منبع پایان نامه درمورد ، "، بودم،، 1371

یافته و محور و موضوع کارهایم را مشخص می کردم.”
رزیتا شرف جهان در سال 1371 به ادامه تحصیل در رشته پژوهش هنر می پردازد. در همین ایام نیز دومین فرزند وی (رویین) در سال 1371 متولد می شود.
شرایط جدیدی که به واسطه ازدواج برای وی به وجود آمد و بعد تولد فرزندان و درگیری های مربوط به آن و همچنین تحصیل در دانکشده، سبب دوری او از نقاشی و کم رنگی آن در زندگی اش شد.
” نقاشی برای من با یک بالا و پایین خیلی عجیبی پیش رفت؛ یعنی تقریباً با یک توقف در آن مواجه شدم. خود ماجرا سخت بود و به یک بن بست خورده بودم؛ مثلاً می خواستم خودم را از قید طراحی رها کنم و نمی توانستم. این یکی از مشکلات من بود. شاید به این دلیل که چهار سال با معتبر کارکرده بودم و شاید هم گرایش فردی خودم این بود. در هر حال، این برای من معضلی بود. از طرفی نیز در زندگی شخصی ام مسائل جدیدی مطرح شده بود. دو فرزند کوچک داشتم و بعد از تولد فرزند دوم، خودم نیز سرطان گرفتم. سعی می کردم با همه این مسائل به گونه ای مواجه شوم تا بقیه از آن لطمه ای نخورند. بیماری من سه یا چهار سالی طول کشید و بعد بلافاصله مادرم به این بیماری مبتلا شد و از بیماری نیز متأسفانه در گذشت. این ماجراها تا سال 1377 ادامه یافت. زمانی که نقاشی را شروع کردم، دیدم همه آنچه تا کنون بر من گذشته، در کارهایم می آید. آن فاصله سختی که تا آن زمان طی کرده بودم، مانند خلأ یا ذره ای گشوده، میان اکنون، با تجربه های پیشین فاصله می انداخت. دیگر نمی توانستم از جایی که قبلاً بودم، استارت بزنم. در این شرایط تنها کسی که به من بسیار روحیه می داد جمشید حقیقت شناس بود.”
” در آن سال ها ما خیلی هنر کردیم تا خودمان را حفظ کنیم. خیلی از هم دوره ای ها و هم کلاسی های من به سراغ کارهای دیگری رفتند. خیلی از دخترها بعد از ازدواج اصلاً نقاشی را به فراموشی سپردند. بسیاری از پسرها برای امرار معاش به کارهای گرافیکی یا به شغل های دیگری پرداختند. دوستان زیادی، که اغلب بچه های توانایی هم بودند، ماندن در اینجا را تاب نیاورده و ترجیح دادند پناهنده کشورهای دیگری شوند. انگار که در این روزهای طولانی ما فقط وظیفه داشتیم تنها خودمان را حفظ کنیم. حداقل ده سال از عمر ما بدین گونه گذشت . بعد هم به ما خرده می گیرند که شما چرا این قدر دیر شروع کردید؟ چرا تعداد فعالیت نمایشگاهی شما کم است؟ …. البته، مجموع اینها تجربه است. هر چند نمی توانم بگویم تجربه های بدی نبودند بلکه خیلی هم بد بودند. تفاوت هایی که نسل ما با بچه های الان و با هنرمندان موفق قبل از انقلاب دارند، نتیجه همین تجربه هاست که به خوبی در نقاشی های ما نیز ظاهر می شوند. چیزهایی که خصیصه مهم آثار نقاشان هم نسل من هست، یک جور سنگینی و یک فشار خیلی زیاد که واقعاً برای مخاطب امروز نه تنها جالب نیست، بلکه اصلاً تحمل ناپذیر است. در حالی که شاید برای خود ما ارزش باشد.”

متن کامل پایان نامه فوق در سایت sabzfile.com موجود است

You may also like...

Add a Comment