منبع مقاله درباره شعر کودکان

و خوشحالي ميطلبد. عاطفه، غنيترين عنصر سازندهي اين شعر به شمار ميآيد. وجود عاطفه در سراسر شعر سايه گسترده است. اکثر شاعران تلاش ميکنند، با آوردن مفاهيم و مضاميني شاديآور، کودکان را شاد نمايند ودنياي کوچک کودکان و خردسالان را شاد بنمايانند. امّا کودکان؛ اگرچه دراين دنيا گاهي شاديهاي کوچک و بزرگ دارند
غصههاي کوچک نيز درکنارشان وجود دارد و شاعران واقع بين و آشنا با دنياي واقعي کودکان، آن غصهها را نيز به تصور کشيدهاند؛ همانند:
جوجه ام مريض است
تب کرده گمانم
اشتها ندارد
خيلي نگرانم
***
يک دانه نخورده
حيوانکي اصلاً
بر زمين ميافتد
وقت راه رفتن
(کشاورز، 1376، ص 14)
ميبينيم علاوه بر دنياي شاد کودکانه که درشعر کودک حاکم است، گاهي نيز کودکان غصه هاي کوچکي دارند که به تصوير کشيدن آن غصهها، قصههايي زيبا ميشود. پسنديده است که در شعر کودکان تمامي حالات، آن گونه که در دنياي پيرامون کودک وجود دارد، به تصوير کشيده شود؛ “اگر چه برخي بر اين باورند، ادبيات کودک بايد ادبيات شادي باشد و در شعر کودک مفاهيمي؛ همچون اندوه و حزن راه نيابد. (علي پور، 1383، ص 107) امّا بايد بدانيم که دنياي کودکان، دنياي واقعي است، آنها همانگونه که شادند، غمگين هم هستند اگر ميخندند، گاه نيز ميگريند.
پس اين عاطفه است که شعر کودک را، پربار و استوار ميکند و کودک با آن شعر راحتتر ارتباط برقرار ميکند . اگر کاربرد حالات عاطفي در شعر از دنياي کودکان خارج نباشد، شعر کودک در ذهن خوانندگانش تأثير گذارتر خواهد بود.
کودکان نيز همچون بزرگان داراي اندوه و شادي هستند. از عذاب دوستان خويش اندوهگين و از مرگ نزديکان نيز آزرده خاطر ميشوند. پس، چه بهتر که شاعران شعر کودک نيز، اين واقعيت را در شعرشان بنمايانند، آن گونه که در دنياي واقعي کودکان موجود باشد.
13-2- صور خيال و نقش آن در شعر کودک
عدهاي به دليل برخورداري شعر کودک از زبان کودکانه، تصوّر ميکنند عنصر خيال در آن کاربرد چنداني ندارد، اما بايد بدانيم شعر کودک سرشار از تخيّل است.کودک با شب سخن ميگويد، با عروسک هم بازي ميشود و با آن درد دل ميکند. کودک ميتواند در ذهن خلاقش همه چيز را خلق کند. درتنهايياش ممکن است با گل توي باغچهي حياط هم سخن شود.پس خيال بن مايهي شعر کودک را تشکيل ميدهد. و اگر اين تصوير خيالي و دور از ذهن در شعر کودک نبود، شايد شعر کودک براي مخاطبانش که بيشتر کودکاند، جذابيت نداشت. راز زيبايي شعر کودک درتخيّل است.
امّا اين خيال، صورتهاي گوناگوني دارد و با بررسيهايي که در شعر شاعراني که براي کودک شعر سرودهاند، تشبيه ، استعاره، حسآميزي و تشخيص را بيشتر از ديگر صورتهاي خيال يافتهايم. البته بسامد کاربرد تشخيص در شعر کودک بيگمان، بيشتراز هر يک از صور خيال است و دليلش ارتباط ذهني کودک با آن است.
ازآن جايي که اين صورتهاي خيال در شعر کودک بيشتر نمود دارد، با ارائهي نمونههايي از شعرهاي کودکانه، نظري به آنها مياندازيم تا مشخص سازيم که صورتهاي خيال تا چه اندازه در ساختار شعر کودک تأثير دارند.
تشبيه در شعر کودک
يکي از زيباترين گونههاي صور خيال در شعر، تشبيه ميباشد. و قطعاً در شعر کودک نيز کاربرد فراواني دارد. در گذشته تشبيه را بهگونههاي متفاوت دستهبندي ميکردند؛ همچون تشبيه مشروط، تشبيه مضمر و… که اين گونههاي متفاوت، بيترديد حافظهي بسيارقوي و نيرومندي را ميطلبيد که آنها را
فرا بگيرد و به ذهن بسپارند. “امروزه، اکثر ناقدان شعر به خاطر دوري از هر گونه سردرگمي، تشبيه را به دو گونهي گسترده و فشرده تقسيم ميکنند.” (ر.ک. پور نامداريان، 1374، ص 182)
الف) تشبيه گسترده: تشبيه گسترده به تشبيهي گفته ميشود که عموماً ارکان تشبيه(مثلاً مشبه به،
وجه شبه، ادات تشبيه) در آن يافت ميشود و يا ممکن است ادات تشبيه يا وجه شبه حذف شود.
باد، مثل هزاران کبوتر
گرم بازي است با قايق شاد
مي تپد سينه ي بادبان ها
زير دست نوازشگرباد
(کيانوش، 1370، ص 76)
در اين شعر، شاعر باد را مثل کبوتر دانسته است. در واقع پرواز باد را به پرواز کبوتر مانند کرده است تا کودک، بهتر با شعر ارتباط برقرار کند. اگرچه در سراسر اين شعر جاندار انگاري و تشخيص حاکم است. “باد گرم بازي است، قايق شاد، سينهي بادبان، دست باد” اين گونه تصاوير، زيبايي شعر را زياد کرده وبه شعر رونق فراواني بخشيدهاند.
يا:
مثل گنجشکي، دل من
زير سقف شيرواني است
گوشه اي کز کرده طفلک
هيچ کس پهلوي او نيست.
(کشاورز، 1371، ص 117)
در اين شعر ، شاعر دل خود را مثل گنجشکي فرض کرده است؛ همان گنجشکي که از تنهايي در گوشهاي و يا زير سقفي کز ميکند. مانند کردن دل به گنجشک، يک تشبيه ميباشد و ادات تشبيه”مثل ” نيز موجب ميشود اين عنوان، تشبيه گسترده ذکر گردد.
شيرين چو عسل، چو ياس خوشبو
گويم که تو ميوهاي عجيبي
تعريف تو را چنان که گفتم
هر کس که شنيد، گفت: سيبي!
(کيانوش، 1370، ص 18)
کيانوشدر اين شعر، از تشبيه گسترده سود جسته و سيب را مثل عسل شيرين و مثل ياس
خوشبو دانسته است و همين تشبيه به شعر آرايش لازم ميبخشد و آن را زيباتر ميکند.
مادر بزرگم مثل من
در خانه بازي ميکند؛
با خواهرم پروانه هم
او خانه سازي ميکند
(شعباني، 1370، ص 6)
در شعر ياد شده، از تشبيهي ساده استفاده شده است که همان تشبيه گسترده ميباشد و مشبه به و ادات تشبيه در آن به خوبي مشاهده ميشود. اين سادگي تشبيه نيز، موجب شده است شعر زيبا شود و بر دل بنشيند.
ب) تشبيه فشرده : تشبيه فشرده به تشبيهي گفته ميشود که مشبه و مشبه به عموماً به صورت ترکيب اضافي ميآيد و ميتواند تشبيه بليغ مد نظر باشد که از زيباترين گونههاي تشبيه به شمار ميآيد و نيز نزديکترين تشبيه به استعاره ميباشد.
کنار آن ستارهها
ميان ابر پارهها
سکهي ماه نقره و رنگ
آمده پايين گرد و قشنگ
(دولت آبادي، 1373، ص 214)
سکهي ماه، يک ترکيب تشبيهي است و شاعر ماه را به سکه تشبيه کرده است که وجه شبه آن به گردي سکه و يا حتّي براق و نوراني بودن آن ميتواند باشد و چون در اين اضافهي تشبيهي، ادات تشبيه و حتّي وجه شبه وجود ندارد، به آن تشبيه فشرده گفته ميشود.
هر کجا چشم ميرود، آب است
از افق تا افق، همه درياست
آب آينهاي ست پهناور
صورت آسمان در آن پيداست
(کيانوش، 1370، ص 15)
در شعر بالا، شاعر، آب را به آيينه مانند کرده است، بي آنکه وجه شبه و ادات تشبيه را ذکر کند و در واقع به طور فشرده، اين تشبيه بليغ و زيبا را ذکر کرده است که زيبايي اين شعر، در همين تشبيه زيبا نهفته است.
گل بنفشه و ياس
کف اتاق هستند
شکفته در هر طرف
گل سفيد لبخند
(ابراهيمي، 1372، ص 10)
در اين شعر، شاعر از تشبيه فشرده سود جسته و لبخند را به گل همانند کرده است.
شب، درختي سياه و بزرگ است
پخش در آسمان، شاخسارش
چون هوا خوب تاريک گردد،
گردد آغاز فصل بهارش.
(کيانوش، 1370، ص 18)
در اين شعر نيز، شاعر شب را مثل درختي پنداشته و وجه شبه آن بزرگي درخت و سياهي آن که ناشي از شاخ و برگهاي فراوان است.
استعاره در شعر کودک
استعاره يکي از صورتهاي نازک و زيباي خيال است که در شعر شاعران صاحب نام، همواره از جايگاه والايي برخوردار است و اساساً در شعر کودک، استعاره ارزش بيشتري دارد و شعر کودک در واقع سرشار از استعاره است.
با بررسيهاي به عمل آمده در شعر کودک ميتوان به اين نتيجه رسيد، که در شعر کودک بسامد کاربرد استعاره بيشتر از تشبيه است و چون استعاره، کوتاه شدهي تشبيه است و شعر کودک بر پايهي ايجاز استوار ميباشد، بنابراين؛ کاربرد استعاره در شعر کودک نيز بيش تر خواهد بود. در شعر کودک استعارهي مصرحه و استعارهي مکنيه از جايگاه ويژهاي برخوردارند که در ذيل به آنها ميپردازيم.
الف) استعاره ي مصرحه (آشکار)
دکتر شميسا در تعريف استعارهي مصرحه آورده است : “تشبيهي است که از آن فقط مشبه به، بهجا مانده باشد. مانند شير که استعاره از فرد شجاع و نرگس که استعاره از چشم و سرو که استعاره از بلند و موزون ولعل که استعاره از لب است (به فرض وجود قرينه).” (شميسا، 1381، ص 157) در شعر کودک نيز شاعران از اين نوع استعاره سود جستهاند؛ مانند:
يکي روشني روز
يکي نور شب افروز
يکي طلاي زرده
يکي نقرهي سرده
(دولت آبادي، 1373، ص 33)
در اين شعر، همان طوري که ميبينيم، شاعر از دو استعارهي آشکار زيبا استفاده کرده است؛ طلاي زرد استعاره از خورشيد ميباشد و نقرهي سرد، استعاره از ماه که زيبايي اين شعر بيش تر در همين دو استعاره نهفته است.
صبح ميآيد و نيست ديگر
از درخت سياهي، نشاني
آسمان است و تنها گلي زرد
از گل زرد، روشن جهاني
(کيانوش، 1370، ص 181)
در اين شعر نيز، شاعر گل زرد را استعاره از خورشيد ميداند که در آسمان قرار دارد و جهاني را روشن مينمايد والبته درخت سياهي نيز، ميتواند استعاره از شب باشد که با آمدن صبح و روييدن گل زرد، درخت سياهي رخت بر مي بندد. پس زيبايي اين شعر، در کاربرد شاعر، استعارهي مصرحه
ميباشد که موجب خيالانگيزي بيشتر شعر شده است.
ز ابر رهگذر، رگبار باران
بشويد برگهاي نارون را
فرو ريزد سحر بر دامن باغ
هزار الماس بنشاند چمن را
(دولت آبادي، 1373، ص 343)
الماس در اين شعر، استعارهي آشکار است که هدف شاعر همان شبنم يا ژالهاي ميباشد که سحرگاهان بر روي چمن مينشيند.
ب) استعارهي مکنيّه ( بالکنايه)
در اين نوع استعاره مشبه را ذکر ميکنند و مشبه به را حذف مينمايند و آن را در دل ضمير خود به جانداري تشبيه ميسازند و سپس براي آن که اين تخيّل به خواننده منتقل شود، يکي از صفات يا ملائمات آن جاندار را در کلام ذکر مي کنند؛ مثل دست روزگار که در آن مشبه يعني روزگار، همراه يکي از ملائمات مشبه به (انسان) که دست باشد آمده است. ( ر.ک: شميسا، 1381، ص 170)
استعارهي مکنيه يا بالکنايه، از جمله مقولههايي است که مورد توجه شاعران کودک قرار
گرفته است. از ميان انواع استعارهها، اين استعاره کاربرد فراوانتري دارد. حال به ذکر نمونههايي از استعارهي مکنيّه که از ميان اشعار کودکانهي شاعران برگزيدهايم ميپردازيم:
برگ خستهاي است
روي بال باد
باد، اسب اوست
تند و تيز و شاد
(رحماندوست، 1369، ص 23)
در مصرع دوم اين شعر، ترکيب “بال باد” استعاره مکنيّه است که موجب خيالانگيزي بيشتر اين شعر شده است:
آغوش زمين دوباره پر شد
از پونه و سبزه هاي خوشبو
برخاست گل بنفشه از خواب
با خنده نشست بر لب جو
(شعبان نژاد، 1370، ص 8)
در مصرع اوّل اين شعر، ترکيب “آغوش زمين” استعارهي مکنيه است. در مصرع سوم عبارت “از خواب برخاستن گل بنفشه” هم نوعي استعارهي انسان مدارانه يا جاندار انگاري را تشکيل
ميدهد.
آن روز زمين سياه پوشيد
پر بود دلش زغصّه و درد
انگار که چشم آسمان هم
در سوگ بهار گريه ميکرد
(همان، ص 20)
در اين شعر ترکيب اضافي “چشم آسمان” که اضافهي استعاري ميباشد، استعارهي مکنيه است. هر چند در کل شعر نوعي جاندار انگاري را به وضوح حس ميکنيم. سياه پوشيدن زمين، گريه کردن چشم آسمان، دل زمين از غصّه پر بودن، همه نوعي بيان استعاره است.
تشخيص در شعر کودک
بيگمان يکي از زيباترين و پرکاربردترين گونههاي صورتهاي خيال در شعر فارسي، تشخيص است؛ يعني ذهن شاعر با نيروي تخيّل خويش به هر چيز بي جان ، حرکت و زندگي ميبخشد و همه چيز در برابر چشمان شاعر زنده است. “در دنياي کودکان، شخصيت بخشيدن به اشياء از يک جايگاه

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment