منبع پایان نامه ارشد با موضوع رفتار انسان، دانشگاهها

ي کفتري معادل دوره ي ايلام قديم (4400 تا 2600 سال قبل) مليان به مهم ترين شهر در جنوب ايران و يکي از دو پايتخت شاهان ايلامي بدل شد. نام اين شهر باستاني انشان بارها در نوشته هاي به دست آمده از ديگر مناطق آمده است و شاهان ايلامي فرمانروايي بر آن را در ميان القاب سلطنتي خود ذکر مي کردند.(بذرگر و عبدي، 1390: 2)
اولين باردر اوايل دهه 1340 فريدون توللي مدير وقت اداره باستان شناسي فارس در مليان مدتي حفاري کرده است.و سپس ويليام سامنر در 27 مارس 1968طي بررسي‌هاي خود در حوضه رود کر مليان را به ثبت رساندو چندي بعد با ترجمه تکه آجر هاي نبشته دار بر سطح محوطه به دست آمده است مشخص شد مليان همان انشان باستان پايتخت عيلام است.سامنر از سال 1971تا 1978 در راس هيئتي مشترک از دانشگاههاي پنسيلوانيا و دانشگاه ايالتي اهايو مجموعا پنج فصل بررسي و کاوش کرد.اين هيئت از مجهزترين هيئتهاي وقت درباستان شناسي درايران بوده وعلاوه بر چندين باستان شناس متخصصاني از رشته هاي استخوان شناسي و گياه شناسي و ديگرعلوم طبيعي همکاري داشتند.
چندي بعد پس از عزيمت هيئت امريکايي در مهر ماه 1356 با شدت گرفتن انقلاب فعاليت هاي باستان شناختي در مليان متوقف و محوطه رو به فراموشي سپرده شد.طي بيست سال گذشته هراز گاهي گروه انگشت شمار از باستان شناسان ايراني و خارجي از محوطه بازيد کردند. تا اينکه در31مردادتا 19 شهريور 1378هيئت باستان شناسي ايراني به سرپرستي کاميارعبدي آغار کرد. ( کارتر، 1372: 82)
استقرار مليان در دوره هاي بعدي به ويژه دوره ايلام مياني (2200 سال قبل) ادامه يافت و باستان شناسان در قسمتهاي غربي محوطه موفق به کاوش عمارتي از اين دوره شده اند که گويا اقامتگاه يکي از پادشاهان ايلامي بوده است. بعدها در حدود 2600 سال قبل ، شاهان اوليه هخامنشي به احتمال زياد پايتخت خود را در مليان يا انشان باستان نهادند اما اندکي بعد در حدود 2500 سال قبل با روي کار آمدن کوروش و داريوش هخامنشي پايتخت به پاسارگاد و تخت جمشيد (پارسه) منتقل شد و مليان از رونق افتاد. اما هنوز در متون تاريخي به آن اشاره مي شد. استقرار مليان در دوره هاي اشکاني وساساني( 2200 تا 1500 سال قبل) ادامه يافت و رفته رفته رونق گذشته خود را از دست داد. اما از قرون گذشته و اسلامي آن چه که از شهر بزرگ انشان باقي مانده بود به روستاي کوچک مليان تقليل يافت.( بذرگروعبدي، 1389: 1و2)
در هزاره دوم ق.م مليان مرکز بي چون وچراي استقرار منطقه اي بود از نظر موضع نگاري تپه مليان را مي توان به سه قسمت تقسيم کرد:
1)زنجيره اي از تپه هاي کم عرض (با پهناي 20 تا25 متر ) و نسبتا بلند (با ارتفاع 16 تا 18متر ) که بقاياي ديوار شهر را تشکيل مي دهند و محوطه از سه طرف در بر مي گيرد.
2)محدوده اي وسيع و مسطح (به مساحت حدود 50 هکتار ) در داخل ديوارهاي با اندک بقاياي
3)گروهي از تپه هاي مرتبط که مساحتي حدود 100 هکتاررا پوشانده و محدوده استقراري اصلي شهرباستاني را تشکيل مي دهد
بلند ترين تپه هاي اين مجموعه که در گوشه شمال شرقي محوطه واقع شده اند ازسطح27 تا 21 متر ارتفاع دارند.اين تپه ها در 400 متري جنوب غرب يک بريدگي نعل اسبي شکلدرديوار شهر قرار دارند.که به احتمال دروازه اي مهم بوده است.( کارتر، 1372: 50-51)
مي توان گفت شواهد باستان شناسي نشان مي دهد كه سرزمين فارس امروز كه در دوره عيلامي انشان ناميده شد و با حضور پارسيان پارسه نام گرفت، يكي از مراكز مهم تمدني ايران مي باشد كه به سرعت و تا حدودي همزمان با بين‌النهرين وارد زندگي يكجانشيني گرديد كه دهكده هايي چون موشكي، جري و باكون نشانگر اولين حضور دسته جمعي و شكل گيري دهكده از هزاره نهم يا هشتم تا ششم در اين ناحيه مي باشد كه مقارن با سرزمين خوزستان، بين‌النهرين و غرب ايران مي باشد. اين توسعه و گسترش بتدريج در بستر رود كر تمركز بيشتري يافته و اين سرزمين بعنوان يكي از مناطق مهم عيلام گرديد به طوري‌كه دومين پايتخت عيلاميان بتدريج در اين ناحيه يعني سرزمين مليان و در جانب غربي بستر رود خانه كر ساخته شد. بطوري كه اين شهر در دوره عيلام مقدم و دوره بنيش بعنوان يك مركز اداري مطرح گرديد و دهكده هاي بسيار در حاشيه آن جاي گرفتند و بعد از يك وقفه در اين شهر حدود سال هاي 2200 – 2800 دومين توسعه در اين شهر انجام گرديد و شهر انشان/مليان يكي از مراكز مهم سياسي در جنوب غرب ايران در دوره كفتري گرديد و جمعيت آن به حداكثر خود يعني حدود 20 الي 30 هزار نفر رسيد. بدنبال اين دوره كه در سال 1600 به پايان مي رسد جمعيت انشان كاهش يافت و در دوره عيلام ميانه شهر متروك گرديد و وحدت فرهنگي منطقه از بين رفت و ادامه اين تمدن و فرهنگ در حد ابتدايي تري به جانب شرق دره منتقل گرديد كه تمدن شرق، تيموران و دروازه تا حدي بيانگر اين انتقال مي باشد كه البته بعد با حضور گسترده تر پارسيان و تشكيل امپراتوري، جانب شرقي دره منطقه تخت جمشيد از رونق فراوان برخودار گرديد. سامنر اين تحول و ترك شهر انشان را ناشي از حضور پارسيان در منطقه در اواسط هزاره دوم مي داند. هرچند كه اين نظر به دليل عدم وجود شواهد كافي هنوز مورد بحث و سؤال مي باشد و نمي توان با قاطعيت آن ار تأييد كرد اما با توجه به ظهور تمدن هاي شرق، تيموران و دروازه كه در جانب شرقي دره وجود دارند و از تمدن مليان ابتدايي تر است و مجاورت اين تمدن ها با پاسارگاد كه يكي از مكان هاي حضور اوليه پارسيان مي باشد به نظر مي رسد كه اين نظر قابل تأمل مي باشد اما پيش از كاوش هاي بيشتر در منطقه و شناسايي شواهد جديدتر نمي توان دراين مورد نظر نهايي را داد.(ايمان پور، 1380: 9)
فصل دوم: مطالعه پيشينه موسيقي در فرهنگ‌هاي همجوار ايلام
3-1- اهميت موسيقي و شناخت آن
بشريت زيبايي و خير را براي ارضاي نيازهايش جستجو مي کند عشق، حکمت و شجاعت، ضرورت نظم، توازن و تعادل به شکل هاي متفاوتي مطرح مي شود. اين ارزشها مبني يکي از رفيع ترين قله هاي پرواز زندگي معنوي يعني موسيقي است. موسيقي نوعي رفتار انساني است که از نظر تا?ثير، بي همتا و نيرومند است. موسيقي را بايد نخستين وسيله بيان غريزي انسان دانست. هنري که مي تواند انسان را در حد اعلاي وجد و شادي و يا در غمي عميق فرو برد. چگونگي پيدايش موسيقي همچون نحوه شروع مراسم مذهبي و يا کشف آتش در بوته ابهام است. آنچه که مسلم است بشر از همان ابتداي آفرينش براي توصيف تا?ثرات و حآلات گوناگون دروني خويش، خود را به موسيقي، رقص و آواز نيازمند ديد. به همين سبب هيچ فرهنگ و يا قبيله اي يافت نمي شود که فقط با اصوات طبيعي خوشنود و قانع باشد. انسان صداهاي جديدي بوجود آورده و آنها را در دستگاه يا سازماني قرار داده است که عموما نسبت به صداهاي طبيعي برتري دارد و موزون تر است و به اين ترتيب نوعي ارتباط غير کلامي ارزشمند را براي بيان حآلات مختلف روحي خود که شايد هيچ گاه از طريق ارتباط کلامي قادر به بروز آن نمي بود بوجود آورده است.
در زندگي روزمره ما آنقدر ارتباط غير کلامي وجود دارد که اغلب از وجود و يا اهميت آن آگاه نيستيم. مانند برخي از ارتباطات علمي که غير قابل توصيف است همچون خنده، اخم، بوسه، حالت نگاه، … و يکي از وآلاترين انواع آن يعني موسيقي. زادگاه فرهنگي انسان مشخص کننده طرز بيان اوست و هر گروه فرهنگي سعي در توسعه طرز بيان خود دارد و همانگونه که هر قوم زبان خود را توسعه مي دهند، موسيقي خويش را نيز کاملتر ميکند.(ايازي، 1383: 10)
آنگاه که بشر آفريده شد، طي صدها هزار سال عمر و پيمودن مراحل اوليه و ابتدايي تمدن، همگام با بوجود آوردن زبان و واژه و بکار بردن آن، در اثر هوش و غريزه فطري و خدا دادي و انگيزه طبيعي، از نغمه ها و آواي طبيعي بوسيله حنجره و آلات گوناگون موسيقي تقليد کرد و اين هنر زيبا و شادي آفزا را بوجود آورد. موسيقي زبان حال بشر و نمودار احساسات و انديشه هايي است که بصورت آهنگهاي موزون و دلنواز، جلوه مي نمايد. وضع جغرافيايي و اقليم، عواملي که بر حسب زمان در روحيات و معنويات مردم دست مي دهد، نيازمندي هاي زندگي، سابقه هاي تاريخي و پيشرفت فرهنگ و حتي دين، در موسيقي اقوام و ملل تاثير داشته، و از همين جهت است که موسيقي کشور ها و طوايف با يکديگر اختلاف دارند.(سامي، 1349: 94-3)
اقوام آريايي از دير زمان با هنر موسيقي آشنا بوده و در تهيه آلات و وسايل مختلف و تنظيم آهنگ ها و ترانه هاي زيبا نقش مو?ثري داشتند. الحان پرندگان و آهنگهاي طبيعي مثل زمزمه جويبار و وزش باد الهام بخش در پيدايش موسيقي بوده است. و انسانها چون براي رقص هاي مذهبي و رقص هاي بزمي و رزمي احتياج به عوامل محرک و مهيج داشته‌اند، به همين جهت به فکر تهيه وسايلي افتادند که نظر آنها را تامين کند. شايد بتوان گفت که صداي منظم قلب،داي يک نواخت تنفس و صداي پاي انسان در واقع نقشي در تنظيم آهنگها و پيدايش موسيقي داشته است. موسيقي در مراسم مذهبي و زندگاني اجتماعي ايرانيان سهم زيادي داشته و گاتها يکي از مهم‌ترين ترانه هاي ايران باستان، بهترين نمونه قدمت ترانه و آهنگ در عهد ساساني هنر موسيقي تکامل و پيشرفت زيادي پيدا کرد، در آيين مزدک موسيقي به عنوان يکي از نيروهاي معنوي شناخته شده و اين ميرساند که موسيقي در زندگي اکثريت مردم کمابيش نفوذ داشته است. چون موسيقي يکي از قديميترين هنرهاي زيباست و بنا به اعتقاد اکثر تحقيق کنندگان قبل از ساير صنايع ظريفه بوجود آمده و سوابق تاريخ بخوبي نشان مي دهد که ملت ايران سالها قبل از ملل اروپايي تمدن داشته‌اند و موسيقي هم خود يکي از آثار تمدن بشمار مي رود پس قرنها قبل از اينکه موسيقي در ميان ملل جديد جلوه اي داشته باشد ملل شرق با اين هنر آشنا بوده اند، از مطالعه کتاب اغاني ابوالفرج اصفهاني بخوبي بر مي آيد که پس از ظهور اسلام موسيقي ايران بوسيله موسيقي دانهاي ايران بشبه جزيره عربستان مسافرت کرده و اغلب سازندگان و نوازندگان دوره هارون و ما?مون که با اين هنر علاقمند بوده اند ايراني مي باشند و اشعار عربي را با الحان و نغمات ايراني مي خوانده اند. ضمنا معلوم مي شود که عرب ها قبل از ظهور اسلام موسيقي قابلي نداشته و اين هنر را از ايرانيان کسب کرده اند. شايد بعضي تصور ميکنند که خط موسيقي از اختراعات اروپاييان است گرچه اين حدث تا اندازه اي صحيح است زيرا خط موسيقي فعلي را آنها ايجاد کرده اند ولي موسيقي دانهاي قديم ايران هم براي ضبط مايه ها و مقامات ايراني خط مخصوص داشته‌اند با اين ترتيب که هر يک از حروف ابجد را نماينده يکي از اصوات قرار داده بودند و حتي براي تعين وزن موسيقي هم روشي داشته‌اند ولي چون خيلي ساده و ناقص بوده چندان عملي نشده است با وجود اين براي مطالعه اوضاع علمي موسيقي و تشخيص مقامات و الحان قديم راهنماي خوبي است و بدان وسيله مي توان تا اندازه اي با پرده هاي موسيقي قديم ايران آشنا شد.( قريب، 1368: 8)
3-2- موسيقي در ميان‌رودان
از حدود پنج هزار سال پيش لوحه هايي با خط ميخي در حفاري هاي خاور نزديک بدست آمد که دربر گيرنده اطلاعات فراوان از کاربرد موسيقي در سومر، بابل، آشور و همسايگان اين نواحي يعني آناتولي، ايران و فلسطين و سوريه است. وجود تصاويري از آلات موسيقيايي، خوانندگان، مراسم آييني و مذهبي، حرکات نمايشي و رقص و صحنه هاي مشابه همگي دلالت بر اهميت موسيقي در جوامع باستاني دارند.
کشف بقاياي آلات موسيقيايي از اور بر آگاهي ما در اين باره مي افزايد. از اين ناحيه تعداد يازده ساز زهي بدست آمد که شامل دوچنگ بزرگ و نه چنگ کوچک است البته تا کنون از منطقه سومر و بابل يک ساز کامل بدست نيامده، از ناحيه اور نيز يک جفت ساز بادي از جنس نقره و

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment