پایان نامه اجتماعی، ، لباس، هويت، کالاها، زنان

بر هر دو مبنا،سلیقه،نظامی را در جامعه پدید می آورد که در آن افراد و گروه ها قشر بندی می شوند.به عبارت دیگر سلیقه خاص ،موجب انجام مجموعه ای از گزینش هایی می شود که نماد دسته ،گروه،طبقه یا قشر خاصی از جامعه است و فرد یا گروه با این نمادها از دیگر افراد یا گروه ها تمایز می یابند. بنابر این هم می توان سلیقه را به فرد نسبت داد و هم به جمع. به این دلیل که در هر حال این فرد است که بر می گزیند. پس سلیقه فردی است،ولی بنا به عقیده بوردیو و بسیاری از جامعه شناسان،این یک انتخاب فردی نیست،بلکه ناشی از درونی کردن گزینه های اجتماعی است که هویت قشر های مختلف اجتماعی را از هم متمایز می کند.پس این یک سلیقه جمعی است که حکایت از وابستگی فرد به گروه و جماعتی خاص می کند.کسب منزلت از طریق نمایش دادن سلیقه مطلب تازه ای نیست و این کار به طور سنتی همیشه انجام می گرفته است،اما فقط گروه نخبه کوچکی قادر به تشخیص به کار گیری علائم و نمادهای آن بوده اند؛اما در دوره معاصر،فخر فروشی با پوشاک مد روز یا ساختن تصویری پرمنزلت از خویشتن،امکانی است که آشکارا به روی همه گشوده شده است(چاوشیان،1381 65) دهه اخیر فخر فروشی با پوشاک مُد روز،انواع انتخابهای دیگر اعم از نوع ارتباطات و رفتارهار،حضور در انواع مختلف فضاهای عمومی و خصوصی،انجام فعالیت های فراغتی مختلف و مصارف فرهنگی گوناگون و برخی موارد مرتبط با بدن که امکان ساختن تصویری پر منزلت از خویشتن را فراهم می کند،آشکارا به روی همگام گشوده است(رحمت ابادی،1385،249)
2-2-1-4 هویت
با گذار جامعه از وضعيت سنتي به وضعيت غير سنتي شکل و محتواي زندگي اجتماعي نيز دچار تحول و دگرگوني مي شود و به تبع آن نقشهاي اجتماعي جديدي براي زنان و مردان در جامعه ايجاد مي شود که اين امر به پيچيده شدن زندگي اجتماعي منجر مي شود که يکي از ويژگيهاي اساسي عصر مدرنيته است.
هويت اجتماعي بر تمايز ميان جامعه سنتي و مدرن استوار است . در جوامع سنتي مبناي هويت اجتماعي افراد، ويژگي هاي انتسابي آن هاست (رحمت آبادي و آقا بخشی،45:1385)هويت اجتماعي نه تنها ارتباط اجتماعي را امكان پذير مي كند، بلكه به زندگي افراد معنا مي بخشد. در واقع هويت اجتماعي فر ايندي براي خودشناسي كنش گران اجتماعي است كه معنا سازي نيز به واسطة آن صورت مي گيرد. هويت ها معاني كليدي هستند و مهم تر اينكه به خودشان نيز مي گويند كه چه كسي هستند(گل محمدی،24:1380)
از دیدگاه گیدنز نقش زن آن چنان که در گذشته ثابت و مشخص بود،ثابت نیست.مهم ترین اتفاقی در حال وقوع این است که دیگر زنان بر اساس آنچه فرهنگ و یا سرنوشت محتوم به آنها دیکته می کند زندگی نمی کنند،و هویت شان را بیشتر به واسطه نقش های اجتماعی که ایفاء می کنند می سازند. موقعیت در حال تغییر زنان ،به موازنه قدرت آنها با مردان مربوط می شود،جوامع ما در ارتباط میان دو جنس ، هر روز مساوات طلب تر می شوند و قدرت زنان رو به افزایش است.بنابراین ،ساختن و پرداختن نوعی هویت شخصی و اجتماعی امری خطیر است چون زندگی اجتماعی انسان بدون وجود چارچوبی مشخص از هویت فردی و اجتماعی که بوسیله آن بدانیم که دیگران کیستند،و خود ما کیستیم غیر قابل تصور است(گیدنز،77:1378)
هويت اجتماعي كه گافمن به آن باور دارد، هويتي است كه درجريان كنشهاي اجتماعي زاده ميشود و بوجود ميآيد. گافمن ضمن بحث درباره هويت اجتماعي به صورت خواسته يا ناخواسته به بحث فرد و جامعه نيز وارد ميشود. او هويت اجتماعي را هويتي ساخته شده و آماده نميداند كه به صورت قالبي آماده و ساخته و پرداخته وجود داشته باشد. هويت اجتماعي در جريان كنشهاي اجتماعي بوجود ميآيد و پذيرفته و يا رد ميشود. جامعه از خلال نقشهايي كه افراد اجرا ميكنند هويت آنان را رقم ميزند و شكل ميدهد و افراد در تلاشهاي خود براي اجراي هرچه بهتر نقش خود ميكوشند تا هويت مورد نظر خود را تثبيت كرده و ديگران را وادار به پذيرش آن كنند. اين تلاشها در زمينهي قواعدي به وقوع ميپيوندد كه گافمن از آن به نام چارچوب نام ميبرد. چارچوب كه معادل موقعيتهاي كم و بيش ساختار يافته است (ترنر،63:2003))هويت اجتماعي نه تنها ارتباط اجتماعي را امكان پذير مي كند، بلكه به زندگي افراد معنا مي بخشد. در واقع هويت اجتماعي فر ايندي براي خودشناسي كنش گران اجتماعي است كه معنا سازي نيز به واسطة آن صورت مي گيرد. هويت ها معاني كليدي هستند و مهم تر اينكه به خودشان نيز مي گويند كه چه كسي هستند.
2-2-1-5 وسایل ارتباط جمعی
رسانه های جمعی ،انتقال و هدایت دامنه گسترده ای از نمادها ،هنجارها ،ارزش ها عقاید،پیام ها و افکار امروزه درون جوامع را به عهده گرفته اند تا جایی که برخی صاحب نظران معتقدند که رسانه های گروهی کل زندگی فرهنگی و اجتماعی را دگرگون می کنند.(تامپسون،45:1995)
رسانه‌هاي همگاني از عوامل اجتماعي كننده‌اي هستند كه مجموعه وسيعي از توده مردم را دربرمي‌گيرند. اين پديده به بركت فنون ارتباط جمعي كه عامل مهم اجتماعي شدن بزرگسالان و همچنين جوانان است با شدت و دوام هرچه بيشتر در جوامع نوين به چشم مي‌خورد. بي‌ترديد بخش عمده‌اي از كاركرد اجتماعي كنندة ارتباط جمعي آشكارا دنبال مي‌شود. مثلاً در اين مورد مي‌توان از برنامه‌هاي تربيتي و اخبار راديو و تلويزيون، صنعت چاپ و فيلم‌هاي علمي سخن گفت. اما اغلب اوقات اين فنون به شيوه‌اي غيرمستقيم اجتماعي كننده مي‌باشند، به خصوص وقتي كه برنامه‌هاي آنها براي تفريح، سرگرمي و آرامش خيال فرد پخش شوند (‌روشه، 1379: 173).رسانه‌هاي رسمي هر جامعه به تبعيت از ارزش‌هاي پذيرفته شده اجتماعي، در ارائه برنامه‌ها عمل مي‌كنند و معمولاً به‌دليل تأثيرشان آحاد جامعه نمي‌توانند از ارزش‌ها و هنجارهاي جامعه تخطي كنند؛ ليكن اين امر در رابطه با رسانه‌هاي غيررسمي صادق نيست. ماهواره، اينترنت، فيلم و ژورنال‌هاي خارجي از جمله رسانه‌هاي غيررسمي هستند كه ممكن است تعارض جدي با نظام فرهنگي جامعه داشته باشند و چنانچه بستر اجتماعي مناسبي فراهم باشد، الگوهاي رفتاري آنها توسط گروهي از افراد جامعه پذيرفته مي‌شود.
پس از دوره رنسانس به ويژه مقارن با وقوع انقلاب صنعتي در جهان، زماني كه نيروي ماشين، جانشين قدرت جسماني انسان شد و توليد انبوه کشورهاي صنعتي، وارد بازارهاي داخلي بسياري از كشورها گرديد، سرمايه‌داران درصدد برآمدند تا هم بازارهاي مصرفي جديدي براي محصولات خود به دست آورند و هم كمبود مواد خام مورد نياز خود را از طريق دستيابي به منابع و امكانات بالقوه كشورهاي ديگر جبران نمايند.از آنجا كه بازار فروش محصولات محدود بود، مردم تمايلي به خريد لباس از خود نشان نمي‌دادند، بنابراين كارخانه‌داران با رواج مُد و تغيير سريع در رنگ، طرح و مدل توليدات خود با زيركي مشتريان را ترغيب كردند به جاي پوشيدن يك يا دو دست لباس در سال، به خريد لباس‌هاي بيشتري رو بياورند و به اين ترتيب آنها از ورشكستگي نجات يابند. در بسياري از مناطق جهان، توليد و عرضه مد جنبه اقتصادي داشته و رواج مد از طريق تبليغات ماهواره و شبكه‌هاي مختلف جهاني از عوامل رونق تجارت و بهره‌مندي اقتصادي اين كشورها است.می توان نتیجه گرفت رسانه‌ها نگرش‌ها و بينش‌هاي مردم را عميقاً تحت تأثير قرار مي‌دهند. آنها انواع گوناگون اطلاعات را كه افراد از طرق ديگر نمي‌توانند كسب کنند، انتقال مي‌دهند. روزنامه‌ها، كتابها، راديو، تلويزيون، فيلم‌ها و موسيقي‌هاي ضبط شده و مجلات عمومي، ما را در ارتباط نزديك با تجاربي قرار مي‌دهند كه به گونه ديگر نمي‌توانستيم آگاهي چنداني در مورد آنها داشته باشيم.امروزه، پيشرفت فناوري ارتباطي نظير ماهواره و اينترنت اين امكان را در اختيار جوانان قرار داده است تا خود را به گروهي جهاني با علايق مشابه و ادبيات مشترك تبديل كنند(كاظمي پور،80:1387)
استفاده از ماهواره تغییرات عمیقی در مصرف تلویزیون ایجاد می کند امکان استفاده از ده ها شبکه تلویزیونی و بالا بردن قدرت انتخاب افراد از اولین نتایج استفاده از ماهواره در پخش تلویزیونی بود و مهم تر از آن دریافت برنامه از جوامع با فرهنگ های گوناگون است که درهای جوامع را به روی یکدیگر باز می کند. .(عریضی،79:1385)
2-2-1-6 ارزش ها
ارزش ها :ارزش ها معیارها و اصولی هستند که مردم توسط آن ها موضوعات،ایده ها، کنش ها، احساس ها، و حوادث و مطلوبیت نسبی، شایستگی و صحتشان را ارزیابی می کنند. ارزش ها را می توان به .. تقسیم نمود
در هر جامعه ای نیک و بد،زیبا و زشت ،شرافتمندانه و ننگبار و به طور کلی ارزش های معلوم و معینی وجو دارد.ارزش های اجتماعی به عوامل و عناصری اطلاق می شود که اکثریت جامعه به اهمیت و اعتبار آن پی برده و به صورت واقعیت ها و اموری در آمده اند که نیازهای مادی و معنوی افراد جامعه را بر آورده می سازند؛به بیانی دیگر هر چیزی که برای یک نظام اجتماعی مورد نیاز،محترم و مقدس،خواستنی و مطلوب تلقی شود،جزء ارزشهای آن جامعه است. (ستوده،47:1380)ارزش ها نیز در حقیقت مفاهیم جمعی هستند که فرهنگ یک جامعه در قالب مجموعه ای کلی از هدف ها برای اعضایش تدارک می بینند.ارزش های اجتماعی تعیین می کنند که برای مردم یک جامعه چه چیز مهم است و چه چیز از نظر اخلاقی درست است.ارزش ها بر رفتار افراد موثر هستند و به عنوان ضابطه ای به منظور ارزیابی اعمال دیگران مورد استفاده قرار می گیرند.معمولا رابطه مستقیمی میان ارزش ها،هنجارها و قضاوت های جامعه وجود دارد.(محسنی تبریزی،67:1376)
اجزای هر فرهنگ با گذشت زمان تغییر و تبدیل می پذیرد.این امر فی نفسه عامل منفی محسوب نمی شود.اگر جامعه بتواند در فرایند تغییر به طور مداوم خود را با شرایط جدید سازگار کند به پویایی و تکامل فرهنگی و اجتماعی دست می یابد. اما اگر شتاب دگر گونی ها چنان باشد که چنان باشد که جامعه نتواند متناسب با تغییر ارزش ها و هنجارها تحول یابد حالتی بحرانی بروز می کند که در آن ثبات ارزش ها و هنجارها دستخوش تزلزل و ابهام گردیده و در حقیقت نوعی خلاء هنجاری یا آشفتگی اجتماعی بروز می کند.جامعه شیوه قوانین و احکام اخلاقی مخصوص به خود دارد.روابط اجتماعی افراد نتیجه باز تاب واکنشهای مطابق اجتماعی افرادی است که در کنارش زندگی می کنند.تا به شخصیت خود از دیدگاه دیگران پی می برند یعنی در مقابل چگونگی قضاوت دیگران خود را می شناسد چون برای هر کسی این مساله حائز اهمیت است نظر دیگران را راجع به چگونگی رفتار و کردار خود بداند در ضمن باید دانست که فرد از دیگران انتظار دارد به روشی که خود تمایل دارد با توجه به معیارهای ارزشی جامعه اش با او رفتار شود.
2-2-1-9دین و لباس
دین یکی از عوامل تمایز در نوع پوشش زن و مرد می باشد و به لحاظ استفاده ازبعضی جنس های پارچه فالگوها و حتی رنگ ها،محدودیت هایی را برای زنان و یا مردان قایل می شود.ادیان با تاکید بر تفاوت های جنسیتی میان زن و مرد ،سعی در حفظ تفاوت میان لباس این دو جنس می نمایند.(جوادی یگانه و کشفی،69:1386).«باکاك» ‌اميدوار است كه اديان جهاني بتوانند پيش از آن كه آسيب به سياره زمين بيش از حد عظيم شود ‌بر سبك زندگي مصرف گرا فائق آيند. وي توان بالقوه اديان براي ايجاد سبك‌هاي زندگي نوين را جدي تلقي مي‌كند. اديان به دليل عرضه ارزش‌هاي متافيزيكي و اخلاقي و همچنين ارائه رشته‌اي از رفتارهاي سنتي كه مي‌تواند سازنده سبك زندگي معنويت‌گرا باشد، قادرند نقش مؤثري در ايجاد يا تغيير سبك‌هاي زندگي موجود ايفا كنند (‌فاضلي، 1382:102).
2-2-1-10پوشش مبنا و اقسام ان
پوشش از نظر لغوی به معنای پوشاندن چیزی است و اصولا هر چیز که روی چیز دیگر را بپوشاند،پوشاک می باشد(عمید،344:1362) لباس از ریشه “لبس” به معنای پوشاننده است (سیاح ،1466:1373) پوشش و لباس مردم در هر جامعه ای برخاسته از عرف و قانون و دین است.
پوشش عرفی: پوشش عرفی پوششی است که آداب و رسوم اجتماعی ،استفاده از آن را در اذهان افراد جامعه معقول نموده ،مُهر پذیرش اجتماعی را بر آن وارد کرده است.
2-پوشش شرعی :برخاسته از احکام دین است.داشتن حجاب برای زنان در دین مبین اسلام به گونه ای که غیر از صورت و کفین جای دیگری از بدن نمایان نباشد یا حرمت پوشیدن لباس زربفت برای مردان از این گونه است .گاه پوشش شرعی و عرفی بر یکدیگر منطبق هستند؛به عنوان مثال استفاده از چادر به عنوان پوشش شرعی در عرف نیز مورد پذیرش قرار گرفته است.
پوشش قانونی:این پوشش معمولا در مورد کارکنان دولتی در سازمانهای خاص به ویژه نظامیان مورد استفاده قرار می گیرد.(اسدی،50:1384)
حجاب درلغت به معنی پرده ، چادر، روپوش و آنچه با آن چیزی را بپوشانند و چیزی که مانع بین دو چیز دیگر باشد . ( عمید، حسن، 1369: 557)
در فقه نیز حجاب یعنی پرده و پوشش و در اسلام حجاب برای زنان و مردان واجب است.می توان گفت حجاب در دو مفهوم اعم و اخص به کار رفته است و اطلاق آن به امر پوشش که آن را اخص می کند واژه ای جدید است و در گذشته معنای آن جدا کننده و حائلی بوده که بین دو چیز قرار می گیرد.در هر صورت ،هر دو معنی به مفهوم ی از لباس بسیار نزدیک بوده و هم پوشانی بسیار با هم دارند. چرا که لباس نیز در حقیقت پرده یا جدا کننده ای میان تن آدمی و دیدگان و دسترس دیگران است.
2-2-2 مبانی نظری تحقیق:
در این بخش به بررسی دیدگاه ها و نظریاتی می پردازیم که به نوعی به موضوع اصلی تحقیق حاضر نزدیک است تا با استفاده از آنها به انتخاب چارچوب نظری تحقیق و در نتیجه رسم مدل علی بپردازیم.
2-2-2-1رویکرد انسان شناسانه:
2-2-2-1-1 رولان بارت:
بارت در اصل یک منقد ادبی و فیلسوف بود اما آثار او که با نثری هوشمندانه، نوعی جامع نگری را نسبت به پدیده اجتماعی نشان می دهند،چهره وی را به عنوان انسان شناس نیز مطرح کرده است.او بیش از همه چیز به نمادها و نشانه ها و تفسیر آن ها علاقه مند بود. (فکوهی،312:1381)در این حوزه می توان به تئوری معروف او در زمینه پوشاک اشاره کرد.او برای تی شرت؛ به عنوان پوشش رایج بشر پس از انقلاب صنعتی نظامی معنادار قائل است. که در این قالب ،لباس در چار چوبی مفهومی درک می شود. (نرسیسیانس،جزوه درسی)
رولان بارت (1967) در نظام پوشاک سعی می کند که عوامل جانشینی و همنشینی را به این صورت تشریح کند که عوامل جانشینی (در موردپوشاک)قادر به پوشاندن بدن در یک زمان نیستند.مثلا نمی توان به صورت هم زمان پا را در کفش کرد،پا را با شلوار پوشاند و در ضمن پا را با کلاهی پوشش داد.وی می گوید برای پوشیدن لباس ساماندهی و یا نظم وجود دارد.پس با انتخاب لباس ها از قانون موجود در رابطه جانشینی استفاده کرده ایم و و با پوشیدن آنها به ترتیب خاص با محدودیتی مواجه هستیم که جزءقوانین محور همنشینی است. (نرسیسیانس،68:1387)
2-2-2-1-2 دوگلاس و ایشرود
انسان شناسان ساختار گرای معاصر بریتانیا، نظریاتی در زمینه مصرف ارایه کردند، آنان متجلی کردن و ثبات بخشیدن به مقولات فرهنگ را محرک مصرف می دانستند و معتقد بودند که چون کالاها وجه نمادین دارند، قادرند به عنوان ابزار مبادله و ارتباط به کار گرفته شوند. مصرف کالاها برای حفظ ارتباط و انسجام ،جذب حمایت دیگران و ابزار مهربانی کردن لازم اند و این موضوع درباره فقیر و غنی صدق می کند. به نظر آنان مصرف کالاها نقشی مستمر در ادامه بقا و برقرار ساختن خطوط ارتباط دارند.آنان می نویسند:
“فایده کالاها برای خوردن ،پوشیدن و مسکن را فراموش کنید، کاربرد آنها را فراموش کرده و فکر کنید که کالاها برای آن که اندیشیده شوند، مناسب اند. آنها را رسانه ای غیر کلامی برای قوه خلاقه انسان بدانید.”(دوگلای و ایشرود،41:1996-40)
بدین ترتیب مصرف ،فعالیت مناسکی است و همه کارکردهایی که بر هر فعالیت مناسکی ای مترتب است، بر آن نیز مترتب خواهد بود .آشکار است که کالاها بدان دلیل که به عنوان نظام زنده اطلاع رسانی تحلیل می شوند، ترجیحات مردم در مصرف کالاها بر این اساس که هر کالا چه واحد اطلاعاتی را ارسال می کند، شکل می گیرند. به علاوه کالاها نشان دهنده ارزیابی های مردم درباره دیگران و رخدادهای مختلف هستند (فاضلی،33:1382)

2-2-2-2رویکرد جامعه شناسانه
2-2-2-2-1 وبلن:
از دید گاه وبلن ،صرف هزینه برای نمایش دادن وضعیت خویش،بیشتر پذیرفتنی است و شاید این امر بیش از دیگر مصرف ها،عملی باشد.قاعده اتلاف کالا به صورت تظاهری یا نمایش دادن لباس،خود را به طرز بارزی نشان می دهد.صرف هزینه در راه لباس،این مزیت را بر دیگر روش ها دارد ه لباس همیشه در معرض دید دیگران است و با یک نگاه،وضعیت مالی شخص را به بیننده معرفی می کند(وبلن،1383 :193)لباس نه فقط باید آشکارا گرانبها و دست و پاگیر باشد بلکه باید با آخرین پسند روز مطابقت کند.(همان، 195)
ارزش تجاری پارچه ای که برای لباس انسان در جامعه های امروز به کار می رود،بستگی به مُد روز بودن و اعتبار آوری آن دارد و کمتر به کاربرد مکانیکی آن برای پوشنده لباس مربوط می شود؛از این رو بسیار عادی است که شخص در یک محیط رسمی و غیر عادی لباس ناراحت بپوشد تا خوش پوش جلوه کند.لباس خوب شاهد آشکاری بر موفقیت مالی است و در نتیجه شاهدی بر ارزش اجتماعی پوشنده آن است.لباس تشریفاتی و عالی ،نه تنها گویای آن هستند که پوشنده می تواند برای مصرف کردن به نسبت زیاد هزینه کند،بلکه نشان دهنده آن نیز هستند که می تواند بدون هیچ گونه تلاش تولیدی ،مصرف کند.در مقایسه با لباس مردان،لباس زنان برای نمایش دادن و پرهیز پوشنده از کارهای تولیدی پیشرفته تر و تکامل یافته تر است(وبلن،1383، 192-194)
به یقین و همواره می

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...