منبع مقاله درباره شعر کودکان

معيار کودکانه
بندچهارم: زبان معيار کودکانه + شعار + زبان عاطفي کودکانه
نگاه بکن به اين جا/ اين گل پرپر ماست/ گريه نمي کنم من/ بابام تو آسمآن هاست
علاوه بر اين، شاعر با تکرار ريتميک عبارت، “به آن دور و به آن دور” که در ادامه آن از “سوار شدن بر قايق نور” خبر داده شده است، به خلق نوع تازهي ديگري از رفتار زبان موفق شده که به گونهاي تجربه ديداري و همسنگي آوايي و معنايي انجاميده است؛ چرا که “قايق سواري” بر موج، با نوعي نوسان و بالا و پايين رفتن ملايم همراه است که با ريتم ناشي از ترکيب و تکرار دو عبارت “به آن دور و به آن دور” در هماهنگي کامل است.
ب) برجسته سازي واژگاني
گاهي در زبان معيار، يک يا چند واژه که متعلّق به حوزهي ديگري از زبان، به ويژه، زبان عاميانه و محاورهاند، نوعي برجسته سازي در حوزهي واژگان ايجاد ميکنند، که اغلب به خلق بافت زباني و هنري تازه ميانجامد. ساخت واژههاي جديد يکي از اين گونه است؛ همانند:
عاقبت آن برکه
خشکسالي را ديد
خيلي آبش کم شد
آن هم آلوده به گل
لاشهي ماهيها
بود بر رويش ول
(شعباني، 1370، ص 10)
“ول بودن” به جاي “رها بودن” و “لاشه” به جاي “جسد”
– گاهي نيز شاعر، با به کارگيري کلمات مشتق جديد، سعي در برجسته سازي مينمايد؛ همانند:
مادرم ميگفت نور شهر ما
زرد بود و آتش و خمپاره بود
چشم من ميگشت در پس کوچهها
زير آتشبارها آواره بود
(وحيدي صدر، 1386، ص 2)
کلمهي آتشبارها، کلمهي جديدي است که شاعر از آن سود جسته است.
– به کار بردن قيدهاي عاميانه و جديد نيز، از ديگر روشهاي برجسته سازي واژگاني است؛ همانند:
يک بمب مثل کوسه
در حوض خانه افتاد
يکدفعه ماهي من
بيرون پريد و جان داد
(بکتاش، 1387، ص 16)
يکدفعه قيدي است، که بر گرفته از زبان محاوره وعاميانه است.
يا:
آمد دلم را
از سينهام برد
تا پيش من بود
هي غصه ميخورد
(زهرتي، 1388، ص 10)
شاعر واژهي “هي” را از زبان عاميانه وارد شعر کرده واز آن سود برده است.
– به کارگيري واژگان مربوط به جنگ نيز، از ديگر روشهاي برجسته سازي است که شاعران دفاع مقدّس در شعر کودک از آن استفاده کردهاند؛ همانند:
ناگهان خمپاره
ناگهان يک موشک
ناگهان يک فرياد
از دل يک کودک
(زهرتي، 1388، ص 13)
دو واژهي خمپاره و موشک، از واژگان جنگ است که شاعر آنها را وارد شعر کودک کرده است.
يا:
يک بمب شيميايي
در باد آتش افروخت
در دود آتش او
چشم عروسکي سوخت
(بکتاش، 1387، ص 8)
واژگان و اصطلاحات جنگي، در اشعار اين دوره، فراوان به کار رفته است که به
نمونههايي از آنها اشاره ميکنيم:
افتاد بر خاک
يک تانک دشمن
با پاتک تو
گل کاشت آن روز
در خاک ايران
نارنجک تو
(همان، ص 7)
واژههاي “تانک”، “پاتک” و “نارنجک” از واژگان و اصطلاحات جنگياند.
يا:
در شبي مهتاب، سرباز
يک نگاهش رو به دشمن
ديده بان، ديدگاه است
يک نگاش رو به ماه است
(کشاورز، 1385، ص 12)
واژه هاي “سرباز” ، “ديده بان” و “ديدگاه” از واژگان و اصطلاحات جنگ است.
ج) برجسته سازي از طريق اسم صوت يا نام آوا
اسم صوت يا نام آوا لفظي است، که معمولاً از طبيعت گرفته شده و بيانگر صداهايي از قبيل ، صوت خاص انسان يا حيوان و يا صوت به هم خوردن چيزي به چيز ديگر است. اين صوتها غالباً به صورت تکراري به کار ميرود؛ مانند:
امّا جواب پاييز
هوهوي باد سرد است
غمگينترين صداها
آواز برگ زرد است
(زهرتي، 1388، ص 17)
يا:
جَرق، جَرق
صداي داس و گندم
صحرا پر از
صداي شاد مردم
(شعباني، 1387، درو)
يا:
بازي ميکردند
نسرين و امير
توي زيرزمين
تاپ تاپ خمير
(ابراهيمي، 1388، تاپ تاپ خمير)
يا:
يکدفعه اومد
صداي گُرُمب
صداي چي بود
صداي يه بمب
(همان)
د) برجسته سازي نحوي
نحو؛ يعني ميزان توانايي شاعر در طرز قرار دادن اجزاي جمله به تناسبي که نياز دارد. يکي از
مهمّترين نکتهها در شعر و به طور کلّي هنرهايي که با کلمه سرو کار دارند بلاغت جمله است؛ يعني آگاهي از طرز کاربرد اجزاي جمله. هنجار گريزي نحوي در شعر کودک اين دوران به صورتهاي مختلف به کار ميرود که در اين جا به شرح آنها ميپردازيم:
– تقدم و تأخر اجراي جمله
جابه جايي و تقديم و تأخير اجزاي جمله اگر چه اغلب به منظور حفظ وزن انجام ميشود، امّا گاهي نيز به منظور جلب توجه خواننده صورت ميگيرد. معمولاً يکي از طرق برجسته کردن کلمه، آوردن آن در ابتدا يا انتهاي مصراع يا ابيات است. اين تقدم و تأخير وقتي که بر خلاف ساخت و آرايش طبيعي جمله صورت ميگيرد، خود سبب خلاف عادت بودن ميشود، هم خواننده را غافلگير ميکند و هم توجهي او را بر ميانگيزد؛ مانند:
امروز از نسيمي
شعري شيندهام باز
گلهاي باغ نورند
رزمندههاي جانباز
(زهرتي، 1388، ص 18)
شاعر به منظور تأکيد و برجسته سازي، قيد را در ابتداي کلام بيان نموده است.
يا:
من درخت بودم
بچهها قناري
باز هم گرفتيم
عکس يادگاري
(بکتاش،1387، ص 23)
عکس يادگاري که مفعول است، در پايان ذکر شده است.
– حذف افعال بدون قرينه
مادرم مرا گرفته
من هم عروسکم را
با دلهره در آغوش
(همان، ص 20)
در شعر بالا فعل گرفتم بدون قرينه، حذف شده است.
– جمع بستن جزء غير صرفي فعل مرکب
شد اسير ايراني
توي گوشه اي زندان
روز و شب کتکها خورد
زير دست زندان بان
(وحيدي صدر، 1388، ص 5)
شاعر فعل مرکب، کتک خورد را به صورت جمع آورده است.
– ايجاد فاصله بين جزء صرفي و فعل
او به مشکلات خويش
زد هميشه يک لبخند
ديده مي شود آن مظلوم
چون کبوتري در بند
(همان، ص 7)
شاعر بين فعل مرکب لبخند زد، فاصله ايجاد کرده است.
11-3- نمادهاي دفاع مقدّس در شعر کودک
نماد پشتوانهي معنايي و جاودانهي آثار هنري است و يکي از مهمّترين عناصري است، که با گسترش دامنهي معنايي در آثار، روند رمز گشايي و گفتوگوي آنها را با مخاطب به ابديت پيوند
ميدهد. شاعران کودک نيز، برخي از واژههاي نماديني همچون، بسيجي، کربلا، لاله و … را در شعر کودک وارد نمودهاند؛ مانند:
يک بسيجي در نماز است
يک گلوله گشته مأمور
مثل لاله توي صحرا
تا بگيرد جان او را
(کشاورز، 1385، ص 18)
در شعر بالا، بسيجي، نمادي از مقاومت، تلاش و ايثارگري است.
يا:
چشم ها لبريز اشک
آسمان در التهاب
قلب ها غرق دعا
خاک، خاک کربلا
کربلا نماد خون و شهادت است.
يا:
ناگهان
يک انفجار
جمع آن شکوفه هاي خنده را
دود کرد
لاله لاله
خون سرخ
روي سبزه و درخت
روي برگ و روي خاک
روي شاخه ها
شکفت
(فروتن پي ، 1383، ص 24)
“لاله” در شعر بالا، نماد شهيدان است.
سفرهاش يک چفيه است
پهن روي خاکهاست
روي آن يک قرص نان
نصف قوطي لوبياست
(زهرتي ، 1388، ص 6)
“چفيه” در شعر بالا، نماد بسيجي است.
در کوچ پرستوها
يک راز دلانگيز است
هر چند دل صياد
بي رحم و شرر خيز است
(همان، ص 14)
“پرستو” نمادي از شهيدان است.
12-3- موسيقي شعر کودک در دفاع مقدّس
موسيقي يکي از عناصر بسيار مهم شعر است، که سهم بهسزايي در زبان شعر دارد. همانطور که در مباحث پيشين ذکر شد، اهميت موسيقي در شعرتا بدان جاست که اگر زيور موسيقي را از يک جملهي شاعرانه بگيريم و آن را به زباني عادي بيان کنيم، ديگر همان معنايي را که در جامهي شعر داشت، نخواهد داشت؛ به عبارتي ديگر، شعر بدون موسيقي نميتواند چندان در مخاطب خود نفوذ کند و باعث لذت او گردد. اين امر در شيوهي شاعران دفاع مقدّس نيز، رعايت شده و آنها با استفاده از موسيقي شعر با کودکان ارتباط برقرار نمودهاند و بدين وسيله از آن سود جستهاند. شاعران معمولاً با استفاده از روشهاي ذيل سعي در موسيقايي کردن کلام خود نمودهاند، که به آنها اشاره مي کنيم:
– جناس
يکي از عواملي که در شعر کودک دفاع مقدّس باعث ايجاد موسيقي بيروني شده جناس است. کاربرد جناس در شعر کودک جذابيت ويژهاي در روح و روان او ايجاد ميکند؛ همانند:
نون و پنير و کلوچه
بيا بريم تو کوچه
بريم تفنگ بازي کنيم
دوباره جنگ بازي کنيم
(ابراهيمي ، 1388،جنگ بازي)
شاعر از دو واژه ي “کلوچه و کوچه” که جناس زائد وسط است استفاده نموده.
يا:
ماه مهرباني
فصل رنگها بود
زنگ آشنايي
با زرنگها بود
(بکتاش، 1387، ص 23)
دو واژهي “رنگها و زرنگها” جناس زائد اوّل هستند شاعر با استفاده از آنها به کلام خود موسيقي بخشيده است.
– تکرار :
در شعر کودک، نمونههاي فراواني از تکرار وجود دارد، که شاعران دفاع مقدّس با استفاده از آن موسيقي بيروني شعر خود را غنيتر نمودهاند و باعث لذت بيشتر کودکان از شعر شدهاند؛ همانند:
آي تشتي تشتي تشتي
ديده ميشه يه کشتي
پر از توپ و تفنگه
اومده تا بجنگه
دارام دارام دام اومد
کشتي صدام اومد
آي تشتي تشتي تشتي
يه تير زديم به کشتي
(ابراهيمي ، 1388، کشتي جنگي)
در شعر بالا، شاعر با تکرار واژگان، سبب به وجود آمدن موسيقي درشعر شده است.
يا:
بر اسبي از نور
شادي کنان رفت
آرام، آرام
تا آسمان رفت
(زهرتي، 1388، ص 10)
در اين شعر، شاعر با تکرار واژهي “آرام” در ايجاد موسيقي بيروني، سود جسته است.
– تناسب يا مراعات النظير
شاعران دفاع مقدّس، از تناسب يا مراعات النظير نيز، براي غنيتر کردن موسيقي دروني شعر کودک بهره بردهاند.آنها در شعر خود واژگاني را ميآورند که به نوعي با يکديگر در ارتباط هستند و از اين طريق شعر خود را براي مخاطبان کودکشان جذابتر نمودهاند؛ مانند:
پدر سلام
من براي تو
سنگر و تفنگ و قمقه کشيدهام
(فروتن پي، 1383، ص 6)
بين واژههاي “سنگر”، “تفنگ” و “قمقمه” تناسب يا مراعات النظير برقرار شده است.
پشت جبهه ها ماندند
توي سنگر تحصيل
درس و مدرسه هرگز
لحظه اي نشد تعطيل
(وحيدي صدر، 1388، ص 5)
واژههاي ، “تحصيل” ، “درس” ، “مدرسه” و “تعطيل” داراي تناسب يا مراعات النظير مي باشند.
– ايهام تناسب
ايهام تناسب نيز،از ديگر روشهايي است که شاعران، موسيقي معنوي اشعار خود را، با آن غني ساختهاند؛ همانند:
گل کاشت آن روز
در خاک ايران
نارنجک تو
شايد اگر من
جاي تو بودم
ترسيده بودم
اي کاش من هم
اندازهي تو
فهميده بودم
(بکتاش، 1387، ص 7)
واژهي “فهميده” داراي ايهام تناسب است، که هم فهميده بودن از آن استنباط ميشود و هم، شهيد نوجوان حسين فهميده .
يا:
معلم از بهار ميگفت
از اون که يه روزي مياد
ميجنگه با پليديا
از گل و سبزه زار ميگفت
بهارک قصهي ما
ياد باباش افتاده بود
(نيکو، 1386، صص 2-1)
“بهار” دراين شعر داراي ايهام است، که هم نام دختر است و هم نام فصل.
13-3- مفاهيم و اصطلاحات جنگ در شعر کودکان
منظور از مفاهيم و اصطلاحات جنگ ، واژگاني هستند که شاعران دورهي دفاع مقدّس وارد شعر کودکان نمودند و سبب آشنايي کودکان با ابزار و آلات جنگ شدند. واژگاني همانند؛ نارنجک،
آر پي جي، بمب و …
گل کاشت آن روز
در خاک ايران
نارنجک تو
(بکتاش، 1387، ص 7)
واژهي “نارنجک” يک واژهي جنگي است که وارد شعر کودک شده است.
يا:
وزن او کمي کم است
مثل آر پي جي است
فکر فتح تانکهاست
مصطفي بسيجي است
(همان، ص 11)
واژه هاي ، “آر پي جي” و “تانک”
يا:
يک بمب مثل کوسه
در حوض خانه افتاد
يک دفعه ماهي من
بيرون پريد و جان داد
(همان، ص 16)
واژه “بمب” نيز، يکي از

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment