزی با اضطراب صفت رابطه دارد.
مطالعه حاضر در پی این است که اضطراب سلامت و متغیرهای حساسیت پردازش حسی،آسیب پرهیزی و تنظیم شناختی هیجان دربین پرستاران شاغل در بخش های ویژه بیمارستان و پرستاران شاغل در بخش های عمومی بیمارستان را مورد بررسی قرار دهد.

1-3- ضرورت و اهمیت انجام پژوهش
به علت ماهیت شغل پرستاران که ارتباط با بیماران و مراقبت از آنان را در بر می گیرد، غفلت از شناخت و مقابله با استرس های موجود در محیط کاری سبب عوارض جبران ناپذیری خواهد شد. تداوم حضور و یا تشدید اثر عوامل استرس زا می تواند سبب بروز اختلالات روانشناختی در پرستاران گردد. از طرفی با توجه به مسئولیت سنگین مراقبت از بیمار، هرگونه استرس پرستاران به نحوی در جامعه بازتاب خواهد داشت (مک گراس و همکاران، 2003).
دربین آنان پرستاران شاغل در بخش های ویژه به دلیل شرایط خاص ناشی از محیط کار و بیماران ممکن است بیشترین استرس را تحمل نمایند. ازجمله عوامل تنش زای بخش ویژه می توان به مواردی همچون ارتباط کاری با سایر پرستاران و کارکنان تیم بهداشتی، ارتباط و مکالمه با بیمار و همراهان وی، سطح بالای دانش و مهارت مورد نیاز برای کار در این بخش، حجم کاری بالا، لزوم پاسخ سریع و بی درنگ پرستار به موقعیت های فوری، تماس مداوم با بیماران اورژانسی، مسئولیت سنگین مراقبت از بیماران بخشهای ویژه و در معرض قرار گرفتن مشاهده مستقیم مرگ بیماران اشاره کرد(مک گراس و همکاران، 2003).
امروزه در محیط های درمانی کشورهای مختلف، شاهد عدم تمایل پرستاران به ادامه کار و درگیری با شغل های دوم غیر مرتبط با پرستاری، تمایل به ترک کار، درخواست بازنشستگی قبل از موعد، شکایت از حجم کار زیاد و کمبود نیروی انسانی بوده و در این میان در بخش های مراقبت های ویژه از جمله CCU وICU و نیز در بخش های دیالیز و آنکولوژی (سرطان شناسی)، این مشکلات حادتر و میزان اضطراب و استرس از سایر بخش ها چشم گیر تر است (ساترلند و کوپر ،2007). تحقیقات نشان داده که رویارویی دایمی با بیماران، داشتن مسؤولیت سلامت انسان ها، انجام فرایندهای بالینی، مواجه با بیماران در حال احتضار، برخورد با موقعیت های اضطراری و اورژانس، می تواند باعث کاهش عملکرد مطلوب پرستاران شود و بر سلامتی روانی و جسمانی آنها تأثیر بگذارد ( گرینید، جیم و راگر، 2001).
توانمندسازی پرستاران در مقابله با عوامل استرس زا، در کنار فراهم کردن شرایطی برای کاهش و حذف این عوامل می تواند در ایجاد محیط کاری آرام و افزایش ظرفیت و کارایی پرستاران نقش مؤثری داشته باشد (کویوولا و همکاران، 2000).افت کیفیت مراقبت از بیمار، از بدترین پیامدهای اختلالات روانشناختی در پرستاران است. زمانی که پرستاری دچار اضطراب می شود، بیمار از توجه و مراقبت کافی محروم مانده و فردیت و حقوق انسانی او زیر سؤال می رود(لاچمن ، 2006). مشکلات روانی کارکنان باعث ایجاد خسارات اقتصادی مانند غیبت فراوان از کار می شود و می تواند منجر به اشتباه در مراقبت از بیمار و ایجاد عوارض در بیماران گردد(ماسلاچ و جکسون ، 2004). علاقه به ارتباط بين تنظيم هيجان و اختلال های اضطرابي در سالهاي اخير موردتوجه قرارگرفته است. براي مثال درسال 2005 درسايت اطلاعات روانشناسي جستجو يي انجام شد و براي اصطلاح تنظيم هيجان و اختلال اضطرابي 20 مرجع پيدا شد که 18مورد آنها درسال 2000 يا بعد از آن، منتشر شده بودند. نظريه ها و شواهد جديد در خصوص اختلال های اضطرابي نشان ميدهدکه مشکل درتنظيم هيجان ممکن است عامل مهمي در اين اختلال ها باشد. اين کار پيامدهاي مهمي براي پيشبرد نظريه اختلال های اضطرابي داشته است. همچنین متغیرهای زیستی مثل حساسیت پردازش حسی و آسیب پرهیزی می توانند پیش بینی کننده احتمال ابتلا به اضطراب سلامت باشند.
به این ترتیب تعیین سطح استرس و سلامت عمومی و متغیرهای مرتبط با ایجاد اضطراب سلامت و مشخص کردن ارتباط بین این متغیرها در پرستاران شاغل در محیط های مختلف بالینی می تواند مدیران را در تشخیص موارد خاص که نیاز به حمایت،مشاوره و درمان دارند، یاری رساند (ماسلاچ و جکسون، 2004).
1-4 اهداف پژوهش :
1-4-1- هدف کلی :

مقایسه اضطراب سلامت ، حساسیت پردازش حسی ،راهبردهای شناختی تنظیم هیجان و آسیب پرهیزی بین پرستاران بخش ویژه و بخش عمومی.

1-4-2- اهداف جزئی:

1-تعیین تفاوت در اضطراب سلامت بین پرستاران بخش ویژه و عمومی.
2-تعیین تفاوت در حساسیت پردازش حسی و زیر مؤلفه های آن بین پرستاران بخش ویژه و عمومی.
3- تعیین تفاوت در راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و زیر مؤلفه های آن بین پرستاران بخش ویژه و عمومی.
4- تعیین تفاوت در آسیب پرهیزی بین پرستاران بخش ویژه و عمومی.

1-5 سؤال و فرضیه¬های پژوهش
1-5-1- سؤال‌ پژوهشی
آیا بین اضطراب سلامت ، حساسیت پردازش حسی ،راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و آسیب پرهیزی در پرستاران بخش ویژه و بخش عمومی تفاوت وجود دارد؟

1-5-2-فرضیه های پژوهش
1- بین پرستاران بخش ویژه و عمومی در اضطراب سلامت تفاوت وجود دارد.
2- بین پرستاران بخش ویژه و عمومی در حساسیت پردازش حسی و زیر مؤلفه های آن تفاوت وجود دارد.
3- بین پرستاران بخش ویژه و عمومی در راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و زیر مؤلفه های آن تفاوت وجود دارد.
4- بین پرستاران بخش ویژه و عمومی در آسیب پرهیزی تفاوت وجود دارد
1 1-6 تعاریف مفهومی
2 1-6-1 اضطراب سلامت:
اضطراب سلامتی یک مفهوم پیوستاری است که برای اولین بار توسط سالکوسکیس و وارویک در سال 1986 پیشنهاد شده است که در یک طرف پیوستار نگرانی های خفیف درباره ی سلامتی و ابتلا به بیماری و در طرف دیگر آن اختلال خودبیمارپنداری قرار می گیرد که با ترس های افراطی و گاه هذیانی درباره سلامتی و علایم جسمانی مشخص می شود (سالکووسکیس و وارویک، 2001؛ ص22).اضطراب سلامتی شامل چهار مؤلفه عاطفی، شناختی، رفتاری و ادراکی می باشد. مؤلفه عاطفی شامل نگرانی درباره سلامتی می باشد. مؤلفه شناختی به اعتقاد قوی مبنی بر بیمار بودن بر خلاف شواهد پزشکی محدود می شود. مؤلفه رفتاری، رفتارهای اطمینان جویی به منظور کاهش ترس از بیماری را در بر می گیرد و مؤلفه ادراکی شامل اشتغال ذهنی به علایم و احساس های بدنی می باشد (لانگلی، 2005؛ ص3).
3 1-6-2 حساسیت پردازش حسی:
آرون و آرون (1997، ص 345) از حساسیت پردازش حسی به عنوان ساختاری که گرایش به پردازش انواع مختلفی از اطلاعاتی که از اهمیت بیشتری نسبت به سایر اطلاعات دریافت شده از محیط برخوردار هستند، یاد می کنند. حساسیت پردازش حسی شامل سه بعد یا مؤلفه «سهولت تحریک »، «حساسیت زیبایی شناختی » و «آستانه حسی پایین » می باشد که هر یک از این ابعاد ارتباط های متفاوتی با سایر متغیرهای دیگر درروان شناسی دارند، که سهولت تحریک به احساس پاسخ نسبت به خواسته ها و نیازها اشاره دارد، اما حساسیت زیبایی شناختی به آگاهی از تجارب زیباییشناختی و آستانه حسی پایین به حساسیت افراد نسبت به محرک های ناخوشایند اشاره دارند (آرون و آرون ،1997، ص 345).
همچنین حساسیت پردازش حسی اشاره دارد؛ به شناسایی و پاسخ افراد به تعداد معدودی از محرک های موجود در محیط می باشد. حساسیت پردازشحسی توضیحات قابل ملاحضه ای را در رابطه با ویژگی های شخصیتی افراد و سلامت روانی آنها بیان می دارد. از اظهارات مربوط به حساسیت پردازش حسی معمولاً برای بیان کردن تفاوت های فردی در حالت های مختلف پردازش حسی استفاده می شود (آرون و آرون ،1997، ص 345).
4 1-6-3 راهبردهای تنظیم شناختی هیجان :
راهبردهای تنظیم شناختی هیجان ، به نحوه تفکر افراد پس از بروز یک تجربه منفی یا واقعه آسیب زا برای آنها اطلاق می گردد (گارنفسکی و همکاران، 2003؛ ص403). گارنفسکی و همکاران (2003) نه راهبرد شناختي را در تنظيم هيجانات معرفي کرده اند: چهار راهبرد منفی تنظیم شناختی هیجان شامل نشخوارگری، ملامت خویش، فاجعه سازی وملامت دیگران، و پنج راهبرد مثبت شامل پذيرش، تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی ، ارزيابي مجدد مثبت، دیدگاه پذیری (گارنفسكي و همکاران، 2003،ص403).
5 1-6-4 آسیب پرهیزی :
کلونینجر معتقد است که سامانه های سرشتی در مغز دارای سازمان یافتگی کارکری متشکل از سامانه های متفاوت و مستقل از یکدیگر برای فعال سازی، تداوم و بازداری رفتار در پاسخگویی به گروههای معینی از محرک هاست. کلونینجر چهار بعد برای سرشت معرفی کرده است : نوجویی، آسیب پرهیزی، پاداش وابستگی و پشتکار (ابوالقاسمی، رفیعی و نریمانی 1390؛ ص 119). سرشت به عنوان مجموعه ای ارثی از واکنش های خودکار به محرک هیجانی تعریف شده است که از قوانین شرطی سازی مشارکتی یا یادگیری رویه ای تبعیت می کند(اتلت ، جورجن ، 2008؛ ص 265). سرشت اساس وراثتی هیجانها و یادگیری های است که ازطریق رفتارهای هیجانی و خودکار کسب می شود وبه عنوان عادت های قابل مشاهده در اوایل زندگی فرد دیده می شود و تقریباَ در تمام طول زندگی ثابت می ماند(ابوالقاسمی، رفیعی و نریمانی، 1390؛ ص119).
منش به عنوان هدف ها و ارزش های داوطلبانه ما که بر اساس تجربه و یادگیری بینش آفرین هستند تعریف شده است(اتلت و همکاران،2008،ص 265).منش شامل دریافت های منطقی درباره خود و دیگران و دنیاست و بیشتر ویژگی های را شامل می شود که تحت تأثیر عوامل محیطی در ساختار شخصیتی فرد پدید می آید(ابوالقاسمی و همکاران،1390). کلونینجر سه بعد را برای منش در نظر گرفته است: خود- راهبری ، همکاری و خود- فراروی (ابوالقاسمی و همکاران،1390،ص 119).
6 1-7تعاریف عملیاتی
7 1-7-1 اضطراب سلامت:
در اين پژوهشاضطراب سلامت، یعنی نمره حاصل ازپاسخ شخص به سؤالاتنسخه کوتاه پرسشنامه اضطراب سلامت SHAI))مشتمل بر 18 سؤال می باشد، که در حقیقتفرم بلند این پرسشنامه اولین بار توسط سالکووسکیس و وارویک در سال (1986) ساخته شده است که تقریبأ بر اساس مدل شناختی اضطراب سلامتی و خود بیمارپنداری تدوین شده است.فرم کوتاه این پرسشنامه که در پژوهش حاضر مورد استفاده قرار گرفت شامل 18 آیتم است که هر آیتم چهار گزینه دارد و هر گزینه شامل توصیف فرد از مؤلفه های سلامتی و بیماری به صورت یک جمله خبری است انتخاب می کند. نمره گذاری هر آیتم از 0تا3 است و نمره ی بالا در آن نشانه اضطراب سلامتی بالا می باشد(سالکووسکیس و وارویک، 2002،ص 53).
اضطراب سلامتی شامل چهار مؤلفه عاطفی، شناختی، رفتاری و ادراکی می باشد. مؤلفه عاطفی شامل نگرانی درباره سلامتی می باشد. مؤلفه شناختی به اعتقاد قوی مبنی بر بیمار بودن بر خلاف شواهد پزشکی محدود می شود. مؤلفه رفتاری، رفتارهای اطمینان جویی به منظور کاهش ترس از بیماری را در بر می گیرد و مؤلفه ادراکی شامل اشتغال ذهنی به علایم و احساس های بدنی می باشد (لانگلی ، 2005،ص 3).
8 1-7-2حساسیت پردازش حسی:
در پژوهش حاضر حساسیت پرداش حسییعنی نمرات حاصل از مقیاس شخص با حساسیت بالا می باشد، که در حقیقت این پرسشنامه توسط آرون و آرون (1997،) ساخته شده است و مشتمل بر 27 سؤال خود گزارشی است که واکنش پذیری روان شناختی نسبت به محرک های محیطی را مورد سنجش قرار می دهد. این آزمون مشتمل بر 3 خرده مقیاس سهولت تحریک (12 آیتم)، حساسیت زیبایی شناختی (7 آیتم)، آستانه ی حسی پایین (6 آیتم)، است. آزمودنی به سؤالات این مقیاس در یک مقیاس 7 نقطه ای از کاملاً مخالفم تا کاملاً موافقم پاسخ می دهد(آرون و آرون، 1997، ص 345).
9 1-7-3 راهبردهای تنظیم شناختی هیجان:
در اين پژوهش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر اساس عملكرد فرد در پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ) که توسط گارنفسکی و همکاران (2003) تدوین شده است، سنجيده مي‌شود. این پرسشنامه دارای 9 زیر مقیاس و 36 ماده می باشد. زير مقياسهای اين پرسشنامه ملامت خود، ملامت دیگران، پذيرش،نشخوارگری، تمرکز مجدد مثبت،تمرکز مجدد بر برنامه ریزی، ارزیابی مجدد مثبت، دیدگاه پذیری و فاجعه سازی هستند. هريک از زير مقياسهای اين پرسشنامه ۴گزينه دارد. پاسخ های این پرسشنامه در یک پیوستاراز 1 تا 5 درجه ای ( همیشه ، اغلب اوقات ، معمولا ، گاهی ، هرگز ) نمره گذاری می شوندو نمرات هر يك از مؤلفه‌ها با جمع نمرات سوال‌های مربوط به آن انجام می‌شود(گارنفسکی و همکاران،2003،ص 403).
1-7-4 آسیب پرهیزی:
پرسشنامه سرشت و منش(TCI) دارای چهار مقیاس سرشت ((نوجویی))،((آسیب پرهیزی))،((پاداش-وابستگی)) و ((پشتکار)) و سه مقیاس منش ((خود-راهبری))،((همکاری)) و ((خود-فراروی)) است. پرسشنامه سرشت و منش دارای 125عبارت است که هر عبارت باید به صورت ((صحیح)) یا ((غلط)) پاسخ دهد. به هر کدام از سؤال ها یک نمره تعلق می گیرد و نمره هر یک از ابعاد، از مجموع نمرهای زیر مقیاس های آن بعد به دست می آید. این پرسشنامه برای بعد سرشت دارای 60 سؤال ؛((نوجویی))(20) سؤال، ((آسیب پرهیزی))(20) سؤال، ((پاداش-وابستگی))(15) سؤال و ((پشتکار))(5) سؤال و بعد منش 65 سؤال، ((خود-راهبری)) (25) سؤال، ((همکاری)) (25) سؤال و ((خود-فراروی)) (15) سؤال دارد. در پژوهش حاضر از 20 سؤال مربوط به مقیاس آسیب پرهیزی برای سنجش این متغیر استفاده شده است(ابوالقاسمی و همکاران، 1390؛ص 119).

2-1- مقدمه
در اين فصل ادبيات و پيشينه‌ پژوهشي مربوط به موضوع مطالعه حاضر ارائه مي‌شود. نخست در خصوص اضطراب سلامت، تعريف آن، ویژگی های این اختلال، درمان و ارتباط آن با سایر اختلالات روانی و پزشکی و پژوهش های انجام شده در این زمینه بحثخواهد شد، سپس در مورد حساسیت پردازش حسی، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و آسیب پرهیزی، خصوصیات مربوط به آنها و پژوهش های انجام شده در رابطه با این متغیرها مورد بحث و بررسي قرار خواهد گرفت. در پايان فصل جمع‌بندي و نتيجه‌گيري از مباحث ارائه شده به عمل خواهد آمد.

2-2- اضطراب سلامتی
اضطراب سلامتی یک مفهوم پیوستاری است که برای اولین بار توسط سالکوسکیس و وارویک در سال 1986 پیشنهاد شده است که در یک طرف پیوستار نگرانی های خفیف درباره ی سلامتی و ابتلا به بیماری و در طرف دیگر آن اختلال خودبیمارپنداری قرار می گیرد که با ترس های افراطی و گاه هذیانی درباره سلامتی و علایم جسمانی مشخص می شود(سالکوسکیس و وارویک، 1986) ؛ آن ها بیان کردند بعضی از افراد هستند که بیشتر از مردم عادی درباره ی سلامتی خود نگران هستند اما همه ی ویژگی های تشخیصی خودبیمارپنداری را ندارند در نتیجه مفهوم پیوستاری اضطراب سلامتی را به کار بردند که هم اضطراب سلامتی خفیف و هم خودبیمارپنداری را در بر می گیرد (سالکوسکیس و وارویک، 2000). بنابراین اضطراب سلامتی در طیفی از بیماران غیر روانی(شامل بیماران جسمی) و غیر بیماران نیز رخ می دهد.
اضطراب سلامتی شامل چهار مؤلفه عاطفی، شناختی، رفتاری و ادراکی می باشد. مؤلفه عاطفی شامل نگرانی درباره سلامتی می باشد. مؤلفه شناختی به اعتقاد قوی مبنی بر بیمار بودن بر خلاف شواهد پزشکی محدود می شود. مؤلفه رفتاری، رفتارهای اطمینان جویی به منظور کاهش ترس از بیماری را در بر می گیرد و مؤلفه ادراکی شامل اشتغال ذهنی به علایم و احساس های بدنی می باشد (لانگلی ، 2005). اضطراب سلامتی و به ویژه اختلال خودبیمارپنداری با نگرانی افراطی درباره بیماری و بخصوص بیماری های وخیم، ناتوانی در نادیده گرفتن علایم ساده جسمانی وتوجه انتخابی نسبت به این علایم بعد از شنیدن یا خواندن درباره ی یک بیماری (آون و همکاران، 2004)، گوش به زنگی افراطی (آبراموویتز و همکاران،2007)، مراجعه افراطی به دکتر و مراکز درمانی و هم چنین با یک ترس افراطی از مرگ همراه می باشد (نویز ، 2002). سطح بالای اضطراب سلامتی باعث بروز رفتار های اطمینان جویانه برای مطمئن شدن از سلامتی و دریافت کمک (از جمله مراجعه به پزشک) و تکرار آن ها به منظور بهبود سلامتی و یا انکار بیماری می شود (سالکوسکیس و همکاران، 2002). این رفتارها چون باعث کاهش موقتی اضطراب می شوند، در نتیجه تقویت می شوند و این چرخه تکراری معیوب ادامه می یابد (کنروی ،2001).
در پژوهشی که طلایی (1387) درباره شیوع خودبیمارپنداری در دانشجویان مشهد انجام داد، شیوع آن را 38 درصد برآورد کرد،که این درصد بسیار بالاتر از شیوع جهانی آن) 8/5درصد) می باشد. در کل با این که افراد دچار خودبیمارپنداری در جامعه نادر هستند ((2 در صد)) ،( لوپر و کیرمایر ،2001)، اما شیوع اضطراب سلامتی در بین افراد بالاست. سالکوسکیس و وارویک (2003) در یک بررسی، شیوع اضطراب سلامتی را حداقل 51 درصد در میان بیماران دارای دردهای مزمن برآورد کرده اند.
تحقیقات اندکی در زمینه تفاوت های جنسیتی در افراد دچار اضطراب سلامتی موجود است، که بررسی همین مطالعات اندک نتایج متناقصی را نشان می دهد؛ برای مثال رایف در سال 2001 نشان داد که زنان بیشتر از مردان نگران سلامتی خود هستند و در جستجوی سلامتی هستند. گینسبرگ (2004) نیز گزارش کرد که زنان بیشتر از مردان در جستجوی سلامتی هستند. هم چنین ماکسوین، شری و استوارت (2009) شیوع اضطراب سلامتی را در زنان بیشتر از مردان نشان داده اندو بر اساس نتایج آن ها زنان بیشتر از مردان دچار این مشکل می شوند.
ماکسوین، شری و استوارت (2009) در کاری که در زمینه ی تفاوت های جنسیتی در رفتارهای کنار آمدن و مدارا انجام دادند، به این نتیجه رسیدن که علت بیشتر بودن رفتار جستجوی سلامتی در زنان

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...