منبع مقاله درباره کودک و نوجوان

داشت. هشت سال شهادتطلبي، عشق، ايثار و رشادت و از جان گذشتگي و حماسه آفريني فرزندان اين مرز و بوم
حادثهاي بود که به رويداد قرنها پيش؛ يعني حماسهي عاشورا ميمانست و ريشه در فرهنگ عاشورا و مظلوميت مردان خود و حماسهي کربلا داشت.
بيشک اين حادثهي عظيم، تأثيري ژرف بر ذهن و انديشهي تمامي دلسوختگان و عاشقان انقلاب گذاشت و هر کس به سهم خود، سعي در اداي دين و رسالت ديني خود داشت و يقيناً شاعران متعهد و دلسوز نيز از اين امر مستثني نبودند، چه آنان که از سالها قبل ميسرودند و چه جواناني که در کنار سنگر، قلم به دست گرفته بوند و با نگاهي به گذشتهي پر بار ادب فارسي،هم چون نگاهي که در مبارزه به سيد وسالار عشق، حسين بن علي (ع) داشتند سر مشق ميگرفتند و ميسرودند، همه و همه در آغاز راهي بودند که اين حادثهي بزرگ، با تمامي ابعادش پيش پاي آنان گذاشته بود.
قدر مسلم اين بود که نمود اوّليهي تصويرهاي اين حادثه در شعر شاعران انقلاب با آن چه در
سالهاي مياني جنگ و پس از جنگ به وجود آمد، متفاوت بود.”در اين مسير ميتوانيم شعر دفاع مقدّس را به سه دورهي تقريبي با ويژگي هاي خاص تقسيم کنيم. دورهي اوّل: جوانههاي شعر جنگ
دوره دوم: دوران تجرد و دروني شدن شعر جنگ؛ دورهي سوم: شعر جنگ بعد از خاتمهي جنگ.” (همان، صص 67-66)
دورهي اوّل : جوانههاي شعر جنگ
همانگونه که اشاره شد، شعر دفاع مقدّس، با آغاز جنگ تحميلي و شروع رشادتها و غرورآفرينيهاي جوانان ايران اسلامي، پاي به ميدان گذاشت و سر از مطبوعات و جرايد و حتّي
ميدانهاي جنگ و تمامي رسانههاي سمعي و بصري درآورد. شعر جنگ، همراه با حس مقاومت و مبارزه بعد از فرو نشستن گرد و غبار اوّلين گلولهها، در دل و جان مردم جوانه زد، در آغوش آنها بزرگ شد، رشد کرد همراهشان خنديد و گريست، با بچهها به خط زد، شهيد شد و تا آخر هم با مردم ماند.
از ويژگيهاي بارز شعر اين دوره؛ بايد به نمود مضامين مختلف مربوط به جنگ در آن اشاره کرد.شاعر، تصاوير شعري خود را از واقعيتها ميگيرد و کمتر توجهي به کنايه و تصاوير مخيل و سمبوليک دارد. در شعر اين دوره، بيشترين توجه شاعران به تشبيههاي صريح براي بيان واقعه گويي بر مبناي اخبار جنگ است. شاعر سعي ميکند تا آن چه را شنيده يا در ميدان مبارزه به چشم ديده ، بدون هيچ کم و کاستي به مخاطب خود عرضه کند؛ امّا عمق و ناگهاني حادثه به حدي است، که شاعر مجالي براي پرداخت مخيل تصويرهاي شعر خود ندارد. شعار زدگي و کمرنگ بودن عاطفه و تخيّل در شعر اين دوره سبب کاهش ارزش ادبي آن شده است. شاعران اين دوره، گاه در شعر خويش بي هيچ تکلف و تصنعي با صميميت و صداقت هر چه تمامتر، دعوت کنندهي رزمندگان وامت مسلمان به ادامهي مبارزه و استقامت در مقابل دشمنان ميشوند و بدين ترتيب ميکوشند، دين خويش را نسبت به جامعه و مردم خود ادا کنند. سيد حسن حسيني يکي از شاعران در غزلي به نام “سنگ نصر من الله ” با مطلع:
اي زده شعله به شب بارقهي باورتان
پيش تا صبح ظفر دست خدا ياورتان
(حسيني، 1363، ص 14)
در راستاي چنين رسالتي حرکت کرده است. ستايش او از رزمندگان اسلام گاه جلوهي باشکوهي
مييابد. مثلاً در بيت دوم غزل، آن جا که ميگويد:
سينه سرخان مهاجر به شما رشک بردند
که شفق وام گرفته است زبال و پرتان
در واقع با تشبيهي زيبا، رزمندگان را به پرندگاني مانند کرده است که سرخي شفق، وامدار سرخي بال و پر آنهاست. غزل در ادامه، بياني بسيار صريح و شعاري مييابد که از ويژگيهاي عمومي اين دوره است. مثل اين بيت:
اي همه حامي اسلام به هنگام نبرد
عرشيان بال گشايند فراز از سرتان
يا:
بانگ تکبير شما مژدهي فتحي است قريب
تا دژ نصر من الله بود سنگرتان
“البته اين شعرها، در سالها و دهههاي آينده نميتواند همان انگيزش و هيجان و تأثيرپذيري را ايجاد کند که در زمان خاص خودش؛ زيرا زمان و موقعيت خاص آن، چنين زباني را ميطلبد و شعر جنگ ناگزير ميبايد اين دوره را طي ميکرد و از اين منزل ميگذشت و نيز، به لحاظ وضعيت نظامي ما در آغاز جنگ و لزوم اعتقاد به اين حقيقت که هيچ چيز جز جانبازي مردم نميتواند سر راه دشمن باشد، غير قابل اجتناب بودن اين نوع شعر روشن ميشود.” (قاسمي، 1381، ص 68)
در اين دوره، از شعر دفاع، شاهد استفادهي شاعران از واژههايي با بسامد بالا در تصوير سازي هستيم. گاه قرار گرفتن کلماتي چون: “گل”، “خون”، “شهيد”، “شهادت”، “خونين” و … در رديف و ترکيبات مختلف، سبب زيبايي شعر و همچنين پر رنگتر شدن زمينهي محتوايي شعر اين دوره ميشود. مانند شعر ذيل از نصر الله مرداني:
به بام فاجعه در اين سپيدهي خون
مکن به گور دلم گريه، اي رفيق دلاور
بخوان ترانهي رگبار اي مسلسل بيدار
گل گلوله شکافد اگر دهان تو خواند
سرود سرخ بخواند سر بريدهي خونين
بگو حکايت خون بادل دريدهي خون
که گل، گلولهي دشمن کند به ديدهي خون
سپاه خون تو خونينترين قصيدهي خونين
(مرداني، 1364، ص 69)
ويژگي ديگرشعر اين دوره، روي آوردن شاعران به قالبهاي کوتاه و موجز دوبيتي و رباعي است. مانند رباعي ذيل:
خصم آمده اي تفنگ مبهوتش کن
يک لطف تو جا در دل و جانش گيرد
از راه رسيده چارهي قوتش کن
مهمان طعام سرب و باروتش کن
(حسيني، 1363، ص 69)
دورهي دوم: دورهي تجرّد و دروني شدن شعر جنگ
اين دوره، اگر چه مقطع زماني خاصي را نميتواند شامل شود، امّا به طور کلّي بايد گفت که
ويژگيهاي خود را دارد، آن هم در اين دوره که آغاز آن خارج شدن شعر از جنبهي مصداقي آن و پرداختن به مفاهيم کلّي و برتر مشترک روح انساني است. اگر شاعر دورهي اوّل از جامعه براي جامعه
ميگفت، در دورهي دوم، از تأثير دردها و شاديهاي جامعه بر دل و جان واحساس و انديشهي خودش براي مردم ميگويد. “شعر درونيتر ميشود و همين ويژگي، شعر اين دوره را صميميتر، زيباتر و عاطفيتر و به همان نسبت ماندنيتر ميکند.” (قاسمي، 1381، ص 70)
طنين مظلوميت و حزن و اندوه آميخته با غرور انساني و بيان صميمانهي مضامين و موضوعات مختلف از شاخصههاي مهم شعر اين دوره است. در اين دوره، شاهد نگرش کلّي شاعر به مفاهيم ماندگار و عقايد برتر ديني و مذهبي هستيم. او هماهنگي خاصي را بين آرمانها و ارزشهاي اسلامي – انقلابي خود و باورهاي ديني مذهبياش احساس ميکند و انعکاس دهندهي تلفيقي از شور و حماسهي دفاع مقدّس و الگوي بزرگ انقلاب و رزمندگان؛ يعني حماسهي عظيم عاشوراست.
دورهي سوم: شعر جنگ بعد از خاتمه ي جنگ
اين دوره کاملاً متمايز از دورههاي قبلي است و شعر آن حال و هواي خاص خود را داراست. در اين دوره، طنين مظلوميت و حزن و اندوه سرشار و عميق همراه با ياد از خودگذشتگيها و
حماسهآفرينيهاي رزمندگان اسلام، حسرت و دريغ جا ماندن از کاروان شهيدان، تنهايي و غربت، شرم از شهيدان و پاي در گل تعلقات دنيايي ماندن، از موضوعات اصلي شعر شاعران است. نکتهي ديگر اين دوره، ظهور مضامين و موضوعاتي در شعر است که لحن تند و نيشدار و گاه آميخته با حزن و اندوهي تلخ از جامعه را با خود همراه دارند که نمود بيشتر اين گونه شعرهاي اعتراض آميز، بيشتر در شعرهاي نو و سپيد جلوه ميکند. خلاصه اين که شعر جنگ به دو صورت درحيطهي ادبي باقي خواهد ماند:
الف- باقي ماندن مصداقها: شعرهايي که احساسات شاعر را، دربارهي حالتهاي انساني مجرد از
موقعيتهاي خاص که به ناچار محدود به زمان است مطرح مي کند، مثل مرثيه هايي که در سوگ شهدا سروده شده است و يا از بيان آرزوهاي روح بلند انساني، براي پريدن از محبس تنگ دنيا از دريچههاي باز شهادت، عشق به وطن، مقابله با تجاوز گران و …
ب- ماندگاري مفاهيم: شعر جنگ، به نوعي احياگر ارزشهاي ما در شعر بوده است. ارزشهايي که بالاتر از زمان و اقتضاي شرايط قرار دارند و به همين سبب کهنه نميشوند. شعر جنگ اين ارزشها را به شکلي زنده پر تحرک و پويا در روند رشد شعر فارسي وارد نموده است. بنابراين ممکن است جريان شعر جنگ به طور خاص متوقف شود، امّا مضامين برخاسته از آن به طور قطع به نحوي در شعر و ادبيات ما، ماندگار خواهد شد.
8-3- دفاع مقدّس در شعر کودک
جنگ تحميلي و حوادث و پيامدهاي ناشي از آن نيز، در شعر کودک و نوجوان، به شکلهاي گوناگون نمود يافته است؛ هر چند نمودهايي که از شاعران در اين زمينه داريم، به لحاظ کمي بسيار اندک و به لحاظ کيفي تکراري است. شعرهايي که با موضوع دفاع مقدّس براي کودک سروده شده را ميتوان به لحاظ موضوعي در چند محور مورد بررسي قرار داد:
الف) ذکر و توصيف و ياد روزهاي جنگ:
فصل، فصل ميهماني بود و نور
فصل رويش، گل شدن، فصل غرور
بچهها مثل پرستوهاي شاد
کوچ ميکردند روي بال باد
يک به يک پر ميزدند از خانهها
دستهاشان داشت بوي کربلا
بچههاي شهر ما گلچين شدند
کوچهها با نامشان آذين شدند
فصل گل، فصل دعا، يادش به خير
فصل سرخ لالهها، يادش به خير
(هاشمي، 1376، ص 10)
در سرودههايي مانند شعر فوق، شاعر تصويري کلّي همراه با توصيفاتي شاعرانه از روزهاي جبهه و جنگ ارائه ميدهد. در اين سرودهها، به عبارت و ترکبياتي چون فصل رويش، فصل سرخ لالهها و غيره برميخوريم که بعدها از فرط تکرار، حالت کليشه مييابند.
روي دست سبز آن دريا دلان
موج ميزد طرح قايقهاي سرخ
کوچهها، حال وهوايي تازه داشت
روز پيروز شقايقهاي سرخ
سالها شبهايي که با بذر شهاب
روشني در تيرگي ميکاشتيم
صبح از دامان باغ آفتاب
خوشههاي نور بر ميداشتيم
(نيک طلب، 1375، ص 20)
در اين شعر نيز، ياد روزهاي جنگ ، با ترکيباتي چون؛ شقايقهاي سرخ، بذر شهاب، خوشههاي نور و … توصيف شده است؛ ترکيباتي که قطعاً امروز کليشهاي محسوب مي شوند.
ب) بيان دلتنگي ناشي از دوري عزيزان:
دستهي دوم سرودهايي هستند که در آنها، کودک از اين منظر مورد توجه است که پدر، برادر يا يکي از بستگان و نزديکانش به جبهه رفته يا شهيد شده و او از بيرون نظارهگر يا راوي است؛ مانند:
پدرم رفته به جنگ
هم چنان بيخبرم
چشم مانده به راه
کي ميآيد پدرم؟
کاش چون پروانه
بگشايم پر و بال
بروم پيش پدر
کنم او را خوشحال
(شعباني، 1369، انتظار2)
يا:
در کنج اتاقش
بي بي تک و تنهاست
آرام نشسته
پشتش به متکاست
عکس پسر او
در قاب قشنگ است
امّا خودش الان
در جبهه جنگ است
(علاء، 1379، ص 20)
ج) شعرهايي در توصيف شهيدان:
خوش به حال شهدا
که زمين دفتر نقاشي آنها شده است
مي توانند هزاران دريا
داخل دفترشان رسم کنند
(هراتي ، 1380، ص 30)
در اين سرودهها، شاعر به توصيف مقام والا و شخصيت بينظير شهيدان ميپردازد و عموماً از همان ترکيبات کليشهاي و نمادهاي تکراري، چون کوچ پرستو، پرنده مهاجر، لاله سرخ، شقايق عاشق و… سود ميجويد:
باز هم عطر شهادت آمد
يک پرستو کوچيد
خاک و خمپاره و خون
بعد فواره دود
و سواري آمد
و شهيدي را برد
(علاء، 1379، ص 15)
در اين بخش ، ميتوان شعرهايي را نيز قرار داد که قهرمان اصلي آن کودک، يا نوجوان شهيد است که نمونههاي فراواني از اين شعرها، در مجموعهي شعرهاي کودک و نوجوان وجود دارد؛ مانند:
روي پرچم نوشتهاند درشت:
“احمد خوش نشين شهيد شده است”
بادها با صدايي از افسوس
اين خبر را به دورها بردند
آسمان بغض کرده بود آن روز
آفتاب آن طرف از جنگل
خسته بود و دگر نميخنديد
باد آمد ميان شاخه نشست
بر لبش اين کلام جاري شد:
“جاي احمد که ميرود جبهه”
(هراتي، 1380، ص 17)
در شعر بالا “احمد”، نوجواني است که شهيد شده و شاعر در پايان،

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment