پایان نامه ، شهرهاي، ، شهري، صدرا، عاليشهر

سطح زندگي مواجه بود. وي از باغشهر به مثابه¬ي اصلاح شهري، سياسي و اجتماعي ياد مي¬کند و اصلاح سياسي و اجتماعي شهرهاي متمرکز را در عدم تمرکز آنها مي¬داند. اولين هدفي که طرح باغشهر هاوارد داشت، انتقال صنايع موجود در شهرهاي بزرگ و ايجاد محيطي سالم و جامعه¬اي منسجم و با هويّت بود (باقري، 1386: 19).
تا اوايل قرن بيستم، ايده هاوارد در قالب ايدئولوژي و باغشهر لچ¬ورث دور مي¬زد. ريموند آنوين و ديگران روي نظريه هاوارد کار کردند، در نتيجه، شهرک¬هاي اقماري به عنوان شهرهاي اجتماعي براي تمرکززدايي از مادرشهر احداث شد (استيفن ، 1992: 10). در نتيجه طرح¬هايي در مقياس وسيع در استان لندن و خارج از آن اجرا شد که آن را « شهرک¬هاي اقماري» ناميدند (پوردوم ، 1928: 289). در نظريه شهرک¬هاي اقماري، شهرهايي هستند که با هدف ساماندهي فضاهاي ناحيه¬اي و منطقه¬اي شهرهاي بزرگ، ايجاد شده¬اند. اين¬گونه شهرها در حومه مناطق بزرگ مکان¬يابي مي¬شوند و تمامي عملکردهاي شهري از قبيل مسکن، اشتغال، فعاليت¬هاي آموزشي، تفريحي، تجاري و غيره را از بدو احداث به عهده دارند. در حقيقت مدل تاريخي ايجاد شهرهاي جديد اقماري، با هدف ساماندهي و پالايش جمعيت و فعاليت کلان شهرها به طرح معروف لندن برمي¬گردد (طلاچيان،1383: 513).
از ديگر نظريات مرتبط با شهرهاي جديد، طرح حومه¬نشيني است. در دهه 1920 با طرح آنوين و تشويق دولت انگلستان، طرح¬هاي حومه¬نشيني با تراکم کم اجرا شد. اين طرح¬ها که شامل مساکن کوچک است در برنامه¬هاي اجرايي شهرداري اين کشور مطرح شد و در نتيجه بيش از يک ميليون مسکن ويلايي در حومه¬ شهرهاي بزرگ انگلستان تهيه گرديدکه بعداً اين الگو به ساير نقاط جهان نيز گسترش يافت. بدين ترتيب در اين زمان ارتباطي ميان سنت باغشهر و برنامه¬ريزي شهري بوجود مي¬آمد (زياري، 1385: 25).
1-4-3- شهرهاي جديد در جهان
در گذشته احداث شهرهاي جديد در مواردي به مثابه¬ي برنامه¬اي براي تحقّق¬بخشي سياست حکومت¬ها بوده است؛ که در اين زمينه مي¬توان از شهرهاي جديد بابل و آشور در بين¬النهرين نام برد (زياري،1385: 6). در قرون وسطي شهرهاي جديد بسياري ساخته شد. باستيدهاي قرون وسطي که براي فعاليت¬هاي کشاورزي در حاشيه مرزها ساخته مي¬شدند، نمونه¬هايي از شهرهاي جديد هستند که به منظور کنترل مرزها، بالابردن توليدات کشاورزي و در ضمن توزيع قدرت حکومت و يا پادشاه، در مقابل رشد و گسترش قدرت فئودال¬ها احداث شده¬اند (جوادشهيدي،1377: 48).
در واقع شروع حرکت احداث نوشهرهاي معاصر را بايد از انگلستان دانست (زياري، 1385: 3). برنامه‎ريزي سرزميني به شکل ساخت شهرهاي جديد در انگلستان ابتدا بر اساس نظريه باغشهر و سپس بر اساس نظريه بارلو کِرامبي و لُرديت جهت احداث شهرهاي جديد اتخاذ شد. پس از احداث شهرهاي جديد در انگلستان در کشورهاي مختلف چون فرانسه در سال 1919 براي تمرکززدايي از مراکز شهري و توزيع امکانات مادي و انساني در کليه¬ي بخش¬هاي جامعه ادامه يافت ( رباني،1387: 197).
در ايالات متحده الگوي احداث شهرهاي جديد به عنوان روندي ملي در احداث نواحي شهري و حومه¬اي بکار رفت و از دهه 1920 شروع شد (زياري، 1385: 56). در شوروي سابق سياست ايجاد شهرهاي جديد با اهداف برنامه¬ريزي سياست رشد شهري شوروي سابق بر محدود کردن رشد شهرهاي بزرگ و تقويت شهرهاي اقماري کوچک و متوسط و سوق دادن صنايع و جمعيت از سرزمين اصلي اروپايي به سوي نواحي وسيع ماوراي اورال در شرق ايجاد شد (آندروهيل،1370: 45).
ژاپن روند توسعه شهري خود را با تقليد شروع کرد و در اندک مدتي با استفاده از طرح-هاي بومي و طراحان مبتکر به آن رنگ و بوي بومي داد (چاووشي، 1373: 133). اکثر شهرهاي جديد در ژاپن نقش خوابگاهي دارند. ايجاد خانه¬هاي عمومي در اين مناطق به علت فقدان زمين مناسب با مشکلات زيادي چون، گراني زمين و مسکن و زمين مواجه شده است. براي حل مشکلات ذکر شده، خانه¬ها در خارج از شهرها در قالب شهرهاي جديد با يک اجاره معقولانه ساخته شده¬اند (کيوچي ، 2002: 2).
1-4-5- شهرهاي جديد در ايران
سابقه احداث شهرهاي جديد به سبک و مفهوم امروزي آن در کشور ايران، به دو دوره زماني قبل از انقلاب و بعد از انقلاب برمي¬گردد:
قبل از انقلاب
دوره اول: بين دو دوره از جنگ¬هاي جهاني، به موازات رشد آهسته زيرساخت¬ها يا صنعت ملي مجتمع¬هاي مسکوني در سه دسته ساخته شدند. دسته اول؛ شامل شهرهايي چون زاهدان و نوشهر که براي مقاصد سياسي- نظامي ساخته شدند. دسته دوم؛ شهرهاي جديدي که با ملاحظات اقتصادي ساخته شدند، همچون نوشهر در شمال و شهرهاي نفت¬خيز جنوبي و دسته سوم؛ اقامتگاه کارکنان دولت در مجاورت شهرهاي بزرگ. نکته اصلي در توسعه اين شهرها اين است که منش آنها يک هسته روستايي است.
دوره دوم: بعد از جنگ جهاني دوم تا اواسط دهه 1340 با رشد سريع صنايع نفتي و ساير صنايع و زمينه¬هاي اقتصادي؛ شهرهاي عمده¬ نفت¬خيز و اقامتگاه کارکنان دولت ساخته شدند. برخي از اين شهرها فقط به يک صنعت خاص وابسته بودند و خوابگاهي بودند. برخي ديگر از اين شهرها، شهرهاي بزرگ سازماني بودند که در همسايگي هسته¬هاي شهري به وجود آمده بودند؛ مانند آبادان و ماهشهر (زياري ، 2006: 415).
دوره سوم: اين دوره از 1340 تا 1357 بود. سود صنايع نفتي و بخش¬هاي اقتصادي افزايش چشمگيري داشت و جمعيت شهري افزايش يافت. در اين زمان ساخت وساز شهرک¬هاي صنعتي مستقل جديد و شهرک¬هاي اقماري- صنعتي در حاشيه شهرهاي بزرگ رونق گرفت. هدف از اين ساخت و سازها در اين دوره؛ ايجاد مراکز جديد براي بهره¬برداي از امکانات بالقوه¬ي منطقه و جذب جمعيت مازاد يا سرريز شهرهاي بزرگ و اقامت جمعيت مهاجر بود (همان، 416).
بعد از انقلاب
به منظور مديريت رشد سريع و بي¬نظم شهرهاي بزرگ در ايران، شوراي وزيران استراتژي شهرهاي جديد را در سال 1985 به تصويب رساند. اين استراتژي توسعه شهرهاي جديد را در اطراف شهرهاي بزرگ مانند تهران، اصفهان، مشهد، شيراز و تبريز را به منظور هدايت سرريز جمعيت و فعاليت‎هاي اقتصادي اين شهرهاي بزرگ به شهرهاي جديد اطراف آنها، پيشنهاد داد. در اين استراتژي توصيه شد شهرهاي جديد نبايد به عنوان شهرهايي خوابگاهي سازماندهي شوند بلکه بايد شهرهايي متعادل و مستقل باشند که فرصت¬هاي شغلي متنوعي را براي حداقل 50 درصد از نيروي کار خود فراهم مي¬کند. علاوه بر تأمين مسکن، بتواند ساير کاربري¬ها مانند خرده¬فروشي، خدمات فرهنگي، فضاي سبز، و تفريح و سرگرمي براي ساکنين خود را فراهم کند ( آتش ، شيرازي ، 1998: 2).
از جمله مهمترين دلايل ايجاد شهرهاي جديد پس از انقلاب اسلامي:- جلوگيري از انهدام باغ¬ها و مزارع اطراف کلان¬شهرها به دليل رشد جمعيت کشور؛ – حل مشکل مسکن شهري و نارسايي¬هاي امور زيربنايي و هرج و مرج و نابساماني کالبدي شهرها؛ – تمرکززدايي از شهرهاي بزرگ و جذب سرريز جمعيتي آنها، جلوگيري از توسعه¬ي بي¬رويه¬ي شهرهاي بزرگ، ايجاد تعادل رشد اقتصادي و اجتماعي، کنترل حرکات مهاجرتي و اشباع امکانات شهرهاي بزرگ در جذب جمعيت مهاجر است (زياري، 1379: 95). در تأسيس شهرهاي جديد اهداف خاصي دنبال مي¬شد.
اهداف عمده شهرهاي جديد عبارت بودند از:- جلوگيري از توسعه¬ي بي¬رويه¬ي و کلان شهر شدن شهر مادر؛ – انتقال کارگاه¬ها و صنايع مزاحم از شهر مادر به شهر جديد و پالايش شهر اصلي؛ – جلوگيري از ايجاد حاشيه¬نشيني در شهرهاي بزرگ؛ – استفاده از اراضي غير زراعي براي ايجاد شهرهاي جديد و جلوگيري از تخريب اراضي کشاورزي؛ – جذب سرريز جمعيت و ايجاد اشتغال در شهر جديد؛ – احداث شهر از پيش¬برنامه¬ريزي شده و متناسب با نياز واقعي جامعه (وزارت مسکن و شهرسازي، 1367: 12-11).
با دلايل ذکر شده و براي رسيدن به اهداف مورد نظر، مطالعات آغازين تأسيس 18 شهر جديد که در زير فهرستي از ويژگي¬هاي آن ذکر شده است؛ در دستور کار وزارت مسکن و شهرسازي قرار گرفت. از مجموعه شهرهاي جديد در جدول (1-1) در اين پژوهش، دو نمونه از شهرهاي جديد يعني صدرا و عاليشهر براي انجام مطالعه¬اي تطبيقي انتخاب شده است.

جدول شماره (1-1): شهرهاي جديد ايران
شهر جديد شهر مادر فاصله از شهر مادر مساحت به هکتار جمعيت پيش¬بيني شده در افق طرح جمعيت موجود (1390) سال تاسيس شرکت عمران سال تصويب طرح جامع
پرند تهران 40 1700 150000 5791 1369 1377
هشتگرد تهران 65 4000 500000 15619 1369 1372
پرديس تهران 25 3814 200000 25360 1370 1374
انديشه تهران 30 1495 132000 75569 1368 1379
لتيان تهران 10 1100 – – 1371 –
مجلسي اصفهان 65 3000 140000 2659 1368 1372
بهارستان اصفهان 15 3000 500000 45538 1368 1372
پولادشهر اصفهان 25 7700 500000 55496 1368 1373
سهند تبريز 20 3148 100000 13610 1370 1370
صدرا شيراز 15 2040 200000 39972 1370 1374
گلبهار مشهد 40 4000 430000 6889 1369 1372
بينالود مشهد 45 4000 113000 143 1370 1380
عاليشهر بوشهر 24 4000 100000 12820 1368 1375
مهاجران اراک 28 821 60000 11109 1369 1376
علوي بندرعباس 40 3000 100000 120 1369 –
رامين اهواز 35 1000 120000 – 1369 1383
رامشار زابل 35 1000 65000 40 1370 1379
طيس چابهار 30 1000 100000 – 1370 –
ماخذ: (آمار و اطلاعات شرکت عمران شهرهاي جديد ايران، 1385).
با توجه به اطلاعات مستخرج از جدول (1-1)، شهرهاي جديد در يکي از مهمترين اهداف خود (جذب سرريز جمعيت از مادر شهرها) موفقيت چنداني نداشته¬اند. به طور مثال دو شهر جديد عاليشهر و صدرا با توجه به سرشماري عمومي نفوس و مسکن1390 به آستانه جمعيتي مورد نظر در افق طرح نرسيده¬اند. براي شناخت بيشتر اين دو شهر به معرفي آنها از نظر ويژگي¬هاي جغرافيايي، آب و هوا، اهداف و الگوي توسعه شهري پرداخته مي¬شود.

1-5- معرفي محدوده¬هاي مورد مطالعه
1-5-1- شهرجديد صدرا
شهر جديد صدرا برگرفته از نام فيلسوف بزرگ ملاصدرا است که با وسعتي معادل 2048 هکتار در فاصله 15 کيلومتري شمال غربي شيراز قرار گرفته است. شهرهاي شيراز، مرودشت و زرقان نزديک‎ترين شهرها به اين منطقه مي¬باشد. از طرف شمال به ارتفاعات ملوس جان از طرف شرق با جاده مرودشت و حوزه صنعتي آب باريک، از سمت جنوب به حريم شيراز و از طرف غرب به ارتفاعات فلات محدود مي¬شود که جاده سپيدان را دربرمي¬گيرد (نگهداري، 1381 : 140). ارتفاع متوسط آن 1805 متر و نسبت به شهر شيراز 350 متر بالاتر قرار گرفته است؛ پست¬ترين نقطه، دشت باجگاه با ارتفاع 1800 متر از سطح دريا و بلندترين آن ارتفاعات ملوس جان با ارتفاع حدود 2300 متر مي¬باشد ( مهندسين مشاور شهر و برنامه، 1385: 19). در حال حاضر نيز مناطق مسکوني شهر صدرا به دو بخش فاز يک و فاز دو تقسيم شده است که فاز يک در قسمت شرقي و فاز دو در قسمت غربي قرار گرفته است (شرکت عمران شهر جديد صدرا، 1389: 4).
نقشه (1-1): موقعيت شهر جديد صدرا

1-5-2- الگوي توسعه شهري
برنامه¬ريزي، مطالعات و طراحي شهر جديد صدرا از سال 1368 در دستور کار وزارت مسکن و شهرسازي قرار گرفت و متعاقباً به مهندسين ابلاغ شد و تکميل وتصويب مطالعات مرحله اول آن در سال1372 آغاز گرديد (مهندسين مشاور شهر و برنامه، 1385: 23).
در برنامه شهر جديد صدرا سه آستانه جمعيتي براي آن در سال¬هاي مختلف تعريف شده است:
– آستانه اول: با جمعيت125000نفر (مصوب در کميته فني در سال 1373) تا سال1390.
– آستانه دوم: با جمعيت 200000نفر (مصوب در شوراي عالي معماري و شهرسازي درسال 1379) تا1390.
– آستانه سوم: با جمعيت 300000 نفر (مصوب در کميته فني در سال 1385) تا سال 1390 (مهندسين مشاور شهر و برنامه،1385: 23).
1-5-3- اهداف شهر جديد صدرا
درارتباط با اهداف عمده احداث شهر جديد صدرا چهارگونه هدف زير قابل ذکر است:
– جذب سرريز جمعيت شهرهاي شيراز، مرودشت و زرقان.
– جلوگيري از رشد شهرک¬ها و سکونتگاه¬هاي بي¬ضابطه و خودرو در محور شمال غرب.
– ايجاد بستر مناسب جهت خدمات عالي تحقيقاتي و دانشگاهي و خدمات فرامنطقه¬اي.
– ايجاد اشتغال (خداشناس، 1388: 153).

1-5-4- شهر جديد عاليشهر
شهرجديد عاليشهر با وسعتي حدود 900 هکتار در 24 کيلومتري جنوب شرقي بوشهر (آمار و اطلاعات شرکت عمران شهرهاي جديد ايران، 1385) در مسير جاده دلوار و در دامنه رشته کوه کلاتک و در جوار روستاهاي زنجيره¬اي و همچنين در کنار جنگل¬هاي مصنوعي واقع گرديده است (سايت شرکت عمران شهر جديد عاليشهر). به طور متوسط اراضي30 متر از سطح دريا بالاتر مي¬باشد و در قياس با بندر بوشهر از ارتفاع نسبتاً بيشتري برخوردار است (طرح تفصيلي شهر جديد عاليشهر، 1380: 111).
بالاترين نقطه¬ي زمين در قسمت شرق 40 متر از سطح دريا ارتفاع دارد، که در طول 5/1 کيلومتر به قسمت غرب و در نزديکي جاده دلوار، خطوط تراز 20 متر پايين¬تر مي¬آيد (همان:112). در شرايط عادي ميزان دماي شهر عاليشهر به مقدار نسبتاً محدودي از بوشهر کم¬تر است و ميزان شرجي محيط نيز تا حدودي ملايم¬تر است. با توجه به ارتفاع نسبتاً بالاتر شهر عاليشهر در قياس با بوشهر، بادهاي غالب منطقه در عاليشهر محسوس¬تر از بوشهر است (همان: 112-113).
نقشه (1-2): موقعيت شهر جديد عاليشهر

2-4-5- اهداف شهر جديد عاليشهر
درارتباط با اهداف عمده¬ي احداث شهر جديد عاليشهر هدف¬هاي زير قابل ذکر است:
– پايه¬گذاري اقتصاد شهر بر اساس صنايع مطلوب منطقه.
– خدمات آموزش عالي.
– حفظ تعادل اکولوژيکي شهر و منطقه.
– ايجاد محيط زيست مناسب.
– جذب سرريز جمعيت شهر بوشهر (سايت شرکت عمران شهر جديد عاليشهر).
1-4- اهداف پژوهش
1-4-1- هدف کلي
– مطالعه¬ي تطبيقي عوامل جامعه¬شناختي مؤثر بر رضايتمندي شهروندان از زندگي شهري (مطالعه موردي: شهر جديد صدرا و عاليشهر).
1-4-2- اهداف جزئي
– شناخت تأثير مدت سکونت بر ميزان رضايت شهروندان
– تعيين ميزان احساس امنيت در شهرهاي مورد مطالعه
– شناخت تأثير سرمايه اجتماعي بر ميزان رضايت شهروندان
– شناخت و اولويت¬بندي نيازهاي شهروندان در دو شهرجديد عاليشهر و صدرا
1-5- سؤالات تحقيق
– ميزان احساس سرزندگي شهري در هريک از دو شهر جديد عاليشهر و صدرا چقدر است؟
– عناصر سازنده هويّت شهري در دو شهر جديد صدرا و عاليشهر کدامند؟
– ميزان تعلّق مکاني شهروندان در هر کدام از شهرهاي صدرا و عاليشهر چقدر است؟
– چه تفاوتي بين متغيرهاي مورد بررسي اين تحقيق در دو شهر جديد عاليشهر و صدرا وجود دارد؟

فصل دوم

مرور ادبيات نظري و تجربي

2-1- مقدمه
هدف از اين فصل، بررسي پژوهش¬ها و مطالعاتي است که در زمينه رضايت از کيفيّت محيط انجام گرفته است، که خواننده را با کارها و زمينه¬هاي قبلي و حيطه¬ي مورد مطالعه آشنا مي¬سازد. در ابتدا به پژوهش¬هاي انجام شده¬ي داخلي و خارجي، و سپس به مطالعه¬ي مباني نظري متغيرهاي مستقل تحقيق و مباني نظري رضايتمندي از کيفيّت زندگي پرداخته مي¬شود. در پايان فصل نيز، فرضياتي که در اين پژوهش مورد بررسي قرار مي¬گيرند و مدل تحليلي پژوهش ارائه خواهد شد.

2-2- پيشينه¬هاي تحقيق
2-2-1- پيشينه داخلي
– مولوي (1388) در پايان¬نامه کارشناسي ارشد خود درباره¬ي کيفيّت محيط شهري در شهرهاي جديد ايران (مطالعه موردي شهر جديد هشتگرد)” به ارزيابي کيفيّت محيط و شناخت مؤلفه‌هاي مؤثر بر آن پرداخته است و شاخص‌هاي تأثيرگذار، نحوه¬ي ارتباط و سنجش اين شاخص‌ها در محيط‌هاي شهري و مبناي سنجش کيفيّت محيط، ميزان رضايت شهروندان بود. نتايج نشان داد رضايت از کيفيّت محيط مسکوني ‌در شهر جديد هشتگرد در سطح مناسبي است درحالي-که رضايت از کيفيّت محيط شهري¬ وجود ندارد.
– بزي و افراسيابي (1388) در پژوهشي با هدف بررسي عملکرد شهر جديد صدرا در جذب سرريز جمعيت مادر شهر شيراز، به نتيجه رسيدند تعداد زيادي از خانوارهاي ساکن درشهر جديد صدرا سرريز جمعيت شهر شيراز هستند. ميزان رضايت ساکنان در حد بسيار پايين، و از دلايل مهم مهاجرت خانوارها به اين شهر قيمت مناسب مسکن است. و 1/61 درصد ساکنين صدرا، تمايلي به اقامت دائم در اين شهر ندارند. همچنين يافته¬ها نشان داد ميان مدت زمان اقامت و تسهيلات و تجهيزات شهري با ميزان رضايتمندي شهروندان، احساس تعلّق مکاني و اقامت دائم در شهر، کاسته شدن مشکلات و تمايل به سکونت دائم، رابطه معناداري وجود دارد.
– براتي و شاه¬آبادي (1390) در پژوهشي پيمايشي، دريافتند ميزان سرمايه اجتماعي ‌در شهر جديد پرديس، به طور کلي ‌از حد ميانگين پايين‌تر بوده و وضعيت مناسبي ندارد و در ميان شاخص‌هاي سرمايه¬ي اجتماعي، پيوندهاي همسايگي و شبکه¬ي اجتماعي بدترين شرايط را دارند. کيفيّت ذهني زندگي در سطح شهر نيز، بين سطح پايين و متوسط قرار داشت. به طور کلي در اين مطالعه، بين دو مفهوم سرمايه¬ي اجتماعي و کيفيّت زندگي همبستگي معنادار و مثبتي وجود داشت.
– آتش و شيرازي (1997) در پژوهشي چالش¬هاي شهرهاي جديد در ايران را به سه دوره تقسيم کردند. در دوره اول، چالش عدم مطابقت خصوصيات فيزيکي شهر با نيازها و خواسته¬هاي ساکنين، الگوي اشتغال در مجتمع فولاد مبارکه و تأثير آن بر شهر جديد، روند کُند توسعه شهر جديد، فقدان خرده‎فروشي لازم و فعاليت¬هاي خدماتي، فرهنگي و تفريحي و محدوديت سکونت در فولادشهر تنها براي کارکنان فولاد مبارکه؛ در دوره دوم، جنگ

متن کامل پایان نامه فوق در سایت sabzfile.com موجود است

You may also like...