منبع پایان نامه ارشد با موضوع محل سکونت

درياي آزاد متصل مي شود. شوش از اوايل هزاره چهارم قبل از ميلاد موجوديت داشته و مرکز هنري،نعتي، تجاري و سياسي محسوب مي شده است در زمان ايلاميان بخاطر همين اهميت ويژه به پايتختي حکومت ايلام انتخاب گرديد تا 640 ق.م که اين شهر مهم ويران گرديد. بعد از مدتي کوتاه در زمان داريوش، پادشاه هخامنشي رونق گذشته خود را بدست آورده در طول حکومت و دوره هخامنشيان پايتخت زمستاني شاهنشاهان آن دوره بوده است. از دوره هاي بعدي اشکاني و ساساني و حتي دوره اسلامي نيز در اين شهر آثار و مدارکي بدست آمده است. بدليل اهميت زياد شوش، باستان شناسان و محققين زيادي در شوش بررسي و حفاري کرده اند.
حفاري اين تپه بوسيله هيات فرانسوي به سرپرستي لوفتوس 1853-1851 ميلادي، ديولافوا 1896-1884 ميلادي، دمرگان 1912-1897 ميلادي، دومکنم 1939-1912 ميلادي، گيرشمن 1965-1946 ميلادي و پرفسور پرو 1966 انجام شد.( نگهبان، 1385: 478)
قديمي ترين آثار مکشوفه در تپه شوش را مي توان مربوط به نيمه دوم دوران استقرا در دهکده ها يا اواخر دوره سوزيانا به بعد دانست. جاي هيچ گونه ترديدي نيست که حفاريهاي سيستماتيک در تپه شوش در آينده آثاري در لايه هاي عميق اين تپه مربوط به دوره هاي قديم تر نيز آشکار خواهد کرد. پروفسور آلدان اظهار مي دارد که احتمالا شهر شوش مرکز مهم مبادلات تجارتي و عقيدتي و فرهنگي بين دو قطب تمدن آغاز ايلامي و تمدن آغاز سومري بوده و نقش مهمي را در اين دو مرکز سياسي مهم ايفا مي کرده است. با بوجود آمدن دوران آغاز ايلامي شوش گسترش يافت و با انشان به صورت يک واحد درآمد و دولت ايلام از واحدهاي سياسي يا استانهاي مختلف به صورت حکومتي واحد درآمد.(نگهبان، 1375: 172-186)
گهگاهي اين شهر به واسطه فرمانروايان قدرتمند و لايقي به اوج عظمت و شکوفايي رسيد. چنانکه در دوره ايلام ميانه به يکي از قطبهاي مهم سياسي و فرهنگي تمدنهاي منطقه خاورميانه تبديل شد و از آن بعنوان “عصر طلايي” ايلام ياد مي شود. از اين دوره آثار هنري فراواني از جمله مهرهاي استوانه اي بدست آمده است. برجسته ترين عنصر هنري اين شهر معابد آن مي باشند. شوشيها تنديس خدايان خود را که شکل انساني داشتند در اين معابد يا زيگوراتها قرار مي دادند و به نيايش آنها مي پرداختند، خداي بزرگ و حامي شوش اينشوشيناک نام داشت.
دوره هاي شوش شامل دوره پيش ازتاريخ كه فرهنگ شوش A و اروك قديم، مياني وجديد كه به شوش I وشوش II معروف است، دوره آغازتاريخي كه فرهنگ آغازايلامي يا شوش III ميشود. به دنبال آن دوره هاي تاريخي كه مربوط به سلسله هاي اوان وعيلام قديم، مياني وجديد، هخامنشي، پارت وساساني است كه ازشوش IV آغاز و تا شوش XI ادامه مي يابد. دوره هاي اسلامي نيزتا قرن 7 هجري دربخشهاي يازتپه هاي شوش قرارداشته است.(مهرانپور، 1378 ص 28) از شوش III لوح ها و نوشته هاي آغاز ايلامي نيز بدست آمده است.
ايلاميان ازهزاره چهارم قبل ازميلاد درشوش ساكن بودند. پادشاهي ايلاميان تا سال 640 ق.م ادامه داشته تا اينكه باحمله آشوربانيپال ايلام شکست مي خورد و بعد از آن قوم دولت ايلام جزئي ازپادشاهي هخامنشي مي شوند وبراي هميشه ازصفحه تاريخ محومي گردند.(گنجوي، 1384: 60)
2-4-2- هفت تپه
دشت خوزستان که بنا برکيفيت خاص جغرافيايي خود چه از نظرتعداد رودخانه هاي پرآبي که به اين قسمت ازفلات ايران سرازيرمي شود و همچنين نوع خاک آن يکي ازحاصلخيزترين دشتها به شمار مي آيد که قدمت آم تقريبا از دوران عصر حجر آغاز مي گردد و تا حدود اواخر قرن هفتم پيش از ميلاد به ترتيب تمدن هاي گوناگون را در خود پرورانده است که يکي از درخشانترين اين تمدن ها تمدن بزرگ و شکوهمند ولي کمتر شناخته شده ايلام است. بايد توجه داشت که دوران عظمت و شکوه ايلام و دوران استقلال سيايسي و فرهنگي آن قرون 13 و 12 ق.م بوده و آثار هنري اين دوره شامل ويژگي هاي ارزنده اي است که تا پيش از آن زمان ديده نشده بود. در اين زمان است که در شوش و چغازنبيل بناهاي بزرگ و با شکوهي بر پا شد.
در حال حاضر کشف آرامگاه ايلامي در هفت تپه و محوطه حياط معبد بزرگي در آنجا نمايشگر کيفيت و تمدن و فرهنگ ايلامي از نظر پيشرفت هنر معماري و ديگر هنرهاست. طاق هلالي بيضي شکل مکشوف در هفت تپه حدود 200 سال پيش از طاق هلالي موجود در آرامگاه هاي اطراف چغازنبيل ساخته شده و به جرا?ت مي توان گفت که طاق هلالي بيضي شگل نخستين بار در هفت تپه زده شده است. تا پيش از پيدايش طاق هلالي هفت تپه، طاق رومي ملاک مراجعه و تشخيص براي اين گونه طاق ها در جهان بوده در حالي که اکنون طاق هلالي در هفت تپه حدود 1500 سال پيش از احداث طاق رومي قدمت دارد.
(کوثري، 12:1373/ 164-171)
هفت تپه شامل بناهاي متعددي است که با اهميت ترين آنها آرامگاه بزرگ مي باشد همانطور که گفته شد طاق هلالي براي نخستين بار در هفت تپه و در اين بنا بکار رفته است. طاق تماما‍‍ از آجر ساخته شده و ملاط محکمي ظاهرا چون گچ و ساروج در آن بکار رفته است. در داخل آرامگاه سکوي بزرگي که بيشتر سطح کف آرامگاه را فرا گرفته و متصل به ديوار شمالي و غربي مي باشد وجود دارد. سکو به سه قسمت به اندازه هاي مختلف و بوسيله دو ديوارک ديگر تقسيم گرديده است. آرامگاه دسته جمعي در مجاورت آرامگاه بزرگ و در مغرب آرامگاه تپ تي آهار واقع شده است. اين آرامگاه نيز از آجر و ملات گچ ساخته شده است. ارتفاع ديواره هاي آجري دور آرامکاه بسيار کم و در حدود 30 سانتيمتر از داخل آرامگاه بوده است و سپس طاق هلالي بر روي آنها قرار مي گرفته است. در اين آرامگه مجموعا 23 اسکلت وجود داشت. از ديگر آثار موجود در هفت تپه مي توان از بناهاي زير نام برد:
حياط معبد و الحاقات آن، واحدهاي مسکوني و بناهاي خشتي و گلي، مجسمه ها و زيگورات مي باشد البته در مورد بناي اخير تا کنون دلايل کاملا قطعي بر هويت اين بنا که آيا زيگورات (معبد مذهبي) يا کاخ زيگورات و يا فقط قصر بوده است آشکار نگرديده ولي بهر حال حجم عظيم معماري نمايشگر بناي بسيار با اهميتي مي باشد.
کاوشهاي هفت تپه از سال 1344 بوسيله هيا?ت باستان دشناسي ايراني به رياست دکتر عزت الله نگهبان شروع شد. در اين محل تعدادي از تپه هاي باستاني خاک برداري شده که اهم آنها بشرح ذيل مي باشند: آرامگاه سلاطين هفت تپه 2- معبد آرمگاه 3- آرامگاه ديگري در گوشه شمالي از آجر 4- ساختمان عظيمي که شايد يکي از قصور يا معبد بزرگ هفت تپه است 5- زيگورات. علاوه بر اينهاع اشياي بسيار مانند مجسمه ها و مهرهاي استوانه اي و غيره نيز از هفت تپه بدست آمده است.
2-4-3- چغازنبيل
شهر ايلامي چغازنبيل يا دوراونتاش بين شوش و شوشتر، در فاصله 45 کيلومتري جنوب شرقي شوش قرار گرفته است. چغازنبيل شهري است که در قرن 13 ق.م بوسيله اونتاشگال (Untashgal) پادشاه ايلام ساخته شده است و در 640 ق.م به فرمان آشور‌بانيپال در جنگ بين ايلام و آشور، ويران گرديد. از ويرانه هاي بجاي مانده چغازنبيل باستان شناسان مختلفي بازديد کردند که يکي از آنها “دومکنم” بود که در سالهاي 1936 تا 1939 در آنجا گمانه هايي زد. ولي ر.گيرشمن از سال 1952 به عنوان رياست هيا?ت فرانسوي حفاري در اين محل را آغاز نمود. چغازنبيل داراي دو حصار داخلي (بطول 400 متر و عرض 200 متر) و خارجي (بطول 1200 متر و عرض 800 متر) است. درون حصار داخلي شهر، قسمت مقدس شهر واقع شده بود که در مرکز آن و داخل حصارسوم زيگورات پنج طبقه اي با خشت و آجر ساخته شده بود. بر فراز اين زيگورات عبادتگاهي مخصوص خداي ايلامي (واحتمالا حضور او) قرار داشته است. از اين پنج طبقه تقريبا دو طبقه و نيم آن بجاي مانده است که در حدود 25 متر ارتفاع دارد در حالي که در ابتدا داراي 52 متر ارتفاع بوده است.
معبد مذکور را شاه ايلامي “اونتاشگال” براي خداي بزرگ ايلام “اينشوشيناک” ساخته است و در اطراف زيگورات چغازنبيل کاخهاي شاهي و معابدي براي “ايشنيکاراب” (الهه جهان زيرين و نزديکترين همکار اينشوشيناک در دنياي ديگر) و هومبان ( خداي بزرگ ايلامي) و کيريريشا (الهه بزرگ و همسر هومبان) و خدايان ديگر ساخته شده بود.
از نظر لغوي زيگورات از دو کلمه زاگ و گار ترکيب مي شود که مکان خداوند معني مي دهد بنابر اعتقاداتي که از قديم وجود داشت اين گونه امکنه مقدس نبايد به ساختمانهاي معمولي مردمي که فنا مي شوند و از بين مي روند شبيه باشد. بلکه محلي است که اموات در آنجا مدفون هستند و در آنجا باقي مي مانند. به همين مناسبت زيگوزات مکان جاودانه ارواح و پرستش گاه ابدي آنهاست. اين نوع ابنيه از آغاز مدنيت اقوام مختلف جلگه بين‌النهرين وجود داشته است. ابتدا سومري‌ها و سپس بابلي‌ها و آشوري‌ها به ساختن چنين بناهايي پرداختند. ايلاميان که مذهبشان از نفوذ همسايگان برکنار نبود به ايجاد زيگورات چغازنبيل همت گماشتند و ذوق و ابتکار خاصي بکار بردند و آن را از زيگورات هاي مشابه در بين‌النهرين متمايز ساختند.(کردواني، 1349: 26)
چغازنبيل از مراکز عمده مذهبي ايلام بود، همه خداياني که تحت سرپرستي اينشوشيناک خداي شوش و گال رب النوع بزرگ قرار داشتند در اينجا جمع شده بودند. هدف از ساختن اين معبد گردهم آيي گروه هاي مختلف مذهبي بود. ويژگي هاي معماري زيگورات چغازنبيل بر خلاف زيگورات هاي بين‌النهرين، در آن بود که در چند سمت با پلکان هاي سقف دار به طبقات بالا وصل مي شد. طبقه اول با پلکاني به طبقه دوم متصل بود و طبقه دوم از سطح حياط با پلکاني مجزا به طبقه بالا راه داشتع تنها کاهنان که مجريان مراسم مذهبي بودند و خانواده شاهي، اجازه ورود به بآلاترين طبقه زيگورات را داشتند، زيرا آن مکان را محل سکونت خدا مي دانستند.(فاضلي پور، 1378: 7)
حفاري گسترده اين محوطه بين سالهاي 1951 تا 1962 ميلادي توسط رومَن گيرشمن باستان شناس و محقق برجسته فرانسوي انجام گرفت، اطلاعات بسياري درباره ساختار زيگورات و معابدمجاور آن در دسترس علم باستان شناسي قرار داده و آگاهي موجود درباره مسائل تاريخي دوران “ايلام ميانه” را بسيار غني تر نموده است. چغازنبيل در سال 1979 ميلادي از طرف سازمان علمي-فرهنگي يونسکو در ليست ميراث جهاني قرار گرفت.
2-4-4- مليان
مليان در بخش شمال غربي حوضه رود کر و در حدود پانصد کيلو متري جنوب شرقي شوش قرار گرفته است.اين منطقه يک حوزه آبراه مرتفع داخلي است که ميان کوهپايه هاي زاگرس در غرب فارس در ارتفاعي حدود 1600 متر از سطح دريا واقع شده است .اگر چه ميزان بارندگي در اين منطقه براي رشد غلات کافي است اما آبياري محصولات کشاورزي را بهبود بخشيده است امروزه حدود نيمي از مساحت 2200 کياومتر مربعي منطقه کاملا قابل کشت بوده و 22درصد آن تا حدودي به شوره زار تبديل شده است و بنابراين منطقه مليان چه در گذشته وچه در حال حاضر ناحيه اي مستعد براي کشاورزي بوده و در آن اراضي مسطح امتيازي به شمار مي آيند.(کارتر، 1372: 50) حوزه باستاني مليان در 30 کيلومتري غرب زرقان باستاننزديک به 200 هکتار از بزرگترين و مهم ترين محوطه هاي باستاني ايران است . کاوشها و پژوهشهاي باستان شناسان ايراني و خارجي در مليان حاکي از آن است که مردم حداقل از دوره 7000 سال قبل تا به امروز در قسمتهاي مختلف اين محوطه باستاني زندگي مي کرده اند.
از دوره ي بانشي 5000 سال قبل بر اهميت مليان افزوده شد. در اين دوره مرکز حکومت ايلامي که از روستاييان يکجا نشين تشکيل شده بود به احتمال زياد در مليان يا انشان بود. آثار چشم گيري شامل عماراتي از اين دوره در مليان خاکبرداري شده است. به احتمال زياد در همين دوره بود که مردم مليان بارويي بزرگ کشيدند که بقاياي آن هنوز به صورت پشته هايي در پيرامون محوطه باستاني به چشم مي خورد. در دوره

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment