منبع پایان نامه ارشد با موضوع استان خوزستان، زنان باردار

مهيب تر نيز ظاهر شد که استقرار ها را به طرف دره هاي خوزستان شرقي عقب کشاند.
(Miroschedji p.de 1990 Iranica antiqua25 p: 49)
جنگ شاه بابلي نبوکد نصر(1104-1125ق.م.) قدرت سياسي ايلامي‌ها را که براي مدت طولاني برتري سياسي در منطقه داشتند را کاسته بود. پس از آن نيز با حمله شاهان آشور به شمال غرب ايلام که در اين زمان بسيار ضعيف شده بودند، شاهان جلگه خوزستان جاي خود را در فارس از دست داده و گروه هاي جديدي به ايلامي‌هاي فارس فشار آورده و آنها را به طرف غرب کوچانيدند. در حدود 1000قبل از ميلاد شاهان ايلامي فقط سرزمينهاي شمال و شرق خوزستان را تحت سلطه خود داشتند. اما در انتهاي قرن هشتم قبل از ميلاد يک تجديد حيات و احياء را در منابع تاريخي و باستان شناسي شوش از قدرت ايلامي‌ها مشاهده ميکنيم. در اين هنگام خوزستان با بابلي‌ها و ايلامي‌هاي نجد متحد مي شود و يک چالش عظيم جنگي به مدت يک قرن با آشور بوجود مي آيد. در شوش يک معبد کوچک از اينشوشيناک که منقوش با آجرهاي لعابدار و تزئينات لعابي مي باشد از ارگ بدست آمده است. حجم فراوان وسايل مربوط به تدفين که شامل جواهرات، طلا، تزئينات با ارزش و شيشه هاي لعابدار نيز نشان دهنده يک وضعيت مناسب در منطقه مي باشد. شوش مرکز آئيني و فرهنگي و شهرهاي ماداکتو و هيدالتو مرکز سياسي و نظامي شدند.
در 645 ق.م . پادشاه آشور که از نتايج جنگ هاي قبل ناراضي بود، باز در پي بهانه براي جنگ با ايلام برآمد و با اين مقصود تام ماري تو را به ايلام فرستاده از خوم بان کالداش رد کردن کلداني هاي مذکور و مجسمه “نه نه” را خواست. براي پادشاه ايلام قبول کردن اين تکاليف با مرگ او مساوي بود. بنابراين تصميم گرفت مقاومت کند. آشوري‌ها وارد شوش شده در اينجا آنچه خواستند کردند: خزانه پادشاهان ايلام که از غنايم جنگهاي سابق پر بود، بدست آشوري‌ها افتاد طلا و نقره اي که بابل در موقع اتحاد به ايلام داده بود، با مجسمه ها، اشياي نفيسه معابد ايلام و آنچه در خانه ها از ثروت و اشياي قيمتي بود به نينوا منتقل شد. آشوري‌ها به کشتار و غارت اکتفا نکرده استخوانهاي پادشاهان ايلام و اشخاص نامي را بيرون آورده به نينوا فرستادند.
ترجمه کتيبه آشورباني پال راجع به فتوحات او در ايلام”خاک شهر شوشان، شهر ماداکتو و شهرهاي ديگر را تماما‍‍ به آشور کشيدم و در مدت يک ماه و يک روز کشور ايلام را به تمامي عرض آن جارو کردم. من اين مملکت را از عبور حشم، گوسفند و نيز از نغمات موسيقي بي نصيب ساختم و به درندگان، مارها، جانوران کوير و غزال اجازه دادم که آن را فرو گيرند”.( پيرنيا، 1383: 140-141)
2-3- مذهب عقايد و خدايان ايلام
مذهب ايلام اگر جه در طول هزاران سال تداومي منطقي داشته، اما مدارک موجود براي شناخت آن اندک و پراکنده است. اين مدارک نفوذ مذهب را براي فرمانروايان و مردم ايلام باستان آشکار مي سازند و نيز نشان ميدهند که مذهب ايلامي نکات مشترک و در عين حال ويژگيهاي کاملا مشخص و متمايز کننده اي با مذهب همسايه غربي خود، بين‌النهرين داشته است. اين ويژگي ها شامل: احترام خاص براي نيروهاي جهان زيرين، سحر و جادو عنصر زن و پرستش مار بوده است. مذهب ايلام در تمام دوران ها جنبه اي جادويي داشته بطوري که حتي آشوري‌هاي خون سرد را نيز تحت تأثير قرار داده بود. براي بين‌النهريني‌ها، ايلام هميشه سرزمين ساحران و شياطين بوده است. (R. Labat, Orient 17, 1949, 5f.)
بايد گفت که از دوران اوليه ايلام متاسفانه هيچ معبدي برجاي نمانده و تنها بوسيله نقوش و مهرها و تصامير برجاي مانده از هزاره سوم پيش از ميلاد مي توان به شکل ظاهري اين بنا پي برد. در ايلام قديم معابد نسبتا مرتفع بوده اند و شکل ظاهري آنان چهار گوش بوده است (مربع مستطيل) و بر روي يک پايه ايوان مانند قرار مي گرفتند. اين معابد داراي آجرکاري بوده اند و در قسمت جلو روزنه دار و در جلوي معبد دو چهارچوب بلند در ديده مي شود که احتمالا در سمت راست تنها جنبه تزئيني دارد و در سمت چپ براي ورود به معبد بوده و بوسيله پرده اي حصيري تا نيمه پوشيده شده است.(مجيدزاده، 1370: 77) يکي از اصلي ترين ويژگي هاي معابد ايلام وجود سه شاخ بزرگ در طرفين ديوارهاي آم مي باشد؛ با استفاده از کتيبه هاي ايلامي مي توان پي برد که ايلاميان اين شاخ ها را نماد الوهيت مي دانسته اند؛ پادشاه ايلامي شيلهک اين شوشيناک از تعمير و دوباره سازي بيست معبد در 1200 ق.م به خود باليده است وهمچنين آشور‌بانيپال فاتح آشوري شوش در کتيبه هاي خود از فرمان پايين کشيدن شاخرهاي برنزي ريخته گري شده از زيگورات شوش به خود مفتخر بوده است. معابد همچنين داراي محراب ها و مذبح هايي بودند که هنوز هم روي بسياري از آنان مجاري تعبيه شده براي جاري شدن خون قرباني و يا مشروبات نذر شده نمايان است. (حيدرپور، 1381: 130)
اگر چه اسناد و مدارک بدست آمده در خصوص مذهب ايلام بسيار ناچيز است، اما همين مدارک اندک که شامل شواهدي از بناهاي تاريخي، نقوش برجسته، پيکره ها، مهرهاو آثار مهرها… مي باشد ثابت ميکند که دين و اعتقادات مذهبي نقش بسزايي را در زندگي پادشاهان و مردمان ايلام داشته است؛ هرچند بر اساس آثار باستان شناسي بدست آمده مي توان نقاط اشتراکي را ميان مذهب ايلام و بين‌النهرين مشاهده نمود اما از سويي ديگر مي توان به ويژگيها و خصوصيات منحصر به فرد مذهب ايلام پي برد. از جمله اين تمايزات و ويژگيها عبارتند از: احترام و اهميت وافر به جنس زن و تا حدودي اعتقاد به مادر سالاري، پرستش مار، اعتقاد به سحر و جادو و تأثير نيروهاي مافوق طبيعي و نيز قائل شدن به وجود زندگي پس از مرگ.
( آميه، 1349: 68)
ايلاميان خدايان متعددي را پرستش مي کردند و گاهي به علت داشتن روابط نزديک با جلگه بين‌النهرين تابع خدايان آنان نيز بودند زيرا وجود رودخانه هاي دجله و فرات در بين‌النهرين و کرخه و دز در استان خوزستان و فقدان هر گونه موانع طبيعي و وجود کانالهاي قابل کشتي راني در طول زمان سرتاسر اين منطقه را بهم مرتبط مي ساخته و سهولتي در رفت و آمد ايجاد مي نموده، در نتيجه مراکز فرهنگي با يکديگر کاملا در تماس بوده و باعث ايجاد فرهنگي يکپارچه و پيدايش تمدن و تشکيلات حکومتي در بين‌النهرين و ايلام بود و همچنين شباهت هاي متقابل فراواني نيز بين عناصر فرهنگي جلگه خوزستان و جنوب بين‌النهرين بخصوص در دوران‌هاي قبل از تاريخ به چشم مي خورد.
منطقه انشان يا انزان که شامل قسمتهاي شمالي و شرقي خوزستان و نواحي مرکزي و غرب و جنوب فارس بوده در تکوين اين تمدن سهم بسزايي داشته‌اند و شهر باستاني شوش که در محل تلاقي رودخانه کرخه و دز در کنار رودخانه شاوور قرار داشته نيز مرکز تمدن ايلام شناخته شده است.
بر روي کتيبه ها و آجر نوشته هاي مکشوفه از چغازنبيل اسامي دو تن از خدايان متعدد ايلامي که از همه برتر بودند يکي هومبان و ديگري اينشوشيناک نوشته نشده است و اسامي بقيه آنها نوشته شده است ولي اقلب فرمانروايان ايلامي در آثار بجا مانده از خود مکررا از الهه گري ريشا (Giririsha) نام برده اند.
( گنجوي، 1384: 61)
در اواسط هزاره سوم پيش از ميلاد براي نخستيب بار، با نامهاي ايزدان ايلامي به صورت جزيي از نامهاي مرکب پادشاهان روبرو مي شويم. در زمان حکومت لوخ-خيشان ( Lukh Khissha) در آوان- معاصر با سارگن اکدي (حدود 2279-2334ق.م.)- از نايب السلطنه اي ايلامي به نام سنم-سيموت (sanam-simut) ذکري به ميان آمده است. بنابراين سيموت (simut) اولين ايزد ايلامي است که در تاريخ ظاهر شده است. البته قابل توجه است که شيلهاک اينشوشيناک اول (shilkhak-inshushinak I) حدود 1150-1120 ق.م بعدها سموت را “ايزد ايلام” خوانده است. در جايي ديگر، از او با عنوان “پيک نيرومند ايزدان” ياد شده است. سيموت در طي قرنها ف بخصوص در اسامي دوران ايلام قديم (تا حدود قرن 15 ق.م.) همواره ظاهر مي شود، اما او هرگز داراي مقام شامخي نبود ايزد- بانوي همسر او، منزت (Manzat) بود. اين نام که از اکدي گرفته شده است به معناي “رنگين کمان” است. نام منزت هم مانند نام شوهرش در چند نام خاص ايلام قديم ديده مي شود که تعدادي از آنها اسامي زنان هستند. پس از سال 1050ق.م. اين ايزد بانو را به جاي “منزت” نين آلي (NIN-ali) يا بلت آلي (Belet-ali) يعني “بانوي شهر” ناميدند. احتمالا يکي از وظايف اين ايزد-بانو مراقبت از زنان باردار بوده است، زيرا هداياي نذري پيدا شده در معبد او در دوراونتاش (چغازنبيل امروزي) زناني را نشان مي دهد که سينه هاي خود را بالا گرفته اند. در اين صورت رقيب اصلي اين ايزد بانو لاماشتو (Lamashtu) ترسناک است. لاماشتو عامل تب و لرز و مرگ ومير نوزادان بوده و در يک متن جادويي که از اوروک بدست آمده “يک ايلامي” ناميده شده است. در ايلام وظيفه او نگهباني معابد بوده است. جانشين لوخ-خيشان ، هيشپ راتپ (Khishep-ratep) بود (حدود 2330 ق.م.) که نامش به معناي “روزي دهنده مشهور” است. در اصل اين نام بايد قسمتي از يک نام بلندتر باشد که در آن “هشپ- راتپ” به منزله نام ايزد در اسامي ترکيبي ديده مي شود معمولا اسامي خاص بصورت ترکيبي بودند، مثلا:”ايزد فلان مرا دوست دارد” يا “ايزد بهمان حامي من يا حامي او است”. هنگامي که اين جمله ها که به منزله نامهاي خاص بکار مي رفتند، طولاني مي شدند آنها را مختصر مي کردند، به طوريکه فقط نام ايزد باقي مي ماند. “پ” جمع در آخر نامها، دلالت بر يک گروه از ايزدان دارد. در واقع گروهي از ايزدان وجود دارند که حدود بيش از هزار سال بعد، اونتاش ناپيريشا (Untash-Napirisha) حدود 1275-1240 ق.م. درشهر مقدس دوراونتاش معبدي برايشان ساخت. اين ايزدان نپ-راتپ (Nap-ratep) يا “ايزدان روزي دهنده” خوانده مي شوند.( هايدماري کخ، 1382: 11)
مطالعات و بررسي‌هاي باستان شناسي نشان داده است که ايلامي‌ها در کنار مجموعه هاي مذهبي، خصوصا در معابد خدايان خود، حوض هاي بزرگ يا کوچک و يا اينکه ظرف هاي سفالي بزرگي که داخل آنها پر از آب بود، وجود داشته است که نيايشگران ايلامي قبل از اينکه به حضور خدا در معابد مشرف گردند خود را بوسيله آب اين مخازن شستشو و غسل مي دادند. در خصوص مطلب فوق، جي گروپ، در مقاله خود تحت عنوان “مراسم آيين تطهير در ايلام” مي گويد: وسط حيات مرکزي معبد B و A اينشوشيناک در چغازنبيل يک حوض آب وجود داشته که نيايشگران قبل از اينکه به حضور خدا برسند، خود را در اين حوض تطهير مي کردند. همچنين مي گويد بر اساس اطلاعات و کشفيات بدست آمده توسط هيا?ت باستان شناسي فرانسه در شوش، در کنار معابد مختلف بدست آمده در شوش، محل هاي وجود حوض آب نيز مشاهده گرديده است.
بخش عمده اي از باورها و انديشه هاي ديني و اسطوره اي ايلاميان بر نوعي عبوديت و احترام به زن و زنانگي و پرستش “مار” استوار بوده است. در باورهاي ايلامي “مار” موجودي مقدس و حافظ آب و خرد و ثروت و عامل دور دارنده نيروهاي اهريمني دانسته مي شد. حضور تصوير مار بر روي بسيارياز اشياء و ظروف و نگاره هاي بازمانده از ايلام، نمودار اهميت نماد مار و بويژه نقش برکت بخشي آن مي باشد.
قوم ايلام براي خدايان و الهه هاي مورد پرستش خود نيايشگاه ها و معابدي بر پا مي کردند. از دوران‌هاي اوليه ايلام هيچ اثري از معبد و يا ساختمان مذهبي بر جاي نمانده است؛ ولي از روي نقوش مهرهاي استوانه اي هزاره سوم ق.م. مي توان به چگونگي معماري آنها پي برد. ظاهرا اين معابد راستگوشه بوده و بر بالاي مصطبه مانندي قرار مي گرفتند. آنها داري سقفي مسطح و پنجره هاي کوچک راستگوشه، به منظور جريان يافتن هوا و تا?مين نور بودند.( هينتس، 1371: 69)
يکي از مراسم مذهبي ايلامي‌ها نيايش در

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment