منبع مقاله درباره کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، کودک و نوجوان

سپس به ادبيات کودک پرداخته شده است و به دنبال آن، شعر کودک از ديدگاههاي درون مايهاي، زيباشناسي و ويژگيهاي زباني بررسي شده، به شعر دفاع مقدّس و ويژگيها و قالبهاي آن اشاره شده است، همچنين چگونگي تأثير دفاع مقدّس بر شعر کودک مورد بررسي قرار گرفته است.
2-1- سؤال هاي تحقيق
– شعر دفاع مقدّس چگونه است؟
– تأثير دفاع مقدّس بر شعر کودک چگونه است؟
3-1- روش تحقيق
روش تحقيق و گردآوري اطلاعات در اين پايان نامه، تحليل محتوايي و مبتني بر مطالعهي کتاب و فيش برداري بوده است. کتابهاي تأليف شده در زمينه شعر کودک و دفاع مقدّس، مورد مطالعه قرار گرفته و پس از آن به تدوين پايان نامه پرداخته شده است.
4-1- اهداف و ضرورت تحقيق
1- بررسي آثار مربوط به شعر کودک،
2- آشنايي بيشتر دانشجويان با شعر کودک و دفاع مقدّس،
3- آشنايي با چگونگي تأثير پذيري شعر کودک از دفاع مقدّس،
4- استفادهي علاقه مندان به موضوع جنگ،
5- استفادهي کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان و بنياد حفظ آثار وارزشهاي دفاع مقدّس.
5-1- پيشينهي تحقيق
دربارهي شعر دفاع مقدّس و دورهي انقلاب اسلامي مقالات متعددي همچون ” بررسي موضوعات، مضامين و قالبهاي شعر جنگ”، ” تحليل زبان شناختي شعر جنگ تحميلي”، ” در آمدي به شعر دفاع مقدّس”، “بررسي سير تکويني شعر دفاع مقدّس” و کتابهايي مانند ” صور خيال در شعر مقاومت” و ” نقد و بررسي ادبيات منظوم دفاع مقدّس” نوشته شده است؛ امّا دربارهي شعر کودک در دورهي مورد نظر، پاياننامه و کتاب مستقلي به چاپ نرسيده است.
6-1- فرضيه ها
1- ادبيات کودکان و نوجوانان، پس از انقلاب اسلامي به شدّت تحت تأثير دو رويداد بزرگ؛ يعني انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي قرار گرفتهاند.
2- انقلاب و جنگ باعث غني شدن درون مايهي شعر کودک شده است.
فصل دوم
شعر کودک
1-2- شناسايي کودک و نوجوان
تولّد نخستين نوزاد، به زندگي انسان معنا و مفهومي تازه ميدهد و افقي نو به روي او
ميگشايد. اين موجود کوچک و ناتوان، امّا دوست داشتني، با حضور خود، فضاي زندگي و وجود انسان را پرميکند وحقوقي تعريف نشده را براي خود برقرارميسازد و بزرگ سالان را به رعايت آن وا ميدارد.
دينهاي الهي نيز از آغاز آفرينش انسان، دستورها و رهنمودهايي تکميلي براي تربيت خردسالان و بزرگسالان ارائه مي دهند؛ البته به معناي رعايت همه جانبهي حقوق کودک نيست؛ زيرا حقوق کودک، از آغاز آفرينش انسان، فراز و نشيبهاي فراوان داشته است و قومها، ملّتها، حتّي پيروان دينهاي پيش از اسلام ، با اين مقوله برخوردهايي گوناگون کردهاند.”دين اسلام به ويژه مذهب تشيّع، مترقّي ترين نظريهها و اصلها را دربارهي حقوق کودک و کارآمدترين برنامهها را براي تعليم و تربيت و پرورش قواي او ارائه ميدهد و دورههاي کودکي و نوجواني را بهترين دورههاي شکلگيري شخصيت وي ميداند.(نعمت الهي، 1385: ص 32)
حجازي کودک را اين گونه توصيف مينمايد: “کودکان مينياتور يا کوچک شدهي بزرگسالان نيستند بلکه افرادي هستند يگانه، مستقل و بيمانند که نيازها، اميال و استعدادهاي خاص خود را دارند و حتّي دو کودک همسان (دو قلو) نيز عين و کليشه يکديگر نيستند، اگر چه از يک پدر و مادر
باشند.” (حجازي، 1387، ص 49)
در اين جا تنها به مرور پارهاي از ويژگيهاي کلّي گروههاي سني ميپردازيم بدون آن که آنها را معيارهاي غير قابل تغيير تلقي کنيم؛ چرا که هرکودک موجود منحصر به فردي است که بايد او را از نو شناخت.
از تولّد تا سه سالگي
“دورهاي کوتاه امّا تعيين کننده در تمامي طول حيات آدمي است که علماي تعليم و تربيت آن را “دورهي تربيت پرستاري” ميخوانند؛ چرا که اعمال کودک بيشتر غريزي، تصادفي و انعکاسي است. او با رفتارهاي انعکاسي معيني مانند مکيدن، چنگ زدن و گريه کردن متولّد ميشود.” (سينگر، 1360، ص 40) و از نظر جسمي قادر به انجام اعمال حرکتي کاملي نيست و حواسي رشد نيافته دارد و راههاي ارتباط کلامي او مسدود است و نيازمند پرستاري و نگهداري ديگران است. کودک براي درک اشيا و محيط خود تقريباً به طور کامل به اعضاي حسي و حرکات بدني مانند گرفتن و لگد زدن وابسته است. “اين دوره از رشد و تکامل کودک آغاز مرحله حسي – حرکتي است که تقريبا تا دو سالگي ادامه دارد.” (راتنيک، 1370، ص 31)
در اوان سه سالگي که او به نوعي به بلوغ مرحلهي اوّل حيات دست مييابد، از نظر حرکتي به سطحي از مهارت دست يافته است، احساساتي مشخص دارد، در حدّ نياز با ديگران ارتباط کلامي برقرار
ميکند؛ گرچه هنوز سخن گفتن او چيزي در حد تک گويي جمعي(جنبهي کامل تعاملي ندارد) باشد، از حواس خود در جهت کشف محيط ومفاهيم بهره ميبرد و بالاخره داراي نوعي تفکر است. “در فرايند اين رشد به خصوص از شش ماهگي تا سه سالگي، بر اساس يافتههاي روانشناختي، حضور ما نه تنها در رشد عاطفي کودک، بلکه در رشد بدني و عقلي او تأثير بهسزايي دارد.” (شکوهي، 1363، ص 128)
از سه تا شش سالگي
کودکي که در مرحلهي قبل براي انجام بسياري از امور متّکي به بزرگسالان بود، به تدريج به موجودي مستقل بدل ميشود. موجودي که با کمک گرفتن از حواس خود شروع به کاوش در محيط و عوامل و پديدههاي ناظر بر آن ميکند و از اين راه بر دايرهي تجربههاي خود ميافزايد و به همان نسبت، شناخت خود را گسترش ميدهد. در يک کلام کنجکاوي ويژگي مهمي است که ميتوان اين تظاهرات را زير مجموعهي آن قرار دارد.
از شش تا دوازده سالگي
اين دوره،سن رسيدن به درجهاي از رشد جسمي، فکري، عاطفي و رواني است که مقدمات حضور کودک را در ميدان آموزش رسمي فراهم مي کند. او از تفکر کودکانه به وادي فکر منطقي گام ميگذارد. “جمعبندي مهمّترين دستاوردهاي او، تسلّط بر قواي حسي و حرکتي، کسب آمادگي افراطي، جهت دار شدن کنجکاويها و وارد شدن”از مرحله چيستي به مرحلهي چگونگي و چرايي” است.” (شکوهي، 1363، ص 155)
دراين مرحله، تکلّم اجتماعي با تمرين سؤال کردن همراه است؛ به يافتن پاسخها و سپس پافشاري واستدلال کردن منتهي ميشود. “مجموعهي اين آمادگيهاست که ورود اورا به دبستان توجيه پذير
ميسازد. نه فقط رسيدن او به سن تقويمي، او ميآيد که بياموزد وآموختن، خود به قدر کافي
شگفتانگيز است؛ زيرا نياز آدم به دانش دقيقاً به سبب انسان بودن اوست.”(سوخوملينسکي،1372، ص 98)
نوجواني ، دوازده تا شانزده سالگي
اين دوره با درهم ريختن ثبات نسبي دورهي قبل، آغاز مي شود؛ گويي دورهي آشناييزدايي است. “او خود را ديگر نميشناسد و بايد در معيارهاي خود براي خودشناسي تجديد نظرکند، روابطش با بزرگسالان در هم ميريزد و به نوعي تجديد سازمان نياز دارد. به جاي بزرگسالان به گروه همسالان تمايل نشان ميدهد و از آنها پيروي ميکند. نياز به تعلق به گروه، يکي از نيازهاي مهم انسان است و همبستگي مشخص با گروه، در ايجاد نگرشهاي او تأثير حتمي دارد.”(کريمي،1380،ص235)
در پايان اين مرور اجمالي بر مهمّترين ويژگيهاي مشترک کودک و نوجوان بايد تأکيد کرد آن است که با تولّد هر کودک، جامعهي انساني تولّد ديگر مييابد؛ يعني براي شناختن او تنها نميتوان روي مشترکات تکيه کرد و از تفاوتهاي فردي غافل ماند؛ اين امر موجب برخوردهاي کليشهاي با آنها ميشود. ” اگر خانواده، مربيان، نويسندگان، تصويرگران و برنامه ريزان وسايل ارتباطي، موجوديت کودک را قبول کرده و از يگانه بودن جسم و روح او آگاهي يابند، آن وقت نيازهاي او را شناخته و در جهت رشد و تکامل اوگام بر ميدارند.”(ميرهادي، 1372، ص 32)
2-2- ادبيات کودک و نوجوان
با شناخت اجمالي ويژگيهاي کودکان و نوجوانان به اين بحث ميرسيم، که آن چه قرار است
پاسخگوي نيازها، علايق و تواناييهاي اين گروههاي سني باشد و اصطلاحاً “ادبيات کودک و نوجوان” خوانده ميشود چه تعريفي دارد؟ و از چه مشخصههايي برخوردار است؟ از عبارت ادبيات کودکان و نوجوانان برداشتهاي گوناگوني ميشود که نتيجهي نگرشهاي متفاوت به کودک و نوجوان است.به همين منظور به تعاريفي چند از ادبيات کودک و نوجوان ميپردازيم.
“اين عنوان معمولاً به مجموعه آثاري اطلاق ميشود، که براي مطالعهي اطفال و نوجوانان و به منظور سرگرمي و آموزش آنان فراهم شده، به معناي وسيعتر و درستتر، آثاري که ازلحاظ لفظ وتعبير متناسب با سنين مختلف کودکان و نوجوانان باشد،در زمرهي اين ادبيات است.”(قزل اياغ، 1388،ص 44)
حجازي در اين باره آورده است که:”تعريف ادبيات کودکان با تعريف ادبيات به معني اعم تفاوتي ندارد، امّا تفاوت بين نيازها وامکانات کودکان و نوجوانان با بزرگسالان موجب مي شود که از ادبيات کودکان انتظار بيشتري باشد، چرا که براي انساني کم تجربه به وجود ميآيد، لذا بايد عاليتر و سازندهتر باشد.” (حجازي، 1387، ص 16)
نعمت اللهي درکتاب ادبيات کودک و نوجوان اين عبارت را تعبيري از مجموعه کتابهاي آموزشي، آفرينشهاي کلامي و تصويري هنرمندان هر قوم ميداند، که درخور توانمنديهاي ذهني و رواني کودکان و نوجوانان و سازگار با علاقه و نيازهاي آنان، بر پايه فرهنگ ملّي ومذهبي هر قوم و ملت آفريده شده باشد. (نعمت اللهي، 1385، ص 35)
تعريف ادبيات کودک و نوجوان از ديدگاه دکترشعاري نژاد اين چنين است که: “ادبيات کودکان و نوجوانان به مجموعه آثار ونوشتههايي گفته ميشود که به وسيله نويسندگان متخصّص براي مطالعه آزاد کودکان تهيه ميشود و در همهي آنها ذوق و سطح رشد و نضج آنان مورد توجه است.” (شعاري نژاد، 1387، ص 89)
آن چه که از تعاريف گفته شده استنباط ميشود، اين است که اين آثار براي کودکان و نوجوانان خلق، توليد و تدوين ميشود و مسلماً اين عامل بر مقيّد بودن اين آثار به نيازها، علايق و تواناييهاي گروه مخاطب تأکيد ميکند. به طور کلّي ميتوان گفت ادبيات کودک و نوجوان به معناي عام به آثاري اطلاق ميشودکه هم ازنظر درون مايه، ساخت، پرداخت وتصوير، همچنين از نظر زبان، بيان و شيوهي ارائه با نيازها، علاقهمنديها، تجربهها و تواناييهاي درک وخواندن کودکان و نوجوانان متناسب باشد. در واقع، ادبيات کودکان و نوجوانان، تجلّيگاه جلوههاي ملّي و ديني، افکار ، عواطف و احساسات ظريف وزيبايي هنرمندان ونويسندگان هر قوم و ملت است و متناسب با نيازها واستعدادهاي گروه سني مختلف جهت رشد، ايجاد انگيزه و خلاقيت درکودکان ونوجوانان به صورت شعر يا نثر ارائه ميگردد.
3-2- ويژگيهاي ادبيات کودک و نوجوان
ادبيات کودکان اصطلاحي است ترکيبي، که در يک وجه آن مخاطب و در وجه ديگر جوهر ادبي قرار دارد. پس آثاري که ادبيات کودکان خوانده ميشوند، بايد هر دو شاخص را دارا باشند. “توجه بيش از اندازه به مخاطب و تواناييها و محدوديتهاي او نبايد سبب از دست رفتن جوهر ادبي در اين آثار شود. عنصر ادبي در گرو خلاقيّت است و خلاقيّت به تعبيري قدرت آفرينش تصويرهاي ذهني بکر است.” (محمدي، 1376، ص 13). در اين جا، ميتوان ادبيات کودکان را آثار نگارشي و تصويري خلاقي دانست، که از ساختار ادبي و هنري برخوردارند و متناسب با علايق و توانمنديهاي کودکان و نوجوانان نيز هستند. حال با در نظر گرفتن نيازهاي خاص کودکان ميتوان ويژگيهاي ادبيات کودکان را چنين خلاصه کرد:
“1- ارضاي غريزهي کنجکاوي کودکان و نوجوانان و برآوردن نيازي که به آگاهي هاي تازه در مسائل مختلف علمي، ادبي، اجتماعي و ديني دارند.
2- انتقال تجربههاي مختلف زندگي به نسل جوان.
3- گسترش معلومات کودکان و نوجوانان در زمينههاي گوناگون، به ويژه با اطلاعاتي که در کتابهاي درسي بدان دسترس

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment