منبع پایان نامه با موضوع فرهنگ کار، دوران باستان، چشم انداز

مباحث رفتار شهروندي، امروزه ارائه پاداش از طرف سازمـان به کـارکناني که مستقيماً درگير انجام رفتـارهاي شهروندي هستند به طور بالقوه‌اي کـاهش داشته و جهت‌گيري بيشتر پاداش ها به طرف کارها و وظايف رسمي است. برخي از محققـان دليل اين امر را اين گونه بيـان مي‌‌کنند که توجه بيش از حد به انجام رفتارهاي فرانقش توسط کارکنان، براي گرفتن پاداش، موجب غفلت و کوتـاهي از انجام وظـايف رسمي سازماني مي‌‌شود و کـارکنان سـازمان به جـاي انجـام وظـايف مربوط به خود به کـارهايي فراتر از نقش خود مي‌‌پردازند ؛ در حالي که هدف از تشويق رفتار شهروندي، ترويج رفتـارهاي همکـارانه در کنار وظـايف رسمي (توره،1385). سازماني است
در هر صورت سازمانها بايد بدانند که براي تشويق و ترغيب رفتارشهروندي بايد جهت‌گيري سيستمهاي پاداش خود را در سطح گروهي و سازماني قرار دهند نه سطح فردي، زيرا آنها با اين کار به کارکنان نشان مي‌‌دهند که براي کارهاي گروهي که منافع آن به کل سازمان برمي‌گردد، ارزش بسياري قائلند و به آن پاداش نيز مي‌‌دهند..
2-2-7-4- سيستم هاي غير رسمي :
علاوه بر اقدامات و عملکردهاي رسمي سازمان که در جهت تقويت رفتار شهروندي مؤثر است،فرايند هاي غير رسمي نيز وجود دارند که سازمـانها مي‌‌توانند با ايجـاد آنها به توسعه و تقويت بيشتر رفتـار شهروندي بپردازند برخي از روانشناسان اجتماعي معتقدند که فشارهاي اجتماعي و هنجارهاي گروهي غالباً تأثير بيشتري نسبت به رويه‌هاي رسمي بر رفتـار فردي در سازمـانها مي‌‌گذارند. به همين علت توسعه مکانيسم هاي غير رسمي مـانند فرهنگ مشارکتي، يک رکن اساسي و محوري براي تقويت رفتـار شهروندي در محيط کـار است البته نـاگفته نماند که ظهور و ترويج فرهنگ مشـارکتي از طريق فرآيند جـامعه پذيري صورت مي‌‌گيرد، فرآيندي که طي آن اعضاي تازه سازمان مواردي را که از نظر سايراعضاي سازمان،پسنديده و مورد قبول است ياد مي‌‌گيرند و دوره‌ هاي آموزشي لازم را دراين خصوص طي مي‌‌کنند. پس توجه به امر جامعه‌پذيري در سازمان براي تقويت رفتار شهروندي نيز مي‌‌تواند مؤثر باشد(سيار،1386)
2-3-بخش سوم: پيشينه تحقيق
1-تحقيقات داخلي :
– در پژوهشي که ايوب موحد زاده در سال 1388 در دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران در پايان نامه کارشناسي ارشد خود انجام داده است رابطه بين سبک هاي رهبري تحولي آموزشي مديران با رفتار شهروندي سازماني دبيران دبيرستان هاي پسرانه دولتي شهر قزوين را مورد بررسي قرار داده است .ايشان از بين 685 دبير به عنوان جامعه آماري 250نفر را به عنوان نمونه آماري انتخاب کرده و براي اعتبـار تعميم پذيري نتايج در انتخاب نمونه ها از روش طبقه اي تصادفي و در تجزيه و تحليل آماري از ضريب پيرسون استفاده نموده است همچنين از پرسشنامه هاي استـاندارد چند عاملي بس و آوليو(1997) و پودساکف (1990) استفاده کرده و به نتايج زير دست يافته است :
بين رهبري تحولي آموزشي مديران با رفتار شهروندي سازماني و ويژگيهاي آن در دبيران دبيرستان ها رابطه قوي و معني داري وجود دارد. به اين صورت که ضريب همبستگي متغيرهاي ويژگيهاي آرماني ، رفتارهاي آرماني، ترغيب ذهني، انگيزش الهام بخشي و ملاحظات فردي رهبري تحولي مديران با رفتار شهروندي سازماني دبيران در سطح معني دار 00/0 به ترتيب 81% ،82 % ،79 % ،87 % و 80% مي باشد که اين نشـان دهنده رابطه بسيار معنادار و مطمئن بين رهبري تحولي آموزشي مديران و رفتار شهروندي سازماني دبيران و بنابراين اهميت استفاده از مفاهيم آنها در توسعه خدمات مديريت آموزشي مي باشد.
-دکتر محمد مقيمي نيز در سال 1385 در تحقيقي به عنوان بررسي ارتباط رفتار شهروندي سازماني و فرهنگ کارآفريني درسازمانهاي دولتي پرداخته و به اين نتيجه دست يافته است که رهبري کار آفرينانه بارفتار شهروندي سازماني ارتباط معنا دار متوسطي داردکه براي بالابردن اين مؤلفه بايستي ضمن تقويت هماهنگي متقابل شخصي و وجدان کاري،حس نوع دوستي را در کارکنان ارتقا بخشيد.
2-تحقيقات خارجي :
1.پودساکف درسال 2000ميلادي طي پژوهشي رابطه رفتارهاي رهبري را بامؤلفه هاي رفتار شهروندي مورد بررسي قرار داد . وي رفتارهاي رهبري را در چهار گروه رفتارهاي تحول گرا ، رفتارهاي تعامل گرا ، تئوري رهبري مسير-هدف و تئوري مبادله رهبر-عضو طبقه بندي نمود و به نتايج زير دست يافت :
– رفتارهاي رهبري تحول آفرين ( رفتارهاي تحولي اساسي ، تعيين چشم انداز ، ايجاد مدل مناسب ، پذيرش اهداف گروهي ، انتظارات عملکردي بالا و تحريک معنوي ) با هر پنج مؤلفه رفتارهاي شهروندي سازماني ارتباط معنادار مثبتي دارد .
– از ميان رفتارهاي رهبري تعامل گرا ( رفتارهاي پاداش دهي و تنبيهي اقتضايي ، رفتارهاي پاداش دهي و تنبيهي غير اقتضايي ) رفتارهاي پاداش دهي اقتضايي داراي ارتباط مثبت و رفتارهاي تنبيهي غير اقتضايي داراي ارتباط منفي با مؤلفه هاي رفتار شهروندي سازماني مي باشند .
– از ميان ابعاد تئوري مسير-هدف (رفتارهاي تشريح کنندگي ،مشخص کردن رويه ها يا رفتار رهبري حمايتي )رفتار رهبري حمايتي باهمه مؤلفه هاي رفتارشهروندي سازماني داراي ارتباط مثبت است و تشريح نقش رهبر فقط با مؤلفه هاي نوع دوستي ، نزاکت ، وجدان کاري و جوانمردي رابطه معنادار مثبت دارد .
– نهايتاً اينکه تئوري مبادله رهبر-عضو با تمامي مؤلفه هاي رفتار شهروندي سازماني داراي ارتباط مثبت و معنا دار مي باشد.
2- در پژوهشي ديگر توسط تراکن برود در سال 2000 ميلادي ارتباط بين تئوري مبادله رهبر- عضو با رفتار شهروندي سازماني مورد بررسي قرار گرفته است که نتايج اين پژوهش نشان مي دهد بهبود مبادله رهبر-عضو ، احساس تعهد و رفتار شهروندي سازماني را ارتقاء مي بخشد.
3- زيلارس و تپر در سال 2002 رابطه بين ادراک زيردستان از سرپرستي نامناسب و ارزيابي سرپرستان از رفتار شهروندي سازماني در ميان 373نمونه از اعضاي گارد ملي آمريکا را مورد بررسي قرار داده است که نتايج تحقيق نشان مي دهد ارتبـاط بين سرپرستي نـامناسب و رفتـار شهروندي زيردستان در ميـان زيردستاني که رفتار شهروندي سازماني را به عنوان رفتار فرا نقشي تعريف کرده اند در مقايسه با کساني که رفتار شهروندي سازماني را به عنوان رفتار درون نقشي تعريف کرده اند قوي تر است .
4- همچنين نتايج پژوهش هاي مختلف که توسط داين، گراهام و داينش (1994) و سومچ و زهاوي (2004) انجام گرفته است نشان مي دهد که علاوه بر ارتباط سبک هاي رهبري با مؤلفه هاي رفتار شهروندي سازماني ، همبستگي معنادار و مثبتي بين مؤلفه هاي رفتار شهروندي سازماني با نگرش هاي شغلي مثبت ، ارزشهاي محيط کاري ، ويژگي هاي شغلي برانگيزاننده ، يادگيري سازماني ، استخدام بلند مدت و سطح سازماني وجود دارد.
در جدول زير خلاصه تحقيقات گذشته آورده شده است :
يافته هاي کليدي
عنوان تحقيق
پژوهشگر
ارتباط معني دار مثبتي بين اين دو مولفه وجود دارد
بررسي رابطه سبک رهبري تحولي با رفتار شهروندي سازماني (1388)
ايوب موحد زاده
تحقيقات داخلي
رابطه متوسطي بين رفتار شهروندي سازماني و رهبري کار آفرينانه وجود دارد.
بررسي رابطه رفتار شهروندي سازماني با فرهنگ کار آفريني(1385)
محمد مقيمي
از چهار مولفه رفتارهاي رهبري سه مولفه رهبري تحول آفرين،مسير هدف و مبادله رهبر و عضو داراي ارتباط مثبت و رهبري تعامل گرا داراي ارتباط منفي با مولفه هاي رفتار شهروندي سازماني مي باشند.
بررسي رابطه رفتارهاي رهبري با رفتار شهروندي سازماني(2000)
پودساکوف
تحقيقات خارجي
بهبود اين تئوري احساس تعهد و رفتار شهروندي را ارتقا مي دهد
بررسي رابطه تئوري مبادله رهبر- عضو با رفتار شهروندي سازماني(2000)
تراکن برود
کارکناني که رفتار شهروندي را به عنوان رفتارهاي فرا نقش تعريف کرده اند نسبت به رفتارهايي که رفتار شهروندي را جزء نقش مي دانند رابطه قويتر است.
بررسي رابطه بين ادراک کارکنان از سر پرستي و رفتار شهروندي سازماني
(2002)
زيلارس و تپر
بين سبک رهبري مديران با مولفه هاي رفتار شهروندي همبستگي معنا دار و مثبت وجود دارد.
بررسي رابطه سبک هاي رهبري با مولفه هاي رفتار شهروندي سازماني (2004)
داين و گراهام- سومچ و زهاوي
جدول2-4- پيشينه تحقيقات گذشته
2-4-بخش چهارم : معرفي سازمان (سازمان امور مالياتي شهرستان خوي)
2-4-1- تاريخچه ماليات و دارايي در ايران :
به جرأت مي توان گفت که عمر ماليات برابر عمر ايجاد حکومت در تاريخ بشر است ،به اين معنا که همه حکومت ها درهرنقطه اي ازجهان و در هر برهه اي از تاريخ در يک نقطه مشترک بوده اند و آن دريافت ماليات و هزينه هاي حکومت ازمردم است .از ديگر سو کمتر حکومتي را مي توان يافت که مردم با رضايت تام و تمام به پرداخت ماليات به آن اقدام کرده باشند.
به نظر مي رسد که در ايران از قديمترين دوران ،دريافت ماليات از مردم پايه و مبناي منطقي نداشته و صرفاً بر مبناي نياز و انصاف حکومت وقت تعيين مي شده است در حالي که عدالت حکم مي کند که در تعيين ميزان ماليات بايد به دو عامل اساسي:نيازهاي مالي حکومت براي انجام وظايف خود- از قبيل دفاع از امنيت مردم و قلمرو کشور در قديم که اکنون ايجاد زيرساختارهاي اقتصادي و انجام خدمات رفاهي براي مردم و مواردي از اين دست نيز به آن اضافه شده است و همچنين توان اقتصادي طبقات مختلف مردم کشور و ميزان بهره مندي آنان از امکانات توجه شود.
با نگاهي کوتاه به تاريخ ايران مشاهده مي شود که طبق نقل قول مورخين در دوران باستان طبقات مرفه کشور با اينکه منابع اقتصادي و مناصب اصلي کشور را در دست داشته اند از دادن ماليات معاف بوده و به جاي آنان طبقات متوسط و اقشار فرودست مجبور به پرداخت ماليات بوده اند. البته اغنيا نيز به نوعي ماليات هاي مقطعي پرداخت مي کرده اند اما به هر حال ميزان اين ماليات به نوعي نبوده است که مشکلاتي را براي آنان پديد آورد. در حالي که طبقات پايين در هر حال موظف به پرداخت ماليات بوده اند و پرداخت اين ماليات در سالهايي که به علت خشکسالي و يا علل ديگر امکـان برداشت محصول مناسب وجود نداشته براي کشـاورزان مشکلات فراواني ايجاد مي کرده است.
دکتر زرين کوب با اينکه از نظارت دقيق داريوش براخذ ماليات ازرعيت و اينکه اين نظارت،رعيت را از استثمار و تعدي ساتراپ ها در امان نگه مي داشت سخن مي گويد اما با اين حال از تعدي سـاتراپ ها در اخذ مـاليات به عنوان يک عامل عمده سقوط امپراطوري هخامنشي در اواخر عمر آن سلسله ياد مي کند.
کريستن سن نيز مصارف دولت در عهد ساسانيان را عبارت از هزينه جنگ و مخارج دربار و حقوق مستخدمين و ساير مصـارفي که براي گردانيدن چرخ دولت و انجام امور عام المنفعه و آباداني کشور ذکر مي کند و مي نويسد که مأمورين وصول ماليات در هنگام توزيع خراج و وصول آن اجحافات بسيار مي کرده اند. با اين حال، در زمان ساسانيان اخذ ماليات صورت کاملتري داشت و سه نوع ماليات به نام هاي اراضي، سرشماري و سرانه دريافت مي شد.
در دوران بعد از اسلام نيز با توجه به عمر نسبتاً کوتاه حکومت ها که بعد از جنگ هايي چند دچار فروپاشي مي شد کمر توده مردم در زير بار فشار تأمين اجبـاري هزينه هاي اين جنگ ها خم مي شد و حتي گاه ساکنان برخي از شهرها مجبور مي شدند که در يک سال به علت دست به دست شدن حکومت ها ميان مدعيان، ماليات هاي چندباره بپردازند و البته آنچه که مشخص است پرداخت اين مالياتها تنها براي رفع شر حاکمان وقت بوده است.
با اين حال

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment