منبع پایان نامه ارشد با موضوع دانشگاه تهران، کاخ گلستان

نشان ميدهند به مسائل زيادي در اين باره دست پيدا ميکنند از قبيل خلق کردن جنس صداهايي متفاوت و زيبا بوسيله ساختن سازهايي متفاوت، مثلا ساز چنگ و يک ساز بادي و يک ساز کوبه اي در مهر چغاميش در کنار هم ديده مي شوند که نشان دهنده موسيقي دان بودن ايلامي‌ها است، از ترکيب قرار گيري اين سازها در کنار هم و در آخر صداي واحدي که بگوش مي رسيده است ميتوان تصور کرد که دلنشين و زيبا بوده است. همانطور که در حال حاضر موسيقي هاي نواحي مختلف ايران با هم متفاوت مي باشند و هر کدام براي خود حآلاتي را دارند و در دستگاه ها و گوشهاي خاصي براي ايجاد حس فرهنگي و قوميتي خود قرار مي گيرند و بخوبي مي شود فهميد که هرکدام از موسيقي هاي نواحي ايران هنوز اين پيشرفت را نکرده اند که در تمامي دستگاه ها و در تمامي گوشه هاي موسيقي ايراني آثاري مهم و در خور توجه خلق کنند، براي نمونه موسيقي بختياري در آواز دشتي يا موسيقي لرستان در دستگاه ماهور بيشتر نواخته و ساخته شده است. اين توضيح براي اشاره به موسيقي ايلام و مقايسه همين موضوع در موسيقي ايلامي است که آيا موسيقي ايلامي هم در گام يا گامهايي خاص قرار داشته است، که پاسخ اين سوال را شايد بتوان در مراسمات آييني و جشنها در اين دوره بدست آورد. موسيقي در هر جايي که نواخته شود متناسب با حال و هواي آن مراسم نواخته مي شود، به عنوان مثال در روي جام ارجان، که بنظر مي رسد جشن و سروري بوده است و در اين هنگام در کنار حاکم و کساني که هدايايي براي اهدا آورده اند موسيقي نواخته مي شود که اين موسيقي از دو حالت خارج نيست، يا احساس حماسي داشته است که القاي بزرگي و برتري و قدرت حاکم ايلامي را ابراز مي کرده، يا القاي شادي و پايکوبي را داشته است. يا در چغازنبيل وقتي که هر روز صبح طبق مراسماتي براي قرباني و نيايش موسيقي نيز نواخته مي شده، اين موسيقي هم مي توانسته داراي روحي معنوي بوده باشد که با احترامي خاص نواخته مي شده. در بعضي از پيکرک ها نوازنده را با ميموني در روي شانه اش مشاهده ميکنيم، آنچه که امروزه عرف هست اين گروه از نوازنده ها نمايش هايي اکروباتيک يا حرکاتي سرگرم کننده را به همراه حيوان تربيت شده انجام مي دهند، اگر فرض بر اين باشد که در دوره ايلام هم اين گروه از نوازنده ها به اين کار شاغل بوده اند، نشان دهنده اين است که از موسيقي استفاده اي در اين حد مي شده، و باز اين نشانه اي هست که موسيقي دوره ايلام پيشرفت داشته است.
سازهاي متفاوت در دوره ايلام لازمه طبع هنرمندان سازنده اين سازها بوده است، ساخت سازها هم ميتوانسته توسط خود نوازنده انجام گرفته باشد يا توسط فردي که فقط در ساخت ساز مهارت داشته است. وجود چنگ هايي با جعبه صوتي متفاوت با هم، وجود سازهاي زهي با کاسه هاي کوچک و بزرگ و دسته هاي کوتاه يا بلند نشان دهنده اين است که در اين دوره ساختمان سازها متحول مي شده و سازنده در اين باره متفکر بوده و هنر خود را به نمايش مي گذاشته است. در سازهاي زهي دوره ايلام همه نوازنده ها با دست چپ پرده گيره ميکنند و با دست راست زه را به صدا درمي آورند اين فرم در حال حاضر نيز اجرا مي گردد، مگر براي افرادي که چپ دست هستند. موضوعي ديگر که در مورد نوازنده هاي ايلامي ديده مي شود اين است که در بسياري از جاها نوازنده ها در حالت ايستاده يا در حال راه رفتن ساز خود را مي نوازند. در اين حال و براي بعضي از سازها مي بايست که ساز به بدن نوازنده چسبيده شود و اين کار بوسيله ريسمان يا کمربندي انجام ميگرفته است. يکي از سوال هايي که در باره سازهاي ايلامي وجود دارد اين است که در ساخت اين سازها از چه موادي استفاده مي شده است؟ براي پاسخ دادن به اين سوال بايد مدارکي که باستان شناسان در اين مورد بدست آورده اند را مد نظر قرار داد، اما از آن‌جايي که مدارک بدست آمده اندک هستند و يا بدليل فرسودگي، ناقص و آسيب ديده کشف شده اند پاسخ به اين سوال با دشواري مواجه مي شود، با توجه به صنعت ساخت ساز هاي موسيقي دوره ايلام، مي شود گفت راهي به غير از اينکه از مواد موجود در طبيعت استفاده کنند وجود نداشته مثلا از چوب و پوست و بعضي از اعضاء حيوانات و … براي نمونه براي سازهايي که به کاسه نياز داشته‌اند از لاک لاک پشت يا از کاسه بعضي ميوه ها مانند نارگيل استفاده مي شده دسته سازها را بنا به سليقه از چوب درختاني مثل گردو درست مي کرده اند، براي زه يا سيم سازهاي خود از روده بعضي حيوانات و يا موي اسب استفاده مي شده.
در هر دوره اي از تاريخ، حکومت ها بنا به فرهنگي و قوانيني که داشته‌اند افراد جامعه را در طبقات يا جايگاه هاي متفاوتي تقسيم مي کرده اند و اين موضوع در دوره ايلام نيز وجود داشته است از آن‌جايي که بحث ما در اينجا نوازندگان و موسيقي دوره ايلام است به اين پرسش مي پردازيم که اين گروه از جامعه باستاني ايلام داراي چه جايگاه و اعتباري بوده اند، آيا نوازندگي يک پيشه در جامعه بوده و بصورت گسترده براي همه مردم امکان داشته؟از روي تصاوير و نقوش بجاي مانده در اين دوره ميشود فهميد که موسيقي جايگاه مهمي در دوره ايلام داشته زيرا که از آن در صحنه هاي مهم و بزرگ که شاهان در آن حضور دارند و روايتگر اتفاق مهمي است حضور آثار موسيقي مشهود است، همچنين نوازنده هاي زن در اين دوره که اکثرا سازي شبيه دايره مي نوازند نشاندهنده اين است که جايگاه اين ساز شناخته شده بوده ( زيرا اين ساز را سازي زنانه هم مي دانند) و قرار دادن زنان براي نواختن آن از روي اتفاق نبوده .
اين که نوازندگان دوره ايلام چه نواها و تصنيف ها و قطعاتي را مي نواخته اند سخت ترين جواب را به خود اختصاص مي دهد زيرا ما هيچ اثري از آن نواها در دست نداريم اما از روي آثار بدست آمده مي شود به احساس آن که گاهي براي جشن و شادي و گاهي معنوي و..نواخته مي شده است پي برد، موسيقي همواره در طول زندگي بشر نقش بسيار مهمي را داشته است و بي گمان هر تمدني که بيشتر به آن ارج نهد بيشتر به زيبايي آن پي برده است.
در اينجا همانطور که در بخش پيشينه مطالعات گفته شد به ذکر کتب و مقآلاتي که مربوط به موضوع اين رساله مي باشند مي پردازم. اين بخش بنا به پيشنهاد استاد عزيز آقاي دکتر چيت ساز اضافه شده .
درباره تحقيقاتي که موضوع آنها موسيقي باستان است به عناوين زير مي توان اشاره کرد: 1- بررسي موسيقي در ايران باستان، بهمن رهگذر، دانشگاه تهران 1374، اين پژوهش که مربوط به مقطع کارشناسي مي باشد از در برگيرنده موسيقي باستان تا دوره هاي تاريخي مي باشد که در راستاي مطالعات موسيقي دوره ايلام دربرگيرنده مطالب زيادي نمي باشد. 2- نگرشي بر موسيقي ايران باستان، شهناز اخوان زنجاني، دانشگاه تهران 1371، مولف سيعي بر مطالعه و بررسي موسيقي دوران هاي مختلف تاريخي نموده.3- رويکردي باستان موسيقي شناسانه بر بقاياي باستاني و موسيقايي دوره ايلام باستان، سپيده خاکسار، دانشگاه تهران 1387، اين تحقيق مهم‌ترين و تنهاترين پايان نامه اي مي باشد که مستقيما درباره موسيقي ايلام انجام شده است نگارنده اين تحقيق سعي کرده به موسيقي ايلام نگاهي باستان موسيقي شناسانه کند و در اين ميان نسبت به آنچه که تاليف نموده اند بسيار داراي اهميت مي باشد.4- موسيقي آوازي در مراسم مذهبي و غير مذهبي از ادوار باستان تا پايان قرن 19، منير دانشپوي، دانشگاه تهران 1354. 5- بررسي و شناخت آثار موسيقايي در ايران از پيش از تاريخ تا دوره اسلامي، محمد رضا باقريان نوبري، دانشگاه تهران 1374. دراين پايان نامه به صورت کلي موسيقي و آلاتموسيقايي درآثار پيش از اسلام بررسي شده و در گفتارهاي دوم و سوم آن مطالبي مربوط به موسيقي در دوران ايلام وجود دارد و در نهايت به معرفي کلي پيکرکها و آلات موسيقي در هفت تپه و شوش وارجان ونقوش برجسته کول فرح پرداخته است.6- تجلي آلات موسيقي در اشياء بخش پيش از تاريخ موزه ملي ايران، هنگامه حبشي گزواني، مرکز آموزش عالي ميراث فرهنگي 1378، در اين پايان نامه به کاتالوگ کردن تمامي آثار باستاني موسيقايي در بخش پيش از تاريخ موزه ملي پرداخته شده که موارد ايلامي آن نيز بررسي شده از اطلاعات موجود در آنها در فهرست نقوش نيز استفاده شده است.7- فهرست بندي عکس هاي سازدار موجود در موزه کاخ گلستان؛ از آلبوم هاي 1-1039، ياسمن هادي پور و مريم خدابخش، دانشگاه تهران 1382، در اين پژوهش تعدادي ازعکسهاي قاجاربه روش کد گذاري و فهرست بندي معرفي شده است. 8- فهرست بندي عکس هاي سازدار در کتابخانه مرکزي دانشگاه تهران( مقطع کارشناسي) مريم جواهرمنش ، 1382. در اين پژوهش نيز تعدادي ازعکسهاي قاجاربه روش کد گذاري و فهرست بندي معرفي شده است.9- روشي براي کد گزاري نگاره هايي که تصوير ساز دارند، بهناز باقري، دانشگاه تهران 1378. در اين پژوهش به صورت نخستين براي مينياتورهاي سازدار روش کد گذاري و فهرست بندي معرفي شده بررسي و کاتالوگ شده اند و در نهايت درستي مقياسها درمينياتورهاي ساز دار دوران اسلامي نيز در حدي مقدماتي اندازه گيري شده اند.
نگارنده فهرست مقآلاتي را که به موضوع مرتبط مي باشند (چه درباره ايلام و چه درباره موسيقي باستان، که تشخيص دادم با موضوع تحقيق مرتبط مي باشند) و ليست اطلاعات آنها در کتاب فهرست مقآلات فارسي تاليف مرحوم ايرج افشار( از جلد يکم تا ششم ) مي باشد را تهيه و در بعضي از اين مقآلات به دليل قديمي بودن و ناياب شدن مورد مطالعه قرار نگرفت. در اينجا به ليست اين مقآلات بنا به شماره مقاله و تاريخ چاپ از قديم به جديد اشاره مي شود:
جلد اول شامل فهرست مقآلات فارسي از سال 1328 تا 1338
مقاله شماره 1490: اديب طوسي، موسيقي در ايران قديم، ماهتاب، 1: 308-370
مقاله شماره 1499: وانلد بولچ، بعضي از آلات موسيقي شرقي و غربي، روزگار نو، جلد 5 شماره 4،31-40
مقاله شماره 1516: مهدي فروغ، آلات موسيقي ايران در زمان ساسانيان از روي نقوش طاق بستان، ايران و آمريکا، جلد 2 شماره 8/7،1-2
مقاله شماره 1517: مهدي فرغ، آلات موسيقي قديم ايران و ديگر کشورهاي خاورميانه، موسيقي، دوره سوم، شماره 4
مقاله شماره 1573: عبدالقادربن غيبي مراغي، آلات موسيقي ايراني (فصلي از مقاصدالالحان)، سخن، شماره 5، 202-205 و 280-283
جلد دوم فهرست مقآلات فارسي از سال 1339 تا 1345
مقاله شماره 1426: حکيميان، نظر اجمالي به سازهاي قديم ايران، موزيک ايران، جلد 6 شماره 1
جلد سوم فهرست مقآلات فارسي از سال 1346 تا 1350
مقاله شماره 1846: مهدي فروغ، بربط ساز ايراني، هنر و مردم، دوره جديد، شماره 75،5-
مقاله شماره 1859: حسينعلي ملاح، موسيقي در ايران باستان و تا?ثير آن در دوران اسلامي، فرهنگ ايران باستان، جلد 6 شماره 2،59-44
ايلام مهد اوليه تمدن ايراني، هنر و مردم، دوره جديد، شماره 58،2-7
جلد چهارم فهرست مقآلات فارسي از سال 1351 تا 1360
مقاله شماره 3984: حسين داوري آشتياني، اهميت تاريخ موسيقي ايران، گوهر، شماره 2،49-52
مقاله شماره 4002: مهدي فروغ، آلات موسيقي، نشريه انجمن فرهنگ ايران باستان، شماره 19،48-60
مقاله شماره 4003: مهدي فروغ، نفوذ موسيقي ايران باستان در کشورهاي آسياي شرقي، تاريخ و فرهنگ ايران، شماره 5،22-29
مقاله شماره 4845: عزت الله نگهبان، مقدمه اي بر تمدن و تاريخ ايلام، تاريخ، شماره 2،91
مقاله شماره 4953: دلوگاز و هلن کنتور، کاوشهاي مشترک ايران و آمريکا در چغا ميش، باستان شناسي و هنر ايران، شماره 9/10،129-141
جلد پنجم فهرست مقآلات فارسي از سال 1361 تا 1370
مقاله شماره 4643: رقيه بهزاي، موسيقي در خاورميانه باستان، چيستا، شماره 6/،ص 703-716
مقاله شماره 4705: حسن مشحون، موسيقي مذهبي ايران، آهنگ، شماره

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment