منبع مقاله درباره صاحب نظران، بزرگسالان

والايي برخوردار است و جداي بعد هنري آن، تشخيص دراذهان کودکان از ديدگاه روانشناختي، نيز قابل بررسي است ومربوط به مراحل رشد کودک ميباشد وهرچقدر کودک، از نظر سني و عقلي رشد بيشتري مي يابد ميزان و بسامد کاربرد تشخيص در گفتاراو کمتر مي شود.” ( علي پور، 1383، ص 124)
به طور کلّي جاندار پنداري از خصوصيات بارز کودکان است و کودکان با آن زندگي ميکنند . کودک به راحتّي با درخت، دريا و عروسک و … صحبت ميکند.حرفهاي دلش را به عروسکش
ميگويد و آن را رازدار خود ميپندارد؛ بنابراين ميبينيم که شاعران شعر کودک از اين عنصر شعري بيشتر ازديگر عناصر درسرودن شعر سود ميجويند. اگر به خوبي شعرهاي کودک را بررسي کنيم، ميتوان گفت درهمهي سروده هاي گروه سني کودک و حتّي نوجوان، تشخيص جايگاه خوبي دارد واين يکي از ويژگيهاي خوب شعر کودک است و نشان ميدهد که دنياي کودکان خيالانگيزتر از دنياي بزرگسالان است؛ همانند:
من کنار شيشه هستم
ميزند باران صدايم
مينشيند توي ايوان
شعر ميخواند برايم
(شعبان نژاد، 1372، ص 24)
ميبينيم که شاعر، به باران شخصيت ميبخشد و باران را انساني ميپندارد، که ميتواند کسي را صدا بزند و بيايد در ايوان بنشيند و براي کسي شعري بخواند.
کبوتر جان! دوباره
از اين جا پر کشيدي
به هر جايي دلت خواست
به آساني پريدي
(اکبر سلطان، 1368، ص 10)
در شعر بالا، شاعر از زبان کودک با کبوتر سخن ميگويد و با او درد دل ميکند و کبوتر را
هم بازي خود ميپندارد.
اسمش نسيم است
آرام و شاد است
باباي خوبش
آقاي باد است
(کشاورز، 1371، ص 16)
در اين شعر، شاعر نسيم و باد را چون انسان ميپندارد؛ زيرا دنياي کودکان که سرشار از دنياي خيال است اين گونه ميطلبد. نسيم را فرزند باد ميداند و ابر را باباي نسيم و بنابراين او را آقاي باد خطاب ميکند.
حسآميزي در شعر کودک
حسآميزي يکي از آرايه هايي است که از ديرباز، چه در سخن سخن وران و چه در شعر شاعران همواره به کار برده ميشد، که در نتيجه به زبان استحکام بيشتري ميبخشيد. حسآميزي؛ يعني آميختن دو حس متفاوت است در کلام که موجب زيبايي کلام خواهد شد و يکي از صورتهاي خيال ميباشد.
دکتر شفيعي کدکني در کتاب صور خيال در شعر فارسي، حس آميزي را اين گونه تعريف
ميکند: “يکي از وجوه برجستهي اداي معاني از رهگذر صور خيال، کاري است که نيروي تخيّل در جهت توسعهي لغات و تعبيرات مربوط به يک حس انجام ميدهد يا تعبيرات و لغات مربوط به يک حس را به حس ديگر انتقال ميدهد و اين مسألهاي است که ناقدان اروپايي آن را synaesthesia ميخوانند و ما اصطلاح حسآميزي را در برابر آن پيشنهاد ميکنيم.” (شفيعي کدکني، 1372، ص 271)
در شعر کودک نيز، کم و بيش شاعران تلاش کردند جهت غني کردن شعر و نفوذ کلام در ميان کودکان از آن بهرهمند شوند. در اينجا نمونههايي از آن را بيان ميکنيم:
بعضي از شبها
با صداي شيرين
ساعتي ميخواند
قصههاي شيرين
(کيانوش، 1369، ص 13)
همانطور که ميدانيم، صدا شنيدني است و با حس شنوايي در ارتباط است و شيريني با حس چشايي مرتبط است؛ امّا شاعر در کنار حس شنوايي، حس چشايي را قرار داده است و موجب غناي شعر شده است.
شعر شيرين و شاد و خوش آهنگ
گونه گون نقشهاي رنگ به رنگ
(دولت آبادي، 1373، ص 29)
شعر شيرين و داستان با ما
خسته از کار، ليک خنده به لب
(همان، ص 28)
ميبينيم که در دو بيت بالا، شاعر شعر را که شنيدني است با صفت شيرين که از مقولهي چشايي است آورده؛ اگر چه واژهي شيرين، ايهام نيز ميتواند داشته باشد. امّا بايد توجه داشته باشيم که کودکان کمتر از اين مسايل آگاهند. البته بدون آگاهي علمي کودکان از زيباييهاي دروني شعر، باز از اين گونه شعر لذت ميبرند.
نگاهش رفته تا آن سوي خانه
لب يک ظرف خالي، پاي ديوار
ميان برفها پيچيده امروز
صداي تلخ هق هقهاي ديوار
(شعبان نژاد، 1376، ص 10)
در اين شعر شاعر صفت تلخ را که از مقولهي چشايي است براي صدا که مخصوص شنوايي است آورده است.
14-2- نقش زبان در شعر کودک
بيترديد، زبان درشعر نقش فراواني دارد ؛ البته زبان شعر با زباني که هر روز با آن تکلم ميکنيم متفاوت است. برخي از ناقدان و صاحب نظران شعريت شعر را در حوزهي زبان ميبينند. “چنان که ياکوبسن شعر را “کارکرد زيبايي شناسيک زبان” و يا “هجوم سازمان يافته و آگاه به زبان هر روزه”
ميداند.” (احمدي، 1372، ص 68)
هدف بيان زيبايي شناسيک، روشن کردن سريع و مستقيم معاني نيست، بلکه آفرينش حس تازه، ويژه و نيرومندي است که خود آفرينندهي معاني تازهاي ميشود . درواقع با ورود واژه و موضوع شعري به قلمرو “ادراک حسي تازه” آشناييزدايي آغاز ميشود.
آشنازدايي و هنجارگريزي در شعر کودک، چه در حوزهي زبان و چه درحوزهي محتوا، جايگاه ويژهاي دارد. خلق فضاهاي شاعرانه و شخصيت بخشيدن به اشياء و جاندار انگاري، همه ميتواند جزئي از اين مسأله باشد . شايد کودک معني “من نور خواهم خورد” را نفهمد و شايد در ذهنش خطور نکند که آيا نور خوردني است، امّا برايش زيباست و هر چيز در دنياي کودکان امکان پذير است.
ميچشم از بوسه هاي گرم او
بوسههاي گرم اونوشيدني است
(احمدي، 1376، ص 20)
همان طور که ميدانيم، بوسه نه چشيدني است و نه نوشيدني، ولي شاعر از دو فعل “نوشيدن و چشيدن” براي بوسه استفاده کرده است و اين گونه عدول از زبان معيار و هنجارگريزي در شعر کودک
ميتواند جايگاهي داشته باشد. به هرحال، توجه به زبان در شعر کودک، ارزش فراواني دارد و زبان ادبي که سرشار از عاطفه و شور و هيجان است، دنياي شعر کودک را زيباتر مينمايد. عباس يميني شريف دربارهي نقش زبان در شعر کودک اين چنين ميگويد: “من نميتوانم با آن عده که ميگويند زبان شعر بايد هميشه زباني از ابهامها، مرموز و منحصراً خيال انگيزباشد، هم عقيده باشم، به خصوص در مورد زبان شعر کودک. زبان شعر مانند زبان نثر، زباني قابل کاربرد براي انديشه شاعر و بيان نظر او، دربارهي هر چيزي از چيزها و امري از امور و موضوعي از موضوعات است. اگر به نثر ميتوان موضوعي را بيان، مطلبي را عنوان کسي را راهنمايي کرد، چيزي را مورد انتقاد قرار داد، تشويق به امري ونهي از چيزي وصفي کرد، به طنز گفت، به جد گفت، ابراز شادي کرد و بيان غم کرد، بيان آنها به زبان شعر نيز مجاز است. اين که عدهاي حدود شعر را محدود و دامنهي آن را کوتاه ميکنند کاري به جا نيست. در حالي که زبان شعر، زباني زيبا، موزون، خوش آهنگ ، جالب و جاذب، سريع التأثير و تيز نفوذ است. چرا از آن براي امور زندگي استفاده نشود.” (يميني شريف ، 1368، ص 29)
– سادگي زبان
سادگي زبان، يکي از ويژگيها و امتيازات برجسته در شعر کودک ميباشد و شاعراني موفق
بودهاند شعرخوبي براي کودکان بسرايند، که به ساده بودن زبان توجه داشتهاند. البته سادگي زبان در اذهان برخي از شاعران، بسيار ساده جلوه کرده است و آنها راه را اشتباه رفتهاند. “برخي شاعران فکر کردهاند هر کلامي که ساده باشد و يا با زباني ساده بيان شده باشد و يا موزون باشد، در قلمرو شعر کودک قرار ميگيرد که بيگمان اين گونه نيست.” (علي پور، 1383، ص 140) سادگي زبان در شعر کودک يک اصل است و دقت و ممارستي ميخواهد تا يک شاعر به آن نکته برسد.
چه مهربونه
داداشمونه
دوستش داريم ما
خودش ميدونه
لَباش يه شاتوت
لُپاش دو سيبن
سه تايي با هم
دل ميفريبن
(علي پور، 1383، ص 141)
ميبينيم که سادگي زبان، زيبايي اين شعر را افزوده است و زبان ساده به شعريت شعر لطمهاي نرسانده است و صورتهاي خيال در اين شعر موج ميزند. “لب” را به “شاتوت” و يا به “دو سيب” تشبيه کردن از نکات برجستهي اين شعر ميباشد.
امّا بايد به اين نکته توجه داشته باشيم که سادگي زبان را از ديد شاعران بررسي نکنيم؛ بلکه اين کودکاناند که بهترين داور شعر کودک هستند و سادگي را تشخيص ميدهند ممکن است آن چه را که يک شاعر کودک ساده ميپندارد، از ديدگاه کودکان ساده نباشد. توجه به کاربرد واژگان در کودکان به سادگي زبان شعر کمک فراواني ميکند. در شعر زير به سادگي زبان بيشتر از هرچيز توجه شده است. راز زيبايي اين شعر، در ساده بودن زبان آن است:
يک گربه امروز
آمد، دم در
من زود رفتم
گفتم به مادر
مادر به او گفت:
لطفاً بفرما
يخ کردهاي تو
در برف و سرما
او کفش ما را
بوسيد و بو کرد
از ما تشکر
با يک ميو کرد
(کشاورز، 1376، ص 8)
– امروزي بودن زبان
امروزي بودن زبان، به اين معني است که شاعر، از آن دسته واژگاني استفاده نمايد که مورد کاربرد کودکان امروز ميباشد. کودکان در گفتوگوي امروزشان از واژگاني استفاده مي کنند که برايشان قابل فهم است و قطعاً شاعران نيز بايد در سرودن شعر کودک از زبان امروز و رايج استفاده نمايند. سادگي زبان بستگي به امروزي بودن زبان دارد و زبان امروزي شعر کودک را ساده و قابل فهم ميکند.
نام زيباي خداست
زينت دفتر من
شد از بهر جهاد
مدرسه سنگر من
(نصرتي، 1367، ص 24)
ما بايد دانا باشيم
هشيار و بينا باشيم
از بهر حفظ ايران
بايد توانا باشيم
(يميني شريف، 1368، ص 54)
ميبينيم که به کار بردن عبارت “ازبهر” که از ويژگيهاي سبک خراساني است و شاعران قرون چهارم و پنجم بيشتر از اين عبارت استفاده ميکردند. در شعر کودک امروز کاربردي ندارد و اگر شاعراني از آنها استفاده کردهاند، از زيبايي شعرشان کاستهاند، کودک امروز به جاي “از بهر” مثلاً ترکيب “به خاطر” را ميگزيند. پس شاعران شعر کودک نيز بايد به آن توجه کامل داشته باشند.
– نارساييهاي زباني در شعر کودک
در زبان شعر امروز و اساساً در شعر کودک، نارساييهاي زباني ديگر جايگاهي ندارد؛ اگر چه در شعر دورههاي پيشين اين نارساييهاي زباني براي يک شعر عيب نبوده است، ولي امروزه تلاش شاعران بر اين است که کمتر از نارسايي زباني و شکستگي واژگان استفاده نمايند. شعر امروز به ويژه شعر کودک بايد داراي سلامت زبان باشد. سلامت زبان شعر کودک، جذابيت شعر را براي مخاطبانش بيشتر ميکند. بنابراين در اين جا به برخي از نارساييهاي زباني که تعدادشان نيز بسيار در شعر شاعران کودک يافت ميشود اشاره ميکنيم:
– کاربرد ز به جاي از:
دوباره پيچيده است
به لطف پروردگار
ز هر کران تا کران
عطر نسيم بهار
(دهقاني، 1372، ص 6)
دور تا دورش را
پُر ز گل خواهم کرد
ارغواني، آبي
سرخ، نارنجي، زرد
(رحماندوست، 1369، ص 5)
آن سوي آهن ها
حرفي ز آهن نيست
سرشار از مهر است
حرفي ز دشمن نيست
(ابراهيمي، 1372، ص 6)
– کاربرد ره به جاي راه:
من فقط بنده و مطيع توام
اي خداوند قادر و توانا
از ره لطف و مهرباني خود
تو به من راه راستي بنما
(رحماندوست، 1363، ص 28)
ره عمر پيوسته هموار نيست
تو را بخت گه يار و گه يار نيست
(دولت آبادي، 1373، ص 54)
– کاربرد دگر به جاي ديگر:
دستي دگر بذر ستاره
به کشتزار آسمان ريخت
آنگاه در نزديک آن ها
دستي دگر فانوس آويخت
(ابراهيمي، 1369، ص 4)
گُل از گِل سر کشيد اين گونه رنگين
به هر گلبن، گل از رنگي دگر کرد.
(دولت آبادي، 1373، ص 261)
– کاربرد چو به جاي چون:
گاهي چو برف روشن
به روي خانهي من
(همان، ص 44)
– کار برد گه به جاي گاه:
گه بادم
گه توفان
گه اينم
گاهي آن
(رحماندوست، 1367، ص 7)
ره عمر پيوسته هموار نيست
تو را بخت گه يار و گه يار نيست
(دولت آبادي، 1373، ص 54)
– کاربرد کز به جاي که از:
در کنار خانهي ما لانهايست
کز پدر مانده است آن جا يادگار
(همان، ص 31)
– کاربرد آنگه به جاي آنگاه:
آن را که من خواهم، کُند؛
آن جا که من

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment