منبع مقاله درباره شعر دفاع مقدس، دفاع مقدس

اين ويژگي برخوردار است و برخي از شاعران کودک به اين قالب رو ميآورند. حال، به يکي از زيباترين مثنويهايي را که بيشتر کودکان و حتّي بزرگان با آن شعر آشنا هستند و ورد زبانشان است اشاره ميکنيم، اين شعر از شاعر خوب کودکان پروين دولت آبادي است:
به مادر گفتم آخر اين خدا کيست
که هم در خانهي ما هست و هم نيست
تو گفتي مهربان تراز خدانيست
دمي از بندگان خود جدا نيست
چرا هرگز نميآيد به خوابم
چرا هرگز نميگويد جوابم
نماز صبحگاهت را شنيدم
تو را ديدم، خدايت را نديدم
به من آهسته مادر گفت: فرزند!
خدا را در دل خود جوي يک چند
خدا در بوي و رنگ گل نهان است
بهار و باغ و گل از او نشان است
خدا در پاکي و نيکي است فرزند
بود در روشناييها خداوند
به هر کاري دل خود با خدا دار
دل کس را ز بي مهري ميازار…
(دولت آبادي، 1373، صص 11-10)
– غزل
از ديگر قالبهايي که شاعران کودک در سرودن شعر به آن توجه دارند، قالب غزل است. غزل نيزبه خاطر رعايت قيد تساوي در مصرعها و نيز داشتن قافيه هاي فراوان، بسيار آهنگين ميباشد و موسيقايي بودن اين قالب، که با شور و هيجان نيز ميتواند همراه باشد، مورد علاقهي کودکان واقع ميشود. بعد از قالب چارپاره، مشهورترين شعرهاي کودک ، تاکنون در اين قالب سروده شده است . اينک نمونهاي از زيباترين شعري که در قالب غزل سروده شده از کتاب نيم قرن در باغ شعر کودک، از نغمه سراي کودکان،يميني شريف اشاره ميشود:
“کتاب خوب”
من يار مهربانم
گويم سخن فراوان
پندت دهم فراوان
من دوستي هنرمند
از من مباش غافل
دانا و خوش بيانم
با آن که بي زبانم
من يار پند دانم
با سود و بي زيانم
من يار مهربانم
(يميني شريف،1368، ص 55)
همان طور که ميبينيم، اين شعر يکي از مشهورترين شعر يميني شريف است، که در سر زبان اکثر کودکان و حتّي بزرگان ميباشد. شايد راز زيبايي اين شعر، در استفاده ي شاعر از قالب غزل نهفته باشد.
فصل سوم
شعر کودک و دفاع مقدّس
1-3- در آمدي بر شعر دفاع مقدّس
تغييرات و دگرگونيهاي اجتماعي از جمله عواملي است،که در تحوّلات ادبي مؤثر هستند؛چنانکه ادبيات مقاومت در انقلاب اسلامي نيز، از حوادث و رويدادهاي اجتماعي نشأت گرفته است.
شعر دفاع مقدّس، همان طور که از نامش پيداست، شعري است، که منعکس کنندهي اوضاع و احوال اجتماعي هشت سال مبارزه و مقاومت است. شاعران جنگ از تأثير شاديها و غمهاي برآمده از جنگ، برانديشه واحساس خود، به سرودن شعر جنگ روي آورده وبدين وسيله برمخاطب اثرگذاشتهاند.
از سال 1359 به بعد، درپيحملهي عراق به ايران، ادبيات با چرخشي وسيع متوجه جنگ شد. “شعر دراين دوره، به دليل اين که راه کوتاهتري بين تحريک قريحه وآفرينش ميپيمايد، نسبت به قالبهاي ديگر با بسآمد بيشتر استفاده شد و به خدمت جنگ در آمد.” (بهبودي، 1373، ص 81)
“ورود شعر به صحنهي جنگ با نفوذ جنگ به شهر و انعکاس آن، ابتدا بيشتر شبيه يک هجوم ناشيانه، امّا همگاني بود. دهها، بلکه صدها شاعر با حربهي سخن وارد ميدان شدند و مضاميني را، در اين مسير به خدمت گرفتند.” (جعفريان، 1369، ص 43) در شعرهاي اوّليه جنگ، عاطفه و تخيّل کمرنگ بود و شعر با وقايع روزانهي جنگ پيوند داشت؛ زيرا بسياري از شاعران جنگ رزمنده بودند، جنگ را با گوشت و خون خود لمس کرده، انتقال اين مضمون به شعر و سرودههايشان صميميت و صداقت ارزندهاي بخشيده بود؛ چنان که شاعري که يار و همرزم خود را از دست ميداد، اندوه خود را با احساسي صميمانه به شعر منتقل ميکرد و با استفاده از تصاوير بديع و تازه، ياد و خاطرهي او را زنده و گرامي ميداشت. بنابراين شعر جنگ، شعري سرشار از معنويت، پاکي و قداست است که ستايش روح والاي رزمندگان و جانبازان در کلام شاعران آگاه و هنرمند آن به انسان نيرو و حياتي دوباره ميبخشد و انسان با خواندن آن صفات ملکوتي و برتر، احساس شرم و خجالت ميکند و خود را در برابر عظمت آنان کوچک ميشمرد.
شاعران جنگ، با تأثير از حماسهي جاودانهي عاشورا، پيوند و رابطهاي بسيار نزديک و صميمي بين جنگ و اين حماسه جاويدان به وجود آوردند. اين شاعران، با گسترش فرهنگ اسلامي و با تعهدي خاص به مسائل نگريسته، آن را در تار و پود شعر خويش نشان داده اند.
2-3- اسطوره سازي در شعر دفاع مقدس
اسطوره سازي يکي از ابعاد شعر جنگ است، که شاعران با استفادهي صحيح و مناسب از
شخصيتهاي اساطيري توانستهاند ياد و خاطرهي حماسه سازيها و دلاوريهاي رزمندگان، شهيدان و مردم را جاودانه سازند؛ مانند:
بار ديگر
پهناي شعله زار اساطيري
آغوش سرخ ايران
ميدان آزمون سياووش است
(صالحي، 1369، ص 43)
کاربرد تصاوير حماسي – اساطيري چون؛ سودابهي گل، سياووش نسيم، قاف گل و نمادهايي چون؛ لاله، شقايق، سرو و سپيدار براي شهيد و گسترش واژگان و ترکيباتي مانند؛ شهادت، بسيجي و جبهه که پيش از اين کاربرد کمي داشتند، از ويژگيهاي شعر جنگ است. شعر جنگ به زبان مردم است، لحني بي تکلف، صميمي و محزون دارد؛ لحني که از دل بر آمده و بردل مينشيند و شاعر جنگ از تأثير دردها و شاديهاي جامعه بر دل و جان و احساس و انديشه خويش، براي مردم ميگويد و همين ويژگي، شعر جنگ را زيباتر، عاطفي تر و ماندني تر کرده است.
دلم براي جبهه تنگ شده است
آن جا که معنويت به درک نيامده بسيار است.
آن جا ما مقابل آسمان مينشينيم
و زمين را مرور ميکنيم
و به اندازهي چندين چشم معجزه ميبينيم
چقدر تماشاي دورهاي زيباست!
(هراتي، 1376، ص 79)
3-3- موضوعات و مضامين شعر دفاع مقدّس
آثار و تبعات جنگ، ادبيات را با تحوّلاتي رو به رو ساخت. شعر به سنگرها رفت و برخي از شاعران با استشمام بوي باروت و دود ناشياز بمبارانها، واقعيت جنگ را در عمل آزمودند و مضمونها و تصويرهاي بکري، از واقعيتهاي زندگي به آنان الهام گرديد. دعوت به نبرد، دلاوري رزمندگان، آزادگان قصهي جنگ و ويراني شهرها، آوارگي مردم، آرزوي شيرين شهادت، دلتنگي و غمگيني فرزندان و سرانجام بازگشت پلاک و جامهاي از لاله هاي پرپر شدهي دشت خونين حماسه، جانمايههاي خوبي براي مضمون پردازي بود، که شاعران از آن بهرهاي تمام بردند. به طور کلّي موضوعات و مضامين شعر جنگ عبارت است از:
– رجزهاي حماسي
بيان دلاوريهاي رزمندگان و افتخارات کشور، تحريض و تشويق رزمندگان به نبرد و دعوت به مبارزه و جهاد، مضمونهاي رجزهاي شعر جنگ را تشکيل ميدهد؛ مانند:
ما خلقهاي کشور خون وشهادتيم
ماييم از نبيرهي هابيل آفتاب
تمثيلي از حماسه و ايثار و وحدتيم
کاين گونه در مقابل قابيل ظلمتيم
(مرداني، 1374، ص 27)
– فخر
ستايش دلاوريها و حماسهي شکوه رزمندگان، جانبازان و آزادگان همچنين مفاخره به مقام امام خميني (ره)و شهيدان و ستايش عظمت واستقامت پدران و مادران شهدا، از مضامين موضوع فخر در شعر جنگ است. شاعران جنگ، از شخصيتهاي اساطيري، ملّي، مذهبي و تاريخي اسلام براي تبيين بزرگواري، عظمت، شجاعت و جوانمردي دليران ملّت ايران استفاده کردهاند و قهرمان اين دفاع را، بر شخصيتهاي پيشين ترجيح داده ، آنان را ميستايند؛ مانند:
به رستم بگو اي جهان پهلوان
تو بودي به گردان ايران اميد
… وليکن نديدي زره پوش را
تو نشنيدهاي بانگ خمپاره را
هنرمند و رزم آور و پر توان
دريدي جگرگاه ديو سفيد
که فرياد آن کر کند گوش را
و يا غرش توپ و طياره را…
(همان، ص 73)
– شهيد و شهادت
شهيد و شهادت، يکي از موضوعات برجسته و ارزشمند شعر جنگ است. “شهادت در سرودههاي جنگ هم شکوهمند، حماسي،عارفانه و جامعه ساز است و هم حسرت آفرين.”(سنگري،1378،الف،ج 2، ص 154) توصيف عظمت شهيدان و جاودانگي آنان، توصيف عاشقانه وعارفانه از شهيد و شهادت و تجديد بيعت با آنان از جان مايهها و مضمونهاي اين موضوع است؛ مانند:
چکيد آواي تو در کوچهي دل
شهادت بي خبر هوش از سرم برد
طنين نام تو در کوچهي دل
صداي پاي تو در کوچهي دل
(محمودي، 1365، ص 76)
– جانبازان واسرا
توصيف شکوهمند و گاه عارفانهي اسيران آزاده و جانبازان، آنان که در باغ استقامت حماسه آفريدند و تا ساحل شهادت رفتند، دست قضا را گرفته ، همگام با قدر بازگشتند، از مضاميني است که شاعران به آن پرداختهاند؛ مانند:
دلا ديدي آن عاشقان را؟
جهاني رهايي در آوازشان بود
و در بند حتّي
قفس شرمگين از شکوفايي شوق پروازشان بود
پيام آوراني که در قتلگاه ترنم
سرودن، علي رغم زنجير
اعجازشان بود
(حسيني، 1363، ص 74)
– دلتنگي
دلتنگي در شعر جنگ، گاه با مفاخره همراه است و گاه با تحسر شاعرانه، دلتنگي براي شهيدان و بيان عظمت آنان، تحسر شاعر از ماندن خود، دلتنگي و تحسر براي کم رنگ شدن ارزشها با تداعي خاطرات روزهاي جنگ، از مهمترين مضمونهاي اين قسمت است؛ مانند:
اين جا
هر شام خامشانه به خود گفتم:
امشب
در خانههاي خاکي خواب آلود
جيغ کدام مادر بيدار است
که درگلو نيامده ميخشکد؟
اين جا سپور هر صبح
خاکستر عزيزي را
همراه ميبرد!
…. اينان
هر چند
بشکسته زانوان و کمرهاشان
استادهاند فاتح و نستوه
بي هيچ خان و مان
(امين پور، 1363، ص 9)
– اعتراض
اعتراض به کمرنگ شدن ارزشهاي جنگ و فراموشي ياد و خاطرهي جوانمرديها، طعنه به
دين فروشان دنيا پرست، بيدرد مردماني که نسبت به درد دردمندان بي تفاوت اند، از ديگر مضمونهاي سرودههاي جنگ است که با دلتنگي و تحسر همراه است؛ مانند:
هشدار که باغ شوره زاران نشود
ميراث گرانبار شهيدان! هشدار
اين خانه مکان لاشخوران نشود
بازيچهي خيل بي تباران نشود
(حسيني، 1363، ص 151)
– آرمان
انتظار فرج مهدي موعود (عج) ، آرزوي شهادت، شوق بازگشت اسيران و روزهاي جنگ جبهه، آرزوي آبادي وعمران شهرهاي ويران وطن و سرانجام، آزادي تمام مسلمين و ملت هاي تحت ستم و برقراري عدل و عدالت از جمله آرمانهاي شاعران جنگ است. اين شاعران در انتظار گل نرگس
آه ميکشند. مرگي سرخ چون شقايق، کبوتر وار پرپر شدن و پاک شدن رفتن را خواهاناند. ميخواهند خاک کهن وطن را، اگر هزار بار هم ويران گردد، آباد سازند؛ مانند:
آه ميکشم تو را با تمام انتظار
در رهت به انتظار صف به صف نشستهاند
پر شکوفه کن مرا اي کرامت بهار
کارواني از شهيد، کارواني از بهار
(قزوه، 1378، ص 25)
– جنگ، دفاع و باورهاي مذهبي – عرفاني
دفاع ، در شعر جنگ آزمون الهي و سرشار از معنويت است. مقابلهي نور و ظلمت است و ايستادگي در برابر ظالمان. دفاعي فراتر از مرزهاي ايران، براي آزادي ستمديدگان و براندازي ظالمان، دلاور مردان پاک ميهن، در اين دفاع بر پيشاني مرگ بوسه ميزنند و با آغوش گشاده، به استقبال شهادت ميروند. مرگ با عزت شعار اين دليران است. تسليم را نميپذيرند و عاشقانه به فرمان پير مغان سجاده را به مي ناب شهادت رنگين ميکنند.
شيطان، حنجرهي کوچک ما را خوش نميدارد
چرا که فريب هزاران مرز دروغش را
در هم شکستهايم
و مرزي ديگر گونه را پي افکندهايم
مرزي از جنوب ايران
تا جنوب لبنان
و تا جنوب سرزمين تمام مظلومان جهان
(عبدالملکيان، 1366، ص 81)
– نويد فتح و پيروزي
يکي از موضوعاتي که با وجد و شادي و گاه با دلتنگي همراه است ، فتح و پيروزي است . قاصد خوش خبر ، بشارت و نويد آزادي شهرها و حماسه سازيهاي قهرمانان را در عرصهي جنگ، بر کوي و برزن به ارمغان ميآورد و شيريني اين پيروزي و طلوع فجر، اشک شوق را بر ديدگان ملتي غيور مينشاند. مانند:
مژدهي فتح خرمشهر
در ساعت چهار

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment