منبع پایان نامه درمورد روابط اجتماعی، جنگ جهانی دوم، زیبایی شناسی، پلاسمایی

دانلود پایان نامه

مراحل می‌رسند با عملی غیرقابل قبول هم از نظر بازیگر و هم از نظر تماشاگر مواجه می‌شوند. از سوی دیگر این اعمال تکرار ناپذیرند؛ مثلاً فقط می‌توان یک بار گلوله را شلیک کرد.
خاستگاه نظری پرفورمنس همانطور که عرض کردم و نمونه‌هایی از آن را گفتم به سالهای ۱۹۷۰ بر می‌گردد. آن سالها، سالهای بسیار آشفته‌ای است و در واقع اوج جنگ ویتنام است و تقریباً بعد از شروع جنگ ویتنام، این اتفاق بسیار شدید است. من خودم اواخر دهه ۶۰ و اوایل سالهای ۷۰ در آنجا دانشجو بودم و خیابان ۱۴ را همیشه آتش می‌زدند و هنوز قسمت اعظم ساختمانها در آنجا سوخته است. بچه‌های ثروتمند در محله‌های محروم، گدایی می‌کردند و به خانه نمی‌رفتند و روابط اجتماعی و جنسی کاملاً عوض شده بود. « هیپیسم »90 به شدت رشد پیدا کرد و تمام این تحولات اجتماعی شدید، باعث شد تا آدم فکر کند که سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. در هنر هم این شکل آغاز شد و طغیانی را فراهم آورد. دهه ۱۹۷۰ « هپنینگ » آغاز شد و رشد یافت؛ همان چیزی که من اسمش را اتفاقهای دیدنی گذاشتم.(همان منبع،16-17) اتفاقهای دیدنی چیزی بود که باز همین ویژگیها را داشت؛ البته به شکل خیلی ابتدایی‌تر آن. هپنینگ؛ یعنی اتفاق و در روزنامه‌ها چیزی به نام هپنینگ وجود دارد؛ یعنی چیزی که در روز اتفاق می‌افتد. گالریهایی که نقاشی و مجسمه دارند و از این قبیل مسایل، ولی اسم این کار را هپنینگ گذاشتند و اسم چند نمونه از آنها را در کتاب خودم آوردم؛ مانند غذا خوردن که در غار انجام می‌گیرد. اصولاً چون اینها خیلی کم اتفاق می‌افتد، تاریخچه خیلی کم دارند و اینکه آیا کارگردان داشته یا نداشته‌اند، همه در پرده ابهام است. همه اینها بیش از ۲ و ۳ اجرا نداشته‌اند و نمی‌توانستند تکرار شوند؛ مثلاً یک نفر، چند ماشین و چند تا آدم را جمع می‌کرد برای اینکه می‌خواست یک کار هپنینگ بکند. سپس روی دو نفر، کاغذ آلومینیوم می‌کشید و آنها را در داخل ماشین می‌گذاشت و ماشین را در جایی پارک می‌کرد و می‌رفت. همه که عبور می‌کردند، توجهشان جلب می‌شد. عده دیگری از همین گروه در ایستگاه راه‌آهن، خودشان را باند پیچ می‌کردند و در دو گوشه می‌نشستند و از دور با هم حرف می‌زدند و یک عده هم دور آنها جمع می‌شدند. آن شخص که آلومینیوم در روی صورتش پیچیده شده بود از ماشین پیدا می‌شد و تلفن می‌زد و ماشینها را می‌آورد و نمایش تمام می‌شد. بسیار ابتدایی و بدون هدف است. بعد از این است که پرفورمنس شکل می‌گیرد و تئوریزه می‌شود. در حال حاضر انواع پرفورمنس متفاوت است و صرفاً یکی از تئوریسین‌های آن “مایکل بوروی”91 است که معتقد است پرفورمنس باید مثل سیرک باشد.
سیرک، نهایت پرفورمنس است. هر کس کار خودش را انجام می‌دهد و هر کس، جذابیت خودش را دارد و در یک لحظه هم چند کار با هم انجام می‌شود و هر کس به هر نقطه‌ای که می‌خواهد نگاه می‌کند و هیچ حرفی برای گفتن وجود ندارد و نباید هم داشته باشد.
“ریچار چکنر” در مقابل معتقد است پرفورمنس چیزی است که با اندیشه اجرا می‌شود و اجراکنندگان آن آدمهای سیاسی هستند و تفکر خاصی را تبلیغ می‌کنند و حرف زیادی برای گفتن دارند؛ مثل لایه زیرین، اثر “آندره سید”92 و “پتی جک”93.
امروز انواع متفاوتی از پرفورمنس داریم. یک شکل اولیه آن این است که هدفی جز جذابیت ندارد و به پرنوگرافی و یا برهنه تصویری روی آورده است و اصلاً از همان سالها این کار شروع شده است و نوعی از آن، کاملاً سیاسی است. نوعی هم با تئاتر مخلوط شده و تئاتر از آن بهره‌ برده است.
یک نمونه آن را برایتان می‌گویم که چند ماه پیش در ونکوور در سه روز آخر هفته؛ یعنی جمعه، شنبه و یکشنبه اجرا می‌شد و آن به این ترتیب است که به خانه شما نامه‌ای می‌آید و دعوت می‌شوید که در عروسی دوست دوران تحصیلی‌تان و یا مثلاً قوم و خویشتان شرکت کنید. بهای بلیت هم x است. این عروسی در واقع یک پرفورمنس است، منتها شما باید پس از واریز پول، کارت دعوت خود را بگیرید و روز موعود، لباس عروسی بپوشید و با خانواده به مراسمی که در کارت نوشته شده، بروید.
آنجا مراسم عروسی برگزار می‌شود. بین دو نفر و عده‌ای که خانواده عروس هستند؛ اما همه آنها پرفورمر و اجراکننده پرفورمنس هستند، خطبه خوانده می‌شود و تمام کارها که انجام می‌گیرد به رستوران می‌روند و مشغول خوردن می‌شوند. خانواده عروس و داماد در بین مدعوان راه می‌افتند و شما را پسرخاله صدا می‌کنند و شما باید قبول کنید که او پسرخاله‌تان است. او از دوران گذشته با شما صحبت می‌کند و این وسط یک عده با هم دوست در می‌آیند و یا درگیری شکل می‌گیرد. عروس می‌آید و به خانمی که نشسته می‌گوید تو داشتی با شوهرم صحبت می‌کردی!… او را از کجا می‌شناسی؟ درگیری به وجود می‌آید و… برخی که می‌توانند با قضیه راه بیایند، وارد قضیه می‌شود و دیگران در گوشه‌ای می‌نشینند و در واقع تبدیل به تماشاگر می‌شوند. به این ترتیب، نوعی از آن تأثیر گرفته از تئاتر است و به قول یکی از دوستان، این‌گونه فاصله بین تئاتر و پرفورمنس را پر می‌کنند.” ( دامود ، 1385 ، 1-8 )

درباره‌یِ زیبایی شناسی در پرفرمنس آرت یا هنر اجرا
” پرفورمنس آرت گونه‌ای پیوند بین هنرهای نمایشی و هنرهای تجسمی است كه با دو مبنای متفاوت در كشورهای اروپایی و آمریكا بینان شده و شكل گرفته است‌. البته هم اكنون با سرعت سرسام آوری در كشورهای شرق دور در قسمتی از رپرتوارها(برنامه های فصلی) به پیش می‌رود
. شاید پایه اجرایی چنین هنری به تلاشهای« والتر گروپیوس94 » و« رودلف شنایدر95» برسد. گروپیوس در سال 1919 مدرسه طراحی و معماری« باهاوس وایمار96» را با هدف اتحاد میان كلیه هنرهای بصری تاسیس كرد‌. فشار نازیها‌، بسته شدن باهاوس و مهاجرت هنرمندانش (به طور مثال: میس فون در دروهه‌، كاندینسكی‌، اسكار شلمر… ) ترویج و ماندگاری این هدف را تضمین كرد. از طرفی در همان دهه رودولف شنایدر نیز با نحوه متدیك آموزش و جستارهای خود كه به آن عنوان « لوو ریتمی» داد‌، می‌‌خواست با چیدمانی از حركتهای نمایشی تمام جهان به زبان نمایشی جهانی همچون زبان اسپرانتو در كلام دست پیدا كند كه برای تمام جهان یكسان و قابل انتقال باشد. او تا حدودی نیز توفیق داشت وپس از او كسانی چون « مایكل چخوف97 »، « جان كیج98 » و « تادیوش كانتور99» ادامه دهنده ی همین راه شدند.
یكی از مهمترین عوامل ترویج و تكثیر اجرای پرفورمنس آرت‌، آن است كه با مناسك و آیین‌های اجتماعی رایج در فرهنگ‌های مختلف جوامع جهانی ارتباط مستقیم دارد و كارایی این هنر بسته به رواج و كارایی این آیین‌ها و مناسك است. اكنون شاهد یك روند تخریب مراسم و مناسك و به واقع نوعی ستیز مردم به عنوان تجدد (ناشی از بی توجهی آنها) با این آیین‌ها در كشور هستیم و فرهنگ اجتماعی ما به سرعت در حال تهی شدن از آیین‌ها و سنت‌‌های ارزشمند‌ خود است. سرعت و مصلحت اندیشی‌های اجتماعی در این تخریب نا خود خواسته مؤثرند‌. ‌هنرمند پرفورمنس آرت با توسل به ساحت زمان آیینی – نمایشی به خلق نوعی فضای پلاسما نایل می‌شود كه می‌تواند به واسطه آن مخاطب آثار را (در درون واقعه) با درك متفاوتی از وقایع و رویدادهای جهان روبه روكند. حال این رویكرد در ارتباط با دلتنگی مردم دو برلین در زمان وجود دیوار شرقی و غربی آن باشد و یا ارایه راهكاری برای دگرگون دیدن فعالیت‌ های درون حیاتی و جانوری ویا التقاطی از همه آن چیرهایی كه دست آوردهای بشر در طول ادوار سپری شده باشد .
این هنر از همین شیوه‌ها باورهای سنتی مخاطب ‌را با شك و تردید رو در رو می كند تا زیستی فارغ از قیود قدیمی تفكر برای او كشف كند‌. به خاطر داشته باشیم كه كشف به معنای زدودن چیزی ارزشمند است از غبار فراموشی‌ها و نه خلق موردی نو ظهور. به همین دلیل است كه با از بین رفتن مرزهای مشخص هنری در طول تحولات اجتماعی پس از جنگ جهانی دوم به تدریج هنرهایی از دل انبوه- رسانه‌ای پدید آمد و گونه‌های هنری جدید دارای تعاملی چند مرزی وتابعی از ویژگیهای رسانه‌ای شدند وحرمت گذاری پرفورمنس آرت كه یك جنبش پست مدرن است‌، بر هنرهای دیگر همچون هر مكتب نوظهور وحتی بیش از هر مكتب دیگری با سهیم كردن همه مكاتب و شیوه‌ها و هنرها و نژادها و قومیت هاست .
از رواج این گونه‌ هنری در جهان نزدیك به چهار دهه می‌گذرد و با توجه به تحولات رایج در كشور، پرداختن به این گرایش هنری تبدیل به یك ضرورت اجتماعی شده است. هنرمندان پرفورمنس آرت در قسمت اعظمی از آثار خود جنبه‌ای از ساده ترین اعمال روزمره را تحت پوشش پلاسمایی از مناسك و مراسم آیینی به نمایش می‌گذارند و به این ترتیب تلاش می‌كنند تا مخاطب خود را در زمانی متفاوت از آنچه در آن قرار دارد با موضوع اثر خود روبه رو، شگفت زده و سهیم كنند. ساحت زمان در مراسم و مناسك آیینی ، زمان اسطوره‌ای و آیینی است كه تعریف آن با زمان واقعی كه فرد از كودكی آن را دریافته است متفاوت است. در این وضعیت پرفورمر(هنرمند پرفورمنس آرت) با ترفندهایی پس از ایجاد شگفتی در مخاطب، زمان نگریسته را با نگره یكسان كرده هر دو را به صفر می رساند. مواجهه در همین جا آغاز می شود و اهمیت آن نیز در پرفورمنس آرت به همین دلیل است. اما نباید هپنینگ را با این شاخه اشتباه گرفت. سهیم كردن مخاطب یا مواجهه دادن وی در شكل گیری یك اتقاق ناشی از برخورد، به نحوی كه هنرمند و مخاطب میزان آگاهیشان از اعمال و پیش آمدهای احتمالی این برخورد یكسان باشد، هپنینگ است .
یكی دیگر از همین ویژگی‌ها كه عامل اساسی شگفتی سازی نیز است كولاژ هنرهای متمایز برهم است. تعصبات دگماتیسمی خیلی از هنرمندان در رشته خود به سادگی امكان این آمیختگی را نمی داد، اما پرفورمنس آرت نشان داد كه هر هنری اگر هنرها در جوهره خود با یكدیگر آمیخته شوند نه تنها شأن هم را به مخاطره نمی‌اندازند بلكه در زمینه های اشتراكی، ظرفیت همدیگر را توسعه می‌دهند. در اینجا اشاره می شود كه خواسته ی هنر مدرن از مخاطب خود نیز با خواسته هنر پست مدرن متفاوت است. هنر مدرن مخاطبی می‌طلبد كه برای درك نشانه‌های موجودش به عمق معنایی هر چیزی فرو رود و تمام دلایل حضور آن نشانه ها را از سر دانایی و آگاهی وحتی علوم مربوطه كشف كند. اما هنر پست مدرن در چیدمان نهایی خود در پی مفهومی عمیق و گمگشته از ساده ترین امكانات هر دوره وسبكی بهره می برد و تمام نشانه‌های موجود در هنر پست مدرن در گوشه وكنار مخاطب موجودند اما اكنون از سوی هنرمند به اثر هنری تبدیل شده‌اند. از این جهت در پرفورمنس آرت نیز مخاطب قسمتی از شگفت زدگی خود را مدیون سادگی انتخاب هنرمند در نشانه هایش خواهد بود. همین نكته نشان دهنده شخصی تر بودن هنر هنرمند در این دوره نسبت به دوره های دیگر است، اما این شخصی بودن در نحوه ی تفكر است ونه تحمیل سلیقه .
در واقع ریشه این مسأله را باید در زمانی جستجو كرد كه وقتی هنرهای تجسمی با پیچیدگی‌های مفهومی باعث شد كه هنرمند خود برای تكمیل آن به میدان هنری قدم گذارد. م
خاطب در حضور موثر و با ارتباطی كه بین اثر هنری و هنرمند به وجود می‌آمد به درك بهتر اثر هنری و ایجاد ارتباط با آن پرداخت. از همین جا بود كه هنرهای مفهومی با دخالت موثر‌ پا به عرصه ی درام گذاشت و با نام “پرفورمنس آرت” كه توسط منتقدان دهه‌های سی و چهل قرن بیست بر آن گذاشته شد، به راهی برای تولید آثار هنری تبدیل شد. از این جهت “پرفورمنس آرت” توانایی اجرای درام را صد چندان كرد و از آن پس ملزومات آن یعنی هنر بدن، هنر نقاشی، هنر مجسمه، هنر ویدیو، هنر محیط، هنر موسیقی، هنر آیین، هنر صوت و… بدون اینكه از حیطه خلاقیت خودشان خارج شوند در هنرهای نمایشی اجرایی به تبیین نكات تازه‌تری پرداختند. پیش‌تر گفتیم “پرفورمنس آرت” را نقطه اتصال هنر تجسمی وهنر نمایش نیز ‌می‌دانند. در این نوع از هنر، مخاطب در جریان روند خلاقیت قرار می گیرد. از وپژگی‌های “پرفورمنس آرت” این خط اتصال و اتفاقات در لحظه است. تئاتر به شكل و شیوه ی كلاسیك خود حامل روایی یك داستان است، پیگیری این داستان یكی از مهمترین تلاش‌های صحنه و

متن کامل پایان نامه فوق در سایت sabzfile.com موجود است

You may also like...

Add a Comment