پایان نامه ، بينالمللي، مجلات، اطّلاعات، دستاورد، ، کشورهاي، علمي،

به هر سؤال و نياز است که در جامعه وجود دارد. اين نياز ميتواند در ابعاد علمي، اقتصادي، سياسي، اجتماعي يا حتّي سؤال مذهبي و بر طرف کردن شبهه باشد.(منصوري، 1383)

6-1-2-توليد علم
توليد علم8 به معناي خروج علم از حالت تقليدي و ترجمهاي است. ( فيروزآبادي، 1386: 2 )توليد يعني بوجود آوردن و مطرح ساختن چيزي که تاکنون مطرح نبوده است. وقتي دانشمندان در برخورد با پديدهها نظريهي تازهاي را مطرح ميکنند، در واقع توليد علم صورت گرفته است.( شريعتمداري، 1384: 9 ) توليد علم در واقع آخرين و عاليترين مرحله علم، يعني تئوريسازي است؛ تئورياي که به خلق دانش بينجامد.( مهدوي، 1384: 17 ). توليد علم اساس دانايي است و دانايي اساس توانايي.(صبوري، 1382: 21)
برخي نيز بر اين باورند که توليد علم و توسعه علم9 داري يک بار معنايي ميباشند. (سبحاني نژاد و افشار، 1388: 6)
توليد علم را داراي شاخصههايي دانستهاند که عبارتند از:
1- نظريه، متد و يا دستاوردي که دسته اوّلباشد. اگر نظريهاي مطرح شود که پيش از اين در ايران نبوده ولي در نقاط ديگر جهان وجود داشته، اين نظريه نميتواند به عنوان توليد علم مطرح شود. نظريه دسته اوّل يعني نظريهاي که در جهان دست اوّل باشد و حرف جهاني بزند.
2- اين نظريه يا دستاورد در يک مجلهي علمي به چاپ برسد به گونهاي که اين دستاورد مورد داوري تخصصي10 قرارگيرد. منظور از داوري تخصصّي اين است که اگر براي نمونه اين دستاورد يکي از ابواب حرکت جوهري است بايد توسط کسي که خود مستولي بر آن موضوع است و گذشتهاي تابناک داشته و دهها و صدها اثر شبيه به آن را به چاپ رسانيده است همچون ملاصدرا داوري شود. نکته حائز اهميّت اين است که داوري براي اين مجلات بايد تخصصيباشد.
3- دستاورد يا نظريه علمي بايد در دسترس قرارگيرد در غير اين صورت نميتوان بحث توليد علم را مطرح نمود. اگر زماني معيار اوّل و دوّم بوجود آمد ولي در جايي سرپوش گذاشته شد و به دست کسي نرسيد، از قلمرو توليد علم خارج شده است.
4- نظريه اي که در دسترس قرار گرفته بايد مورد رجوع و استناد واقع شود، بدين معنا که روح توليد علم در رجوع و استناد شکل ميگيرد چرا که در غير اين صورت در اين مضمون قرار نخواهد گرفت.( موسوي موّحدي، 1381: 144 )
در بحث توليد علم در داخل کشور تعابير اشتباهي ديده ميشود. بدين معنا که تا زماني يک دستاورد علمي يا نظريهاي که حاصل توليد علم است در مجلات ISI چاپ نشده و يا در سطح بينالمللي مطرح نشود، عنوان توليد علم بر آن اطلاق نميشود. « مفهوم توليد علم به معناي توليد نظريهي علمي دسته اوّل است که در سطح بينالملل، به شکل مقاله علمي مورد داوري تخصصي قرار گرفته، چاپ شده و در دسترس همگان قرارخواهد گرفت. » (موسوي موّحدي و ديگران، 1382) و يا در جاي ديگر آمده که « توليد علم، اسناد سازي، ثبت اختراعات، چاپ مقالات در مجلات معتبر داخلي و خارجي و ارائه تفکّر و ايدههاي جديد پس از مطالعات نظري و علمي است. به عبارت ديگر هر دانشي که ايدهاي جديد را در سطح بينالمللي ارائه دهد و به ثمر رساند، توليد علم محسوب ميشود » (فضل الهي، 1388: 17) اين تعابير از توليد علم چندان دقيق و کامل نيست. صرف چاپ مقاله به هيچ وجه توليد علم حساب نميشود. در قسمت معيار توليد علم به تفصيل به اين موضوع خواهيم پرداخت. از طرف ديگر هيچ لزومي ندارد که بپذيريم که توليد علم زماني صورت ميگيرد که در سطح بينالمللي باشد. علم يا نظريه اي ميتواند در سطح ملّي و حل کننده معضلات داخلي يک کشور باشد و در کشور ديگري کارايي نداشته باشد. پس حتماً يک علم يا نظريه نباشد لزوماً جنبه بينالمللي داشته باشد تا بتوان قائل به توليد علم بود.

7-1-2-نظريه
توليد علم در علومانساني در قالب نظريه و نظريهپردازي صورت ميگيرد. در واقع مولود توليد علم و جنبش نرمافزاري در علومانساني و بالاخص علم سياست، نظريه است. نظريه نيز از آن دست واژگاني است که تعاريف متعدّدي براي آن وجود دارد. در اينکه نظريه چيست و چه کارکردي دارد اتفاق نظر چنداني وجود ندارد. حتّي ريمون آرون11 نظريهپرداز معروف روابط بينالملل معتقد است واژههايي که از واژه نظريه مبهمتر باشند بسيار محدودند. ( مشيرزاده، 1386: 5 )
از لحاظ لغوي نظريه در فارسي و تئوري در انگليسي از واژه يوناني « تئوريا » گرفته شده است. تئوريا در متون باستاني يونان به معناي نگاه کردن و مورد مداقه ذهني قراردادن پديدهها به کار ميرفت ( سيف زداه، 1383: 26 ). از لحاظ اصطلاحي انديشمندان تعاريف متعدّدي را براي نظريه ذکر کردهاند که به تعدادي از آنها اشاره ميکنيم.
کارل همپل12 نظريه را اينگونه تعريف ميکند: « نظريه، حاوي دستگاه منظمي است که براي پديدههاي بسيار متنوع خارجي، تبيين منظم و يکساني ارائه ميدهد. هر نظريه به تنوع و تکثر خارجي نوعي وحدت و يگانگي ميبخشد که به ظاهر از ديد غير نظري پنهان است.» (همپل، 1369: 93) ايان باربور نظريه را تقريباً مساوي با چهارچوبهايي مفهومي و مدوني ميداند که ميتوان از آنها قوانين را استخراج کرد.(باربور، 1362 :173) از نظر مونتي پالمر « نظريه بيان وضعيتي است که در آن يکسري از متغييرها ( مفاهيم ) با گروه ديگري از متغييرهاي ( مفاهيم ) معين تحت شرايط معين در ارتباطند. نظريه بيان رابطهاي مسلم از نظر تجربي بين متغييرهاست.» ( پالمر، 1360: 11-14 )والتز معتقد است که « نظريهها قوانيني را که مشخص کننده ارتباطات احتماًلي ميان پديدههاست توضيح ميدهد».( Waltz، 1979 : 17 ) واسکز نيز عنوان ميدارد که « نظريهها جهان را با ايجاد ارتباط ميان پديدههايي که ظاهراً نامرتبط و بيمعنا هستند براي ما معنادار ميکنند» ( مشيرزاده، 1386 : 5 )
يکي از ضعفهايي که ما در حوزهي تفکّر و انديشه در داخل کشورمان داريم اين است که همواره چشم به متفکّران خارجي داشته و در توضيح، تبيين و تفسير پديدهها سعي ميکنيم به آنها استناد کنيم، امّا از انديشمندان و متفکّران داخلي معمولاً غافليم. اين امر باعث ميشود که تواناييهاي موجود در داخل کشور ناديده گرفته شده و اعتماد به نفس از فضاي فکري و آکادميک کشور رخت بربندد و به دنبال آن خود را جذب و هضم در انديشه و تفکّر غربي بيابيم. اولين گام در بحث جنبش نرمافزاري و توليد علم و نظريهپردازي اين است که حداقل وقتي در باب يک موضوع علمي نقل قولي از دانشمندان غربي ميکنيم در کنار آن ببينيم آيا کسي در داخل نيز در اين باب نظريهاي داده يا اظهار نظري کرده است يا نه.
از نظر سيف زاده « نظريه به تفسيري اطلاق ميشود که حداقل از يک دستگاه منطقي قياسي استثنايي ناشي شده باشد. چنانچه نظريهاي بتواند قانونمنديهاي رفتاري را تبيين کند و از محک تجربه علمي ابطال نشده بيرون آيد، نظريهي علمي تجربي ناميده ميشود».(سيف زاده، 1383 : 7) همچنين دکتر فرامرز رفيع پور « نظريه را مجموعه به هم پيوسته و نظام يافتهاي از گزارهها ميداند که « بيانگر بخشي از واقعيت » باشد». ( رفيع پور، 1370 :95 )
شايد ويژگيهايي که عبدالکريم سروش براي نظريه مطرح ميکند بهترين جمعبندي در باب مفهوم نظريه باشد. ايشان بيان ميدارد «هر نظريه علمي حداقل از سه صفت برخوردار است : 1- نظريه يک قانون هميشگي و پايدار بين دو وضعيت را در قالب يک گزاره مطرح ميکند که حالت کلّي دارد و با واژههاي هيچ، هميشه، هر و همه محصور شده است. 2- نظريات علمي توانايي پيشبيني مشروط دارند و به کمک آنها ميتوان آينده حادثه اي را پيش بيني کرد. 3- نظريههاي علمي وقوع بعضي پديدها را در جهان ناممکن اعلام مي کنند. منظور اين است که در صورت وقوع و ظهور آن پديده، نظريه ابطال و صحت آن نقض ميشود». ( سروش، 1361: 11-16)
هدف از نظريهپردازي نيز ارائه توضيحي متقن از فرايندهاي مبتني بر روابط انساني در صحنه اجتماع است ( سيف زاده، 1383: 20 ). در سايه نظريهپردازي ميتوان به افکار و ديدگاهها در واکنش به پديدههاي به ظاهر پراکنده و مبهوت کنندهاي که در حول و حوش ما مي گذرد نظم و معنا داد.(قوام، 1386: 8 )
وظيفه نظريهپرداز نيز يافتن قوانين کلّي است ( سيف زاده، 1383: 20 ). نظريهپرداز به چند دليل به دنبال يافتن قوانين کلّي و مطرح کردن آن به عنوان يک نظريه است. اوّل، حفظ يا تغيير وضع موجود است و دوّم ساده سازي و فهم آسان يک پديده.

2-2- معيار توليد علم
1-2-2- توضيحي در باب ISI
بحث سنجش توليد علم در چهارچوب بحث علمسنجي مطرح ميشود. علمسنجي يک رشته مطالعاتي است که بطور مشخص بر روي بحث سنجش ميزان توليد علم کار ميکند. اساس کار علمسنجي بر چهار متغير اساسي مؤلفان، انتشارات علمي، مراجعات و ارجاعات استوار است. يکي از رايجترين روشهاي ارزيابي فعّاليتهاي علمي، علمسنجي ميباشد. اين روش از روسيه آغاز شد و در کشورهاي اروپاي شرقي رشد کرد و بعد در سطوح بينالمللي مورد استفاده قرار گرفت. به دنبال مطرح شدن اين علم، دانشمندان برجستهايي ازجمله کول، ايلز و هولم از مقالات علمي به عنوان ملاکي براي مقايسه توليدات علمي کشورهاي مختلف استفاده کردند و توليدات علمي کشورهاي مختلف را از لحاظ کمّي و کيفي مورد مقايسه قرار دادند و وضعيت کشورهاي مختلف را در توليد اطّلاعات علمي مشخص نمودند. (صيادنژاد، 1382)
امروزه بحث تعداد مقالات چاپ شده در ISI به عنوان يکي از مهمترين معيارهاي توليد علم به حساب ميآيد. « توليد علم در وهله نخست در مقاله علمي تجلّي مي يابد و ترويج آن از طريق مجلهي بينالمللي انجام ميگيرد »( عصاره و فارسي، 1380: 226 ) « مفهوم توليد علم داراي معيار بينالمللي بوده و کشورهاي داراي اين معيارها در زمره توليدکنندگان علم به حساب ميآيند. مهمترين شاخص توليد علم، تعداد مقالات منتشر شده از کشورهاي مختلف در نشريات معتبر دنيا ميباشد. »(رياحي اصل، 1383: 2) تحقيقات نشان ميدهد که وضعيت توليدات علمي نمايهسازي شده کشورها در نمايهاي معتبر بينالمللي، بخشي از مهمترين شاخصهاي توسعه علمي و جز شاخصهاي بروندادي علم و فناوري آنها محسوب ميشود.( نوروزي چالکي و همکاران، 1387: 76 ) ميزان توليدات علمي يک کشور، مؤسسه، و يا سازماني که به نحوي به فعاليت علمي، آموزشي، و پژوهشي مشغول ميباشد، ميتواند از ابعاد ملّي و بينالمللي مورد توجّه قرارگيرد. از نظر ملّي، تعداد کتابها، نشريات، مقالات نشريات، ثبت اختراعات، گزارش تحقيقات، و سمينارها ميتواند به عنوان برخي از شاخصهاي علم سنجي مد نظر قرارگيرد و از منظر بينالمللي نيز تنها زماني مورد ارزيابي قرار ميگيرند که در قالب يک چهارچوب معين قرار گيرند و در سطح جهاني نيز مورد توافق و پذيرش همگان قرارگيرد. بر اين اساس اطّلاعات ارائه شده در پايگاه wos مؤسسه اطّلاعات علمي ISI13 به عنوان قدرت توليد علمي يک کشور و معيار توليد علم در سطح بينالمللي مورد محاسبه و ارزيابي قرار ميگيرد، چرا که در اين صورت امکان مقايسه يکسان و دقيق عوامل شناسايي شده و توانمنديهاي علمي هر کشور در معرض نمايش قرار ميگيرد.(نوروزي چالکي و نور محمدي، 1382: 2)
امروزه در جهان بيش از 70000 عنوان مجلهي علمي منتشر ميشود. با توجّه حجم انبوه و روز افزون مجلات علمي، نياز به مرکزي که بتواند معتبرترين و با کيفيتترين مجلات را انتخاب کرده، مقالات موجود در آن را نمايهکند، احساس مي شد. بنابراين در اسل 1958 در ايالت فيلادلفياي آمريکا مرکزي تحت عنوان « مؤسسه اطّلاعات علمي » تأسيس گرديد که امروزه مهمترين و معتبرترين پايگاه اطّلاعات علمي دنيا به شمار ميرود. از آنجا که اين مؤسسه در انتخاب مجلات مورد نمايه خود استاندارهاي علمي خاصّي را اعمال مينمايد، تعداد مقالات علمي به ثبت رسيده در آن به عنوان ميزاني از توليد علمي پذيرفته ميشود. مؤسسه اطّلاعات علمي حدود 16 هزار مجله با کيفيت برتر نسبت به ساير مجلهها را در سيستم خود قرار داده که آنها داراي مدارج و سطوح گوناگوني هستند و نمايه14 ميگردد. زماني که تعداد مراجعات به يک مجله و يا مقاله بيشتر شود به همان ميزان اعتبار آن نيز بالاتر خواهد رفت. (موسوي موحدي، 1381: 144)
آمارهاي مربوط به تعداد مقالات علمي منتشر شده از نمايههايي همچون نمايه استنادي علوم محض، نمايه استنادي علوم اجتماعي، نمايه استنادي هنر و علومانساني که توسط مؤسسه اطّلاعات علمي منتشر ميشود استخراج ميگردد. در اين روش، مقالات علمي، از ابعاد کمي (شاخص توليد15) يا کيفي (شاخصهاي استناد16، عامل اثرگذاري17، درصد مدارک استناد شده18) بررسي ميشوند. شاخص عامل اثرگذاري از مهمترين شاخصهاي کيفي است.( ابراهيم و حياني، 1387: 106-107). اين شاخص به ميزان استنادات و ارجاعات اشاره ميکند. اگر يک مقاله علمي طي چندين سال پس از انتشار سالانه 5 تا 10 مورد ارجاع داشته باشد، به احتماًل زياد محتواي آن مقاله در بدنه معرفتي حوزهي علمي مرتبط با آن رشته حلخواهد شد، به گونهاي که اين مقاله, سهمي در افزايش ميزان معرفت علمي آن رشته خواهد داشت. ارجاعات نشان دهندهي نفوذ و تأثير علمي هستند. اين شاخص ميتواند تا حدي کمبود شاخص تعداد مقالات را جبران کند. ارزش يک مقالهي علمي بر مبناي تأثير در مقالات و نوشتههاي بعدي معين ميشود.(صبوري، 1383) بنابراين کميّتها در کنار کيفيتها اهميّت دارند. تعداد توليدات علمي به عنوان کمّيت عينيتها، در کنار استنادات به عنوان نمودي از کيفيت معني پيدا ميکند. اين دو مقوله روح غالب پايگاههاي استنادي است که در سالهاي اخير به عنوان منبع اصلي براي بخشي از دادههاي مورد نياز در مطالعات علم سنجي مورد استفاده قرار گرفته است.(نوروزي چالکي و همکاران، 1388: 176 )
در باب مقالات بايد به اين نکته اشاره کرد که کليه مقالات يک کشور که در رشتههاي مختلف علوم در مجلات معتبر به چاپ ميرسد، شاخص توليد علم آن کشور محسوب نميشوند بلکه يک مقالهي علمي بايد حداقل داراي ويژگيهاي زير باشد:
1. در اين مقاله نظريه يا متدي براي اولينبار ارائه شود. به عبارت ديگر نبايد قبلاً توسط شخص ديگري مطرح شده باشد.
2. اين مقاله در يک مجله علمي به چاپ برسد به گونهاي که مورد داوري تخصصي قرارگيرد.
3. اين نظريه يا دستاورد علمي بايد در دسترس همگان قرار بگيرد.
4. مقاله يا نظريه منتشر شده توسط ديگران مورد استناد و رجوع قرار گرفته تا اعتبار آن بيشترگردد. (موسوي موحدي، 1381: 143)
البتّه علاوه بر مقالات شاخصهاي ديگري هم براي سنجش پيشرفت علمي هست که لزوماً تعداد مقالات منتشره ممکن است شاخص مکفي نباشد. شاخصهاي ترکيبي که بر اساس آن علاوه بر مقالات به چيزهاي ديگر توجّه ميشود. همانطور که قبلاً نيز اشاره شد کتابها، نشريات، مقالات نشريات، ثبت اختراعات، گزارش تحقيقات، و سمينارها ميتواند به عنوان برخي از شاخصهاي علم سنجي مد نظر قرارگيرد. حتّي برخي معتقدند « بايد تمام اشکال ارائه دانش مرسوم در اين رشتهها- علومانساني- شامل کتاب، رساله، مونوگراف و روشهاس مستندسازي مانند فيلم، عکس و طراحي و البتّه مقاله در کنار هم در نظر گرفت »(فاضلي، 1386 :76) امّا ارائه مقاله در مجلات ISI امروزه مهمترين معيار توليد علم قرا گرفته است.
در طي دو دهه اخير تأکيد بيشتر بر شاخصهاي تعداد مقالات

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...