منابع پایان نامه ارشد درباره کلسترول تام

خصوصيات بيولوژيکي مختلفي به خرفه نسبت داده شده است از جمله: ضدعفونت، ضدتشنج، ادارآور، ضدکرم، ضداسکوربوت، ضدباکتري، تببر، ضدسرفه، ضدآسم. خرفه همچنين در درمان اسهالخوني، نيش مار، سرطان و بيماريهاي قلبي مؤثر است (اليويرا و همکاران، 2009).
اثر پليساکاريدهاي خرفه در درمان ديابت نوع دو بررسي شد. نتايج حاکي از آن بود که اين پلي ساکاريدها منجر به کاهش معنيدار غلظت گلوگز خون، کلسترول تام و تريگليسريد شدند (کوتب و همکاران، 2011). تحقيقات اخير نشان ميدهد که خرفه منبع غني از اسيدهاي چرب امگاسه است که در پيشگيري از بيماري قلبي و تقويت سيستم ايمني مفيد است. عصارهي متانولي اين گياه فعاليت ضدميکروبي در مقابل باسيلوس سوبتيليس از خود نشان ميدهد (ليم و همکاران، 2007).
از برگهاي له شده خرفه يا شيره برگهاي آن به صورت قرار دادن روي عضو در رفع سوختگيها، ميخچه و غيره استفاده ميشود (صفدري و کاظميتبار، 2009). عصاره آبي جوشانده تخم خرفه اثر ضداضطرابي داشته که احتمالاً به خاطر تأثير بر سيستم اعصاب مرکزي و محيطي و يا به خاطر شلکنندگي عضلاني ايجاد شده ناشي از يون پتاسيم ميباشد چرا که عصاره اين گياه منبعي غني از يون پتاسيم است (ميلادي گرجي و همکاران، 1385).
2-2. اکسايش ليپيدها
اکسايش يکي از مهمترين فرايندهايي است که طي آن انواع راديکالهاي آزاد از قبيل سوپراکسيد (O2)، هيدروکسيل (OH) و پروکسيل (OOH، ROO) در غذا، مواد شيميايي و سيستمهاي زنده توليد ميشوند(چانگ و همکاران، 2007؛ سزابو و همکاران، 2006). راديکالهاي آزاد اکسيژن و انواع اکسيژن واکنشگر (ROS)7 نقش مهمي در فساد مواد غذايي و تخريب مواد شيميايي دارند و به عنوان بزرگترين عامل بسياري از بيماريها از قبيل سرطان، تصلب شرايين و اختلال کبدي ميباشند (هان کاک و همکاران، 2009؛ سزابو و همکاران، 2006). اکسايش ليپيدها منجر به ايجاد بوي بد، توليد ترکيبات سمي و کاهش کيفيت و ارزش مواد غذايي ميشود(ساسکيا و همکاران، 2001). ليپيدها ممکن است تحت شرايط مختلفي دچار اکسايش خودبهخودي8، اکسايش نوري9، اکسايش حرارتي و اکسايش آنزيمي شوند (کانر و راسنتال، 1992).
2-2-1. اکسايش نوري
اکسايش نوري يا اکسايش حساسشده به نور در موادغذايي اساساً از طريق مکانيسم زير انجام ميشود.
(واکنش 2-1)
(واکنش 2-2)
(واکنش 2-3)
در اين مکانيسم 1S که يک حساس کننده نظير کلروفيل است، انرژي ماوراء بنفش (h?) را جذب کرده و برانگيخته ميشود. حساس کننده برانگيخته شده ميتواند به حساس کننده بنيادي يا يکتايي تبديل شود و يا اينکه انرژي خود را به مولکول پايه اکسيژن که به فرم سهگانه (3O2) ميباشد منتقل کرده، توليد اکسيژن يکتايي (1O2) کند (فات، 1976). اکسيژن يکتايي که به شدت الکتروفيل است، ميتواند به طور مستقيم به اسيدهايچرب غيراشباع حمله کند و به خاطر چگالي الکتروني بالاي پيوندهاي مضاعف، راديکال پراکسي (LOO?) و نهايتاً هيدروپراکسيد (LOOH) توليد نمايد (واکنش 2-4).
(واکنش 2-4)
مشخص شده که اکسيژن يکتايي 1000 تا 1500 بار سريعتر از اکسيژن سهتايي واکنش ميدهد (لاکيا، 1994). در مقايسه با اکسايش خودبهخودي، اکسايش نوري واکنشي بسيار سريعتري است. همچنين مکانيسم اکسايش از نظر نوع و مقدار هيدروپراکسيدهاي حاصله متفاوت ميباشد. اين اکسايش نوري که به نوع دوم معروف است توسط غيرفعال کنندههاي نور از جمله کاروتنوئيدها، کند يا متوقف ميشود. اين ترکيبات مانع از انتقال انرژي نور به مولکولهاي حساس کننده ميشوند. در نوع ديگر اکسايش نوري که به نوع اول معروف است، حساس کننده بعد از تحريک شدن توسط نور مستقيماً با اسيدچرب واکنش داده، راديکال آزاد آن را به وجود ميآورد که در صورت حضور اکسيژن در محيط، مشابه با اکسايش خود بهخودي، توليد هيدروپراکسيد ميکند. ترکيبات آنتياکسيداني قادر به تأخير يا توقف اين نوع از اکسايش نوري ميباشند(استينسون، 2000؛ حدادخداپرست، 1373).
2-2-2. اکسايش آنزيمي
اين نوع اکسايش در واقع اکسايش اسيدهاي چرب از طريق اکسيژن فعال حاصل از واکنشهاي آنزيمي ميباشد. اکسيژن در واکنشهاي آنزيمي سه نوع ترکيب حد واسط ايجاد ميکند که ميتوانند إحياء و بر طبق واکنش 2-5 به آب تبديل شوند (حدادخداپرست، 1373).
(واکنش 2-5)
2-2-3. اکسايش اسيدهاي چرب به وسيله آنزيم ليپوکسيژناز
به محض اينکه ساختمان سلول شکسته شود، آنزيم ليپوکسيژناز به سهولت اسيدهاي لينولئيک و لينولنيک که داراي سيستم باند مضاعف غيرکنژوگه هستند را اکسيده کرده به دنبال آن طعم لوبيائي در روغن ايجاد ميکند (کپلر، 1977).
2-2-4. اکسايش خود به خودي
اکسايش خودبهخودي مهمترين راه اکسايش روغنها و چربيها است و به صورت واکنش خود بهخودي اکسيژن هوا با ليپيدها تعريف ميشود. فرايند اکسايش خودبهخودي در سه مرحله انجام ميشود. در مرحله اول10 با جدا شدن اتمهاي هيدروژن از اسيدهاي چرب غيراشباع، راديکالهاي آزاد تشکيل ميشوند (واکنش 2-6). از اين رو روغنها و چربيهاي حاوي اسيدهاي چرب غيراشباع مانند: اسيد اولئيک، لينولئيک و لينولنيک به اکسايش حساس ميباشند. راديکال آزاد در حضور نور، حرارت و يا فلزات با اکسيژن واکنش داده و راديکال پراکسيل تشکيل ميشود (واکنش 2-7).
(واکنش 2-6)
(واکنش 2-7)
در مرحله انتشار راديکال پراکسيل با اسيدهاي چرب چند غيراشباع واکنش داده و هيدروپراکسيد تشکيل ميشود (واکنش 2-8). اگرچه اغلب مقدار کمي هيدروپراکسيد در روغنها وجود دارد که ممکن است در اثر واکنش ليپوکسيژناز در بافت گياهي طي استخراج روغن يا قبل از آن به وجود آمده باشد.
(واکنش 2-8)
در مرحله پاياني بر طبق واکنشهاي ذيل راديکالهاي آزاد با هم واکنش داده و راديکالهاي پايداري را تشکيل ميدهند (پرومالا و هتياراچي، 2011).
(واکنش 2-9)
(واکنش 2-10) ترکيبات پايدار
(واکنش 2-11)
2-3. روشهاي اندازهگيري اکسايش چربيها
هيچ آزمايشي نميتواند براي تمامي مراحل اکسايش مفيد باشد و هيچکدام به تنهايي براي تمامي چربيها و غذاها مناسب نميباشند. در بهترين شرايط، يک آزمايش ميتواند يک يا تعداد کمي از تغييرات فيزيکي را در اکسايش کنترل و مشخص نمايد، البته بهترين کار اين است که ترکيبي از چند روش براي ارزيابي اکسايش به کار رود (فنما، 1996). برخي از مهمترين روشهاي اندازهگيري اکسايش روغنها و چربيها در ذيل ذکر شده است:
2-3-1. اندازهگيري فراوردههاي اوليه اکسايش
2-3-1-1. عدد پراکسيد11 (PV)
متداولترين روش اندازهگيري شدت اکسايش، تعيين عدد پراکسيد ميباشد. اکسايش ليپيدها شامل تشکيل مداوم هيدروپراکسيدها به عنوان فراوردههاي اوليه اکسايش و شکستن آنها به ترکيبات فرار و غيرفرار است که فراوردههاي ثانويه اکسايش ميباشند. طي مرحله آغازين اکسايش، سرعت تشکيل هيدروپراکسيدها از سرعت تجزيه شدن آنها بيشتر است و اين روند در مرحله بعدي برعکس ميشود. بنابراين عدد پراکسيد نشانهاي از مرحله آغازين تغييرات اکسايشي است. تاکنون روشهاي متعددي براي اندازهگيري و تعيين PV توسعه يافته است. روشهاي تيتراسيون يدومتري و اندازهگيري کمپلکس يون فريک با استفاده از اسپکتروفتومتري مادون قرمز کاربرد بيشتري دارند (شهيدي، 2005).
2-3-1-2. روش تيتراسيون يدومتري
اساس آزمون تيتراسيون يدومتري بر اکسايش يون يد (I) از طريق هيدروپراکسيدها (ROOH) است. اين آزمون مبناي روشهاي استاندارد کنوني براي تعيين PV است. در اين روش محلول اشباعي از يديد پتاسيم، به منظور واکنش با هيدروپراکسيدها به نمونه افزوده ميشود. يد (I2) آزاد شده با محلول استاندارد تيوسولفات سديم و نشاسته به عنوان شاخص پاياني تيتر ميشود. عدد پراکسيد از طريق محاسبه و گزارش به صورت ميلياکيوالانهاي اکسيژن به ازاء يک کيلوگرم نمونه به دست ميآيد. در مراحل اوليه فساد روغن، تعيين عدد پراکسيد شاخص خوبي از وضعيت اکسايش روغن ميباشد در حالي که بعد از اين مرحله يعني در مراحل نهايي اکسايش چربيها، به علت تجزيه پراکسيدها، عدد پراکسيد کاهش يافته و حتي به صفر ميرسد (شهيدي، 2005).
2-3-1-3. کمپلکس يون آهن ?
روشهاي ديگر شيميايي بر اساس اکسايش يون آهن ? (Fe2+) به يون آهن ? (Fe3+) در يک محيط اسيدي و تشکيل کمپلکس آهن به طور گستردهاي مورد قبول واقع شدهاند. اين روشهاي اسپکتروفتومتري، قابليت هيدروپراکسيد ليپيدها در اکسايش يونهاي آهن ? به يونهاي آهن ? که با تيوسيانات يا گزيلول نارنجي ترکيب شده اند را در محدوده جذب 500 تا 510 نانومتر نشان ميدهند. روش تعيين PV به وسيله بررسيهاي رنگسنجي تيوسيانات فريک، روشي ساده، تجديدپذير و بسيار حساستر از روش استاندارد يدومتري است و براي اندازهگيري اکسايش ليپيدها در فراوردههاي لبني، چربيها، روغنها و ليپوزومها به کار ميرود (پريزن و همکاران، 1389).
2-3-1-4. اسپکتروسکوپي مادون قرمز تغيير شکل فورير (FTIR)12
ميتوان هيدروپراکسيد را به صورت کمي به وسيله اسپکتروسکوپي IR و با اندازهگيري مشخصه طول باند جذبي OH تعيين کرد. باند جذبي در حدود 93/2 ميکرومتر نشاندهنده توليد هيدروپراکسيد است. تشکيل آلدئيدها، کتونها و يا اسيدها در باند 72/5 ميکرومتر افزايش مييابد. به علاوه ايزومريزاسيون سيس و ترانس و تشکيل ديانهاي کنژوگه را ميتوان از طريق تغيير در باند جذبي در محدوده 11-10 ميکرومتر بررسي نمود (شهيدي، 2005).
2-3-1-5. ديانها و تريانهاي کنژوگه13
طي تشکيل هيدروپراکسيدها از اسيدهاي چرب غيراشباع، معمولاً ديانهاي کنژوگه به علت بازآرايي باند دوگانه تشکيل ميشوند(شکل2-1). ديانهايکنژوگه حاصل، جذبشديدي را درطول موج234 نانومتر نشان ميدهند و به طور مشابه، تريانهاي کنژوگه داراي جذب قوي در طول موج 268 نانومتر هستند. به صورت تئوري افزايش درجذب UV، منعکس کننده تشکيل فراوردههاي اوليه اکسايش در چربيها و روغنها است. ارتباط خوبي بين ديانها و عدد پراکسيد گزارش شده است (پريزن و همکاران، 1389).
شکل 2-1. مراحل تشکيل ديان و تريانهاي کنژوگه از ترکيبات قابل کنژوگه شدن
2-3-2. اندازهگيري فراوردههاي ثانويه اکسايش
فراوردههاي اوليه اکسايش(هيدروپراکسيدها) محصولاتي ناپايدار و مستعد تجزيهشدن هستند. مخلوط پيچيدهاي از فراوردههاي ثانويه فرار، غيرفرار و پليمري طي واکنشهاي تجزيه هيدروپراکسيدها تشکيل ميشوندکه بيانگرشاخصهايگوناگون اکسايش ليپيدها ميباشند. فراوردههاي ثانويه اکسايش شامل آلدئيدها، کتونها، الکلها، هيدروکربنها، اسيدهاي آلي فرار و ترکيبات اپوکسي هستند (پريزن و همکاران، 1389).
2-3-2-1. عدد اسيد تيوباربيتوريک14 (TBA)
طي اکسايش ليپيدها،

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment