منبع مقاله درباره موسيقي، بيروني، بيشتر

معني است و براي مضموني که در آنهاست خوانده ميشود. اين اشعار بايد لطيف، نشاط آور و هيجان انگيز باشند؛ مانند اين شعر از سرودههاي عباس يميني شريف:
من که به اين قشنگيم
سرخ و سفيد و رنگيم
يکه خروس جنگيم
قو قور و قو قور
ببين ببين تاج سرم
ببين ببين بال و پرم
با هنرم با هنرم
قوقور و قوقور
(يميني شريف، 1368، ص 24)
– قصهها و حکايات منظوم
قصهها وحکايات منظوم به دو صورت ساخته مي شود: يک نوع به تقليد از قصههاي عاميانه مانند قصه طوقي (م. آزاد) يا قصه پريا (شاملو) نوع دوم، قصههايي که درباره حيوانات و سرگذشتهايي که برايشان اتفاق افتاده و شيرين کاريها، مکرها و زرنگيهاي آنها. اين نوع قصهها، گاه کوتاه و مختصر است گاه طولاني، مانند قصههاي منظوم عباس يميني شريف در کتاب نيم قرن در باغ شعر کودک.
– اشعار طبيعت
براي ساختن چنين اشعاري، شاعر، طبيعت را به دقت مشاهده، زيباييهاي آن را با بيان احساسات و زبان وعواطف ثبت ميکند. شاعردراين شعرها، مضامين را چنان با تصوّرات و تخيّلات خود ميپرورد که جرقهي عکس العمل را در ذهن خواننده روشن ميکند. شعر زيراز محمود کيانوش نمونهاي از آن است:
من زبان نيستم، ولي حرفم
از نفسهاي باد ميآيد
گاه فرياد و گاه ناله سرد
گاه آرام و شادي ميآيد
گرچه گنجشک نيستم، امّا
در بهاران سراي گنجشکم
با زبان نسيم ميخوانم
همنوا با نواي گنجشکم
سايه انداز و خوش برو بالا
آهنين ساقه و گران جانم
نام من از قضا زبان گنجشک
خود من سرور درختانم
(کيانوش، 1379، ص 108)
– چيستان
چيستان يا چيست آن؟ از ديرباز در شعر فارسي رواج داشته است و بسياري از شاعران بلند پايه ايران، قصايد و قطعات با ارزشي در چيستان و لغز به جاي گذاشته اند. در شعر عاميانه نيز، چيستان فراوان است و اين بازي شعري يا نظمي به اعتبار ارزشهايش، ميتواند بخشي از شعر کودک را تشکيل دهد. همانطور که کودک با حل کردن يک جدول کلمات متقاطع يا يک معما سرگرم ميشود و چون به جواب رسيد، لذّت ميبرد، شعرهاي چيستاني نيز ميتوانند اين لذّت را به نسبت جنبههاي خود چند برابر کنند. در شعر چيستاني کودک، اگر وصفها با ابهام آيد و کودک را حيران کند، به او لذّت شعري نخواهد داد. ساختمان شعر چيستان بايد بر عناصري در حد ادراک کودک استوار شود. در اين جا به يک چيستان کودکانه اشاره ميکنيم:
تو چه هستي؟ فرشتهاي کوچک،
نازنين، مهربان، لطيف اندام؟
گاه با شوق ميکني پرواز
گاه بر گل نشستهاي آرام.
در بهاران که باز از دل خاک
سبزه سر ميزند به زيبايي،
گل به لبخندههاي رنگارنگ
ميشود گرم سبزه آرايي،
در هواي خوش سحر گاهان
راه ديدار باغ ميگيري؛
از نسيم بهار عطر آميز
جاي گل را سراغ ميگيري
موقع قصه گويي گنجشک
وارد باغ ميشوي خوشحال،
روي قاليچههاي نازک برگ
ميکني رقص و ميتکاني بال.
بس که زيبا و نازک اندامي
بس که خوشرنگ و خوش نگاري تو،
بهتر از هر فرشتهاي ، شايد
دختر کوچک بهاري تو.
(حجازي، 1387، ص 156)
11-2- موسيقي و انواع آن درشعر کودک
آن چه در شعر کودک بيشتر مورد توجه شاعران قرار ميگيرد موسيقي ميباشد، اساساً موسيقي موجب گرايش کودک به شعر ميشود. دکتر شفيعي کدکني، در کتاب موسيقي شعر بر اين باور است که شعر به طور کلّي داراي چهار نوع موسيقي است:
الف) موسيقي بيروني
ب) موسيقي کناري
ج) موسيقي دروني
د) موسيقي معنوي. (شفيعي کدکني، 1373، ص 391)
بنابراين، از آن جايي که موسيقي بيروني در شعر، به ويژه در شعر کودک از اهمّيت بسيار والايي برخودار است، نخست اين نوع موسيقي را در شعر کودک بررسي ميکنيم.
1-11-2- موسيقي بيروني در شعر کودک
منظور از موسيقي بيروني، وزن شعر ميباشد که ما در اين جا ، تعاريف گوناگوني را که دربارهي آن ذکر شده است، بيان ميکنيم. دکتر خانلري در تعريف وزن ميگويد: “وزن نوعي تناسب است. تناسب کيفيتي است حاصل از ادراک وحدتي از ميان اجزاء متعدد؛ تناسب اگر در مکان واقع شد آن را قرينه
ميخوانند و اگر در زمان واقع شد، وزن خوانند.” (خانلري، 1337، ص 10)
دکتر شفيعي کدکني در تعريف موسيقي بيروني اين گونه آورده: “منظور از موسيقي بيروني شعر جانب عروضي وزن شعر است که بر همهي شعرهايي که در يک وزن سروده شدهاند قابل تطبيق است. مثلاً تمام شعرهايي که در بحر متقارب سرودهاند به لحاظ موسيقي بيروني يکسانند.” (شفيعي کدکني، 1373، ص 391)
همچنين عباس يميني شريف در کتاب نيم قرن در باغ شعر کودک دربارهي خاستگاه وزن شعر کودک گفته است: “اوزان شعر هر محيط از صداها و آواهاي همانند ومکرر ، طبيعي يا غير طبيعي که در آن محيط پديد ميآيد، گرفته شده يا ميشود؛ مثلاً صداي کبوتر، قمري، شانه به سر، بلبل، گنجشک، کلاغ و … يا صداي پاي حيوانات هنگام حرکت، تند رفتن، کند رفتن، تاخت کردن، لوکه و يورتمه رفتن، صداي ريزش مقطع آب از بلندي، صداي به هم خوردن شاخههاي درختان، صداي حشرات، صداهاي خود انسان هنگام غم و شادي، يا ترس و خشم، عجز و پيروزي، صداي موتورها و ماشينها و بسياري صداهاي ديگر اوزان شعر را الهام ميکنند. اختلاف شعر در سرزمين هاي مختلف، بيشتر به علت اختلاف صداها و آواهاي موجود در آن هاست.” (يميني شريف، 1368، ص 35)
بنابراين همانطوري که اشاره شد، موسيقي بيروني يا وزن اهميت فراواني در آموزش، به ويژه براي اطفال ميتواند داشته باشد واگر شعرها، داراي وزن مناسب و ضربي باشند، کودکان به آن ها رغبت بيشتر پيدا ميکنند و اساساً کودکان، در آغاز رشدشان فقط به واژگاني توجه دارند که داراي موسيقي بيشتر است و در واقع فقط با کلام آهنگين، ارتباط برقرار ميکنند و حتّي نخستين واژگاني که در آغاز سخن گفتن از لبانشان جاري ميشود، واژگاني است که داراي موسيقي است، مثل “بابا”، “ماما”، “دَدَ” و … کودک هيچ گونه توجهي به معني و مفهوم واژه ندارد، امّا موسيقي واژه برايش بسيار ضروري است. ذکر اين نکته ضروري است که کودکان تا قبل از فرا گرفتن علم به طور رسمي، يعني قبل از رفتن به مدرسه، به آهنگ واژگان توجه بيشتري دارند و بدين گونه است که علاقهي آنان به ترانههاي عاميانه و نيز به قافيه بازي و گرايش به شعرهاي مهمل در اين دوره بيشتر است.”وزن شعر، در دورهي خردسالي يا در شعر”طفلانه” بيشتر هجايي ميتواند باشد تا عروضي، و کمي که سن کودکان بالا ميرود با شعر رسمي و با وزن عروضي ارتباط بيشتري برقرار ميکند. پس در شعر کودک معنا و مفهوم در درجهي دوم اهمّيت پيدا ميکند، به ويژه در شعر خردسال.”(علي پور، 1383،ص 51)
شعر خوب براي کودکان گفتن تنها به ساده گويي بر نميآيد. نکته هاي باريکتر هست که رعايت آنها هم قريحهي فطري و هم دانستن فن ميخواهد. کودکان وزن و تکرارهاي صوتي را دوست دارند. غالب اشعار اتل متل مانند، معني منطقي روشني ندارند. وزن و بازيهاي صوتي اين گونه اشعار را در نظر کودکان مطلوب مي کند. عالم کودکان، عالم ديگري است. منطق بزرگها هنوز آن را مهار نکرده است و در آن آزاديهايي هست که ما آنها را از دست دادهايم.
حال با ذکر برخي از شعرهاي شاعران موفق شعر کودک، خوشترين و پرکارترين اوزان و بحور شعر را بررسي ميکنيم.
“خانهي من”
خانهي آشناي من!
در دل توست جاي من
پاک و قشنگ و روشني
خانهي پر گل مني
پنجرههاي باز تو
پيچک پر ناز تو
پردهي رنگ رنگِ تو
خانهي من، سراي من
در دل توست جايِ من
(دولت آبادي ، 1373، ص 142)
وزن اين شعر، مفتعلن مفاعلن ميباشد. (- UU- U-U-) در بحر( رجز مربع مطوي مخبون)
پايهي اصلي اين وزن مستفعلن است و رجز در لغت به معناي اضطراب و سرعت است. “اين بحر را به اين دليل رجز خواندهاند که عربها غالباً در اين وزن به شرح جنگها و وصف مردانگيها
ميپرداختند.” (شهري، 1370،ص 39) از ويژگيهاي اين وزن ايجاد تحرّک و پويايي آن است.
“او مثل آهو مي دود”
او مثل آهو ميدود،
مثل پرستو ميپرد،
اين سو و آن سو ميدود،
اين سو آن سو ميپرد.
برخاک جارو ميزند،
بر آب دامن ميکشد،
در باغها هو ميزند،
برخانهها تن ميکشد.
سنگين و سنگين ميرود،
دولا و دولا ميجهد،
از کوه پايين ميرود،
تا ابر بالا ميجهد
تا ميرود، باد است، باد،
تا مينشيند، آه، هيچ!
از رفتنش شاد است، شاد
وقتي که ماند از راه، هيچ!
(کيانوش، 1370، ص 40)
وزن اين شعر مستفعلن مستفعلن (–U-/–U-) مي باشد. بحر رجز مربع سالم .
“درخت ميکارم”
به دست خود درختي مينشانم
به پايش جوي آبي ميکشانم
کمي تخم چمن بر روي خاکش
براي يادگاري ميفشانم
درختم کم کم آرد برگ و باري
بسازد بر سرخود شاخساري
چمن رويد در آن جا سبز و خرم
شود زير درختم سبزه زاري
به تابستان که گرما رو نمايد
درختم چتر خود را ميگشايد
خنک ميسازد آن جا را ز سايه
دل هر رهگذر را ميربايد.
به پايش خستهاي بيحال و بيتاب
ميان روز گرمي ، ميرود خواب
شود بيدار و گويد:اي که اين جا
درختي کاشتي، روح تو شاداب
(يميني شريف، 1368، ص 55)
وزن اين شعر مفاعيلن، مفاعيلن، مفاعيل، همان وزن مشهور دو بيتي است. بحر هزج مسدس محذوف. هزج در لغت به معني سرود وترانه و آواز با ترنم است. “اين بحر را به اين دليل هزج ناميده اند که اغلب سرودهها، ترانهها و آوازهاي عرب بر اين بحر است.” (شهري، 1370، ص 32)
“بنشين کنارم”
کجا بودي تو بابا
چرا پس دير کردي؟
چرا آن قدر بابا،
خودت را پير کردي؟
شده موهايت امشب
پر از برف و پر از برف
بيا بنشين کنارم
بزن با من کمي حرف
بيا بنشين کنارم
کنار اين بخاري
بگو جز چايي داغ
چه چيزي دوست داري؟
بيا گرمت کنم من،
بيا بابا نکن ناز
بيا اين حوله را زود
به روي خود بينداز.
(حمزه اي، 1369، ص 8)
وزن اين شعر مفاعيلن، مفاعيل است که در بحر هزج مربع محذوف سروده شده است.
“نگاه نرگس”
مثل خورشيدي درخشيد،
رو به رويم نرگس زرد،
با نگاه گرم چشمش
در دلم آتش به پا کرد
پلکهايش حالتي داشت
نرم، چون پروانه اي زرد.
هر نگاه او دلم را
چون اناري دانه ميکرد
لحظهاي احساس کردم
سنگ هستم رو به رويش
غرق بودم مثل ماهي
در ميان موج بويش
روح من مثل نسيمي
رفت و با او رو به رو شد
تاب خورد و رفت بالا
گيج گيج از رنگ و بوشد.
عاقبت آن نرگس زرد
روح من را با خودش برد.
دستهاي پروانه امّا
توي چشمم تاب ميخورد.
(کشاورز، 1376، ص 12)
وزن اين شعر فاعلاتن، فاعلاتن ميباشد. بحر رمل مربع سالم؛ بنابراين همانطوري که ديديم بحرهاي هزج (مفاعيلن) رمل (فاعلاتن) ورجز (مستفعلن) و زحافهاي آن پر کاربردترين بحور در شعر کودک به شمار ميآيند؛ اگرچه بحرهايي مثل مضارع، متدارک و … نيز در شعرکودک مورد استفادهي شاعران قرار ميگيرد.” بهطور کلّي، ويژگيهاي موسيقي بيروني (وزن) در شعر کودک را چنين ميتوان بر شمرد:
1- استفاد از وزن هاي کوتاه
2- استفاده از وزن هاي ضربي
3- استفاده از وزن هاي شاد و ترانه اي براي خردسالان
4- عدم کاربرد از وزن هاي نامطبوع و طولاني.” (علي پور، 1383، ص 61)
2-11-2- موسيقي کناري در شعر کودک
در تعريف موسيقي کناري، دکتر شفيعي کدکني ميگويد: “منظور از موسيقي کناري، عواملي است که در نظام موسيقايي شعر داراي تأثير است ولي ظهور آن در سراسر بيت يا مصراع قابل مشاهده نيست. برعکس موسيقي بيروني که تجلي آن در سراسر بيت و مصراع يکسان است و به طور مساوي در همه جا به يک اندازه حضور دارد. جلوههاي موسيقي کناري بسيار است و آشکارترين نمونهي آن قافيه و رديف است و ديگر تکرارها و ترجيعها.” (شفيعي کدکني، 1373، ص 391.) پس هدف از موسيقي کناري در شعر، قافيه و

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment