منبع تحقیق با موضوع قصاص، حقوق اقلیت ها، حیات اجتماعی

روانی و شغلی می شود. از اینرو در جایی که رواج دارد مهم ترین مسئله اجتماعی است و خود ممکن است زمینه ساز آسیب های اجتماعی دیگر چون فروپاشی خانواده ها، خشونت علیه زنان به دلیل وابستگی قومی یا طایفه ای، ازدواج های اجباری و تقویت روحیه پرخاشگری و ستیزه جوئی و ایجاد انواع مزاحمت های ملکی، خانوادگی و ناموسی و تبدیل همبستگی اجتماعی به گسست اجتماعی گردد.
اساساً آسيبهاي اجتماعي ناشي از روابط ناسالم انساني است كه بنيانهاي جامعه را به طور جدي تهديد ميكند و مانع تحقق نيازمنديها و تقاضاهاي افراد كثيري ميگردد. به نظر ميرسد آسيب اجتماعي وقتي به وجود ميآيد كه نهادهاي تنظيم كننده روابط بين افراد با شكست روبرو شده و دچار تزلزل شوند كه نتيجه آن شكلگيري شكافهاي عميق بين افراد است. در چنين وضعيتي قوانين تنظيم كننده روابط انسانها مورد بي احترامي قرار ميگيرند و متزلزل ميشوند زيرا قانونمندي و پذيرش قانون ريشه در ساختارهاي جامعه دارد و در رابطه با فرهنگ عمومي جامعه قابل بررسی است(کلانتری و دیگران،1384)
پديده نزاع و درگيري در جامعه از آن دسته آسيبهايي است كه با ايجاد اخلال در روابط اجتماعي، فضايي آكنده از بغض، كينه و دشمني را در ميان افراد به وجود ميآورد كه اين امر با زمينه سازي براي ايجاد نزاع و تنشهاي بعدي، جامعه را از نظر مادي و معنوي متضرر ميسازد. اين پديده در كشور ما كه داراي بافت جمعيتي چند قوميتي ميباشد به عنوان پديده اي مسئله ساز ظاهر ميشود. پديده نزاعهاي جمعي در مناطقي از كشور كه به شدت متأثر از ارزشهاي سنتي و طايفه اي خود ميباشند و گرايش و پايبندي كمتري نسبت به قانون دارند، بيشتر مشهود است. از سوي ديگر، متأسفانه هنوز خشونت و نزاع از جمله موضوعاتي است كه در فرهنگ بعضي از هموطنان، شاخص قدرت و يا دفاع از منزلت اجتماعي و فرهنگي و حيثيت خانوادگي محسوب ميشود(پورافکاری،1383).
نزاع جمعي، از جمله مسائل اجتماعي است كه علاوه بر ايجاد فضايي آكنده از خشم و نفرت و مختل كردن روابط انساني، امنيت انساني ر ا از جنبه هاي مختلف تهديد كرده، بر ثبات اجتماعي خدشه وارد مي سازد؛ انسان ها در طول تاريخ حيات اجتماعي خويش بر اساس زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي و تحت تأثير شرايط اقتصادي، سياسي  و ارزش هاي حاكم بر جامعه، تنوعاتي از رويارويي ها و تقابلات مثبت و منفي فردي، گروهي و بين گروهي را تجربه كرده اند. گاه در تضاد، ستيزه و نزاع با همديگر به سر برده و گاه در صلح، آرامش و نوع دوستي بوده اند. آن چه كه مسئله آفرين است وجود تضاد ها و رويارويي هاي خشونت آميز در بين افراد و گروه ها مي باشد.
2-2-3 تحليل عوامل موثر بر خشونت، پرخاشگري و نزاع هاي دسته جمعی
 پدیده نزاع در جوامع مختلف علت و عوامل گوناگونی دارد.بیشتر علت آن به اجتماعاتی برمی گردد که بافت قبیله ای دارند و به دلیل سنتی بودن و سنتی فکر کردن چنین جوامعی دامنه یک درگیری شاید خیلی کوچک بسیار گسترده شده و باعث درگیری های رفیعی که بعضاً کشته شدن افراد،نقص عضو،از هم پاشیدگی کانون خانواده، ناراحتی های روانی،تخریب مزارع و منازل و در نهایت ترک دیار شده و می شود.
در جوامع گذشته عصبیت،پیوسته عامل تداوم زندگی گروهی بوده به گونه ای که انسانها نمی توانسته اند به تنهایی و بدون پشتیبانی قبیله، به زیست و بقای خود و خانواده ادامه دهند،در این منطقه نوعی عصبیت که به غرور قومی می انجامد تجلی می نماید و در حقیقت می توان گفت:که به طور کلی دو عامل اصلی از دل آنان سرچشمه گرفته و همواره آنان را به مثابۀ سایه ای تعقیب می نماید که این دو عامل عبارتند از:غرور قومی و کینه توزی مردم نسبت به مسائل خاص که نهایتاً باعث سوق دادن آنها به بی اعتنایی به قانون و دادخواهی فردی می نماید.
 نزاع دسته جمعي، كه اصولاً با ميانگين بالايي در استان هايي كه ساختار ايلي و طايفه اي خود را حفظ كرده اند، مشاهده ميشود، علاوه بر حفظ ساختارهايي در اثر عواملي چون احساس محروميت، تعصب، خاص گرايي، انزواي اجتماعي، توسعه نيافتگي فرهنگي و … به وقوع مي پيوندند. نزاع هاي دسته جمعي پيامد هايي نظير تداخل در نظم عمومي،گسترش روحيه انتقامجويي،گسترش جرائم و آسيب هاي اجتماعي، كاهش عرق ملي در مقابل گرايش هاي قوممدارانه، تهديد احساس امنيت عمومي و مهمتر از همه كاهش احساس امنيت در ميان افراد، كه خود زمينه ايجاد اضطراب و ديگر ناآراميهاي فكري و روحي ميباشد، را به دنبال خواهد داشت.
برخوردهاي ستيزه جويانه اصولا” زاييده شرايط اقتصادي،اجتماعي و فرهنگي اند، ليكن نتيجه نهايي آنها به پرخاشگري و نزاع منتهي ميشود. از اين رو، اين مساله را مي توان در نظريه هاي ناكامي جستجو كرد. اگرچه،با نظريه هاي ديگري نيز مي توان مرتبط باشد، مانند نظريه هاي نفوذ اجتماعي كه بيانگر تحميل خواسته هاي خود بر ديگران با پرخاشگري است؛نظريه يادگيري اجتماعي ، پرخاشگري را فرايند يادگيري اجتماعي مي داند و نظريه بر چسب كه در آن جامعه به اعمال افراد برچسب ميزند. اماآنچه از ديدگاه جامعه شناسي ميتواند بيش از ديگر نظريه ها ما را ياري مي كند، نظريه مرتون در زمينه ساخت اجتماعي است. به عقيده وي، ناهماهنگي در ساخت اجتماعي،علت انحرافات اجتماعي است، بدين معنا كه هر گاه در جامعه بين اهداف نهادي شده و وسايل نهادي شده وحدت و هماهنگي نباشد،انسجام و وحدت اجتماعي از بين خواهد رفت و چند نوع رفتار انحرافي بروز خواهد كرد عبارت اند از:
1- ابداع و نوع آوري
2- رسم پرستي و مراسم گرايي
3- عزلت گزيدن و واخوردگي
4- طغيان و سركشي
نوع اول آن، يعني ابداع و نوآوري، بيشتر مي تواند مورد توجه قرار گيرد. وقتي در محيطي اجتماعي،افراد وگروهها نمي تواند از راههاي مطلوب،نهادي شده و مورد قبول جامعه به اهداف خود دسترسي پيداكنند، ناگزيردست به ابتكار و نوآوري ميزنند و ازراههاي غير منطقي و نادرستي كه مخالف موازين پذيرفته شده اجتماعي اند، وارد مي شوند و به طورطبيعي كوتاهترين راه را نيز انتخاب مي كنند.
امروزه با وجود مرحله گذر از سنت به مدرنسيم و در حاليكه مظاهر مدرنيزاسيون در اكثر شئون زندگي ما مشاهده مي شود اما با وجود اين همه دگرگوني هاي اجتماعي و تغييرات فرهنگي،آثار ناگوار پديده اي به نام نزاع هاي محلي و خشونت هاي دسته جمعي كاملا محسوس است. هنوز،خشونت در فرهنگ جمعي ما ،شاخص قدرت و يا دفاع از منزلت اجتماعي – فرهنگي و حيثيت خانوادگي است. هنوز سالیان  سال است كه ساكنان بعضي از روستاها به خاطر غرورهاي بي دليل و بي منطقي كه در فرهنگ آنها از گذشته هاي دور شكل گرفته،آسودگي و امنيت اجتماعي را احساس نكرده اند. اين نزاعهاي جمعي كه با رويارويي پرخاشگرانه و ستيزه جويانه و توأم با خشم،كينه و انتقام صورت مي گيرند ،سبب ضرب وشتم و مجروح و معلول شدن طرف هاي درگير مي شوند و خسارات فراواني نيز به بار ميآورند. همچنین خشونت و ناامني، جنگ و نزاع، برآيند عوامل برون سرشتي و نهادي انسان و زاييده تربيت، هنجار‌ها، تئوري‌ها، ايدئولوژي‌هاي خشونت پرور و اصطکاک منافع افراد و گروه‌هاي بشري است که مي‌توان آن را از بستر حيات جوامع انساني برچيد و ساز واره و نظام اجتماعي تهي از انواع تخاصم‌ها و نزاع‌هاي ويران‌گر، بنا نهاد و روابط مبتني بر تعاون و همکاري را بديل و جايگزين خصومت و دشمني قرار داد.
يكي از عوامل مهم در بروز برخورد و نزاع دسته جمعي، تنوع ريشه هاي قومي و عصبيت كور نسبت به ريشه طايفه اي و عشيره اي است كه در جوامع روستايي نسبت به جوامع شهري بروز و نمود زيادي دارد. عامل مهم ديگري كه مي تواند در نزاع تأثير داشته باشد، تمايلات مادي و حفظ قدرت مالي از طريق در اختيار داشتن املاك و زمين هاي مرغوب روستاست. در اكثر روستاها حدود و ثغور دقيق املاك مشخص نبوده و ازدياد و تكثير نسل ها بين طايفه هاي مختلف و همچنين افراد يك خانواده براي تصاحب زمين هاي بيشتر موجب اختلافات شديدي مي شود.
تحولات جمعيتي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي همراه بوده و هم اينك هم شاهد تحولات گوناگون اجتماعي به ويژه در نقاط شهري است از همين رو شيوع نزاع ، بخصوص نزاعهاي گروهي و دسته جمعي كه تحت تأثير ويژگي هايي چون تنوع طايفه اي ساكنان اين مناطق و حفظ ساختار ايلي و قبيله اي، برخورداري از اجتماعات سنتي و اجتماعات در حال گذار، ظهور ويژگي هاي فرهنگي جديد و خرده فرهنگها و تقابل آنها با فرهنگهاي سنتي، تعصبات سنتي، قانون گريزي، محروميت و حتي شرايط طبيعي و عوامل تاريخي و … قرار گرفته است، آثار زيان باري بر روند توسعه آن خواهد گذاشت. از اين رو، تحليل علمي اين مسئله ، كشف زمينه هاي بروز آن و ارائه راهكارهاي مقابله با آن ضرورتي است كه مي تواند راهنماي مسئولان براي جلوگيري از بروز صحنه هاي خشونت در سطح شهر باشد خشونت هايي كه نمودار عدم شكل گيري روحيه شهروندي در آن جامعه است.
و معمولاً با انگيزه هاي مختلف اقتصادي ، اجتماعي، فرهنگي و سياسي به طور محدود و گسترده و به صورت مسلحانه يا غيرمسلحانه بين عده اي از افراد به وقوع مي پيوندد و با خسارت مالي و معنوي همراه است(رضائيان،1389).
بنابراين، نزاع دسته جمعي متاثر از نوع معيشت و مكان زندگي (روستا يا شهر) و طبقه اجتماعي افراد ، ميزان حاكميت قانون و اعتماد به ساختارهاي حاكميتي در حل اين مسائل، تعريف نقش و شخصيت فرد، خانواده، عشيره و قبيله و ميزان وابستگي افراد به ساختار اجتماعي و سنتي، ساختار قدرت اجتماعي و فرهنگ و هويت تاريخي و اجتماعي، ارزش ها و اعتقادها و … است
2-3-3 جایگاه نزاع در فرهنگ دینی
قرآن کریم هدف از خلقت را عبادت و کمال می داند و تکمیل کمالات و تتمیم مکارم،مکمل و متمم و لازمه همدیگرند و این تعامل بستگی به خلق(اخلاق) دارد ،یعنی در صورتی که اخلاق فرد منطبق با ازرشهای دینی بوده و ملکه نفسانی که افعال از آن صادر می شود تابع دین باشد و تسلیم قوانین مقرره از سوی شارع مقدس باشد،مسلماً متعرض قرمز نشده و وارد مرحله نزاع نمی گردد و اگر جامعه منطبق بر نظام و سامانه دینی باشد زمینه تعرض و تجاوز به خطوط قرمز در آن مهیا نمی گردد.
قرآن در رفتارهای فردی و اجتماعی و مراودت معمولی خشونت را جایز ندانسته و از آن نهی کرده است سفارش اسلام به اصلاح ذات البین،رعایت اخلاق خانواده،سفارش همسایگان،احترام،به حقوق اقلیت های مذهبی و حفظ کرامت انسان و انسانیت و پرهیز از هر گونه خشونت در روابط اجتماعی نشان دهنده آن است که اسلام به مدارا اهمیت ویژه قائل است.بعلاوه تشریع احکام جزایی اسلامی بر اساس تسامح تشریح شده است.
 اسلام تکالیف فوق قدرت و سخت گیری های غیر منطقی راتشریح نکرده است.«لا یکلف الله نفسا الا وسعها» و «ربنا لا تحمل علینا اصراکماحملته علی الذین من قبلنا…»از سوی دیگر هر گونه عسر و حرج در دین نفی شده است«ما جعل علیکم فی الدین من حرج»(بقره 286).
در اینجا یکی از پرسشهای مهم این است که آیا تشریح و اجرای قوانین کیفری مانند حدود و قصاص، خشونت است؟
اولاً باید گفت: احکام کیفری با هدف جلوگیری از ناهنجاریها و تأمین عدالت و مصالح فردی و عمومی به وجود می آید.از این رو در قرآن از اجرای قانون قصاص به عنوان حیات اجتماعی یاد شده است«و لکم فی اقصاص حیاه یا اولی الالباب»(بقره 178).از سوی دیگر برخورد با مفسدان و قانون شکنان ایجاب می کند که قانون بازدارنده تشریح شود.واقعیت آن است که تشریح برخی از قوانین به منظور جلوگیری از ناهنجاری ها،قانون شکنی ها،اجرای عدالت،برقراری امنیت و دفاع از حقوق اکثریت مردم و دفاع از نظام مشروع صورت می گیرد چه بسا انسانهایی که قرآن از آنان به عنوان حیوان یاد می کند.کسانی که امنیت مردم را در خطر انداخته و رأفت و مهربانی و هدایت بر آنان تأثیر

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment