منبع پایان نامه ارشد با موضوع نقش برجسته

تعداد اندکي از انواع سازهاي ديگر بدست آمده است.(کيلمر، 1380: 45)
تصوير 3-1: اثر بدست آمده از يک مهر استوانه اي طلايي، مکشوفه از آرامگاه سلاطين اور، در قسمت پاييني تصوير دونفر نوازنده مشاهده مي شوند، شخصي نيز در حال کف زدن يا رقصيدن اين دو را همراهي مي کند. شخصي نيز در حاتل نشسته مشغول نواختن چنگي است که بر پشت گاوي نصب شده است. بخش فوقاني تصوير نيز گوشه هايي از يک ضيافت مي باشد.
تصوير 3-1-1: جزئيات چنگ، جعبه صوتي در زير آن قرار دارد و به شکل گاو است،به نظر آناد کيلمر اين چنگ داراي هشت رشته سيم است. اما از نظر نگارنده اين چنگ داراي پنج يا شش رشته سيم مي باشد.
از نفيس ترين آلات موسيقي که از سومريان شناخته شده، چنگي است که از گورستان سلطنتي اور(2250 پيش از ميلاد) در ميان اشيائي که همراه مردگان دفن شده به دست آمده است. به نظر کاوشگر اين مکان مراسم خاک سپاري، با نواي چنگ نوازندگان و با همراهي سربازان و بانوان درباري انجام مي شده است (رابرتسونودنيس، 1369: 27 و 24)
قديمي ترين سندي که از وجود ساز و موسيقي خبر مي دهد، لوحه هاي سومري است که باستان شناسان آنها را در جلگه هاي بين‌النهرين يافته و پژوهندگان و کاوشگران کوشش هاي فراواني براي خواندن اين لوحه ها انجام داده اند. در اين لوحه ها به نواختن چنگ همراه با سرود آفرينش اشاره شده است و مشخص است که اين قوم پيشرو و هنرمند باستاني، داراي موسيقي پيشرفته اي بوده و با آلات موسيقي مختلف آشنايي داشته‌اند و البته بيشتر موسيقي و آلات آن جنبه مذهبي داشته است. در آرامگاه پادشاهان اور به آلات موسيقي مانند چنگ و گونه اي لير به نام الگار برمي خوريم.
(ايازي، 1383: 11)
تصوير 3-2و3-3: چنگ نقره اي (بازسازي شده) با اندازه متوسط که در حال حاضر در موزه بريتانيا نگهداري مي شود، آرامگاه اور توسط وولي کاوش شد.( خاکسار، 1387: 114)
قديميترين دست سازهاي بادي نوعي فلوت يا قره ني است که تصاوير مربوط به انواع آن در يک مهر سومري که در موزه لوور نگهداري مي شود ديده شده است. ني نيزاز جمله سازهايي است که به جهت آوازهاي غمگين و مرثيه ها بکارمي رفته است ومهري از سنگ لاجورد از قبورپادشاهان اوربدست آمده است حدود(2700ق.م) که ميموني در زيريک درخت مشغول نواختن ني مي باشد. و ساير حيوانات در اطراف او گرد آمده اند. در نقش مهر ديگري در اور مربوط به همين دوره نوازندگان فلوت همراه چنگ و طبل و زنگوله مشغول اجراي موسيقي براي رقصهاي آئيني هستند.
3-2-1-بابل
در دوره بابل صورت نواخواني مذهبي تحول يافته و کاملتر شد، چنانکه تعداد سرودهاي مذهبي به 27 گونه رسيد و سازها نيز به همين ترتيب تحول يافت (رابرتسون و دنيس، 1369: 28) در معابد بابلي نقش برجسته هاي قالبي از جنس گل پخته بدست آمده که نوازندگاني را در حال نواختن چنگ و عود نشان مي دهد. (مجيدزاده، 1380: 27-126)
در زمان بابليان خوانندگان زن نيز به مردان اضافه شدند، اما موسيقي هنوز جنبه کاملا مذهبي داشت و حتي اجراي موسيقي مذهبي بسيار دقيق تر و با هماهنگي بيشتري توام شد. اما در زمان آشوريان، موسيقي از عوالم صرف رباني و مذهبي خارج و تدريجا با زندگي عادي مردم عجين شد و با کار و معيشت و دنياي اجتماعي مردم درهم آميخت، موسيقيدانان به دربار‌هاي سلطنتي را يافتند و در هر گونه جشن و مراسمي حضور نوازندگان مشهود بود. در واقع موسيقيدانان در خدمت هدف‌هاي زميني و مادي نيز قرار گرفتند.
( ايازي، 1383: 12)
تصاوير 3-4و3-5و3-6
تصوير اول: پلاک با نقش برجسته زن چنگ نواز، گل پخته قالبي، دوران بابل قديم، 5/10سانتي متر(موزه لوور)
تصوير سمت چپ: نوازنده تنبور متعلق به دوران آشور (جوادي، 1380: 32)
تصوير پايين: نوازنده دوناي متعلق به دوران آشور (جوادي، 1380: 32)
بابلي‌ها بيش از ساير کشورهاي قديمه با موسيقي سروکار داشته‌اند و نوشته اند که انواع سازها و خنياگران و نوازندگان داشته‌اند. دانيال رهبر دين يهود در کتاب خود از انواع سازها و موسيقي عصرش که در بابل سپري شده، ياد مي نمايد.(سامي، 1349: 94-93)
تصوير 3-7: پلاک با نقش برجسته نوازنده عود، گل پخته دوران بابل قديم، 9سانتيمتر (موزه لوور، پاريس)
3-2-2-آشور
به روزگار آشور موسيقي از معابد به دربار کشيده شد و در جشنها و مراسم درباري نيز استفاده مي شد. بر نقش برجسته آشوري “کويون جيک” مربوط به دوره “سناخريب” جشني مذهبي به تصوير کشيده شده است که حرکت دسته جمعي جنگجويان و نوازندگان زن و مرد را به سوي محل مراسم نشان مي دهد.(مورتگات، 1377: 89-288)
تصوير 3-8: شکل چنگ آشوري (فروغ ، 1342: 12)
به نظر مي رسد که موسيقي آشوريان محدود به استفاده از روخواني قطعه اي يا سخن ورزي موزون و با همراهي يک ساز ساده بوده است. نغمه ها اقلب کوتاه و به اندازه دو يا سه ميزان، که متشکل از چهار و يا پنج کليد و قالبا با مکس در الحان سوم يا چهارم ساخته مي شده، بوده است. وزن از اهميت بيشتري برخوردار بود که قالبا با زدن دست و يا سازهاي کوبه اي مشخص مي گرديد. همه اين مشخصات دوباره به موسيقي ايراني بازمي گردد. اساس موسيقي آشوري مانند موسيقي ايراني بر خوانندگي و سخن ورزي بود. محور اين هنر آواز بود و شعري براي آواز سروده نمي شد بلکه موسيقي بر روي اشعاري که از فبل موجود بود ساخته مي شد، تا جايي که بسياري از اشعار معروف به دفعات با سازبندي و پرداخت موسيقايي متفاوت و توسط اساتيد مختلف خوانده شده. (پوپ و اکرمن، 1378: 3269 )
3-2-4- موسيقي در مصر (دوره سلسله ها)
در معابد مصري هر روز مراسم مذهبي توسط کاهنان اجرا مي شده و براي خدايان متعدد خويش مي سرودند و مي خواندند. اشعار مراسم متناوب بين دو کاهنه و تک خواني يک کاهنه ديگر اجرا مي گرديد. در تمام اين مراسم سازهاي متنوعي آواز خواني را همراهي مي کرد. تصاوير فراواني از آنان بر ديوارهاي معابد مصري باقي است. با گذشت زمان معابد مصري نوازندگان زن را پذيرفتند و ديري نگذشت که خوانندگان و نوازندگان زن به عناصر اصلي مراسم مذهبي در دوران نوين حکومت فراعنه ( از 1570 تا 1090 پيش از ميلاد) مبدل گشتند.(رابرتسون و دنيس، 1369: 39 و36)
مصريهاي قديم 13 يا 14 ساز مختلف داشته‌اند. بر بدنه گورهاي پادشاهان باستاني مصر چند صحنه رقص نقاشي شده و پيکر کوچک يک رقاصه مربوط به حدود چهار هزار سال پيش از ميلاد بدست آمده است. ( سامي، 1349: 3) در مصر ابزارهاي موسيقي مورد استفاده از عصر اهرام عبارت بود از فلوت، قره ني دو لوله اي ( دو لوله نئين به هم پيوسته) و البته چنگ. آنها را به تنهايي يا دوگانه يا سه گانه مي نواختند. با وسعت يافتن مصر تنوع ابزارها افزوده تر شد مثلا چنگ به صورت کوچکتر و قابل حمل درآمد، يا بزرگتر شد و آن را بر پايه اي قرار دادند. گاهي هم تارهاي زيادتري به آن مي افزودند اين نوع چنگ را با طرح هاي گل و بوته و هندسي مي آراستند و بدنه آن را چنان مي ساختند که انتهاي آن به صورت سر آدمي درمي آمد.
تصوير 3-9: چنگ خميده مصري، محل نگهداري؟ هزاره دوم ق.م ( شمس، 1383: 121)
ظاهرا مصري ها براي به صدا در آوردن بجاي مضراب از انگشتان خود استفاده مي کردند. بربط و کيتهارا kithara نيز به شکل‌هاي گوناگون بودند. کيتهارا قابل حمل بود و تنها پنج سيم داشت، نوع ديگر آن به اندازه جثه يک آدم بود و آن را دو نوازنده به حال ايستاده مي نواختند. عود مصري داراي چهار سيم بود ولي گذشته از اين اختلاف به نوع سومري خود شباهت داشت و بدني کوچک و گردني دراز داشت. در نوعي که شباهت به عود سومري نداشت، و داراي چهار سيم که طول دسته آن برابر با طول بدنه بود، سيمها توسط ريسمانهاي چرمي پس از گذشتن از روي دسته به سيم گير متصل مي شدند.(شمس، 1383: 123)
تصوير 3-10: عود کشيده مصري
(شمس، 1383: 123)
فلوت نيز از لحاظ اندازه و وسعت صدا تکامل يافت. اولو در اين زمان عبارت از دو، ني بود که از يک زاويه حاده تشکيل مي داد. قره ني دو لوله از دو لوله متوازي ساخته مي شد و طبل در مصر کمتر از سومر به کار مي رفت، ولي دايره زنگي به صورت هاي مدور و مستطيل باقي ماندند. کروتالا krotala مانند جغجغه وقف خداي هاثور بود و به قاشقک هاي زمان ما شباهت داشت و از دو قطعه چوب يا عاج بر روي زنجيري ساخته شده بود. سيستروم از دو دايره کوچک فلزي تشکيل مي شد. بالاخره، بايد از ابزاري نام ببريم که اصل و منشا? آن ناشناخته مانده است- يعني ارغنون. به نظر مي رسد که هيدروليس Hydraulis (ارغنون آبي) در قرن سوم پيش از ميلاد به توسط مردي مصري به نام کتسيبيوس ktesibios اهل اسکندريه ساخته شده باشد. نام ارغنون آبي از دستگاهي گرفته شده که به وسيله آب کار مي کرد و هوا را وارد لوله ها مي ساخت. از اين ابزار در رُم در مسابقات گلادياتورها استفاده مي شد.(بهزادي، 1370: 715و71)
تصوير 3-11: چنگ گوشه دار مصري ( فروغ، 1354: 15)
در روي نقش مهري که از دوران آکاد به دست آمده سيستروم Sistromيا زنگوله مصر باستان که براي ترساندن ارواح خبيثه در موقع پرستش ايزيس بکار مي رفته است بر روي دامن يک نوازنده نشان داده شده است. بنظر مي رسد سرزمين مصر اولين محلي است که از اين زنگوله ها استفاده مي کرده است. در اثر مهري در منطقه اور سه شرکت کننده در رقص، ارکستري را تشکيل داده اند که بنظر مي رسد در آن جغجغه هايي بزرگتر و ابتدايي تر از همان نوع زنگوله ها را تکان مي دهند و اگر اين ساز را از مصرآورده باشند زمان آن به دوران پيش از تاريخ برمي گردد. از جمله آلات موسيقي که بر روي مهرها ديده مي شود فلوتي است که بصورت دوتايي بهم متصل مي شده است. ( ايازي،1383: 107 )
اولين فرهنگ عظيمي که کل جامعه خود را با جادوي موسيقي و رقص درآميخت، مصر باستان بود. مصريان باستان از زندگي به تمامي استفاده مي‌کردند و در مصر باستان جشني برگزار نمي‌شد، مگر اينکه موسيقي و رقص در آن وجود داشت.
تصوير 3-12: نوازندها و رقصنده ها، (موزه مصر)
در مهمانيها خوانندگان و رقصنده‌ها، هم‌نوا با صداي چنگ، عود، طبل، فلوت، دايره ‌زنگي، قاشقک و سنج برنامه اجرا مي‌کردند. در جشنواره‌ها، جمعيت کف مي‌زدند و مي‌خواندند و با ريتم ارکسترهاي مصري همنوايي مي‌کردند، درحالي‌ که رقصنده ها با حرکات حيرت انگيزي با آنها همراهي مي‌کردند.
اغلب مصريان باستان بي‌دين بودند و زندگي روحاني آنها منحصر به اجراي موسيقي و رقص بود. اين جنبه مهم زندگي روزمره مصريها به دوران قبل از تشکيل سلسله‌ها برمي‌گردد. معماري و وسايل سفالي باقيمانده از آن دوران نشان مي‌دهد که موسيقي در مصر، حتي در دوره‌هاي بسيار کهن، از اهميت ويژه‌اي برخوردار بوده است. اين اهميت از تعداد فراوان سازهاي دوران کهن مصر باستان که در موزه هاي مختلف دنيا ديده مي شود.( توحيدي، 1383: 66)
تصوير 3-13: طرحي از يک مراسم همراه با نوازنده نوعي چنگ مربوط به مصر باستان (فروغ، 1354: 12)
در بسياري از صحنه‌هاي ضيافتهايي که در آرامگاههاي مصر باستان بر ديوارها تصوير شده‌اند، غيرديني بودن مهمانيها به‌خوبي مشاهده مي‌شود. اين تصاوير بيش از آنکه وقايع حقيقي را نشان دهند، نشانه‌اي از آرمانها و ايده‌آلهاي مصريان باستان هستند. اجزاي اصلي اين صحنه‌ها در طول تاريخ، در مصر تغييرچنداني نکرده و تا دورانپادشاهي نوين همچنان به همان شکل باقي ماندهاست.در حدود قرن هيجدهم، تغييري بنيادين در کاراکتر در ترانه‌خواني و رقص و مفهوم و حس کلي که از اين صحنه‌ها درک مي‌شود، به وجود آمد. در اين دوره، حس اروتيک در اين هنرها به شکلي بارز جلوه مي‌کند. گلهاي نيلوفر آبي، مهر گياه، کلاه ‌گيسها و ميوه‌هاي

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment