منبع پایان نامه ارشد با موضوع دوران باستان، حرکات موزون، زنان حرمسرا

کاج و همچنين زنان و مرداني که لباسهاي بدن‌ نما به تن دارند و حرکات موزون، اين حس را در بيننده ايجاد مي‌کنند. موسيقي، عشق و حساسيت در بيشتر تمدنها سينه به سينه منتقل مي‌شود و اين مسأله در دوران باستان هم مثل دنياي معاصر و در زمينه‌هاي مختلف ديده مي‌شود. موسيقي در کليت خود، جزء عمده‌اي از زندگي و بخش مهمي از زندگي روحاني و غيرروحاني بشر است رقص در مصر باستان رقص فقط يک گذران لذت‌ بخش در مصر باستان نبود.
تصوير3-14: صحنه اي از يک کنسرت خانوادگي مصري در يک قبرستان ( موزه مصر)
از روزگاران بسيار کهن تصاويري از زناني که احتمالاً الهه يا راهبه هستند، به دست آمده است که آنها را در حال رقصيدن با دستهاي کشيده رو به بالا نشان مي‌دهد. در اين دوران رقص بي‌ترديد جزء مهمي از آيينهاي مذهبي و اعياددر مصر باستان بوده است.مردم عادي بسيار در معرض موسيقي قرار مي‌گرفتند. برده‌ها با ترانه‌ها و سازهاي کوبه‌اي، با حرکات ريتميک به صورتي موزون کار مي‌کردند و افرادي در خيابانها مي‌رقصيدند و رهگذرها را سرگرم مي‌کردند. در زندگي عادي و روزمره، موسيقي‌دانها و رقصنده‌ها بخش مهم و منسجمي از ضيافتها و جشنها بودند. گروههاي رقصنده هميشه اجير مي‌شدند تا در مهمانيها، اقامتگاهها و معابدي که در آنها مراسم مذهبي اجرا مي‌شد، برقصند. برخي از زنان حرمسراها هم ناچار بودند موسيقي و رقص را ياد بگيرند، اما هيچ مصري اصيل زاده‌اي در معرض عام نمي‌رقصيد. اشراف و بزرگان، خدمتکارها يا بردگاني را اجير مي‌کردند تا در ضيافتهايشان، مهمانان آنها را سرگرم کنند. اليزابت آرتميس مورات استاد حرکات موزون، رقصهاي مصر باستان را به شش دسته تقسيم مي‌کند:مذهبي، جشنواره اي، ضيافتي، مبارزه اي، حرمسرا ها، خياباني. در مصر باستان رقصهاي آييني ويژه‌اي وجود داشت که براي موفقيت آيينهاي ديني و مراسم تدفين، جنبه حياتي داشت. رقص از موسيقي تفکيک‌ناپذير بود و بنابراين در تمام نقاشيهاي مقابر فراعنه و معابد، رقصنده‌ها همراه با گروه نوازندگان ديده مي‌شوند و يا خودشان قاشقک مي‌زنند تا ريتم را حفظ کنند. بين رقص و کاري که امروز به‌عنوان آکروبات مطرح است، تفاوت زيادي وجود نداشت. بسياري از رقصنده‌هايي که در نقاشيهاي معابد و مقابر تصوير شده‌اند، حرکات ورزشي ازجمله پشتک‌وارو و امثال آنها را انجام مي‌دادند.حرکات رقصنده‌هاي مصري نامهايي چون “هدايت يک حيوان”، “به دست آوردن طلا” و “گرفتن پيروزمندانه قايق” را به خود گرفته بود.در اين نقاشيها هرگز رقصيدن زنان و مردان را با هم نمي‌بينيم، بلکه زنها به‌صورت زوج مي‌رقصيدند.(توحيدي، 1383: 67)
فصل سوم: هنر موسيقي و پيشينه آن در ايلام باستان بر اساس مطالعه داده هاي باستان شناسي
4-1- پيشينه موسيقي در ايران باستان (نقش نوازندگان و آلات موسيقي بر روي مهر بدست آمده از چغاميش)
Music (موسيقي-آهنگ ـنغمه) از واژه muses به معني “الهه گان هنر و دانش در اساطير يونان باستان” گرفته شده است. ردپاي تاريخچه لغت مورد بحث از طريق musique فرانسوي باستان و m?sics لاتيني به mousikê يوناني مي رسد که اين لغت يوناني به صورت اسم از mousik?s بوده است و به معني “مربوط به الهه گان هنر و دانش”. و خود لغتmousik?s صفتي بوده مشتق از mouse به معني ذوق-قريحه-منبع الهام. معني خاص لغت ياد شده، در زبان يوناني ظاهر شده که در ابتدا با معني “شعري که با آهنگ سروده شده” استفاده مي گشته و بعدها فقط با معني “موسيقي-نغمه”.(آيتو، 1385: 800) شايد بتوان گفت که موسيقي نخستين ابزار، جهت بيان احساسات دروني انسان بود : “اقوام آريايي” از دير زمان با هنر موسيقي آشنايي داشتند و در تهيه آلات و وسايل مختلف و تنظيم آهنگها و ترانه هاي زيبا نقش مو?ثري داشته‌اند. موسيقي در مراسم مذهبي و زندگاني اجتماعي ايرانيان سهم زيادي داشته و گادها که به شعر سروده شده و يکي از کهنترين ترانه هاي جهان است، بهترين نمونه قدمت آهنگ و ترانه در ايران مي باشد. امروزه نيز موسيقي به دليل اهميت آن برفراز قله ي هنرهاي هفت گانه بشر قرار مي گيرد.
بعد از حرکت اقوام آريايي به سوي هند و سرزمين پهناور ايران، تنوع فرهنگ هاي آنان آغاز شد و با اين وجود دو ساختار موسيقايي همبسته و مربوط به هم توسعه يافت. نظام ايراني، به نظام هاي موسيقايي ديگر مردمان آريايي که به اروپاي شرقي و غربي مهاجرت کرده بودند، ربط داشت و اين مدتها قبل از نظام بعدي ايراني بود که توسط اعراب و ترک ها به اروپاي شرغي و غربي انتقال داده شد. گمان مي رود که در طول مهاجرت عظيم آريايي ها از آسياي مرکزي، موسيقي نقش اجتماعي مهمي را بر عهده داشته و با مقاصد متعدد موسيقاييع ماوراء طبيعي و جادويي بکار گرفته مي شده است. در حالي که آريايي ها به سمت جايي که اکنون جنوب استان فارس مي باشد حرکت مي کردند، شروع به ارتباط و تماس با “ايلامي‌ها” و آشوري‌ها و ديگر تمدنهاي بين‌النهرين نمودند که نهايتا منجر به تبادل فرهنگي موسيقايي شد.(للويد، 1381: 103)
از آن‌جايي که شکار وظيفه مردان بود، بنظر مي رسد آلات موسيقي هم ابتدا توسط آنها ساخته شده و بوسيله آنها بکار رفته است. موسيقي به کمک مردان شکارگر شتافت و همدم انسان دامپرور شد و به مرور جنبه رباني و مذهبي به خود گرفت و کاهنان بر دانش موسيقي مسلط شدند و نواختن موسيقي در مراسم مذهبي و آييني بخصوص هنگام برداشت محصول همراه با رقص و پايکوبي و نيايش، مرسوم گشت. نوازندگي و خوانندگي و رقص و اجراي حرکات موزون در ميان اجتماعات بدوي و نيمه متمدن، محرک حرکات دسته جمعي و در نتيجه مولد هماهنگي و وحدت عمل در ميان افراد قبايل بود و از آنجا که همين وحدت در اعمال، موجد نوعي وحدت معنوي بود از اين رو بسيار مطلوب گشت و بخش مهمي از اوقات و فعاليتهاي انسان عهد باستان را فرا گرفت؛ چنان که اغلب امور انساني از عبادت و پرستش مقدسات قبيله گرفته تا جشنها و تفريحات اجتماعي، با رقص و آواز توام شد.
ايرانيان و طوايف آريايي از همان زماني که در آغوش طبيعت به سر مي بردند و مناظر دلپذير طبيعت و آسمان نيلگون و رنگهاي افق را مي ديدند در خود کشش و علاقه‌اي به سوي نغمه هاي جان بخش موسيقي و سر دادن سرود و عبارات منظوم احساس ميکردند. آنان انگيزه‌هايي را که زيبايي و فريبندگي اين زندگي آزاد و طبيعي براي آنها فراهم کرده بود، در قالب آهنگ‌هاي دلنواز و ترانه هاي دلنشين تجلي مي بخشيدند. آريايي باستان متاسفانه در اثر نداشتن خط نتوانست اين نواها را ضبط کند ولي قطعات آهنگين و منظومي که در ريگ ودا و اوستا؛ دو اثر ديني و کهن آريايي هند و ايران و موسيقي و رقص رايج در ميان هنديان که در تشريفات مذهبي آنان انجام مي شود، بنحوي وجود و اهميت اين هنر را در قبايل آريايي نمودار ميسازد.(ايازي، 1383: 142)
سروده هاي دوران باستان براي برانگيختن حس شجاعت و دليري سربازان اجرا مي شد، کوروش بزرگ براي حرکت سپاه صداي شيپور را به عنوان نشانه حرکت تعيين مي کرد. گزنفون مور مي گويد: کوروش از کشته شدن سربازان طالشي و طبري سرودي خواند؛ اين همان سرود است که در ادوار بعد در مراسم موسوم به مرگ سياوش خوانده مي شده است(گزنفون،1392).
قديمي ترين آثار و نمونه هاي گوياي مراسم آييني، نقوشي است که بر روي سفالهاي پيش از تاريخ ترسيم شده و از کاوشهاي باستان شناسي در مناطق مختلف ايران از جمله تپه سيلک کاشان، چشمه علي شهر ري، اسماعيل آباد قزوين و تل جري در 12 کيلومتري تخت جمشيد بدست آمده است. يکي از جالبترين نقوش گوياي اين مراسم بشقاب پايه داري است از تل جري مربوط به هزاره چهارم قبل از ميلاد که رقص هاي آييني را به نمايش درآورده است. در پهنه داخل اين بشقاب تصوير گروهي مردان نقش شده که به رديف پشت سر يکديگر به حالت نيم خيز قرار گرفته و اطراف توده اي که احتمالا آتش افروخته يا سمبل خورشيد يا خرمن محصولي است، به پايکوبي دسته جمعي مشغولند. ديگري کاسه اي است سفالي مربوط به هزاره پنجم قبل از ميلاد که از اسماعيل آباد بدست آمده است، در اين ظرف نيز تصوير چهار نفر ديده مي شود که روبروي يکديگر قرار گرفته اند و دست هاي خود را بطرف بالا برده و در حال نمايش رقص هاي آييني و نيايش هستند.( ايازي، 1383: 142)
تصوير 4-1و4-2و 4-3و 4-4: قديمي ترين تصاوير از نشانه هاي حضور موسيقي(صحنه هاي رقص و پايکوبي) بر روي سفالهاي پيش از تاريخ (ذکاء، 1342: 47-51)
از تپه گيان نهاوند (هزاره سوم قبل از ميلاد) پيکرک سفالي مرد آواز خواني بدست آمده است که دست خود را در کنار دهان قرار داده و مشغول خوانندگي است.(پژوهشهاي باستان شناسي فرانسه در ايران، 1380: 149)
تصوير 4-5 : پيکرک سفالي مرد آواز خوان تپه گيان (ذکاء، 1342: 57)
از ديگر يافته هاي اين محل، ظرفي فلزي است که رقصي آييني را نشان مي دهد در اين صحنه چهار نفر خنياگر در برابر ايزداني که نشسته اند، به نوازندگي و پايکوبي مشغول هستند.(هرتسفلد، 1381: 121-122)
تصوير 4-6 : تصوير خنياگران بر روي ظرف فلزي تپه گيان (ذکاء، 1342: 57)
اما از زيباترين صحنه هاي موسيقي در دوره پيش از تاريخ، کاسه سفالين مکشوفه از گيلان است. اين ظرف دوازده انسان را بصورت حلقه زده در حال نيايش و نواختن موسيقي نشان مي دهد و احتمالا معرف اجراي مراسمي مذهبي است.(کياني، 1379: 130و 65-67) به نظر مولف اين شيئي را نميشود به راحتي به موسيقي نسبت داد زيرا علاوه بر فيگوري که افراد به نمايش گذاشته شده در اين کاسه دارند و بنظر مي رسد در حال آواز خواندن باشند، همين تصور را هم مي شود در حآلاتي ديگر که ممکن است اين افراد به آن مشغول بوده باشند را نسبت داد، مثل عزاداري، دعا خواندن، نيايش کردن، يا مراسمات جادويي که هيچ ربطي به موسيقي ندارد.
تصوير 4-7 : کاسه سفالي مکشوفه از گيلان ( کياني، 1379: 132)
در بين آثاري که از آرامگاه هاي مارليک کشف شده، پيکره هايي از مردان و زنان آواز خوان بدست آمده است. اين مجسمه ها بصورت برهنه بوده و دست ها را در دو طرف صورت قرار داده اند. بر بدن تعدادي از آنها ظرفي آييني چسبيده است. اين پيکره ها گوياي حضور فعال موسيقي و کاربرد آن در مراسم هاي آييني اقوام ساکن در اين منطقه است و نشانگر آن است که مراسم خاکسپاري با خواندن الحان و آوازهايي برگزار مي شده است.(Negahban, 1968, pp 144-146) باز هم در اينجا نمي توان بطور حتم گفت که اين حالت پيکره ها حتما مربوط به آواز خواندن آنها باشد زيرا انسان در اين حالت ها ممکن است به انجام فعاليت هايي ديگر هم بجز موسيقي مشغول شود.
تصوير 4-8: پيکره هاي آواز خوان بدست آمده از مارليک (نگهبان، 1347)
نقش نوازندگان و آلات موسيقي بر روي مهر چغاميش
در کاوشي که بين سالهاي 1961 تا 1966 ميلادي در تپه “چغاميش” خوزستان (نزديک دزفول) به دست پرفسور”دلوگاز” و”هلن. جي. کانتور” صورت گرفته است، سندي پنج هزار ساله به دست است که کهنترين همنوازي(ارکستر ) جهان را در خود به يادگار دارد. اين باستانشناسان در مورد اين تصوير گفته اند :
… اين نمونه هاي هنر تصويري با همه ي اهميتي که از نظر حالت هنري، و آگاهي ما به زندگي اين دوران دارند، داراي ارزش هايي هستند بسي از اين بآلاتر و اگر درست بگويم سند نخستين دستاوردهاي بشري هستند که ارزش جهاني داشته‌اند. يکي از اين نمونه ها نخستين سندي است که بشر از موسيقي به شکل هنر سازمان يافته دارد، اين تصوير يک گروه نوازنده را نشان ميدهد که در واقع پيشرو ارکسترهاي امروزي را مجسم ميکند”.بر روي اين تصوير چنگ بزرگي ديده ميشود که پشت سر آن نيمرخ نوازندهاي زانو زده است. افزون بر چنگ نواز، نفر دومي ديده ميشود که با دستهاي باز جلوي

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment