منبع پایان نامه ارشد درباره انگیزه پیشرفت، آفرینندگی، روانشناسی

دارد. کار اصلی روانشناسی، اندازهگیری، فهمیدن و سپس بنا کردن این توانمندیها در انسانها و ایجاد فضیلتهای اجتماعی و در نهایت فرمول بندی برای هدایت شخص به سمت ایجاد یک زندگی بهتر است (سلیگمن و سیکزنت میهالی72، 2000).
2-4- پیشایندهای انگیزه پیشرفت
همانند صفات، ویژگی‌ها و انگیزه‌هاي مختلف، انگیزه پیشرفت را نیز عوامل و سازه‌هاي مختلف تحت تاثیر قرار مي‌دهد، که ویژگی‌هاي فرهنگی و اجتماعی یکی از مهمترین آنهاست. در فرهنگ‌هاي مختلف معیارهای متفاوتی برای زندگی و رضایت از زندگی در نظر گرفته مي‌شود و همین معیارها میزان انگیزه پیشرفت را تعیین مي‌کند. فرهنگ همچنین درونی یا برونی بودن انگیزه پیشرفت را نیز تعیین مي‌کند به گونه ای که در عصر جدید فرهنگ غالب در دنیا بیشتر به سوی انگیزه‌هاي بیرونی است و افراد را بر اساس موفقیت‌ها و ملاک‌هاي بیرونی ارزیابی مي‌کنند (بابلج و سیمیک، 2011).
یکی دیگر از پیشایندهای انگیزه پیشرفت ویژگی‌هاي شخصیتی افراد است افراد درون گرا انگیزه کمتری برای مطرح شدن در ملاک‌هاي اجتماعی دارند و بیشتر به دنبال ملاک‌هاي فردی خود هستند. انگیزه پیشرفت در افراد با گشودگی بالا، بالاتر است زیرا این افراد نسبت به موضوعات مختلف علاقه نشان مي‌دهند در نتیجه هدف‌هاي بیشتری نیز در زندگیشان نمود پیدا مي‌کنند درحالی که اگر گشودگی به تجربه پایین باشد فرد تنها با تجربه‌هاي معمول برخورد مي‌کند و تعداد مسیرهای پیش رو برای آنها کمتر است. از طرف دیگر، نوروز از آنجایی که مسائلی مانند عزت نفس پایین را به همراه دارد فرد را از پیامد‌هاي شکست در هر چالش مي‌ترساند و فرد به علت پرهیز در مواجه با شکست کمتر خود را درگیر مسائل چالش برانگیز مي‌کند (فرند و هولینگ، 2011).
سبک فرزند پروری جنبه دیگری است که بر میزان انگیزه پیشرفت فرد تاثیر مي‌گذارد. تحقیقاتی که سیرز، مک کوبی و لوین73 (1957) با استفاده از روش‌هاي مختلف روی رفتار والدین انجام داده اند نشان مي‌دهد که دو بعد از رفتار والدین از اهمیت اساسی برخوردار هستند که عبارتند از پذیرش در برابر طرد74 و سختگیری75 در برابر آسان گیری. در همین راستا، وینتر باتوم76 (1953) با انجام تحقیقاتی به این نتیجه رسید که مادران پسرهای پیشرفت گرا از فرزندان خود در کسب مهارت‌ها و استقلال انتظارات بیشتری دارند. در کشور ما نیز در تحقیقی که شکرکن و باقری (1373) انجام دادند نشان داد که هر چه از سن پایین تری استقلال آموزی، تسلط آموزی و مراقبت آموزی انجام شود میزان انگیزه پیشرفت بالاتر است.
حالتهای خلقی مانند شادکامي‌و افسردگی نیز مي‌توانند بر میزان تمایل پیشرفت مؤثر باشد بگونه ای که یک فرد افسرده معمولا احتمال بیشتری را برای شکست در یک موقعیت قرار مي‌دهد بنابراین تمایل کمتری برای ادامه تلاش پیدا مي‌کند، در حالی که افرادی که خلق بهتری دارند ارزیابی‌هاي مثبت تری از موقعیت داشته و حتی گاهی از خود قرار گرفتن در یک چالش لذت مي‌برند زیرا مي‌توانند توانایی‌هاي خود را ارزیابی کنند. این افراد حتی زمانی که با شکست مواجه مي‌شوند آن را به عنوان نوعی تجربه و یادگیری در نظر مي‌گیرند و راحت تر با آن برخورد مي‌کنند (کوهن و همکاران، 2009).
2-4-1- پیامدهای انگیزه پیشرفت
در پژوهش آگورو و البرگ (1972، به نقل از سیف، 1386) 6300 نفر مورد بررسی قرار گرفت نشان دادند که ضریب همبستگی انگیزه پیشرفت و عملکرد 34/0 است یعنی سهم قابل توجهی از عملکرد فرد را این سازه تبیین مي‌کند همچنین اتکینسون و ریتمن (1956، به نقل از ویدلر، 1989) نشان دادند که افرادی که دارای انگیزه پیشرفت بالا هستند به برتری بیش از پاداش مادی علاقه دارند. آنها روی یک تکلیف پولی به سبب پولی که دریافت مي‌کنند کار نمي‌کنند.
برخی از پیامدهای انگیزه پیشرفت بالا توسط مک کللند (1961) بدین صورت بیان شده است:
1-تکالیف نسبتا چالش انگیزی را که احتمال موفقیت در آنها باشد انجام میدهند. کارهای بسیار ساده به دلیل نداشتن چالش و تکالیف بسیار دشوار را به دلیل احتمال کم موفقیت دوست ندارند.
2-افراد دارای انگیزه پیش رفت معمولا در کارها پشتکار از خود نشان میدهند و بیشتر از سایرین در شغل خود درگیر مي‌شوند حتی برخی ویژگی اعتیاد به کار77 مي‌شوند.
3-وقتی افراد دارای نیاز به پیشرفت بالا موفقیت کسب میکنند سطح آرزوی خودشان را افزایش مي‌دهند و به کارهایی که اندکی رقابت انگیزتر و مشکل تر باشد گرایش پیدا مي‌کنند.
4-افراد دارای نیاز به پیشرفت بالا تمایل دارند در موقعیت هایی کار کنند که تا اندازه ای بر نتیجه کار کنترل داشته باشند. زیرا تا حد زیادی به توانایی‌هاي خود اطمینان دارند بنابراین ترجح مي‌دهند خودشان عامل تعیین کننده موفقیت باشند تا سایر عوامل مانند شانس.
پایداری یکی دیگر از پیامدهای انگیزه پیشرفت است که در برخی مطالعات به آن اشاره شده است. مثلا واینر و کوکلا78 (1980) در بررسی‌هاي خود به این نتیجه رسیدند که افرادی با انگیزه پیشرفت بالا وقتی در تکلیفی موفق نمي‌شوند پایداری بیشتری دارند. همچنین این افراد سعی مي‌کنند در صورت لزوم از دیگران کمک بگیرند البته این درخواست کمک بیشتر جنبه مشورتی دارد تا اینکه از کسی بخواهند تکلیف را برایشان انجام دهد. این افراد از آنجایی که برای پیشرفت و موفقیت اهمیت زیادی قائلند از اینکه از کسی کمک بگیرند نگرانی ندارند مگر اینکه باعث شود احساس کنند دیگر نتیجه موفقیت به خود آنها نسبت داده نمي‌شود (وایمر و لونت، 2011). یکی دیگر از پیامدهای انگیزه پیشرفت کاهش احساس پوچی و بیهودگی در این افراد است زیرا سهم بسیار زیادی از ذهنشان مشغول فکر کردن به راه‌هاي پیشرفت و موانع و راهبردهای مناسب آن است. از این رو زمان زیادی برای فکر کردن به مسائل ناگوار زندگی باقی نمي‌مانند. در فرایند درمانند افسردگی نیز یکی از راهکارهای پیش روی درمانگران افزایش انگیزه پیشرفت است. اگر مراجع برای فردای خود هدفی داشته باشد که احتمال موفقیت و مسرت ناشی از آن را انتظار بکشد مي‌توانند خود را از چرخه تفکرات منفی نجات دهد. معمولا درمانگر برای مراجع هدفی دستیافتنی در نظر مي‌گیرد و مراجع را برای رسیدن به آن تشویق مي‌کند وقتی مراجع تقویت ناشی از آن را تجربه کرد خود به خود برای تکرار موارد اینچنین تلاش مي‌کند (فریدریکسون و همکاران، 2009).
2-5- خلاقیت
یکی از ویژگی‌ها و صفات شناختی که در مباحث مختلف مورد توجه محققین و پژوهشگران قرار گرفته است ویژگی خلاقیت است با توجه به مشکلات مختلفی که دنیای امروز با آن دست به گریبان است توجه به تفکر انتقادی و عامل پیش‌بینی کنندهآن یعنی خلاقیت از اهمیت ویژه‌هاي برخوردار است.
2-5-1- تعریف خلاقیت
در بین روانشناسان توافقی که حاکی از نظر مشترک پیرامون تعریف خلاقیت باشد وجود ندارد. در واقع گستردگی تعریف، نشأت گرفته از دیدگاههای گوناگون روان شناختی از این پدیده است. خلاقیت فرآیندی از خلاق بودن است، مجموعه ای از اعمال که ایده‌ها افکار و اشیاء فیزیکی جدیدی را به وجود مي‌آورد (کلایتون79،2002). آلدر80(2002) “در کتاب چگونه هوش خلاق را تعریف کنیم؟”، خلاقیت را این گونه تعریف کرده است:
• چیزی است که هنر پیشگان دارند.
• یک نگرش غیر معمول یا بدیع به مسایل است.
• تداعی با عناصر شناختی منفک با ایده هاست.
• فرآیندی که به محصول با ارزش مي‌انجامد.
• یک استعداد یا صفت خاص حاصل شده‌ی مغزی به عنوان یک نظام پیچیده است.
• فرآیندی که چیزی را جدید و با ارزش مي‌کند.
• ویژگی‌ها و خصوصیات بی همتایی از آنچه که فرد به آن معنا مي‌دهد.
رانکو81 (2007) نیز خلاقیت را شامل آفرینش چیزی جدید و مفید مي‌داند. یکی از نظریه پردازانی که تحقیقات گسترده ای در رابطه با خلاقیت انجام داده است. تورنس (1998،به نقل از سیف، 1387)، سه تعریف برای خلاقیت در سه زمینه پژوهشی، هنری و وابسته به بقاء مطرح کرده است. به نظر وی تعریف پژوهشی خلاقیت عبارت است از فرآیند حس کردن مشکلات و مسایل، شکاف در اطلاعات، عناصر گم شده چیزهای ناجور، حدس زدن و فرضیه سازی درباره این نواقص و ارزیابی و آزمودن این حدس‌ها و فرضیه ها، تجدید نظر کردن و دوباره آزمودن آنها و بالاخره انتقال نتایج. تورنس در تعریف هنری خلاقیت به مصادیقی اشاره مي‌کند که برخی ازمصادیق عبارتند از: خلاقیت مانند خواستن دانستن است، خلاقیت مانند دوباره نگاه کردن است، آفرینندگی مانند خط زدن خطاهاست، آفرینندگی مانند خواندن به سبک خود است. تورنس در تعریف خلاقیت”وابسته به بقاء” خلاقیت را عبارت از قدرت کنار آمدن با موقعیت‌هاي دشوار و خطرناک مي‌داند، وقتی که شخص هیچ راه حل از پیش آموخته شده‌ای ندارد. گانیه (1985، به نقل از سیف، 1387) خلاقیت یا آفرینندگی را نوعی حل مسأله مي‌داند که تازگی نتایج تفکر آفریننده از ویژگی‌های آن است. در نظریه گیلفورد آفرینندگی بر حسب تفکر واگرا تعریف شده است (سیف،1387).
2-6- دیدگاه‌های کلی مربوط به خلاقیت
در ارتباط با خلاقیت، یک نظریه منحصر به فرد که مورد قبول همگان باشد وجود ندارد. به همین دلیل، نظریه‌هاي متفاوتی که در این زمینه وجود دارند را مورد ملاحظه قرار مي‌دهیم، تا ببینیم هر کدام برای درک کلی موضوع چه چیزی عرضه مي‌کنند.
2-6-1- دیدگاه غرب از خلاقیت
تعاریف خلاقیت و هم چنین فرآورده و نگرش به آن، از فرهنگی به فرهنگ دیگر فرق میکند. تعریف غرب از خلاقیت بیشتر در آزمونهای خلاقیت تورنس مشاهده میشود. در این آزمونها تکالیف به صورت سیالی (تعداد ایدهها)، انعطافپذیری (تنوع و گوناگونی ایدهها) و ابتکار (معنیدار بودن ایدهها) نمرهگذاری میشوند که این‌ها بازتابی از دیدگاه دنیای غرب به خلاقیت است. نگرش‌های فرهنگی به سمت خلاقیت از ارزشهای اساسی و اصلی غرب در طرفداری از گروه‌های اجتماعی مثل آزادی، فردیت گرایی و پیشرفت اصولی و زیر بنایی ناشی مي‌شود و اصطلاحات ابتکار، سیالی و انعطاف پذیری دیدگاه‌هاي فرهنگ غرب را زنده مي‌کند (آدلر، 2002).
2-6-2- دیدگاه شرق از خلاقیت
دیدگاه شرق در مورد خلاقیت بیشتر از اصول زیر ناشی مي‌شود:
1. بیان کمال فردی
2. در ارتباط با سنت و عرف در دوره‌هاي قبلی تاریخ (شامل قدیمی‌ترین و اصیل‌ترین آن‌ها) می‌باشد.
3. بیان و توصیف یک حس درونی از خصوصیات اصلی آن است.
این دیدگاه، خلاقیت را به اشکال مختلف به مراقبه مربوط مي‌کند. مراقبه روشی است که ما درون خود را مي‌بینیم و خلاقیت را در آن جا مي‌دهد. خلاقیت بیشتر به نظریه سلسله مراتب نیازهای مزلو، به مفهوم خود شکوفایی با کمال فردی که در روانشناسی غربی اهمیت دارد، نزدیک است. خلاقیت در دیدگاه شرقی تلاش دارد واقعیت‌هاي ناهشیار موجود را کشف کند، نه این که چیزی جدید را اختراع کند. بنابراین، تلاش در جهت خلق دوباره مي‌باشد و فعال سازی مجدد مطرح است نه اختراع. در بعضی از کشورهای شرقی خلاقیت بیشتر یک ابراز روحانی است و نه یک فرآیند حل مسأل دنیوی (آدلر،2002).
2-6-3- نظریه‌ها و مکاتب روانشناسی درباره خلاقیت
در ارتباط با خلاقیت یک نظریه منحصر به فرد که مورد قبول همگان باشد وجود ندارد امّا مي‌توان نظریه‌ها را به دو دسته کلی تقسیم کرد: 1- دیدگاه خواستگاهی 2- دیدگاه فرآیندی
دیدگاه خواستگاهی: گروهی از روانشناسان و روانکاوان بیشتر به خواستگاه خلاقیت توجه کرده اند نه به فرایند آن از جمله نظریه پردازانی که با این دیدگاه‌ها موافقاند در زیر آمده است.
2-6-4- نظریه روان تحلیلگری
بنا به گفته زیگموند فروید(1959) خاستگاه خلاقیت در تعارضی است که در ذهن نیمه هوشیار وجود دارد. دیر یا زود ذهن ناخود آگاه82، راه حلی برای تعارض پیدا مي‌کند. اگر این راه حل فعالیتی را

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment