پایان نامه ارشد رایگان درمورد امام صادق، آموزش و پرورش، آیات و روایات

اندیشمند رو به کودک‏ خردسال ، یعنی امام کاظم(ع)کرد و عرض کرد : «چرا رو به در باز نماز می‏خوانید؟امام کاظم(ع)فرمود : «آن کسی که من به سوی‏ او نماز می‏خوانم از این در به من نزدیکتر است(نرم افزار جامع‏ احادیث نور،1393) .
امام باقر(ع) از قول رسول اکرم(ص)می‏فرمایند : «اسلام‏ آیین محکم و استوار الهی است و دین سهل و خالی از مشقت‏ است.با مدارا در آن قدم بردارید و عبادت خدا را بر بندگان‏ خدا تحمیل نکنید و همانند سواری نباشید که مرکب خود را خسته و فرسوده می‏کند و در نتیجه نه راه سفر را پیمود و نه‏ مرکبش سالم مانده است(همان منبع) .
به همین دلیل باید از طولانی کردن نماز کودکان و عبادات و نماز زیاد و طولانی و خسته‏کننده پرهیز کرد(جمشیدی،1389) حضرت سجاد (ع) کودکانشان را دستور می‏داد تا نماز مغرب و عشاء را با هم بخوانند و نماز و ظهر و عصر را نیز با هم‏ بخوانند و در مورد این که هر نمازی را در وقت فضیلت و مخصوص خودش بخوانند بر آنان سخت نمی‏گرفت . به آن‏ حضرت عرض شد : «آن‏ها نماز را در غیر وقت فضیلتش‏ می‏خوانند .» امام فرمود : «این کار برای آنان بهتر است از این‏ که بخوابند و نماز نخوانند(عزیزی،1391) امام صادق(ع)می‏فرمایند : «من جوان بودم و در عبادت کوشش بسیاری می‏کردم . پدرم به من فرمود : «کم‏تر از این مقدار عبادت کن زیرا وقتی خداوند بنده‏ای را دوست دارد با عبادت کم‏ هم از او راضی می‏شود(عزیزی،1391) .
براساس احادیث ذکر شده باید قبل از 7 سالگی برخی‏ زمینه‏های لازم برای برپاداشتن نماز توسط کودکان را ایجاد کرد، مثلا ذکرها ، شعارهای مهم اسلامی ، حرکاتی مثل ایستادن ساده‏ رو به قبله ، رکوع و سجود را می‏توان یاد داد تا گاه‏گاهی در کنار والدین تمرین کنند . به تدریج وقتی کودکان با این فریضه انس‏ گرفتند از 7 سالگی به بعد باید از آن‏ها خواست تا نماز بخوانند ، اما در این فریضه نباید سخت‏گیری کرد،تا پایان 9 سالگی که‏ مؤاخذه به آن اضافه می‏شود(باهنر،1393) .
صورت عقلی گرفتن رفتار مذهبی از 7 سالگی است که‏ کودک می‏تواند مطالبی را بفهمد و از آن سر درآورد . قبل از این‏ سنین اغلب جنبهء احساسی و نشان دادن همراهی با والدین‏ و دیگران را دارد(قائمی،1390( روایات زیر در مورد سن آموزش و نحوهء آموزش نماز است : در اسلام مسئلهء ارتباط با خدا به شکل غیر مستقیم از همان بدو تولد مورد تأکید قرار گرفته است ، به طوری که پیامبر می‏فرماید: «هرکس که خداوند به او فرزندی داده است ، در گوش راستش‏ اذان و در گوش چپ اقامه بگوید که عصمت و نگاهداری از شیطان رجیم است(عزیزی،1391) .
امام صادق می‏فرمایند:«هنگامی که کودک به سن 3 سالگی‏ رسید او را وادار کنید که هفت مرتبه بگوید:لا اله الا اللّه و او را آزاد بگذارید . همین که 3 سال و هفت ماه و 20 روزه شد ، دومین جمله یعنی‏ محمد رسول اللّه را یاد گرفته ، 7 مرتبه آن را تکرار کند . وقتی 4 ساله‏ شد ، 7 مرتبه صلوات بر پیامبر بفرستد ، سپس او را آزاد بگذارید . در 5 سالگی دست چپ و راست را یادش دهید و وقتی آن را شناخت‏ او را در جهت قبله قرار داده ، از او بخواهید که سجده کند . سپس او را آزاد بگذارید . در پایان 6 سالگی به او بگویید که نماز بگزارد و رکوع‏ و سجود را به او یاد دهید . در پایان 7 سالگی شستن دست‏ها و صورت را یادش دهید و به او بگویید که نماز بخواند . در پایان 9 سالگی نماز و وضو یادش دهید (عزیزی،1391 ( احادیث دیگری به همین مضمون از پیامبر اکرم(ص) (در مکارم الاخلاق و وسایل الشیعه) ، امام صادق (ع) (در بحار،وسایل الشیعه و میزان الحکمه) و از امام باقر(ع) (در میزان الحکمه) ذکر شده است.
همانطور كه پدر و مادر بر گردن فرزندان خود حقوقي دارند، روايات، حقوقي را نيز براي فرزندان مشخص كرده كه اداء نكردن آنها توسط والدين نافرماني خداوند محسوب شده و باعث عاق شدن پدر و مادر مي شود و بر عكس تربيت صحيح فرزندان باعث آمرزش و پاداش براي آنها مي گردد . از جمله حقوق فرزندان بر گردن والدين اين است كه نام نيكو برايش انتخاب كنند ، نوشتن به او بياموزند و قرآن و آموزه هاي ديني را به او تعليم دهند .
2.1.2. سن آموزش در کودکان:
ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ مراحل رشد فرزند را به سه دوره هفت ساله تقسيم مي كنند ، كه كودك در هر يك از اين دوره ها ويژگي خاصي داشته ، بالطبع نياز معيني دارد و در نتيجه روش تربيتي ويژه اي را طلب مي كند. به اين روايات زيبا كه اصل و پاية روان شناختي دارد توجه كنيد:
رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي فرمايد: فرزند هفت سال مولا و هفت سال بنده (يا خدمتكار) و هفت سال وزير است.37
 
اين روايت هفت سالة اول (7 ـ 1 سالگي) را دورة حكومتراني و بازي و تفريح و هفت سالة دوم (14 ـ 7 سالگي) را دورة اطاعت پذيري و آموزش و دورة سوم (21 ـ 14 سالگي) را دورة وزارت و مشورت پذيري كودك دانسته است.
در روايت امام جعفر صادق ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: چون فرزند سه ساله شد به او بگوييد: هفت مرتبه بگو «لا اله الا الله» و چون سه سال و هفت ماه و بيست روز از عمرش گذشت به او بگوييد: هفت مرتبه بگو «محمد رسول الله» و وقتي چهارسال او تمام شد به او بگوييد هفت مرتبه بگو «صل الّه علي محمدٍ وآل محمد» .38
2.1.3. سن آموزش نماز:
روايات اين باب به دو قسمت تقسيم مي شوند:
1.رواياتي كه به ما دستور مي دهند قبل از 7 سالگي شكل ظاهري نماز را به فرزندانمان بياموزيم.
2. رواياتي كه به ما دستور مي دهند از 7 سالگي فرزندانمان را به خواندن نماز امر كنيم.
2.1.4. سن آموزش قرآن:
در اينجا بايد دو امر مورد بررسي قرار گيرد:
1. منظور از آموزش قرآن چيست؟ در جواب دو احتمال وجود دارد: آموزش حفظ قرآن و آموزش روخواني قرآن كه با توجه به برخي از روايات و شيوة متداول زمان ائمه ـ عليهم السّلام ـ آموزش حفظ و قرآن وجيه تر به نظر مي آيد.
2. روايات سن خاصي را براي آموزش قرآن مشخص نكرده اند؛ بنابراين بايد بر همان محدودة سني آموزش به طور كلي (14 ـ 7) حمل كرد و هفت ساله دوم را سن آموزش قرآن دانست.
2.1.5. نتيجه :
همان گونه که ديديم، اولاً آموزش قرآن، نماز و آموزه هاي ديني از نظر تربيت اسلامي قبل از سن آموزشگاهي (6 – 7 سالگي) شروع مي شود. ثانياً آموزش و تربيت مي بايست ضمن برنامه اي دقيق و بر اساس سن رشدي کودک انجام شود. برنامه اي که در آن استعدادها و توانايي سنين کودکي در نظر گرفته شده است. از اين رو مفهوم روايات ياد شده اين نيست كه فرزند را تا هفت سالگي رها كنيم و كاري به آموزش و تربيت ديني او نداشته باشيم، بلكه در هفت ساله اول عمر، آموزش و پرورش ديني به شکل مدرسه اي که جنبة تحميلي و آموزشگاهي دارند، نمي باشد.
با توجه به مطالب بالا مي توان نکات زير را به عنوان شرايط مؤثر در آموزش و تربيت ديني كودكان از ديدگاه روايات و علم روان شناسي پيشنهاد نمود:  
1. دين اسلام تربيت را مختص به محدودة زماني معيني نمي داند و براي تمامي سنين دستورات خاصي دارد و حتي قرائت قرآن در زمان حمل و پس از تولد را در روحية كودك موثر مي داند؛ ولي تربيت به معناي خاص آن و آموزش مفاهيم سادة ديني (مثل لا اله الا الله و …) بهتر است از دو سالگي آغاز شود.
2. از آنجا كه هفت سال اول دورة سيادت و حكمراني كودك است، بايد فرزند ضمن كنترل غير مستقيم آزاد و رها باشد. بنابراين در آموزش و تربيت فرزند روشهايي موثر است كه به برخي از آنها اشاره مي كنيم:
الف.دورة سيادت (هفت سال اول) به هيچ وجه با اجبار و تحميل تناسب ندارد. پس با اجبار و زور نمي توان به جايي رسيد. و تنها ملاطفت و مهرباني همراه با صبر و حوصله ثمر بخش است.
ب. تأثير زمان و مكان: در آموزش غير رسمي و تربيت كودك بايد بهترين زمان ها مثل زمان شادابي و خوشحالي كودك ـ نه خواب آلودگي و خستگي ـ و بهترين مكان ها مثل تفريح گاهها، محيط بازي و مهدهايي كه همسن و سالهاي كودك در آنجا حاضرند انتخاب شود.
ج. روش الگويي هماهنگ: يكي از موثرترين روشها انجام كار خوب توسط والدين است كه كودك با مشاهدة آن و تقليد از والدين با آموزه هاي ديني آشنا مي شود. حسن اين روش اين است كه فرزند دچار دوگانگي تربيت نمي شود كه مثلاً از پدر بشنود دروغ بد است؛ ولي ببيند مادرش به او قول داده و دروغ گفته است. والدين بايد در صورت تقليد كودك وي را مورد تشويق ـ مثل نوازش و … ـ قرار دهند.
د. تداعي معاني: يعني مفاهيم ديني را با خاطره اي خوش همراه كنيم تا كودك با ياد آوري آن خاطره به ياد آن آموزة ديني بيفتد.
ه. روش هاي غير مستقيم: مثل قصه، شعر، فيلم، كارتون، نمايش و … (فيلم و سي دي هاي مذهبي).
3. تعادل و ميانه روي و پرهيز از افراط و تفريط : افراط در آموزش و كمرنگ كردن بازي و تفريح كودك ضربه اي جبران ناپذير بر روحيه او پيدا مي كند. به عنوان مثال: حضرت آيت الله بهجت در ديدار حافظ پنج ساله قرآن ، محمد حسين طباطبايي (علم الهدي) با ايشان تأكيد داشتند: او را به مسافرت زياد ببريد و تفريح و بازي او را فراموش نكنيد. البته همين افراط در بازي، محبت و … نيز مضر مي باشد.
طبق منابع اسلامی، برای ما مسلّم و متقن است كه میل به پرستش، نیایش، كمال طلبی و حقیقت جویی در كودك، فطری و درونی است. این موضوع را شواهد تاریخی (پرستش بت، خورشید، گاو و ساختن بهترین مكان ها برای معابد) و آیات و روایات تأیید می كند.
خداوند تبارك و تعالی در قرآن مجید، می فرماید: «فاَقِم وجهَكَ لِلدّینِ حنیفاً فطرتَ اللّهِ الّتی فَطَرالنّاسَ علَیها لا تبدیلَ لِخلقِ اللّهِ ذلكَ الدّینُ القَیِّمُ ولكنَ اكثرالناس لا تعلمون» (روم: ۳۰); پس روی خود به سوی دین حنیف كن كه مطابق فطرت خداست; فطرتی كه خدا بشر را بر آن فطرت آفریده و در آفرینش خدا دگرگونی نیست، این است دین مستقیم، ولی بیش تر مردم نمی دانند.اگر مشاهده می شود كه گروهی از كودكان و نوجوانان نسبت به مسائل دینی ـ از جمله نماز ـ رغبت و تمایلی از خود نشان نمی دهند، این مربوط به عوامل محیطی است كه فطرت كودك را از مسیر خود منحرف كرده است.
متأسفانه بعضی از والدین به دلیل عدم حساسیت و اهمیت نسبت به مسائل دینی و گاهی به دلیل سخت گیری ها و آموزش های غلط و عدم آشنایی آنان با سیره ائمّه اطهار(علیهم السلام)و روش های تربیتی، به گونه ای با كودك رفتار می كنند كه آنان نسبت به مسائل دینی بی تفاوت، كم رغبت و بعضاً از آن متنفّر می شوند.
در دین اسلام، تأكید فراوان بر این مطلب می شود كه اصول دین تقلیدی نیست، بلكه فرد باید با آگاهی و آزادی آن را بپذیرد. بنابراین، باید تلاش كنیم كه كودك و نوجوان را به طریقی مثبت و ترغیب كننده، به دین دعوت نماییم و از افرادی كه دارای مبناهای اعتقادی و فكری قوی هستند در این زمینه، كمك بگیریم. باید توجه داشته باشیم كه كودك و به ویژه نوجوان، در مقابل برخوردهای آمرانه، مقاومت می كند .
دكتر زهرا مصطفوی نقل می كند: همسرم به دلیل عادت خانوادگی، دخترم را از خواب صبحگاهی بیدار می كرد و به نماز وامی داشت . امام (رحمه الله) وقتی از این ماجرا خبردار شدند ، برایش پیغام فرستادند كه «چهره شیرین اسلام را به مذاق بچه تلخ نكن.» این كلام آن چنان مؤثر افتاد و اثر عمیقی بر روح و جان دخترم به جای گذاشت كه بعد از آن خودش سفارش كرد كه برای نماز صبح به موقع بیدارش كنم.
بدین روی، باید مطالب و مفاهیم آموزشی و دینی متناسب با سطح درك و قوای ذهنی و روانی متعلّمان باشد.
والدین و بزرگ سالان نباید توقّع داشته باشند كه كودك آن ها سریع اهل عبادت و نماز شود. برنامه عادت دادن و آموزش آن ها به نماز باید بر اصل تدریج مبتنی باشد. كودك نباید یكباره بار سنگینی از وظایف دینی را بر دوش خود احساس كند و خود را

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment