پایان نامه ، گردآوری، کدگذاری، استراوس، اساتید، نمونه¬گیری

مشکل می¬سازند صورت می¬پذیرد.
3-3-2-3 راهبردها
راهبردها مبتنی بر کنش¬ها و واکنش¬هایی برای کنترل، اداره و برخورد با پدیده مورد نظر هستند. راهبردها مقصود داشته، هدفمند است و به دلیلی صورت می¬گیرند. در عین حال ممکن است برای اهدافی صورت پذیرند که مربوط به پدیده نیست اما به هر حال پیامدهایی را برای پدیده در برخواهند داشت. همواره شرایط مداخله¬گری نیز حضور دارند که راهبردها را سهولت می¬بخشند یا آن را محدود می¬سازند. درون داده¬ها نشانه¬هایی هستند که حاکی از راهبردها می¬باشند. آن¬ها افعال و وجوه مربوط به اعمال و اقدامات هستند و نشانگر این هستند که کسی در واکنش به پدیده کاری می¬کند یا چیزی می¬گوید.
3-3-2-4 پیامدها
پیامدها نتایج و حاصل کنش¬ها و واکنش¬ها هستند. پیامدها را همواره نمی¬توان پیش¬بینی کرد و الزاماً همان¬هایی نیستند که افراد قصد آن را داشته¬اند. پیامدها ممکن است حوادث و اتفاقات باشند، شکل منفی به خود بگیرند، واقعی یا ضمنی باشند و در حال یا آینده به وقوع بپیوندند. همچنین این امکان وجود دارد که آن¬چه که در برهه¬ای از زمان پیامد به شمار می¬رود، در زمانی دیگر به بخشی از شرایط و عوامل تبدیل شود.
چنانچه ذکر شد، در رویکرد استراوس و کوربین از کدگذاری محوری برای بررسی وضعیت¬ها وشرایط توضیح داده شده در مصاحبه، کنش¬های مصاحبه¬شوندگان در آن وضعیت و پیامدهای این کنش¬ها استفاده می¬شود. آنها برای سهولت در انجام این کار، مفهوم پارادایم را معرفی می¬کنند. پارادایم استراوس و کوربین طرحی است که می¬توان با استفاده از آن برای مرتب کردن و سامان دادن به ارتباطاتی که پدیدار می¬شوند استفاده کرد. پارادایم درواقع چیزی بیش از چشم¬اندازی است که برای نگریستن به داده¬ها اتخاذ می¬شود؛ پارادایم یک نگاه تحلیل است که به گردآوری و نظم دادن به داده¬ها به محقق کمک می¬کند، به نحوی که ساختار و فرایند با هم در پیوستگی بمانند. پارادایم در رویکرد این دو محقق از این اجزا تشکیل شده است:
1) شرایط علّی، زمینه¬ای و مداخله¬گر که یک روش مفهومی برای گروه¬بندی پاسخ¬هایی است که به پرسش “چرا”، “در کجا”، “چطور”، “چطور می¬شود که”، و “چه¬وقت” داده می-شود. این¬ها با هم ساختار را تشکیل می¬دهند، که عبارت است از کل اوضاع و احوال یا موقعیتی که پدیده در آن جای دارد. شرایط علّی یا سبب¬ساز آن دسته رویدادها و وقایع اند که بر پدیده¬ها اثر می¬گذارند و آنها را می¬توان علت اصلی آن پدیده دانست. شرایط مداخله¬گر آنهایی¬اند که شرایط علّی را تخفیف یا به نحوی تغییر می¬دهند. شرایط زمینه¬ای مجموعه¬ای خاص از شرایط¬اند که در یک زمان و مکان خاص جمع می¬آیند و مجموعه اوضاع و احوال یا مسائلی را به وجود می¬آورند که اشخاص با عمل/تعامل¬های خود به آن پاسخ می¬دهند.
2) استراتژی¬های عمل/تعامل¬ها که پاسخ¬های راهبردی یا معمولی¬اند که افراد یا گروه¬ها به مسائل و امور و رویدادهایی می¬دهند که تحت آن شرایط پدید می¬آیند.
3) پیامدها نیز نتایج اعمال و تعامل¬هایند. پیامدها یا تبعات به ما می¬گویند که در نتیجه¬ی اعمال و تعامل¬هایی که افراد و گروه¬ها تحت چنان شرایطی صورت داده یا نتوانسته¬اند در پاسخ به موقعیت خاص صورت دهند چه پیش آمده یا پیش می¬آید(ن. ک به استراوس و کوربین، 1391).
در رابطه با پارادایم کدگذاری محوری، استرواس و کوربین(1391) چند توصیه مهم دارند که توجه برای جلوگیری از سوء فهم در استفاده از این پارادایم مفید است:
1. در طول کدگذاری باز، مقوله¬های مختلف و متعددی شناسایی می¬شوند. برخی از این¬ها به پدیده¬ی مورد نظر مربوط هستند. برخی مقوله¬ها(که بعدها مقوله¬ی فرعی می¬شوند) به شرایط، عمل/تعامل¬ها، یا پیامدها برمی¬گردند. نام¬های مفهومی¬ای که بر این مقوله می¬گذاریم، ضرورتا بیان نمی¬کنند که مقوله¬ی ما نشان دهنده¬ی شرایط، عمل/تعامل¬ها یا پیامدهاست؛ این را تحلیل¬گر باید تشخیص دهد.
2. تحلیل¬گر کدگذاری را برای توضیح و به دست آوردن فهمی از پدیده¬ها انجام می¬دهد نه محض خاطر اصطلاحاتی نظیر شرایط، عمل/تعامل، پیامدها.
3. در کدگذاری محوری باید دقت داشت که به زبان علت و معلول داعیه¬ای صادر نشود. به زعم استراوس و کوربین سخن گفتن از علت و معلول ساده¬بینی است. درواقع عوامل مختلفی که به صورت¬های گوناگون با یکدیگر ترکیب می¬شوند، بستر(مجموعه شرایطی که با هم جمع می¬آیند و یک موقعیت را تولید می¬کنند) را می¬آفرینند و فرد در این بستر دست به تفسیر و انتخاب کنشی خاص می¬زند.
3-3-3 کدگذاری گزینشی
کدگذاری گزینشی به معنای یکپارچه کردن و پالایش نظم مفهومی است که از طریق کشف مقوله مرکزی امکان¬پذیر است. مقوله¬ی مرکزی نمایانگر مضمون اصلی پژوهش است. مقوله-ی مرکزی حاصل همه تحلیل¬ها را در چند کلمه می¬ریزد و نشان می¬دهد کل پژوهش در مورد چیست(ن. ک به استراوس و کوربین، 1391).
از نظر استرواس(1987) ملاک¬های انتخاب مقوله¬ی مرکزی موارد زیر می¬باشد:
1. مرکزی باشد بدین معنی که سایر مقوله¬های عمده را بتوان به آن ربط داد.
2. در داده¬ها مکررا پدیدار شود؛ بدان معنا که در تمام یا کم و بیش تمام موردهای تحت مطالعه نشانه¬های اشاره به آن وجود داشته باشد.
3. توضیحی که با مرتبط کردن مقوله¬ها پدید می¬آید، منطقی و یک دست باشد و چیزی نباشد که به زور به همه چیز مربوط شده باشد.
4. نام یا عبارتی که برای توصیف مفهوم مرکزی به کار رفته است باید به قدر کفایت انتزاعی باشد تا بتواند برای انجام پژوهش در سایر عرصه¬ها به کار رود و منجر به پرورده شدن مقوله کلی¬تر گردد با پالایش آن به صورت تحلیلی از طریق یکپارچه¬سازی با سایر مفاهیم، عمق و قدرت تبیین آن بیشتر شود.
5. مفهوم بتواند گوناگونی¬ها و نیز نکته¬ی اصلی موجود در داده¬ها را تبیین کند؛ بدین معنی که تبیین با تغییر شرایط معتبر بماند. هرچند شیوه¬ای که پدیده بیان می¬شود، قدری فرق کند باید بتوان موردهای خلاف را در قالب آن اندیشه مرکزی توضیح داد(ن.ک به استراوس و کوربین، 1391).
3-4 قلمرو تحقیق و جمعیت آماری
در این تحقیق، میدان مطالعه، سه دانشگاه تهران(دانشکده¬ی علوم اجتماعی)، دانشگاه تربیت مدرس(دانشکده¬ی علوم انسانی) و دانشگاه علامه طباطبایی(دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات) است. مصاحبه¬های صورت گرفته در این پژوهش به طور خاص، از اساتید و صاحبنظران حوزه جامعه¬شناسی بوده که به شکل غیرتیپیک و بر اساس فعالیت¬هایی که در زمینه¬ی آموزش جامعه¬شناسی و یا بررسی و تحلیل وضعیت جامعه¬شناسی در ایران داشته¬اند، انتخاب شده¬اند. دانشجویان مورد مصاحبه اما به طور تیپیک از سه دانشگاه فوق انتخاب شده-اند.
جمعیت آماری این پژوهش را 15 نفر از دانشجویان کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری جامعه¬شناسی دانشگاه¬های تهران، علامه¬طباطبایی و تربیت مدرس و هم¬چنین 7 نفر از اصحاب و اساتید صاحب¬نظر در حوزه¬ی جامعه¬شناسی و آموزش آن، تشکیل داده¬اند. به علاوه در مصاحبه¬های صورت گرفته، از نظر کسانی که هم در مقام دانشجوی دکتری و هم در مقام استادیار به تحصیل و تدریس در دانشگاه نیز می¬پردازند، بهره گرفته شده است. در این پژوهش، مصاحبه¬شوندگان بر اساس شیوه¬ی نمونه¬گیری گلوله برفی انتخاب شده¬اند(ن. ک به به بیکر، 1390؛ فلیک، 1391). هم¬چنین علاوه بر مصاحبه از 7 استاد جامعه¬شناسی، از نظرات 6 نفر از اساتید که پیش از این در مصاحبه¬ها و میزگردهای مختلف، در این خصوص سخن رانده¬اند نیز استفاده شده است. لازم به ذکر است که انتخاب جمعیت آماری در این پژوهش یک امر پسینی بوده و اسامی و تعداد اساتید پیش از مصاحبه آماده نشده است. بلکه در حین جمع-آوری داده¬ها و اتمام یک مصاحبه، در مورد مصاحبه با دیگر اساتید تصمیم¬گیری شده است. لذا فهرست بسته و از پیش تعیین شده¬ای مبنی بر انتخاب اساتید و دانشجویان وجود نداشته است. هم¬چنین جدولی از فهرست اسامی اساتید در پیوست، قرار داده¬شده است.
3-4-1 حجم نمونه
بلیکی معتقد است زمانی که یک پروژه¬ی پژوهشی مستلزم کاربرد روش¬های ژرف و وقت-گیر باشد به خصوص وقتی این پژوهش با هدف ساختن و پرداختن یک نظریه انجام شود، مساله¬ی حجم نمونه پیچیدگی¬های بسیاری خواهد داشت. چراکه تصمیم¬های مربوط به نمونه-گیری، همگام با نظریه رشد و تکامل می¬یابد و نمی¬توان از پیش تعیین کرد که حجم نمونه چه باید باشد(بلیکی، 1392: 276). در این پژوهش حجم نمونه بر اساس مفهوم اشباع نظری انتخاب شده است. همانطور که قبلا گفته شد بر اساس نمونه¬گیری نظری در فرایند گردآوری و تجزیه و تحلیل داده¬ها به دنبال آن داده¬هایی می¬رویم که به بهترین شکل ممکن مفاهیم و مقوله-های ما را پرورده کند و بعد از اینکه دیده شد در گردآوری داده¬ها چیز جدیدی کشف نمی¬شود و موارد قبلی تکرار می شود، فرایند نمونه¬گیری و گردآوری داده¬ها متوقف می¬شود. در این پژوهش، پس از مصاحبه¬ی هشتم، محقق به این نتیجه رسید که یافته¬های متفاوت و جدیدتری به دست نخواهد آورد. با این حال به¬منظور پرهیز از هر نوع سوگیری مصاحبه¬ها را تا رقم پانزده ادامه داد.
3-5 نمونه¬گیری
برای تعیین تعداد نمونه در این تحقیق از مفهوم نمونه¬گیری نظری استفاده شده است. نمونه¬گیری نظری، فرایند جمع¬آوری داده برای تولید نظریه یا شکل¬گرفتن نظم مفهومی است که بدان وسیله، تحلیل¬گر به طور همزمان داده¬هایش را جمع¬آوری، کدگذاری و تحلیل کرده و تصمیم می¬گیرد به منظور بهبود مدل نظری خود تا هنگام ظهور آن، در آینده چه داده¬هایی را جمع¬آوری و در کجا آن¬ها را پیدا کند(گلیزر و استراوس، 45: 2006). در این رویکرد حجم نمونه از پیش تعیین نمی¬شود، بلکه بر اساس مفاهیم در حال ظهور نمونه¬ها انتخاب و داده¬ها گردآوری می¬شوند(ن. ک به استراوس، 1987). در ابتدا چند نمونه به عنوان نقطه شروع جمع¬آوری داده انتخاب می¬شود(ن. ک به تامپسون، 1999). این انتخاب اولیه بر اساس مسئله¬ی کلی و اصلی تحقیق صورت می¬پذیرد و سپس محقق بعد از انجام تحلیل¬ها و کدگذاری¬های اولیه و بر اساس این تحلیل¬ها، در مورد داده¬های مورد نیاز و نمونه¬های مناسب برای توسعه¬ی پژوهش تصمیم¬گیری می¬کند(ن. ک به استراوس، 1987). برای دانستن اینکه در کجا، چه¬وقت و چه¬طور نمونه¬گیری نظری را می¬توان انجام داد، پژوهشگر بایستی بر شناخت خود از موقعیت¬هایی اتکا کند که بر حسب تجربه، با گفتگو با دیگران یا شنیدن تصادفی آنها را می-شناسد(استراوس و کوربین، 1391: 89). در نمونه¬گیری نظری، پژوهشگر طی فرایندی مستمر و پیوسته داده¬ها را جمع¬آوری، کدگذاری و تحلیل می¬کند و تصمیم¬های مربوط به حجم نمونه، همراه با پیشرفت کار اتخاذ می¬شوند. گلیزر و استراوس معتقدند «فرایند گردآوری داده-ها برای خلق نظریه به قسمی است که تحلیل¬گر به طور پیوسته داده¬های خود را جمع¬آوری، کدگذاری و تحلیل می¬کند و تصمیم می¬گیرد در هر مرحله¬ی بعدی چه داده¬هایی جمع کند و کجا آنها را بیابد«(گلیزر و استراوس، 1967: 45). اولین مورد یا موارد طبق مقاصد نظری انتخاب می¬شوند و در موارد بعدی افزوده می¬شوند تا رشد و نمو نظریه¬ی در حال ظهور را تسهیل کنند. چون پروراندن نظریه و یا نظم¬دهی مفهومی متکی به انجام مقایسه¬هایی است، مواردی افزوده می¬شوند تا این کار تسهیل گردد. موارد جدید تا جایی افزوده می¬شوند که دیگر بینش و بصیرتی افزوده نگردد(بلیکی، 1392: 268- 267). به عبارتی تا وقتی که پژوهشگر متوجه شود که دیگر چیز تازه¬ای کشف نمی¬شود. به عبارتی نمونه¬گیری و جمع¬آوری داده تا رسیدن به نقطه¬ی اشباع ادامه پیدا می¬کند. مقوله¬ها وقتی به نقطه¬ی اشباع می¬رسند که دیگر هیچ اطلاعات جدیدی در طول کدگذاری ظهور پیدا نکند و مقوله¬ها، ویژگی¬ها و ابعاد آنها و روابط میان مقوله¬ها به خوبی پرورده شود و با جمع¬آوری داده¬های جدید چیزی به آنها اضافه نشود(ن. ک به استراوس و کوربین، 1391).
3-6 حفظ عینیت در گروندد تئوری
استراوس و کوربین(1391) معتقدند در پژوهش کیفی، عینیت به معنای کنترل متغیرها نیست؛ بلکه به معنای آمادگی برای گوش دادن و اجازه¬ی سخن دادن به پاسخگویان است(استراوس و کوربین، 1391: 65). به این معنا که آنچه را دیگران برای گفتن دارند به تمامی بشنویم. بدین منظور، این دو معتقدند که محقق بایستی دیدگاه¬های مختلف در مورد یک رویداد را درنظر بگیرد و به گردآوری داده¬ها در مورد موضوع مطالعه از طرق مصاحبه، مشاهده و تکیه بر اسناد بپردازد.
3-7 معیارهای ارزیابی گروندد تئوری
در راهبرد روشی گروندد تئوری، اعتبارسنجی ، بخشي فعال از فرآيند پژوهش است(ن. ک به کرسول،2005). کوربین و استراوس(2008) معیار قابلیت اعتبار را برای سنجش میزان کیفیت گروندد تئوری پیشنهاد داده¬اند. مقبولیت بدین معنی است که یافته¬های تحقیق تا چه حد در انعکاس و تبیین تجارب مشارکت کنندگان، محقق و خواننده در رابطه با پدیده مورد مطالعه موثق و قابل باور است. کوربین و استراوس ده شاخص مقبولیت را معرفی کرده¬اند که بر مبنای آن مقبولیت پژوهش حاضر ارزیابی می¬شود:
1. تناسب . یافته¬های تحقیق باید با دنیای تجربی مشارکت¬کنندگان در تحقیق تناسب داشته باشد. به عبارت دیگر مدل نظری به دست آمده باید ریشه در داده¬های جمع¬آوری شده داشته باشد؛ به نحوی که نتایج تحقیق برای مشارکت¬کنندگان و مصاحبه¬شوندگان ملموس و قابل قبول باشد. برای تحقق این امر در این پژوهش تلاش شده در تمامی تحلیل ها وفاداری به داده-ها حفظ شود و تمامی یافته¬ها کاملا ریشه در داده¬های جمع¬آوری شده داشته باشند.
2. کاربردی بودن یافته¬ها. یافته¬های تحقیق هم باید به دانش موجود در حوزه مورد مطالعه بیفزاید و هم بتوان از آن برای درک و مدیریت عملی موقعیت¬های پیش رو در حوزه مربوط استفاده کرد. تحقیق حاضر می تواند به افزایش دانش نظری در این حوزه از طریق فراهم آوردن درکی جامع از واقعیت آموزش جامعه¬شناسی در ایران و شناخت خلل¬ها و نقاط ضعفِ آن کمک کند.
3. مفاهیم . یکی از نتایج تحلیل¬ها باید کسب مفاهیمی مناسب و پرورش یافته از نظر ویژگی¬ها و ابعاد باشد و برای پژوهشگران و دست اندرکاران نیز قابل پذیرش و درک باشد. همچنین معرفی مفاهیم جدید نیز بر ارزش نظریه و استحکام نظم مفهومی می¬افزاید. در این تحقیق، مفاهیم بدیعی چون «خودتنظیمی و خودگردانی دانشگاه»، «درک روابط میان تاریخ جامعه و سرگذشت فردی» و «ذره¬ای شدن دانش»» معرفی شده است که می¬تواند در درک پدیده مورد مطالعه کمک کند.
4. زمینه مفاهیم . هر پدیده¬ای در زمینه خود رخ می¬دهد. درواقع باید به زمینه تحقیق توجه ویژه کرد. داده¬های گردآوری شده و تحلیل¬های صورت گرفته و مفاهیم و مقوله¬های به دست آمده در این تحقیق تماماً در بستر آکادمی جامعه¬شناسی ایران و مسائلی که پیش رو داشته اند ریشه دارد.
5. منطق . آیا خطوط داستان جریان منطقی¬ای با خود به همراه داشته و ترسیم می¬کنند؟ آیا شکاف¬هایی در منطق خطوط داستان وجود ندارد که خواننده را با ابهام مواجه سازد؟ آیا اقدامات روش¬شناختی پژوهش و گردآوری داده¬ها به قدر کافی روشن و درست هستند که خواننده را با جریانی منطقی مواجه سازد؟ جهت تحقق این معیار، تلاش شده فرایند تحلیل داده-ها و به دست آمدن نظم مفهومی قدم به قدم برای خواننده به تصویر کشیده شود تا خواننده در جریان منطق به وجود آمدن این نظم قرار بگیرد.
6. عمق . برای افزایش غنای پژوهش باید جزئیات مفاهیم و مقوله ها تشریح شود. برای رسیدن به این معیار در این پژوهش تمامی مفاهیمی که تشکیل دهنده مقوله¬ها هستند و ویژگی¬ها و ابعاد مقوله¬ها ارائه شده¬اند و هرجا که لازم بوده برای درک بهتر توضیحات اضافی نیز آورده شده است.
7. انحراف . انحراف به این معناست که در داده¬های گردآوری شده و واحدهای جمع-آوری داده مواردی وجود داشته باشد که از نظر طیف¬های ابعاد مربوط به ویژگی¬ها با یکدیگر اختلاف داشته باشند. گردآوری داده از تجربه¬ی زیسته دانشجویان و اساتید در این تحقیق به رعایت این اصل کمک کرده است.
8. خلاقیت . پژوهشی که با راهبرد روشی گروندد تئوری انجام شده، نباید کاملا تکرار ایده¬های کهنه و تکراری باشد بلکه باید در آن یافته¬ها و دست¬آوردهای بدیعی نیز ارائه شده باشد. البته لازم نیست موضوع تحقیق کاملا نو و بی¬سابقه باشد بلکه باید درک تازه¬ای برای مخاطب فراهم آورد.
9. حساسیت . محقق باید در برابر داده¬ها گشوده باشد و نسبت به آنچه که داده¬ها به او می¬گویند حساس باشد و نگذارد پیش¬فرض¬ها، تعصبات و اهداف محدود از پیش تعیین شده مسیر پژوهش را هدیت کند. یکی از موارد بسیار مهمی که در این تحقیق همواره به آن توجه شده است، پرهیز از سوگیری و دخالت پیش¬فرض¬های شخصی و نظری است. از همین رو بود که در این پژوهش، با تکیه بر رویکرد پدیدارشناسی و مراجعه به خود واقعیت، تلاش شد تا پرسش تحقیق به شکلی خام و کلی مطرح شود و در حین فرایند تحقیق نیز اهداف جزئی از پیش تعیین شده نتیجه را از قبل تعیین نکنند. همچنین محقق تلاش کرده¬است تا هنگام تحلیل و ارائه¬ی نتایج نیز نسبت به پیش¬داوری¬ها و انتظارات خود بیندیشد و نسبت به آنها آگاهی پیدا کند.
10. استناد به یادنوشت¬ها . استفاده از یادنوشت¬ها به منظور فراموش نکردن گفته¬ها، مصاحبه¬ها، مشاهدات، و ایده¬ها و یادداشت¬های تحلیلی لازم است. در این تحقیق نیز هرجا که لازم بود از یادنوشت¬ها استفاده شده و در فرایند تحلیل نیز هر جا که مناسب یافت شد به این یادنوشت¬ها استناد شده¬است.
در فصل چهارم، چگونگی طی نمودن فرایند کدگذاری داده¬ها و تحلیل آنها به تفصیل شرح داده شده است.

فصل

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...