منبع پایان نامه ارشد با موضوع دانشگاه تهران، فرهنگ و تمدن، مرور زمان

در اين حوزه شناخته شده نيستند مجبور به استفاده از تمام منابع بدون در نظر گرفتن اين مقوله شدم و مطالب مربوط به دوره ايلام را از ميان هم مکتوبات باستان شناسي و هم مکتوبات موسيقي شناسان بدست آورد، البته در ميان اين منابع گروه کمي نيز وجود دارند که از طرف افرادي نوشته شده اند که هم نسبت به باستان شناسي و هم نسبت به موسيقي اطلاعات درخوري داشته‌اند.
1-3-اهداف و روش کار
يکي از مهم‌ترين دوران‌هاي تاريخي ايران که داراي اهميت بسيار مي باشد دوران تمدن ايلام است، در آثار و اشياء اين دوره شاهد مفاهيم و ارزش‌هاي فرهنگي يک قوم هستيم که در طول حيات خود به آن دست يافته و از خود به جاي گذاشته‌اند. از آن‌جايي که آثار هنري هر سرزميني جزء با ارزش‌ترين ميراث آن سرزمين مي باشند لذا اين پژوهش با در نظر گرفتن يکي از اين موارد فرهنگي در دوره ايلام که صنعت و هنر موسيقي در آثار بجاي مانده از آن تمدن است را ضمن بررسي و مطالعه بر آثار و موضوعات مربوط ، در صدد روشن کردن گوشه‌اي از ميراثي است که از گذشتگان بدست ما رسيده است و بر اصالت و پيشينه اين هنر کهن که هنوز داراي حيات ميباشد ارج و اهميت مي نهد.
اهداف مورد مطالعه در اين رساله:
– مشخص کردن قدمت آلات موسيقي از ايران معاصر تا دوره ايلام
– تاکيد بر اصالت سازهاي ايراني با استفاده از شواهد و مدارک بجاي مانده تا دوره ايلام
– مطالعه آثار بجا مانده از نوازندگان، ادوات و آلات موسيقي ايران در دوره ايلام
1-4-پرسش‌هاي تحقيق
– اهميت موضوعات بر جاي مانده درباره موسيقي ايلام در چيست؟
– شباهت‌هاي آلات موسيقي ايلام با آلات موسيقي عصر حاضر کدامند؟
– از موسيقي در دوره ايلام چه استفاده‌هايي مي‌شده است؟
1-5-فرضيه ها/پيش فرض ها
– موضوعات بر جاي مانده درباره موسيقي تمدن ايلام ما را با جايگاه موسيقي، روش انجام آن، نوازندگان و سازهاي مورد استفاده آنها آشنا مي سازد.
– از شباهتهاي ادوات موسيقي عصر حاضر با دوره ايلام علاوه بر شکل ساختار(اندازه، سيم ها و..) نوع و فرم نواختن و ترکيب قرار گيري سازها در کنار هم مي باشد.
– استفاده از موسيقي در فرهنگ ايلام بيشتر تحت تاثير عقايد حاکم بوده است(موضوعات درباري، مذهبي و…)
1-6- پيشينه مطالعات انجام شده
مطالعاتي که تا کنون مستقيما درباره موسيقي دوره سه هزار ساله ايلام انجام گرفته است بسيارمحدود بوده، از اين مطالعات تعدادي بصورت مقاله و تنها يک مورد بصورت پايان نامه بوده که نسبت به موضوعات ديگر تاريخي (ايلامي) اين مطالعات بسيار ناچيز است، از اين مطالعات بخشي توسط دانشجويان گروه موسيقي(البته نه بصورت اختصاصي نسبت به اين دوره) انجام گرفته که از لحاظ نوع نگاه به موضوع و طرح سوال و حتي استفاده از منابع مطالعاتي، با دانشجويان باستان شناسي متفاوت مي باشد. مهم‌ترين پايان نامه‌هايي که بصورت مستقيم مربوط به دوره ايلام مي باشند عبارتند از: 1- مذهب ايلام با نگرشي بر مهر هاي استوانه اي، زهره جوزي، دانشگاه تربيت مدرس، 1372، در اين تحقيق نگارنده درصدد بررسي مذهب ايلام با نگرشي بر مهرهاي استوانه اي برآمده که در اين پژوهش 55 مهر استوانه اي از ايلام که در آنها اطلاعاتي از مذهب ايلام وجود دارد را مورد مطالع قرار داده است. 2- بررسي نشانه هاي تمدني نقوش حيواني بر روي مهرهاي استوانه اي ايلام، رضا مهرآفرين، دانشگاه تربيت مدرس، 1375، در اين تحقيق طبق گفته نگارنده از بين صدها مهر و اثر مهر استوانه اي حدود 210 اثر بمنظور مطالعه و بررسي انتخاب و سپس بر اساس نوع نقوش و موجودات مختلفي که بر روي آنها نقر گرديده و دو عنوان 1ـ نقوش اساطيري 2ـ نقوش غير اساطيري، تقسيم و سپس هر يک از آنها به زير مجموعه هاي مختلفي طبقه بندي گرديده اند. 3- پژوهشي نو در سبک و کاربرد پيکره هاي انساني ايلام از آغاز تا ايلام نو، يعقوب محمدي فر، دانشگاه تربيت مدرس 1375، اين تحقيق به بررسي پيکرکهاي انساني ايلام از آغازتا ايلام نو پرداخته و همه بقاياي باقي مانده ازمجسمه هاي بزرگ تا پيکرکهاي کوچک طلا، نقره ، مفرغ ،سنگو سفال را به صورت کلي شامل مي شود. 4- تحقيق و مطالعه پيرامون پيکرک هاي گلي شوش در دوران تاريخي، مهناز رحيمي فر، دانشگاه تهران 1376، در اين رساله بطور کامل پيکرکهاي شوش وهفت تپه در دوره هاي مختلف تاريخي دوران ايلام بررسي شده است. 5-نقش مار در فرهنگ و تمدن ايلام، کتايون پلاسعيدي، دانشگاه آزاد 1379، در اين پژوهش به نقوش مهرهايي که داراي نقش مار هستند پرداخته شده است.6- پژوهشي در پيکرک هاي سفالين انساني هفت تپه، رسول بروجني، دانشگاه تهران 1382.اين پژوهش به بررسي پيکرکهاي انساني بويژه مادينه ، در هفت تپه و ابوفندوا به صورت جزئي پرداخته در بخش مختصري هم در مورد موسيقي به نوازندگان داراي پا ي کماني شکل مي پردازد . 7- معماري خانه هاي ايلامي، آزيتا ميرزايي، دانشگاه تهران 1383، دراين پايان نامه به ويژگيهاي معماري ايلامي در هفت تپه پرداخته شده است). 8- سنجش ميزان گسترش حوزه ايلام کهن 1900-1600 پيش از ميلاد، بابک رفيعي علوي علويجه، دانشگاه تهران 1386، دراين پژوهش مولف جغرافياي حوزه ايلام را از تاريخ 1900 تا 1600 که بيشتر ايلام ميانه را شامل مي شود مورد مطالعه قرار داده است, اين رساله در سه فصل و پنج بخش تنظيم شده, از نظر جغرافيايي در حوزه وسيعي از جنوب غرب ايران و از نظر موارد مورد مطالعه در حوزه باستان شناسي و زبان شناسي مي باشد. 9- تخت هاي ايلام، آيدا سجادي، دانشگاه آزاد تهران. اين رساله مورد بررسي قرار نگرفت. در پايان رساله براي اطلاع بيشتر کتب و مقآلاتي را که مربوط به موضوع اين تحقيق ميباشند ذکر شده است.
فصل اول: اجمالي در جغرافيا و پيشينه ايلام
2-1- نام و تبار ايلام
در کتاب تاريخ ايران (پيرنيا، 1389: 139) ميخوانيم که قرنها قبل از ورود آرياييان به فلات ايران، در گوشه و کنار اين سرزمين مراکز تمدن مهمي وجود داشت که يکي از آنها ايلام بود. منطقه اي که از روزگاران کهن به اين نام خوانده ميشد طبق تقسيمات جغرافيايي امروز شامل خوزستان، فارس، بوشهر، قسمتهايي از کرمان، لرستان و کردستان مي شود و سرگذشتي بس طولاني دارد. حدود اين تمدن از غرب به رود دجله، از شرق به قسمتي از پارس، از شمال به جاده بابل به همدان و از جنوب به خليج فارس مي رسيد. شهر هاي مهم آن شوش، ماداکتو( کنار کرخه) و خايدالو( خرم آباد کنوني) بود. ايلامي‌ها نام سرزمين خود را هلتامتي Haltamti يا هتامتي مي نوشتند که به معني سرزمين خدا بود و بين‌النهريني‌ها آن را به معني سرزمين مرتفع مي خواندند. قديمي ترين منبعي که نام ايلام در آن ذکر شده است احتمالا به فرن 27 قبل از ميلاد که در ميان فهرستي از نام شاهان سومري نام ايلام نيز آمده است. مردم ايلام دولت خود را انزان سوسونکا ميخواندند. مورخين عقيده دارند که ايلام لفظي سامي بوده و به قسمتي از کوهستان گفته ميشده است، در کتيبه هاي سارگن(2234-2279ق.م) آمده که اين شاه سعي داشته است که از يورش ايلامي‌ها به سرزمينهاي بين‌النهرين جلوگيري نمايد و از اين زمان به بعد اطلاعات دقيقي در مورد تاريخ ايلام در منابع به چشم مي خورد. کتبه سارگن درباره ساختار حکومت ايلام ميگويد که اداره ايآلات ايلامي بر عهده فرمانروايي است که تحت نظارت نايب السلطنه انجام وظيفه ميکند و نايب السلطنه به فرمان شاه به اداره امور مي پردازد. در اين لوح نام شوش نيز ذکر شده است.
در اينجا بايد در باره واژه ايلام اشاره شود بنا به گفته دکتر پرويز رجبي در نقد کتاب شهرياري ايلام (نوشته والترهينتس) که با ترجمه خود ايشان انجام گرفته است کلمه ايلام يک واژه عربي يا سامي نيست که آن را با “عين” بنويسيم. در يک زمان محققين ما فکر ميکردند چون در کتاب عهد عتيق( تورات ) با “عين” نوشته شده است بايد به همين صورت نوشته شود ولي هيچ دليل منطقي وجود ندارد که ما ايلام را با “عين” بنويسيم.(هينتس، 1387: 14) در همين نقد آقاي دکتر ارفعي ذکر نموده اند: واژه ايلام به صورت نوشتاري”عين”فقط در کتاب عهد عتيق(تورات) آمده است. در حالي که به اين شکل و سياق در هيچ کتابي از آن ياد نشده است. اين نام بصورت هزوارش که احتمالا قبل از سومري‌ها وارد زبان سومري شده که ابتدا بصورت”نيم” نوشته و بصورت”اَلِمُومً يااِلَمَ” و به بابلي بصورت “اَلَمتو” تلفظ شده است. به مرور زمان اين اسم در بابل به يهوديان رسيده است که آنان در کتاب مقدسشان ايلام را با”عين” آورده اند. در زبان سومري اين لفظ را بصورت هزوارش “نيم” مينويسيم.(گروه نويسندگاه ، 1378)1
اطلاع ما از عيلام تا چهل پنجاه سال قبل منحصر به ذکر مجملي بود، که تورات از آن کردهو اسم کُدُرلاعُمرْ پادشاه عيلام را در ضمن حکايتي برده(سفر پيدايش باب 14) مورخين عهد قديم هم چنان که از نوشته هاي آنها مشخص است اطلاعي از عيلام نداشتند . نام امروزي “ايلام”، يک آوانويسي اروپايي از واژه عبري “عيلام”(?êl?m) در کتاب عهد عتيق است که با”اِلام” (a) elamدر زبان سومري؛ “الام تو”(elamtu) در زبان اکدي؛ “هَتَمتي”(hatamti) و “هَلتَمتي”(haltamti) در زبان ايلامي همخواني دارد. همه اين نامها به زنجيره اي از ساختارهاي سياسي و فرهنگي در ايران جنوب غربي دوره ي باستان اشاره مي‌کنند که بيشتر با يافته‌هاي بدست آمده از شوش و مکان‌هاي نزديک به آن شناخته شده‌اند.(ماتيو و استولپر، 1389: 21)
بابلي‌ها، ارتفاعات سرزميني را که در شرق بابل قرار داشت الامتو يا الام ، يعني کوهستان، يا شايد کشور طلوع خورشيد، يعني مشرق، مي ناميدند. کشور ايلام شامل خوزستان، لرستان امروزي، استان ايلام کنوني، و کوههاي بختياري بوده است. کشور ايلام در دوره عظمت از غرب به بابل و از شرق به اصفهان مي رسيده و از دو قسمت کوهستاني و دشت تشکيل ميشده است. شهر شوش که در ناحيه دشت قرار داشت پايتخت کشور بود، و جغرافي دانان يونان و روم از جمله استرابون، ايالتي از ايلام را که شهر شوش در آن واقع بود، به مناسبت اهميت شوش سوزيان يا سوزيانا خوانده اند.(افشار سيستاني، 1372:109)
ايلامي‌ها اقوامي بودند که از هزاره چهارم تا هزاره اول پيش از ميلاد بر بخش بزرگي از سرزمين‌هاي جنوب غرب ايران حکومت مي‌کردند. آنها در مدت 2500 سال تاريخ پرفراز و نشيب، توانستند در برابر هجوم همسايگان قدرتمند خود چون سومر، آکد و بابل مقاومت کرده، استقلال و هويت خود را حفظ کنند. محدوده جغرافيايي سرزمين عيلام شامل استانهاي خوزستان، فارس، لرستان و بخشهايي از کردستان و بوشهر امروزي بود و بزرگترين شهرهاي آن شوش، اِنشان، آوان، ليان، شيماش و ماداکتو نام داشت. ايلامي ها کشور خود را هل تَمتي – به معني سرزمين خداوند – مي ناميدند. اين سرزمين کوچک خود از ايالت‌هايي تشکيل مي شد که در ظاهر مستقل بودند اما در هنگام حمله همسايگان، با يکديگر متحد مي شدند و مقابل دشمن ايستادگي ميکردند. قديمي ترين سندي که نام عيلام در آن ثبت شده است کتيبه پيروزي يکي از پادشاهان سومر است، که در آن ماجراي حمله به شهر شوش نوشته شده است.(محمد پناه، 1385: 29-28)
يکي از مهم‌ترين تمدن هاي کهن خاورميانه تمدن ايلام است، “سومري‌ها، حرف اختصاري نيم (nim) را براي ايلام بکار مي بردند و اين کلمه در زبان سومري به معناي بالا است. از اينجا مي توان نتيجه گرفت که براي ساکنان بين‌النهرين، ايلام واقعي در “بالا” و در پشت کوههاي خوزستان قرار داشت.(هينتس، 1371: 25)
درباره نژاد مردم ايلام ميان دانشمندان و محققان اختلاف است. ژاک دمرگان دانشمند فرانسوي که مدت 17 سال در شوش(پايتخت دولت عيلام) به تحقيق پرداخته و نخستين بار رياست هيات علمي فرانسه را در ايران برعهد

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment