منبع پایان نامه ارشد با موضوع اوقات فراغت، پژوهشگران

ه داشته، معتقد است که: ساکنان اوليه ايلام را سياهان حبشي تشکيل ميدادند که تمام سواحل خليج فارس تا مکران و بلوچستان را اشغال کرده بودند، بعدها اين نژاد سرزمين خود را در اختيار فاتحان گذاشته و با آنها درآميخته و نژاد دورگه اي بوجود آوردند که شامل ساکنان شوش عليا و شايد بخشي هم از کردستان باشد، او مينويسد: هرچه باشد، حتي براي مسافري که مستقيما به مسائل نژادي ذيعلاقه نيست، وجود اختلاف دورگه سياهان قديمي در شوش، موضوعي است غير قابل انکار که در هر قدم علامات آن را باز ميابد.(دمرگان، 1339: 270) سرپرسي سايکس هم با عقيده دومورگان همراه است و با استناد به گفته هال(hall) معتقد است که اين نژاد در کنار سواحل شمالي خليج فارس تا هندوستان، انتشار داشته و سومريها هم از همين نژاد منشعب اند.( سايکس، 1343: 45-46) بعضي از مورخان جديد، بوميان اوليه ايلام را مردمي شبه سياه دانسته که ظاهرا با نژاد دراويدي نسبت داشته‌اند، و اين سيه چردگان دراز جمجمه دوليکوسفال(dolicohoce?phale) را از خميره نژاد مديترانه اي ميدانند.(دياکونوف، 1386: 130-131) پرفسر گريشمن رئيس سابق هيات علمي فرانسه در شوش، در حالي که اظهار نظر قطعي درباره نژاد مردم ايلام نميکند، اين مردم را ظاهرا از نژاد آسياني(آزياني) مي‌خواند که نه به دسته سامي متعلق است، و نه به دسته هند و اروپايي و مينويسد:” اين منشا آسيايي که مابين همه اقوام آسياي غربي مشترک است بعدها موجد فرهنگ اين ناحيه خواهد گرديد و مخصوصا هنري را بوجود خواهد آورد که آن را متعلق به آسياي غربي ميدانند، و ايران، با تمدن ظروف سفالين منقوش خويش به منزله يکي از عناصر متشکله توسعه آن بشمار مي رود.”( گريشمن، 1337: 27)
2-2- نگاهي مختصر به تاريخ و جغرافياي ايلام
پيشينه راه زميني دوران تاريخي مشهور به جاده ابريشم و جاده شاهي بدون شک برمي گردد به اواخر هزاره چهارم و اوايل هزاره سوم پيش از ميلاد با پديد آمدن شبکه ارتباطات تجاري در عصر مبادلات با مناطق دوردست.(Hermann, 1982, majidzade, 1964) اين راه ها وسيله اي بودند تا ارتباط بين مراکز جديدالتأسيس شهري در ايران را با بين‌النهرين براي رساندن مواد خامي که از مناطق دوردست تهيه مي شدند فراهم آورند. نتيجه برآيند چنين تغير وضعيت به اندازه اي عظيم بود که گوردون چايلد، پيش ازتاريخي دان نامي، آن را “انقلاب شهري” توصيف کرده است(Childe,1950). اين روند که سرانجام در آغاز هزاره سوم پيش از ميلاد به اوج شکوفايي خود رسيده بود و منطقه وسيعي از بخش هاي جنوبي ايران را تحت سيطره خود درآورد ابتداي دوره آاز ايلامي بود(2700-3100ق.م.). استفاده از اصطلاح”آغاز ايلامي”، که ابتدا از آن براي ناميدن نوعي نوشتار آغاز شده بود و سپس براي ناميدن يک هويت فرهنگي بکار رفت، داراي معاني متعددي است که در نتيجه احتمال خطا در کاربرد آن منتفي نيست. پژوهشگران از اين اصطلاح به صور مختلف استفاده کرده و ميکنند. گاهي از آن براي ناميدن فرهنگ، گاهي براي ناميدن تمدن و گاهي نيز با احتيات از اين اصطلاح براي مان بردن از يک پديده خاص استفاده مي کنند.
(هلوينگ، 1389: 150)
تصوير2-1: راه هاي مهم بازرگاني در ايران و بين‌النهرين در طول دوره اروک جديد(ولي پور،1380: 30)
از تمدن ايلام، با همه سابقه ديرينه اش، شواهد و مدارک محدودي در دسترس است. هنگامي که قرار شد دانشگاه کمبريج انگلستان “تاريخ ايران” را در پنج جلد تدوين کند، نگارش تاريخ ايلام به شادروان پرفسور والترهينتس واگذار شد که رشته تخصصي او تاريخ صفويه بود و آن را در دانشگاه آلمان تدريس مي کرد. والترهينتس در اوقات فراغت به مطالعه درباره تاريخ و فرهنگ ايلام مي پرداخت و دو جلد “فرهنگ لغات ايلامي” او از آثاري هست که ماندگار خواهد بود. در ايران به تاريخ ايلاميها تا به آن درجه بي اعتنايي شده بود که مبدا? جشنهاي کذايي 2500 ساله را تا?سيس شاهنشاهي هخامنشي شمرده بودند، و ايلامي‌ها را که دير زماني پيش از آن بر پهنه وسيعي از ايران حکمروايي داشتند و نخستين دولت مقتدر فدراتيو را در کنار دولتهايي چون سومر و اَکَد و بابل و آشور بنيان نهاده بودند بکلي ناديده گرفته بودند. نخستين کسي که همت کرد و خط و زبان ايلامي را فرا گرفت و يکي از انگشت شمار ايلام شناسان جهان شد دکتر عبدالمجيد ارفعي بود که او را هم به نام زايد بر نياز، از کار بر کنار و خانه نشين کردند. بموجب اطلاعات موجود.(ملک شهميرزادي، 1370: 38)
تصوير2-2: نقشه ايلام در دوره کهن ( ارفعي، 1387: 16)
ايلام شامل دشت خوزستان و ارتفاعات همجوار آن مي شده است. روابط کشورهاي بين‌النهرين با ايلام، هرچند اکثرا خصمانه، هميشه برقرار بوده است. منابع سرشار مواد معدني و قابليت بسيار زياد کشاورزي ايلام سبب پيدايش ويژگي هاي جغرافيايي-سياسي خاص منطقه و برانگيخته شدن طمع همسايگان، مخصوصا سومري‌ها به منابع ايلام بوده است. ايلام از چند بخش تشکيل مي شد شامل اَوان، انشان و سيماش، در درجه اول، ورخشه و زاکار، همسايگان آن در شمال غرب. حاکم نشين اَوان محلي بوده نزديک شوشتر کنوني و شوش شهر عمده اين حاکم نشين بوده است. شوش در اَوان نسبتي مشابه نسبت تبريز در زمان قاجاريه به ايران را داشته است.(شهميرزادي، 1370: 40) بطور کلي مملکت ايلام شامل خوزستان، لرستان، پشت کوه و بخشي از پارس يعني انشان يا انزان بود که از شمال به حدود کرمانشاه در غرب به دجله و در جنوب در سواحل خليج فارس به ليان يعني بوشهر کنوني مي رسيد.(پيرنيا، 1389: 130) هرچند نظريه هايي دامنه قلمرو ايلام از جنوب را فراتراز ليان و حتي تا ميناب ( ويلسون، 1366: 334)، و بحرين ترسيم مي نمايد ولي سندي که به شکل متقن و مشخص به اين امر صحه بگذارد تا بحال پيدا نشده. منطقه شوش يعني محل اصلي استقرار ايلامي‌ها بين دو رود خواسپ( کرخه) در غرب و کوپراتس(رود دز) در شرق و اولاي يا اولئوس در شمال قرار داشت.(ديولافوا، 1371: 249-250)
تصوير2-3: نقشه گشترش ايلام(ارفعي، 1387: 18)
تمدن ايلام شامل دو منطقه کوهستاني و جلگه مي شد. اما بخش کوهستاني آن به اندازه جلگه هايش شناخته شده نيست و قشمت اعظم اطلاعات از بخش جلکه اي آن يعني شوش بدست آمده که مدت زمان زيادي پايتخت ايلام بوده است. منابع اوليه بدست آمده از ايلام به زباني است که با هيچ يک از زبانهاي شناخته شده نسبت ندارد و به همين مناسبت برخي از آثار آن هنوز خوانده نشده است. اما در نهايت پيوند زندگي ساکنان کوهستان و دشت براي ايلام اين امکان را بوجود آورد تا به سطحي عالي از تمدن برسند. جلگه هاي قابل آبياري و حاصلخيز آن و کوهستانهاي غني از چوب و سنگهاي فلزي امکان اين پيوند را فراهم ساخت. مطالعه تاريخ ايلام و نظري گذرا بر اقدامات شاهان در عصر طلايي اين تمدن، ما را متوجه ميکند که ايلامي‌ها از دوران‌هاي اوليه تاريخ خود مدرک کتبي بر جاي نگذاشته‌اند و تنها نام آنان در چند اکدي آمده است، که در آنها به نام شوش يعني منطقه جلگه ايران اشاره شده است. ساکنين جلگه پس از کشمکش هاي بسيار با کوه نشينان توانستند حيات سياسي خود را آغاز کنند و وحدت سياسي ايلام با اتحاد ايآلات و بيشتر هم از طريق ازدواج هاي سياسي استحکام يافت. همانطور که ساکنين بين‌النهرين به منابع و محصولات غني ايلام نياز داشتند، ايلامي‌ها نيز براي دست يافتن به ثروتهاي متمرکز در شهرهاي بين‌النهرين، آن سرزمين را بارها مورد تهاجم قرار دادند و اين تاخت و تازها موجب ذکر نام آنان در کتيبه هاي بين‌النهرين شد.(فاظلي پور، 1378: 31و34)
اظهار نظر بعضي از دانشمندان پيرامون پايتخت هاي ايلام:
“والتر هينتس” موقعيت شوش را تا?يد ميکند. “اوان” را در شمال شوش، “انزان” را نزديک شيراز و “سيماشکي” را نزديک خرم آباد مي داند.( هينتس، 1371: 22)
“پيرآميه” شوش را تا?يد و “سيماشکي و اوان” را در جنوب شوش و “انزان” را در نزديک شيراز مطرح مي نمايد.(آميه، 1349: 68)
“جرج کامرون” شوش را تا?يد و “اوان” را در شمال شوش و “سيماشکي” را در غرب اصفهان مي داند و “فرانس والا” از نقطه نظر زبانشناسي، شوش را “هان تان”، “اوان” را در شمال شوش و نمي تواند دو ايالت ديگر را شناسايي کند.
بطور کلي يک تقسيم بندي از تاريخ سلسله اي ايلام به شرح زير است:
سلسله پادشاهان آوان ( 2200-2670ق.م.) يا (220-2500ق.م.)
دوره تاريک اول (2100-2200ق.م.)
پادشاهان سيماش (1850-2100ق.م.)
دوره سلسله اپارتي يا سوکل مخ ها (نايب السلطنه هاي بزرگ) (1505-1830ق.م.) يا (1520-1850ق.م.)
دوره تاريک دوم به مدت 150 سال (1350-1500ق.م.)
سلسله ايگهالکي (در انزان يا انشان) (1210-1350ق.م.)
سلسله شوترکي (1110-1205ق.م.) عصر طلايي ايلام
دوره تاريک سوم (760-1110ق.م.)
سلسله پادشاهان ايلام نو (640-760ق.م.).( کابلي، 1373: 22-23)
قرون تاريخي ايلام به سه قسمت تقسيم مي شود:
الف- عهدي که تاريخ ايلام ارتباط کامل با تاريخ سومري‌ها و اکدي ها دارد( از زمانهاي قديم تا 2225ق.م).
ب- عهدي که گذشته هاي ايلام، با تاريخ دولت بابل مربوط مي شود(2225-745ق.م).
ج- دوره اي که طرف دولت ايلام، دولت جديد آشور است( 745-645-ق.م).(پيرنيا، 1344: 133)
عهد اول
در اين عهد تارخ ايلام تاريک است. با وجود اين ديده مي شود که پاتسي هاي سومر و اکد با ايلامي‌ها جنگ هاي دفاعي ميکنند، اگر هم گاهي غلبه مي يابند، تسلط آنها بر ايلام دوامي ندارد و بالاخره ايلام بر سومر و اکد دست يافته دولت اين مردمان را برمي افکند. از اوضاع داخلي ايلام در اين عهد به تحقيق نمي توان چيزهاي زياد گفت، همين قدر معلوم است که ايلامي‌ها از همسايگان غربي (سومري‌ها و سامي ها) از حيث تمدن پست تر بودند و چون مملکت آنها بيش تر کوهستاني بود و راه هايي که مساعد با تجارت باشد وجود نداشت، اين ملت از مراکز عمران و تجارت دنياي آن روز دور مي زيست. از حيث تشکيلات مملکتي نيز چنين بنظر مي آيد، که به استثناي مواقعي که دشمن خارجي استقلال ايلام را تهديد مي کرد، هر يک از اقوام و طوايف زندگاني سياسي و اجتماعي جداگانه داشتند، بخصوص مردمان کوهستاني آن که هميشه استقلال خود را حفظ مي کردند. رفتار ايلامي‌ها در مواقع غلبه بر سومري‌ها و مردمان سامي خيلي خشن بود و گاهي هم از شقاوت آنها نسبت به ملل مغلوبه بعض نتايج تاريخي حاصل مي شد.( پيرنيا، 1383: 36)
عهد دوم
در اين عهد ايلامي‌ها با پادشاهان بابل در زد وخوردند. در دوره کاسّوها”خورباتيلا” پادشاه ايلام با”کوري گالزو” پادشاه بابل جنگيد و بعد، شوتروک ناخون تا بابل را گرفته، اشياي نفيسه آنرا غارت کرده به شوش برد و بالاخره تاخت و تاز ايلامي‌ها دولت کاسّوها را از پاي درآورد. از پادشاهان نامي ايلام در اين دوره”شيل خاکين شوش ناک” است. اين پادشاه بناهاي زياد کرد و يکي از کارهاي او اين است: هر بنايي را که تعمير مي کرد، مينوشت اين بنا را کي ساخته بود و چه کتيبه اي داشت، عين آن کتيبه را، که به زبان سامي بود، مي نويساند و ترجمه انزاني را بدان ميافزود.
عهد سوم
وقايع عمده اين عهد عبارت است از جنگهاي آشور با ايلام. توضيح آن که ايلام تا اين زمان با آشور همسايه نبود، زيرا بين اين دو دولت مردمان کوهستاني واقع شده بودند، وليکن در زمان تيگلات پالسَرْ چهارم آشوري‌ها با مردمان مزبور جنگيده بعضي را کاملا مطيع کردند و برخي را نيم مستقل گذاردند. پس از آن ايلام دولت همجوار آشور گرديد.( پيرنيا، 1383: 136-138)
سقوط ايلام
در زمان چرخش هزاره دوم به هزاره اول قبل از ميلاد، قطحي بزرگي در بين‌النهرين رخ داد، فاجعه اي مانند آن در خوزستان هم بوجود آمد. همچنين آشوب سياسي به همان بزرگي و شايد

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment