منبع پایان نامه ارشد با موضوع نقش برجسته، دوران باستان

اسپيکت معتقد است که در دست اين پيکرک ها نوعي ساز زهي تک سيم، شبيه به زنبورک امروزي است.
تصوير 4-35: جغجغه سفالين شوش
ارتفاع: 11 سانتيمتر
قطر دسته: 5/3 سانتيمتر
رنگ سفال نخودي( ايازي، 1383: 30)
تصوير 4-36: پيکرک هايي که در دستشان جغجغه مشاهده مي شود، هزاره دوم ق.م(خاکسار، 1387)
در ميان پيکرک هاي نوازنده ايلامي، پوشش بعضي از آنها بگونه اي خاص مي باشد چنانکه شباهت هاي زيادي را مي توان مشاهده کرد براي مثال در ميان پيکرک هاي پوشيده نوع لباس بسياري از آنها شبيه مي باشد؛ کلاه تخم مرغي شکل، لباس بلند و گشاده، گردن آويزهايي دايره اي و بزرگ که از نظر شکل با هم شبيه هستند و کمربند هايي سه لايه که بآلاتنه آنها را از پايين تنه جدا کرده است. در زير نمونه هايي از اين نوع پيکرک ها مشاهده مي کنيد.
تصاوير 4-37و 4-38و 4-39و 4-40: نوازندگان با گردن آويز درشت و مشابه، نوع پوشش و فرم ايستادن پيکرک ها نيز مشابه مي باشد (spycket, 1992)
در اين نوازنده ها داشتن ريش و سبيل و در بعضي موارد گردن آويزي با دانه هاي درشت معمول بوده است، نوع ايستادن نوازنده و وجود ريش وسبيل او اين تصور را در ما ايجاد مي کند که او شخصيتي دو گانه داشته است. در گروه ديگري از اين پيکرک ها گردن آويز با دانه هاي ريز ديده مي شود.
نوازندگان برهنه
همانطور که قبلا اشاره شد برهنگي در دوران باستان داراي مفاهيم متفاوتي بوده، در جايي نشانه از اسارت، در جاي ديگر نشانه تقدس و در جاي ديگر نشانه مرگ مي باشد. اما در ميان پيکرک هايي که مربوط به مبحث ما مي باشند گروهي که برهنه مي باشند وبه احتمال زياد ناشي از تقدس مي باشد زيرا موسيقي در دوران ايلام رابطه زيادي با مراسمات مذهبي دارد و ممکن است که خود اين نوازندگان کاهنان بوده اند که در اين مراسمات بصورت برهنه ساز مي نواخته اند. اينکه چرا فقط در بعضي از اين نوازندگان برهنگي ديده مي شود را شايد بتوان ناشي از نوع فرهنگ محلي يا متناسب بودن لباس نوازنده با بعضي مراسمات، يا وجد جشن هايي که با شادي توا?م بوده يا مراسمات سوگواري. بطور کلي مي توان حدث زد همانطور که موسيقي در مراسمات مختلف شکل و نوع متفاوتي از خود دارد مثل حالت غم يا شادي، نوازنده هم متناسب با نوع موسيقي که قرار است اجرا شود خود را آماده مي کند.
تصاوير4-41و4-42و4-43: از پيکرک هاي برهنه با پاهايي کماني، مربوط به هزاره دوم ق.م، موزه لوور (spycket, 1992)
نوازندگاني با پاهاي کماني شکل
در نيمه هزاره دوم ق.م نوازندگان عريان با پاهاي مکاني شکل معرف گروه خاصي از موجودات کمابيش اسطوره اي هستند که در اکثريت آنها آلت تناسلي آشکار است. در اين دوره که به دوران، مادي-ايلامي 1000 تا 1500 ق.م، شهرت دارد مي توان از تغييري در ذهنيت عموم مردم صحبت کرد، که در پيکرک ها منعکس شده است. در اين دوره با پيکرک هاي ديگري مواجح مي شويم. نوازندگان پوشيده در اين دوره جاي خود را به نوازندگان سازهاي زهي کاسه کوچک مي دهند که زانوهاي خميده دارند.(Spycket, a, p: 195.)
در نظراتي پاهاي خميده شکل اين پيکرک ها را نشان از حالت رقص آنها دانسته اند و در نظراتي ديگر پاهاي خميده شکل اين پيکرک ها را ناشي از نوعي بيماري تلقي کرده اند که شخص به آن مبتلا بوده است، اين بيماري را آکندراپلازي (Achondroplasia) مي نامند.
تصوير4-44و 4-45و 4-46و 4-47: نوازندگان برهنه با پاهاي کماني شکل و ساز زهي کاسه کوچک(spycket, 1992)
گروهي ديگر از پيکرک ها بصورت برهنه و سازي زهي با دسته نسبتا بلند و کاسه اي کوچک مي باشند، در بعضي از اين پيکرک ها کمربندي شايد چرمي يا از جنس ديگر وجود دارند که با گروه قبلي که کمربندي سه لايه بر کمر بسته بودند متفاوت هستند. چشمهاي اين پيکرک ها درشت و گونه هايي برجسته و آرايش خاصي از سبيل به همراه ريش دارند، پاهايي نسبتا خميده و در روي زانوهاي آنها عموما دو خط (چين و چروک پوست) وجود دارد.
تصوير 4-48و 4-49و 4-50: نوازندگان برهنه با ساز زهي دسته بلند نيمه دوم هزاره دوم ق.م(spycket, 1992)
نوازندگان زن
متداول و مرسوم ترين موضوع پيکرک هاي سفالين قالبي در دوره اوليه ايلام ميانه پيکرک هاي مو?نث برهنه اي است که دستها را روي سينه گره کرده که بعدها در اطراف پستانها قرار مي گيرند نمايش مي دهد. تعداد کمي از پيکرک ها، زنان ملبس ايستاده اي را با دستاني که در تراز سينه (روي شکم و زير پستانها) گره کرده شده و يا آنکه کودکي را در بغل گرفته اند نشان مي دهد. پيکرک هاي سفالين که زنان ملبسي را به تصوير کشيده اند اعم از آنها که کوتاه و چاق هستند همگي لباس بلندي بر تن دارند و گاهي نيز لباس آستين کوتاه و نقطه چين منقوطي را پوشيده و حاشيه لباس نيز کناره دوزي شده است.(آذرپي، 1381: 23) صدها پيکرک مو?نث برهنه از اواخر دوره ايلام ميانه شايد مترصد بازگويي اشتغآلات ذهني مسلط بر مردم آن زمان باشد. همچنان که از طرف (هينتز1973: 53) پيشنهاد گرديده است، پيکرکهاي برهنه با دستان گره شده مربوط به اوايل دوره ايلام ميانه را مي توان بيشتر به پرستش کنندگان انساني منتسب کرد تا الهه گان. و اين توضيح را شايد بتوان براي پيکرک هاي همسان اواخر دوره ايلام ميانه که حالت دستان گره شده جايش را به دستاني که پستانهاي خود را نگه داشته‌اند تعميم داد.(آذرپي، 1381: 24)
بطور کلي از نظر شکل، پيکرک هاي زن در دوره ايلام به سه گروه تقسيم مي شوند: باريک اندام-لاغر، فربه، معمولي. همه اين پيکرک ها با پاهاي جفت ايستاده اند و حالت دستهايشان يا زير سينه ها مي باشد و يا در حال نگه داشتن سينه ها است. ناحيه شرمگاهي بصورت: نقاط فرو رفته، برجسته، منحني، خطوط کوچک برجسته و يا بصورت نقاط پراکنده نشان داده شده است. ايلاميان در ساخت پيکرک ها سعي در نمايش واقعگرايانه داشته‌اند بطوريکه در نشان دادن جزئيات پيکرک ها ( گردن آويز، گوشواره، ابرو، خط پلک، پوشش، کمربند و…) توجه زيادي داشته‌اند.
تصاوير 4-51و4-52و4-53و4-54: واقعگرايي در پيکرک هاي ايلامي( آذرپي، 1381)
پيکرک هاي زن نوازنده ايلامي وجه مشترکي که دارند اين است که سازي شبيه به دايره در دست دارند اين پيکرک ها در لايه هاي مختلف شوش بدست آمده اند. در ميان پيکرک هاي زن نوازنده يک زن جغجغه نواز که برهنه مي باشد و نيز يک زن که سازي زهي در دست دارد و بصورت برهنه مي باشد کشف شده است. در نوازنده زن جغجغه نواز وجود گوشواره و گلوبندي نيز مشاهده مي شود.
تصاوير 4-55و 4-56و 4-57: نوازنده هاي زن با سازي شبيه به دايره امروزي، ايلام مياني(خاکسار، 1387: 94)
تصاوير 4-58 و 4-59: پيکرک سمت چپ زني را در حال نواختن سازي زهي نشان مي دهد و در سمت راست يک زن جغجغه نواز را مشاهده ميکنيد (خاکسار، 1387)
پيکرک هايي که بر دوش آنها ميمون است
در ميان پيکرک هاي ايلامي نوازندگاني مشاهده مي شود که بر روي دوش آنها ميموني سوار است. در ميان پيکرک ها و حتي مهرهاي موسيقايي به جاي مانده از اين دوران تاکيد مکرر بر وجود ميمونهاي نوازنده است اين مسا?له نه تنها در ميان ايلاميان بلکه در ميان مصريان و بين‌النهرينيها نيز بخوبي ديده مي شده است. شايد بتوان گفت وجود ميمون همراه با نوازنده امکان اينکه ميمون نيز در اجراي موسيقي نوازنده را با حرکات نمايشي خود همراهي ميکرده است. عموما اين گروه از نوازنده ها نيز برهنه بوده و داراي ريش و سبيل و چشماني درشت هستند، در زير نمونه هايي از اين پيکرک ها را مشاهده ميکنيد.
تصاوير 4-60 و 4-61 و 4-62 و 4-63 و 4-64: پيکرکها کشف شده از شوش و متعلق به 1500 ق.م (spycket, 1992)
4-4- طبقه بندب آلات موسيقي در دوره ايلام(بادي، کوبه هي، زهي زخمه اي)
حجاري ها، نقوش يرجسته و آثار گلي و متون ايلامي جملگي حاکي از اين است که در سرزمين ايلام نواختن موسيقي بخصوص در مراسم مذهبي و اهداي قرباني از روزگار باستان مرسوم و مورد توجه بوده است. پادشاه اوان در دوره ايلام قديم نوازندگاني را استخدام کرده بود تا شب ها و روز ها در برابر دروازه هاي معبد اصلي اينشوشيناک (خداي شوش) مشغول نواختن موسيقي باشند. همچنين نقش برجسته هاي موجود در “کول فره” مال امير صحنه هاي قرباني حيوانات در مقابل حاکم ايلام و حمل مجسمه اي در حضور پادشاه ايلام را به تصوير کشيده است. در آن نقوش، نوازندگان با سازهاي مختلف زهي بخصوص انواع چنگ و سازهاي بادي و کوبشي در حال نواختن موسيقي و خواندن سرودهاي آييني و مذهبي هستند.
سازها از نظر موسيقيدانان به 3 گروه اصلي تقسيم مي شوند:
1- سازهاي کوبه اي
2- سازهاي بادي
3- سازهاي زهي
سازهاي کوبه اي از ساده ترين ادوات صدا هستند که شايد خيلي پيشتر از بوجود آمدن مدنيت و شهرنشيني بعنوان ابزاري در دست انسان بوده است و تا امروز نيز بصورت تکامل يافته تر در کنار انسان است. اين دسته از سازها از لحاظ موارد استعمال و استفاده به دو نوع آلات کوبه اي رزمي، مانند کوس و طبل و آلات کوبه اي بزمي مثل دف و زنگ تقسيم مي شوند. دسته اول ونحصرا در لشکرکشي ها و جنگ و تشريفات و مراسم نظامي به کار مي رفته و دسته دوم در مجالس بزم و جشن و سرود.
سازهاي بادي آن دسته از سازهايي است که با دميدن در آنها و توليد هوا در ساز،دا ايجاد مي کنند. بنظر مي رسد انسان با دميدن در قطعه اي استخوان يا ساقه اي از ني، به کاربرد اين نوع سازها پي برده و بعدها با ساختن سوتک يا بوق بنيان گذار شيپور و سرناي امروزي شده است.
سازهاي زهي که خود نمايانگر رشد فرهنگ جوامع انساني است آن دسته از سازهايي هستند که با نواختن سيم هاي آنها صدايي موزون و متفاوت از صداهاي موجود در طبيعت ايجاد مي کنند مانند بربط، چنگ، عود، تار و…(ايازي،1383: 14)
سازهاي دوره ايلام را مي شود از روي آثار بدست آمده که عبارتند از:
پيکرکهاي بدست آمده
نقوش برجسته
ظروف مفرغي که مربوط به موضوع موسيقي در اين دوره مي باشند
اثر مهرهايي که موضوع آنها به موسيقي هم اشاره دارد
سازهاي موسيقي بجا مانده
طنبور- سازهاي کوبشي- چنگ- دايره
چنگ؛ اين ساز زيباي ايراني حداقل از هزاره چهارم قبل از ميلاد به بعد در تمام دوره ها بکار مي رفته است. وفور و تنوع تصوير اين ساز در حجاري ها و نقش برجسته ها و اثر مهرها گوياي اهميت چنگ در بين ساير آلات موسيقي است. به نظر مي رسد چنگ نه تنها در تمام دوره هاي ايلام بلکه در مناطق مختلف بين‌النهرين و مصر و… ساخته و نواخته مي شده است.
در کاوشهاي باستان شناسي مناطق مختلف ايران بخصوص شوش و هفت تپه و چغازنبيل که از مراکز مهم ايلامي هستند آثار و اشيايي مربوط به موسيقي به دست آمده که از جمله مي توان به تعدادي از آنها به اين شرح اشاره کرد:
طبل ساعت شني (دهل) که پوست کشيده شده روي آنها از بين رفته است. اين اشياء از شوش به دست آمده و مربوط به هزاره دوم قبل از ميلاد است.
سازهاي بادي، شامل “هورن صدفي” که با استفاده از پوسته سخت صدف هاي دريايي ساخته شده است. اين سازهاي صدفي از شوش به دست آمده و مربوط به هزاره دوم قبل از ميلاد است.
سوتک ها که از جنس سفال، سنگ و يا استخوان ساخته شده، از شوش، رودبار و نهاوند به دست آمده و مربوط به هزاره سوم تا هزاره اول قبل از ميلاد هستند.(موزه ملي ايران، 1381: 143-144)
نمونه ديگر از آثار بازمانده ايلام که مي تواند نمودار پايگاه والاي هنر موسيقي در فرهنگ ايلام باشد، نقش حجاري برجسته Relief کول فرح (هينتس، 1371: 8)) يا به قول فارمر، کول فرعون ” Kul-i-fir awn” در نزديکي ايزه بختياري است که سه موسيقي دان ايلامي را در حال نوازندگي نشان مي

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment