منبع پایان نامه ارشد با موضوع نقش برجسته، استان خوزستان، افغانستان

ساز چنگ را مشاهده ميکنيم که بسيار شبيه به نمونه خود در بين‌النهرين است در عکسهاي زير که مربوط به بخشي از نقش برجسته کول فرح و بخشي از نقش برجسته کاخ سناخريب مي باشد بخوبي اين شباهت در ساز چنگ مشاهده مي شود.
تصوير 5-1و 5-2: سمت راست نوازندگان ايلامي در نقش برجسته کول فرح و تصوير سمت چپ نوازندگان بين‌النهريني در نقش برجسته کاخ آشور‌بانيپال. ( باقريان نوبري، 1374: 186)
تصوير 5-3 و5-4: بازسازي چنگ زاويه دار ايراني، موزه لوور
چنگ يکي از زيباترين، خوش صداترين و کهن ترين آلات موسيقي زهي است. نوع ابتدايي آن با الهام از کمان شکارچيان بود که بعدها تکامل يافت. چنگ يک ساز زهي مضرابي است که سيمهاي آن با يک زاويه تنگ، از بدنه به طرف گردن ساز کشيده شده اند.( شمس، 1383: 19) ما در نقش مهر چغازنبيل نوعي چنگ کماني را مشاهده ميکنيم که قديمي ترين تصوير از اين نوع ساز را به ما نشان مي دهد، در ايران از اين نوع چنگ تصويري ديگر بر روي جام مفرغي لرستان ديده مي شود.
خارج از ايران اين ساز در مصر ديده مي شود ( که در بخش مصر به آن مي پردازيم) اما با تغييرات اندک، در دوران دوم سلسله هاي قديم در خفاجه، پلاک وقفي از سنگ آهک کشف شده است که در رديف بالا تصوير يک نوازنده چنگ کماني مشابه تصوير چنگ مهر چغاميش ديده مي شود، اين پلاک در موزه بغداد نگهداري مي شود.
تصوير 5-5و5-6: سمت راست تصوير چنگ کماني بر روي مهر چغاميش و تصوير چپ تصوير همان چنگ بر روي پلاکي از خفاجه(دوران دوم سلسله ها)
5-2- مصر
اين مسئله حقيقت دارد که در دوران امپراتوري قديم در سرزمين مصر باستان سازهاي چنگ و بربط قابل رديابي هستند، ولي بربط در شکل ابتدايي خود مشخصا يک ساز سامي است و بوسيله خود مصريان نيز اعتبار سامي بودن آن مسجل شده است. احتمال دارد اين ساز به همان طريقي که بدست سومري‌ها رسيده بدست آنها نيز رسيده باشد يعني از طريق قبايل سامي شمال عربستان، و از سواحل شرقي درياي مديترانه – چون چنگ کماني شکل در مصر”بَن” يا “بِن” ناميده مي شد. دليل بسياري وجود دارد تا قبول کنيم اين ساز و نام آن که معني “کمان” دارد از زبان سومري گرفته شده که خود بخشي از زبان سامي را تشکيل مي دهد و واژه اي مصري نيست.(و.گاپلين، 1376، 139-140) در تصاوير پايين يک نوع چنگ را مشاهده مي کنيد که از لحاظ ساختار کماني شکل و به هم مشابه هستند، با توجه به تصاوير فوق مي توان فهميد که نمونه ايراني بخاطر جعبه صدا يا کاسه آن از نمونه مصري بهتر ساخته شده، به اين دليل که در اين نوع جعبه ها صداي مطلوبتري از ساز شنيده مي شود.
تصوير5-7: چنگ کماني مصري با اندکي تغغير در فرم
تصوير چنگ کماني منقوش بر روي مهر چغاميش
5-3- شباهت سازهاي دوره ايلام با سازهاي ايران معاصر
کارايي موسيقي در فرهنگ ايلام تنها به مذهب محدود نمي شده است و چنان که آثار بازيافته در شوش نشان مي دهد به صورتهاي ديگري مانند موسيقي مجلسي chamber music نيز تجلي داشته است. از آن جمله مي توان به مجسمه اي سفالين Terracota اشاره کردکه در موزه لوور پاريس نگهداري مي شود. اين مجسمه که طولي و ارتفاعي معادل 6/8 سانتي متر دارد به عقيده فارمراز آثارسده هشتم پيش از ميلاد ايلام است.(A survery of Persian art, V, 6, p.2784.) مجسمه مردي را نشان ميدهد نيمه برهنه که با پاهاي نيمه خميده ايستاده و به نواختن سازي رشته اي اشتغال دارد، اين ساز را فارمر نوعي طنبور با دسته اي بلند مي داند. اگر چه تاثير گذشت زمان را در تطور سازها نبايد ناديده گرفت ولي چنين به نظر مي رسد که طنبور و سازي که در مجسمه بازيافته از شوش يا ايلام، محفوظ در موزه لوور مشاهده مي شود، بايد همان دوتاري باشد که با اختلاف در ساختار و پرده بندي هنوز در بسياري از نقاط ايران از جمله در: تربت جام، درگز، قوچان و گرگان يک ساز بومي و محلي بشمار مي رود.(بينش، 1373: 25-26)
ايلامي‌ها ساکنان قوم سرزمين استان خوزستان، سازي شبيه به سنتور داشته‌اند و در آثار آنها دو نمونه از دسته نوازندگان و سرايندگان ديده شده است. اين نمونه در موزه بريتانيا و 11 نفرند که چنگ و ني و سنتور و يک آلت ديگر شبيه به ضرب مي نوازند.(سامي، 1349: 2)
در اين قسمت ابتدا به معرفي سازهاي شاخص و اصلي مي پردازيم و با توجه به تاريخچه سازها شباهت آنها را با نمونه هاي معاصي مورد ارزيابي قرار مي دهيم.
چنگ
محققين و باستان شناسان اغلب بر اين باورند که چنگ بوسيله سامي ها ساخته شده است و معتقدند که ساميهاي غرب آن را در خاورميانه رواج داده اند. اما اچ. نيکل، وفور و فراواني اين اشکال در شوش را مو?يد ايراني بودن آن مي داند.(Cf. H. nickel، 1972:22) چنگ بسا كهن ترين سازدر ايران باشد و نام آن بيش از هر ساز ديگر در كتابها آمده و نقش آن در آثار باستاني بجا مانده است. بر روي مهر چغاميش تصوير يک نفر چنگ نواز ديده مي شود که شکلي کماني دارد و مي توان آن را قديمي ترين تصوير در ايران از ساز چنگ دانست.
تصوير نوازنده چنگ بر روي مهر چغاميش
بنا به اسناد موثق كه از حجاريهاي بابل و آشور و نواحي مجاور آن در دست است چنين برمي آيد كه در هشت قرن بيش از ميلاد مسيح انواع و اقسام سازهاي مختلف در نواحي مزبور به مراحل ترقي رسيده و در دست نوازندگان بوده است. نقشهايي كه از آغاز اين دوره ممتد تاريخ تمدن بشر از آلات موسيقي در دست است نشان ميدهد كه چنگ مثل سنتور و قانون از سازهاي بسيار قديمي است كه از دو هزار سال پيش در اين مناطق رواج داشته استنوع ابتدايي آن شكل مثلث و شامل يک تخته به طول تقريبا يك گز و يک ميله چوبي است و معمولا شكل دست انسان را داشته است. سيم هاي اين ساز كه معمولا 8 يا 9 تا بوده به موازات وتر اين مثلث قائم الزاويه بين تخته و ميله امتداد يافته است. يک سر سيم ها به تخته وصل مي شده و انتهاي ديگر آن دور ميخها يا گوشي هايي كه روي ميله چوبي قرار داشته پيچيده ميشده و باقي مانده آن سيم ها از طرف ديگر آويزان بوده است. چنگهايي كه در دوره هاي اخير تاريخ بابل و آشور نقش شده از حيث شكل و طرز گرفتن و نواختن با چنگهاي دوره هاي قديم تفاوت بسيار دارد. برتعداد سيم ها نيز افزوده شد. جعبه صوتي اين نوع چنگ ها گاهي مستقيم و بدون انحنا و در موارد ديگر منحني بوده است. طرز نواختن اين ساز نيز تغيير كرده به اين معني كه اين ساز را طوري مي گرفتند كه سيم ها تقريبا عمود بر زمين باشد يعني به خلاف قديم كه ميله چوبي كه به موازات زمين بود ولي سيم ها عمود بر زمين نبود. نكته ديگر اينكه در نواختن اين نوع چنگ زخمه بكار برده نمي شد بلكه آنرا با دست مي نواختند و هر دو دست در نواختن آن دخيل بود. در دوره ساسانيان چنگ معروفترين و محبوبترين سازها بوده است و در شاهنامه فردوسي نيز از آن فراوان نام برده شده است. نكيسا موسيقيدان معروف دربار خسرو پرويز در نواختن آن مهارت تام داشته است.(فروغ،1354: 172)
مي توان انواع ابتدايي چنگ را در آثار هنري سومري‌ها و مصري ها مشاهده كرد. ايرانيان قديم نوعي از چنگ را وَن مي گفتندچنگ امروزي داراي سه قسمت متمايز: گردن، ستون و جعبه طنيني است. زه ها از گردن ساز به موازات ستون ممتد و به جعبه طنيني متصل مي باشند. چنگ را با فشار دادن كف دست بر روي سيم و يا لمس كردن ويا چنگ زدن به زه هاي آن به صدا در مي آورد چنگ مثلث در اواخر قرون وسطي در اروپاي غربي رايج بود. در سال 1720 در باواريا، پدال هايي در پايه چنگ تعبيه شد و اين امر برقدرت فني چنگ افزود. در سال 1810 سباستين آرا چنگ را به شكل امروزي تكميل نمود و بدين وسيله نواختن همه گامهاي بزرگ و كوچک را ممكن ساخت و از آن به بعد چنگ در اركستر معمول گرديد . چنگ جديد 47 سيم و 7 پدال دارد.(شهميري، 1388: 236)
چنگ نام يكي از نتهاي موسيقي نيز هست كه ارزش زماني آن 8/1 نت گرد مي باشد چنگ در ميان اعراب پيش از اسلام نيز ساز شناخته شده بود. در ادوار مختلف تاريخي و در سرزمين هاي دور از يكديگر شكل هاي خاصي به خود گرفته است. اهالي شمال افغانستان به “زنبورک” چنگ مي گويند در صورتي كه از بک هاي ترک زبان آسياي ميانه به نوعي سنتور ايراني” چنگ ” مي گويند.
چنگهاي باستان داراي اشکال گوناگوني هستند.يکي از سازندگان پژوهشگرمعاصر به نام عبدالعلي باقري نژاد،نمونه هايي را بر اساس نقاشيهاي موجود در دست نوشته اي قديمي و همچنين نقش برجسته هاي کهن بازسازي کرده است. در گذشته، سيمهاي صدا دهنده چنگ از روده تابيده گوسفند، ابريشم تابيده وموي تابيده شده بزساخته مي شدند. امروزه نيز عبدالعلي باقري نژاد احيا گر چنگ ايراني، در برخي نمونه ها از موي تابيده بزاستفاده مي کند. اما نمونه چنگهاي پيشرفته تر او،از سيمهاي ويژه بهره مي برند.در اين روش بجاي استفاده از سيمهاي فنر دار که ويژه سازهاي خانواده ويولن، گيتار، پيانو و هارپ هستند، نوعي سيم دست ساز به کار مي رود که طنين سيمهاي فلزي را ندارد وبه صداي چنگ بازسازي شده، شخصيت کهن مي دهد.
تصوير 5-8: چنگ بازسازي شده طاق بستان توسط عبدالعلي باقري نژاد
چنگ امروزي داراي سه قسمت متمايز: گردن، ستون و جعبه طنيني است. زه ها از گردن ساز به موازات ستون ممتد و به جعبه طنيني متصل مي باشند. چنگ را با فشار دادن کف دست بر روي سيم و يا لمس کردن ويا چنگ زدن به زه هاي آن به صدا در مي آورد.(شهميري، 1388: 136)
عود
بربط سازي است ايراني که ازعهد باستان درايران وجود داشته و در زبان فارسي به آن رود يا شاهرود هم گفته مي شده ولي پس از قبول دين اسلام ازطرف اکثريت ايرانيان و تاثير فرهنگ و هنرايراني بر فرهنگ‌ عرب بربط
يکي ازسازها ي اصلي موسيقي عرب شد که درزبان عربي به آن عود يا مرهر يا کران مي گويند. در اين زمان عود به معناي ترکه چوب نازک وچوب مي باشد.‌ هنرمندان و صنعتگران ايراني که براي ساختن کعبه به مکه آمده بودند بربط وطرز نواختن آن را با خود به آن مکان مقدس بردند و نوازندگان و موسيقيدان بزرگ و بنام آنروز عرب بربط راکه انواع گوناگون داشته ازايرانيان به عاريت گرفته. اين ساز سابقا 4 سيم داشته که زرياب در اندلس سيم پنجمي به آن اضافه مي کند. زرياب کبير يکي ديگر از نوازندگان بزرگ بربط همان زمان که در دربار هارون الرشيد بود با نوع آوري و ابداعات و ابتکارات خاص خود تغييراتي درعود داده بود. با اين حال عود ساخت او با آن که مساوي سازهاي ديگر بود از همان چوب ساخته مي شد از لحاظ وزن حدود يک سوم وزن عودهاي معمولي سنگين تر بود. سيم اول عود وي از ابريشم بافته مي شد که از تار سازهاي همکاران و رقيبانش بسي بهتر بود. سيم هاي دوم و سوم و چهارم سازش را از روده بچه شير مي تافته. عود چهار سيم را عود قديم يا عود کلاسيک مي ناميدند. عود کامل با پنج سيم که براساس گام سيتماتيسها پرده بندي مي شده. اعراب کوک نوع ايراني را براي کوک کردن سيم ها در حالت آزاد عود قبول کرده اند (لا ر سل دو).
سنج
سنج يکي ديگر از سازهايي است که پيشينه تاريخي دارد و آن را مي توان بر اساس نمونه هاي مشابه اي که تا کنون بدست آمده اند، نمونه هاي ابتدايي سنج هاي معاصر دانست. در زير نمونه اي از اين ساز که در تپه مارليک بدست آمده است را مشاهده مي کنيد. سنج هاي مفرغي مدور با برآمدگي قوسي شکل در ميانه آنها و لبه پهن و مسطح، سوراخي در ميانه هر يک از برجستگي ها تعبيه شده که احتمالا محل قرار گرفتن دسته بوده است. برآمدگي روي سنج ها به نسبت پهناي لبه آن کم بوده و اين مسئله در نوع صداي سنج تاثير داشته است.(ايازي، 1383: 26)
تصوير 5-9: سنج هاي مفرغي تپه مارليک، هزاره اول قبل از ميلاد، قطر: 19 سانتيمتر( ايازي، 1383: 61)
دهل
اين ساز متشکل است از

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment