منبع پایان نامه ارشد با موضوع پيکرک، نگهداري، نوازنده

آلت جنسي مطرح شده است. در نيمه اول هزاره دوم ق.م در ايلام مرداني محتملا با وظايف و کارکردهاي متفاوتي وجود داشتند که اشتراک آنها کلاه تخم مرغي شکل و بالاپوشي بلند استکه تا پايين پاهاي آنها را مي پوشاند. محل کشف آنها لايه هاي 13 تا 15 در شوش است که محتملا متعلق به لايه هاي فرهنگي(سوکل مخ ها) مي باشد. مجموعه اين پيکرکها با 3 زير مجموعه زهي دسته دار نوازان، چنگ نوازان، جغجغه نوازان تقسيم مي شوند که در ميان اين پيکرکها گروهي که از بقيه بارزتر به نظر مي رسد نوازندگان نوعي زهي دسته دار است.(spycket.A, p: 130-138)
در دوره ايلام جديد حجم سازهاي زهي باز از ديگر سازها بيشتر است در اين زمان از تاريخ ايلام سازها به تکامل بيشتري از نظر شکل و تکنيک ساخت رسيده اند و براي نمونه چنگ را مي توان مثال زد که سازي زهي مي باشد، چنگي که در دوره ايلام قديم استفاده مي شد با چنگي که در دوره ايلام جديد استفاده شده است متفاوت است، براي اينکه بيشتر به اين تفاوت بپردازيم به چنگ يا ليري که در مهر چغاميش به نمايش گذاشته شده و چنگي که در نگارکند کول فرح نشان داده شده است نگاه مي کنيم و متوجه مي شويم که اين ساز چقدر دچار تغيير شده است.
شکل تکامل يافته ساز چنگ در طول دوره ايلام
در اين دوره استفاده از سازهاي کوبه اي و سازهاي خودصدا رواج دارد ولي بيشترين حضور را در موسيقي اين دوره سازهاي زهي بر عهده دارند.
بحث کامل و پژوهش دقيق درباره سازهاي ايلامي و يا بطور کلي موسيقي در فرهنگ ايلام به قدري دامنه دار و در ضمن پنهان در ظلمت تاريخ است که اداي حق واقعي آن نياز به فرصت بيشتري دارد. آنچه مي توان گفت اين است که بدون ترديد ايلام در استمرار و تکوين موسيقي ايران، نقش موثر و بسزايي داشته است. به طور اعم اگر موسيقي ايراني را به رودخانه سرشار و پويايي تشبيه کنيم هر يک از موسيقي هاي بومي يا محلي همانند رودهايي بدان پيوسته و موجب تحرک بيشتر و گسترش آن شده اند. اين است که موسيقي ايلام هم به نوبه خود قطعا به اين جريان کمک کرده و بهره رسانده است.( بينش، 1376: 29)
جدول شماره 1، سازشناسي دوره ايلام( جدول بندي از نگارنده)
دوره
تاريخ
نوع اثر
سازهاي
کوبه‌اي
سازهاي
زهي
سازهاي
بادي
ساز نامشخص/ ساز خودصدا
توضيحات
پرتو ايلامي
3200
ق.م
مهر چغاميش
طبل
چنگ
شاخ

فردي در حال آواز خواندن بر روي مهر ديده مي شود
جغجغه سفالي
اين ساز جزء سازهاي خود صدا‌مي باشد
پلاکت سفالي
چنگ
تصوير يک رقصنده در مهر
جغجغه سفالي دسته دار
ين ساز جزء سازهاي خود صدا‌مي باشد
اثر مهر استوانه اي
لير و سيستروم
لير سازي بين النهريني مي باشد
تعداد نوازنده ها دو نفر بود و بصورت دونوازي ديده مي شوند
اوان
اوان
2600 تا 2100 ق.م
2600 تا 2100 ق.م
اثر مهر استوانه‌اي
نوعي ني
سه قطعه از اثر مهر
سنج
سيستروم ؟
جزء سازهاي خود صدا مي باشند، بصورت دونوازيديده مي شوند
پيکرک زن برهنه
دايره
تک نوازي
پيکرک مرد برهنه
از نوع دسته بلند
پيکرک زن برهنه
دايره
تک نوازي
سيمَشکي
2100تا1900 ق.م
پيکرک ميمون
دايره
تک نوازي
پيکرک ميمون
دايره
تک نوازي
پيکرک ميمون
دايره
تک نوازي
پيکرک ميمون
دايره
تک نوازي
سوکل مخ‌ها
سوکل مخ‌ها
1900 تا 1500 ق.م
19 پيکرک نوازنده مرد پوشيده
چنگ نواز
از اين تعداد 6 عدد در ايران، 12 عدد در موزه لوور نگهداري مي شوند
29 پيکرک نوازنده مرد پوشيده
زهي از نوع دسته کوتاه
از اين تعداد 7 عدد در ايران و 19 عدد در موزه لوور و مابقي در نقاط نا معلوم نگهداري مي شوند
7 پيکرک مرد پوشيده
لير
از اين تعداد 4 عدد در ايران و 3 عدد در موزه لوور نگهداري مي شوند
پيکرک نوازنده زن پوشيده
دايره
در موزه لوور نگهداري مي شود
پيکرک نوازنده زن برهنه
جغجغه
ساز از نوع خود صدا مي باشد، در موزه لوور نگهداري مي شود
4 پيکرک نوازنده مرد پوشيده
جغجغه
3 عدد در موزه لوور و يک عدد در ايران نگهداري مي شود
7 اثر مهر استوانه اي
جغجغه
بصورت گروه نوازي، يک عدد در ايران و 6 عدد در موزه لوور نگهداري مي شوند
3 جفت پيکرک
جغجغه
بصورت گروه نوازي
ايلام مياني
1450 تا 1100 ق.م
3 پيکرک زن برهنه
زهي دسته بلند
بصورت تک نوازي
75 پيکرک نوازنده مرد برهنه
زهي دسته بلند
بصورت تک نوازي، 47 عدد از اين پيکرک‌ها در موزه لوور و مابقي در ايران نگهداري مي شوند
5 عدد جغجغه کوچک سفالي
جغجغه
محل نگهداري موزه ملي و موزه شوش
سوتک استخواني هفت تپه
جغجغه
ايلام نو
850~ تا 500 ق.م
نگارکنده صخره اي کول فرح شماره 4
چنگ
بصورت گروه نوازي، تعداد سازها 6 عدد
نگارکنده صخره اي کول فرح شماره 3
چنگ
بصورت گروه نوازي، تعداد سازها 3 عدد
نگارکنده صخره اي کول فرح شماره 2
چنگ
بصورت تک نوازي نوازي
نگارکنده صخره اي کول فرح شماره 1
وجود دو نوع چنگ
سنج
بصورت گروه نوازي
نگارکنده سناخريب
دو نوع چنگ
دوني
جغجغه
تعداد 26 فرد ديده مي شوند که 11 فرد نوازنده و 15 فرد رقصنده هستند
جدول شماره 2، شاخص ترين آثار موسيقايي به ترتيب زماني (جدول بندي از نگارنده)
مهر چغاميش
هزاره چهارم قبل از ميلاد(؟)، کشف شده در چغاميش 1345(فصل سوم)، کاوشگر دلوگاز، ابعاد مهر: cm5×4/6 ، جنس: گل حرارت ديده، محل نگهداري موزه ملي
جغجغه ‌مشبک
هزاره چهاره قبل از ميلاد(2000-2999)، محل کشف: شوش، کاوشگر(؟)، جنس: سفال، ابعاد: 12cm ، محل نگهداري موزه ملي
جغجغه مشبک
هزاره سوم قبل از ميلاد(2000-2999)، محل کشف: شوش، کاوشگر(؟)، جنس: سفال، محل نگهداري موزه ملي
اثري از يک مهر استوانه اي
هزاره سوم (2700 ق.م)، محل کشف(؟)، کاوشگر(؟)، جنس: گل پخته، ابعاد، 2cm، نوع ساز از خانواده چنگ، محل نگهداري موزه ملي
پلاک سفالي
هزاره سوم(2750-2600 ق.م)، محل کشف: شوش(1908 تپه آکروپل)، کاوشگر: دمرگام و دمکنم، نوعي ساز شبيه چنگ در اثر ديده مي شود، محل نگهداري موزه لوور، ابعاد: 17×16 cm، جنس سفال
پيکرک‌نوازنده مرد
هزاره‌دوم(1500-1999ق.م)،محل‌کشف:شوش،کاوشگر(؟)،جنس: سفال،
ابعاد: 19/2×3cm، نوع ساز: زهي-دسته کوتاه، محل نگهداري موزه ملي
پيکرک مرد نوازنده
نيمه اول هزاره دوم، محل کشف: شوش 1967، کاوشگر: گريشمن، جنس: سفال، ابعاد: 6/2×2/6 cm، نوع ساز: چنگ کوچک، محل نگهداري موزه ملي
پيکرک مرد نوازنده
هزاره دوم قبل از ميلاد، محل کشف: شوش، کاوشگر: دمکنم، جنس سفال، ابعاد: 11×4/7 cm، نوع ساز: زهي-کاسه بزرگ، محل نگهداري موزه لوور
پيکرک مرد نوازنده
هزاره دوم قبل از ميلاد، محل کشف: شوش، کاوشگر: دمکنم، جنس: سفال، ابعاد: 7/1×4/7 cm، نوع ساز: زهي دسته کوتاه، محل نگهداري موزه لوور
پيکرک مرد نوازنده
نيمه اول هزاره دوم قبل از ميلاد، محل کشف: شوش 1932، کاوشگر: دمکنم، جنس: سفال، ابعاد: 6/8×3/9 cm، نوعذ ساز زهي دسته کوتاه، محل نگهداري موزه لوور
پيکرک زن نوازنده
نيمه اول هزاره دوم ق.م، محل کشف: شوش، کاوشگر(؟)، جنس: سفال، ابعاد: 6/9×3/2، نوع ساز: کوبه اي(دايره)، محل نگهداري موزه لوور
پيکرک مرد نوازنده
نيمه اول هزاره دوم ق.م، محل کشف: شوش، کاوشگر(؟)، جنس سفال، ابعاد: 5/6×2/9 cm، نوع ساز زهي، محل نگهداري موزه ملي
پيکرک مرد نوازنده
نيمه دوم هزاره دوم ق.م(ايلام مياني)، محل کشف: شوش 1939، کاوشگر: دمکنم، جنس: سفال، ابعاد: 11/9×7/3 cm، نوع ساز: زهي دسته بلند، محل نگهداري موزه ملي
پيکرک مرد نوازنده
نيمه دوم هزاره دوم ق.م(ايلام مياني)، محل کشف: شوش 1962، کاوشگر: گريشمن، جنس: سفال، ابعاد: 8/1×2/5 cm، نوع ساز: زهي دسته بلند، محل نگهداري موزه ملي
پيکرک مرد نوازنده
نيمه دوم هزاره دوم ق.م(ايلام مياني)، محل کشف شوش، جنس: سفال، ابعاد: 6/8×4/3 cm، نوع ساز: زهي دسته بلند، محل نگهداري موزه ملي
پيکرک مرد نوازنده
نيمه دوم هزاره دوم ق.م، محل کشف: شوش 1937، کاوشگر: دمکنم، جنس: سفال، ابعاد: 6/3×4/3 cm، نوع ساز: زهي دسته بلند، محل نگهداري موزه لوور
پيکرک برهنه مرد نوازنده
نيمه دوم هزاره دوم ق.م(ايلام مياني)، محل کشف: شوش 1936، کاوشگر: گريشمن، جنس: سفال، ابعاد:8×5/1cm، نوع ساز: زهي دسته بلند، محل نگهداري: موزه لوور
پيکرک برهنه مرد نوازنده
نيمه دوم هزاره دوم ق.م(ايلام مياني)، محل کشف: شوش 1910، کاوشگر: دمکنم، جنس: سفال، ابعاد:6×6cm، نوع ساز: زهي دسته بلند، محل نگهداري: موزه لوور
پيکرک برهنه مرد نوازنده همراه با ميمون
نيمه دوم هزاره دوم( ايلام مياني)، محل کشف: شوش، کاوشگر: دمرگان، جنس: سفال، ابعاد: 9/8×4/1cm، نوع ساز: زهي دسته بلند، محل نگهداري: موزه لوور
پيکرک برهنه مرد نوازنده همراه با ميمون
نيمه دوم هزاره دوم( ايلام مياني)، محل کشف: شوش 1963، کاوشگر: گيرشمن، جنس: سفال، ابعاد: 11/2×4/5cm، نوع ساز: زهي دسته بلند، محل نگهداري: موزه لوور
جغجغه کوچک
ايلام مياني، محل کشف: هفت تپه 1384 ، کاوشگر: دکتر مفيدي، جنس: سفال، نوع ساز: جغجغه سفالي کوچک، محل نگهداري: موزه هفت تپه
جغجغه کوچک
ايلام مياني، محل کشف: شوش، جنس: سفال، ابعاد: 7/7×4/4cm، نوع ساز: جغجغه سفالي کوچک، محل نگهداري موزه ملي
فصل چهارم: تحليل و مقايسه آلات موسيقي در دوره ايلام با فرهنگ‌هاي همجوار و شباهت آن با سازهاي ايران معاصر
5-1- بين‌النهرين
چنانچه دو يا سه نمونه از سازهاي ساکنان اوليه دشت بين‌النهرين را که بيشترين صفات مشخصه اين منطقه را دارند مورد بررسي قرار دهيم، نتايج اين بررسي مي تواند معرف رابطه بين آنها با همسايگان باشد. بکارگيري بربط که بسيار عموميت دارد، زنجيره اي مرتبط با منطقه غرب بين‌النهرين را مي رساند که رابطه اي بسيار پيوسته تر از منطقه شرق است، منطقه اي که در آن بربط ناشناخته بوده است. از طرف ديگر چنگ کماني شکل نشان دهنده پيوندي نزديک با سازي مشابه است که در قسمت شرق و شمال شرق سرزمين سومر يافت شده است. همچنين طبل ويژه اي به شکل ساعت شني توجه ما را به سمت مشرق مي کشاند حتي تا فاصله دوري مثل چين، جايي که اين ساز را به عنوان يک هديه قديمي از طرف”بربرهاي غربي” مي شناختند. اين ساز در قسمت جنوب دره سند در هزاره سوم قبل از ميلاد شناخته شده بود. در هر حال اين موضوع ممکن است مورد اعتراض واقع شود. چرا که بعضي از سازها مي توانند نشاندهنده ارتباط با جنوب باشد. (و. گالپين، 1376: 139-140)
در دوران سه هزار ساله ايلام سازهايي استفاده مي شده که داراي شباهت و اشتراکاتي با سازهاي فرهنگ‌هاي همجوار خود بوده اند. اين شباهت ها و اشتراکات هنوز هم وجود دارد بعنوان مثال ما شاهد نواختن سنتور که سازي ايراني است در کشورهاي مختلف هستيم مانند چين، يونان، اسلواکي، آمريکا و…اما در هرکدام از اين کشورها ساختمان سنتور تغيير کرده است و اين ساز را مناسب با حس موسيقي کشور خودشان طراحي کرده اند.
در دوره ايلام نوعي از

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment